به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، سایت «مانی متالز» در یادداشتی تحلیلی دربارهی اوضاع کنونی بازارهای مالی اینگونه نوشت: ما در دورانی زندگی میکنیم که اعتماد به برخی رسانهها و محصولاتی که آنها تبلیغ میکنند در حال فروپاشی است. یکی از بدترین محصولات آنها نسخهی کاغذی غیرصادقانهی دلار است.
از نظر تاریخی، دلار واقعی نسبت یک وزن معین به نقره است که میتواند قابل تبدیل به یک وزن مشخص به طلا باشد.
اما جالب است که بدانید اسکناس دلار فدرال رزرو تنها به مدد «ایمان و اعتبار» کامل دولت ایالات متحده پشتیبانی میشود. در واقع این یک ابزار بدهی است که تحت تعهد دیگری است.
بانکهای مرکزی قرن بیستم به نحوی مدبرانه، ابتدا اسکناسهای «دلار» خود را به گردش درآوردند... و سپس پول سالم را بیرون کشیدند. آخرین اقدام در این راستا، «تعلیق موقت» تبدیلپذیری طلا توسط رئیس جمهور ریچارد نیکسون در سال 1971 بود.
برای زنده و فعال نگهداشتن طرح ارز مبتنی بر بدهی، امروزه اقدامات غیر صادقانهی زیادی انجام شده است.
منطقی به نظر میرسد که ما از عباراتی مانند «پول صادقانه» استفاده میکنیم. علت دقیق آن است که ارزهای بدون پشتوانه، از نظر طراحی، جعلی هستند.
ناگفته نماند که برخی از اصطلاحات مالی توسط رسانههای جریان اصلی به صورتی نادرست معرفی میشوند که البته اغلب این رسانهها، نسخه خبری خود را از بیانیههای مطبوعاتی منبع واشنگتن استخراج میکنند.

اقتصاد رو به رشد لزومأ مساوی با رفاه نیست
هر روز به تعداد مردمی افزوده میشود که باور دارند علت رشد ایالات متحده، بالاتربودن تولید ناخالص داخلی آن (GDP) نسبت به سایر کشورهاست. اگر بخواهیم همهی مولفههای تولید ناخالص داخلی را نام ببریم، عبارتند از: مصرف، سرمایهگذاری، هزینههای دولت، صادرات و واردات.
توجه به یک مثال در این زمینه، خالی از لطف نیست:
اگر ما یک پروژه فدرال برای ساخت 20 هرم داشته باشیم و رئیس جمهور بعدی دستور حذف آنها را بدهد، تمام تلاش برای ساخت و تخریب آن اهرام، در تولید ناخالص داخلی حساب میشود.
و به این میگویند «کار کردن».
البته به یاد داشته باشید که چگونه «قانون کاهش تورم»، بودجهی استخدام 87000 کارمند ادارهی کل مالیاتهای درونمرزی (IRS) را تامین میکند. گرچه حقوق آنها بخشی از تولید ناخالص داخلی است، اما آیا ما را موفقتر میکند؟
و وقتی رشد تولید ناخالص داخلی برای محاسبهی نرخ واقعی تورم تنظیم نشده باشد، این آمار رشد واقعی نخواهد بود.
در این میان، تلاش اخیر برای بازتعریف معنای کلمه رکود، اقدام غیرصادقانهی دیگری است.
با این حال، به نظر میرسد اصطلاح «تورم» بد درک شده است، زیرا مردم به این باور رسیدهاند که «افزایش قیمتها» تنها اقدامی است که دولت برای مداخله عامدانه انجام میدهد.
شایان ذکر است که هنگامی که دولت برای مدیریت اقتصاد از طریق دستکاری ارز (گسترش عرضه پول، کمکهای مالی، نرخهای بهره پایینتر از بازار) وارد عمل میشود، مشکلات بزرگتری به وجود میآید.
رئیسجمهور بایدن ذخایر استراتژیک نفت را تخلیه میکند تا قیمت نفت را قبل از انتخابات میاندورهای کاهش دهد.
اما چه اتفاقی میافتد وقتی این کاهش به پایان میرسد و دیگر نمیتواند به تسکین درد مردم کمک کند؟ قیمت نفت بیشتر افزایش خواهد یافت. و هزینهی متغیر نفت غالب در قیمت، تقریباً همه چیز است.

افزایش قیمتها تنها نشانهی تورم است
روشی که گاهأ دولتها اثرات تورم را اندازهگیری میکنند یک شیوهی نادرست است؛ اما اغلب مهم نیست که چگونه اندازهگیری شود، هیچ کس نمیتواند منکر افزایش هزینهها شود.
گفتنی است که یک سیستم پولی محدود باعث ایجاد فشار برای بودجههای متعادل میشود. در این راستا، فدرال رزرو وظایف زیادی را از کاهش هزینههای فدرال تا افزایش مالیات برعهده میگیرد تا از این فشارها بکاهد.
فرض کنید از افراد تصادفی میپرسید که چه چیزی باعث تورم میشود. بیشتر آنها خواربارفروشی، صاحب رستوران، شرکتهای انرژی، مدیران عامل شرکتها یا شاید یک عامل خارجی را مقصر میدانند.
از سوی دیگر برخی رسانهها با تورم بهگونهای برخورد میکنند که گویی یک نیروی اقتصادی مرموز بازار-محور است، نه یک اقدام عمدی بانک مرکزی برای انتقال ثروت.
اما بگذارید صادقانه و صریح بگوئیم که حقیقت همان چیزی است که زمانی میلتون فریدمن بیان کرد:
«تورم همیشه و همه جا یک پدیدهی پولی است، به این معنا که نمیتواند بدون افزایش سریعتر مقدار پول نسبت به تولید رخ دهد.»
به نمودار زیر توجه کنید که در آن، عرضهی پول توسط M2 نشان داده شده است:

در گفتگویی که اخیراً با یک صاحب رستوران پیتزا در پیتسبورگ، مادری در سن دیگو و یک اپراتور پمپ بنزین در نیومکزیکو انجام شد، تمام داستانها به طرز وحشتناکی شبیه بود. همهی صاحبان مشاغل تا افراد خانهدار، از تشدید تورم رنج میبرند.
نکتهی غمانگیز این است که آنها در تاریکی و ابهام نگه داشته میشوند و اینگونه است که تورم به جانوری وحشی تبدیل شده که اکنون در زندگی روزمره آنها عاملی ویرانگر به حساب میآید.
و اما در انتها تنها راه خروج از تاریکی، بازگشت به پول سالم است.















نظرات کاربران