جهان اول (First World) اصطلاحی است که در دهه ۱۹۵۰ و در فضای جنگ سرد پدید آمد و در آغاز به ایالات متحده، کشورهای اروپای غربی و متحدانشان گفته میشد که در برابر اتحاد جماهیر شوروی و همپیمانانش قرار داشتند. پس از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، معنای این اصطلاح تغییر کرد. امروز جهان اول بیشتر به کشورهای توسعهیافته و صنعتی گفته میشود؛ کشورهایی با درآمد سرانه و سطح رفاه بالا، ثبات سیاسی و اقتصادی، نظام دموکراتیک، حاکمیت قانون و اقتصاد بازار.
نکات کلیدی
- جهان اول در اصل نامی سیاسی برای کشورهای همسو با آمریکا و غرب در دوران جنگ سرد بود. «جهان دوم» به بلوک کمونیستی و «جهان سوم» به بقیه کشورها گفته میشد.
- امروز این اصطلاح بیشتر به کشورهای ثروتمند، صنعتی، باثبات و دموکراتیک اشاره دارد که نرخ باسوادی بالا، اقتصاد آزاد و حاکمیت قانون دارند.
- تعریف رسمی و واحدی برای جهان اول وجود ندارد. بانک جهانی کشورها را بر پایه درآمد ناخالص ملی سرانه گروهبندی میکند و برنامه توسعه ملل متحد بر پایه شاخص توسعه انسانی.
- در طبقهبندی بانک جهانی برای سال مالی ۲۰۲۷، کشوری «پردرآمد» است که درآمد ناخالص ملی سرانهاش در سال ۲۰۲۵ از ۱۴٬۳۷۵ دلار بیشتر باشد.
- بسیاری از منتقدان تقسیم جهان به سه دسته را کهنه و گمراهکننده میدانند، چون وضعیت کشورهایی مانند برزیل، هند یا عربستان سعودی را درست نشان نمیدهد.
- کشورهای جهان اول هم از فقر و نابرابری در امان نیستند. در مقابل، برخی کشورهایی که زمانی جهان سوم خوانده میشدند، امروز رونق اقتصادی چشمگیری دارند.
جهان اول یعنی چه؟
ایالات متحده، کانادا، استرالیا، نیوزیلند و ژاپن نمونههای رایج کشورهای جهان اولاند. بسیاری از کشورهای اروپای غربی هم در این گروه جای میگیرند؛ بهویژه بریتانیا، فرانسه، آلمان، سوئیس و کشورهای اسکاندیناوی.
جهان اول را میتوان با معیارهای گوناگونی تعریف کرد. در یک تعریف، کشور جهان اول کشوری است که با غرب یا کشورهای نیمکره شمالی همسو است یا با آنها روابط دوستانه دارد. در تعریفی دیگر، کشوری است که صنعتی شده، نرخ فقر پایینی دارد و مردمش بهآسانی به منابع و زیرساختهای مدرن دسترسی دارند.
از نظر اقتصادی، این کشورها معمولاً پول ملی باثبات و بازارهای مالی قدرتمندی دارند و به همین دلیل برای سرمایهگذاران خارجی جذاباند. اقتصاد آنها لزوماً سرمایهداری محض نیست، اما بیشتر بر بازار آزاد، بنگاههای خصوصی و مالکیت خصوصی تکیه دارد.
پیدایش اصطلاح: تقسیمبندی سهگانه دوران جنگ سرد
در تقسیمبندی اصلی دوران جنگ سرد، جهان اول شامل ایالات متحده، کشورهای اروپای غربی و متحدان آنها بود. «جهان دوم» به بلوک کمونیستی گفته میشد؛ یعنی اتحاد جماهیر شوروی، چین، کوبا و کشورهای همسو با آنها. کشورهایی که در هیچیک از این دو اردوگاه نبودند، «جهان سوم» نام گرفتند؛ گروهی که بخش بزرگی از آفریقا، آسیا، خاورمیانه و آمریکای لاتین را در بر میگرفت.
تعبیر «جهان سوم» را نخستین بار جمعیتشناس فرانسوی، آلفرد سووی (Alfred Sauvy)، در سال ۱۹۵۲ به کار برد. این تقسیمبندی از آغاز سیاسی بود، نه اقتصادی. به همین دلیل، جهان سوم کشورهایی را هم در بر میگرفت که از نظر اقتصادی باثبات بودند و با تصویر امروزی از «کشور جهان سوم»، یعنی کشوری فقیر و کمتوسعه، جور درنمیآمدند.
با فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، جهان دوم عملاً از میان رفت. از آن پس، معیار جهان اول بودن هم بهتدریج از همپیمانی سیاسی با آمریکا به سطح توسعه، ثروت و رفاه تغییر کرد.
ویژگیهای کشورهای جهان اول
تعریف دقیقی برای کشور جهان اول وجود ندارد، اما این کشورها معمولاً صنعتی و دموکراتیکاند و چند ویژگی مشترک دارند:
- اقتصاد صنعتی و پیشرفته: اقتصادی متنوع با فناوری پیشرفته و بهرهوری بالا.
- درآمد سرانه و رفاه بالا: زندگی مرفه، فقر شدید اندک و دسترسی گسترده به بهداشت و آموزش.
- ثبات سیاسی و اقتصادی: نظام دموکراتیک، حاکمیت قانون و نهادهای کارآمد.
- پول باثبات و بازارهای مالی کارآمد: همین ویژگی سرمایهگذاری مستقیم خارجی و جریانهای مالی بینالمللی را به این کشورها جذب میکند.
- زیرساخت مدرن: حملونقل، انرژی، ارتباطات و خدمات عمومی پیشرفته.
- شاخصهای اجتماعی مطلوب: نرخ باسوادی و امید به زندگی بالا و نرخ مرگومیر پایین.
جهان اول را با چه معیارهایی میسنجند؟
برای تشخیص کشورهای جهان اول از شاخصهای گوناگونی استفاده میشود. یکی تولید ناخالص داخلی (GDP) است؛ یعنی ارزش همه کالاها و خدمات نهایی که در یک سال درون مرزهای کشور تولید میشود. دیگری تولید ناخالص ملی (GNP) است؛ یعنی ارزش تولید شهروندان و بنگاههای یک کشور، چه در داخل و چه در خارج از آن. نرخ مرگومیر و نرخ باسوادی هم از شاخصهای رایجاند.
امروز دو معیار بیش از بقیه به کار میروند: طبقهبندی درآمدی بانک جهانی و شاخص توسعه انسانی برنامه توسعه ملل متحد.
طبقهبندی درآمدی بانک جهانی
بانک جهانی کشورها را بر پایه درآمد ناخالص ملی سرانه (GNI per capita) به چهار گروه تقسیم میکند: کمدرآمد، درآمد متوسط پایین، درآمد متوسط بالا و پردرآمد. درآمد ناخالص ملی مجموع درآمدی است که ساکنان یک کشور در یک سال به دست میآورند. بانک جهانی این رقم را با «روش اطلس» به دلار تبدیل میکند؛ روشی که اثر نوسانهای کوتاهمدت نرخ ارز را کم میکند.
به نوشته بانک جهانی در ژوئیه ۲۰۲۶، این گروهبندی هر سال در ۱ ژوئیه و بر پایه برآورد درآمد ناخالص ملی سرانه سال میلادی قبل بهروز میشود. آستانههای سال مالی ۲۰۲۷ بر درآمد سال ۲۰۲۵ تکیه دارند و به این شرحاند:
| گروه درآمدی | درآمد ناخالص ملی سرانه در سال ۲۰۲۵ (روش اطلس) |
|---|---|
| کمدرآمد | ۱٬۱۷۵ دلار یا کمتر |
| درآمد متوسط پایین | ۱٬۱۷۶ تا ۴٬۶۳۵ دلار |
| درآمد متوسط بالا | ۴٬۶۳۶ تا ۱۴٬۳۷۵ دلار |
| پردرآمد | بیش از ۱۴٬۳۷۵ دلار |
این گروهبندی در طول زمان تغییر کرده است. به نوشته بانک جهانی در ژوئیه ۲۰۲۵، سهم کشورهای پردرآمد از میان کشورهای گزارشدهنده از ۲۵٪ در سال ۱۹۸۷ به ۴۰٪ در سال ۲۰۲۴ رسید. در همان بهروزرسانی، کاستاریکا به گروه پردرآمد پیوست و به گفته بانک جهانی، رشد ۴٫۳ درصدی اقتصاد این کشور در سال ۲۰۲۴ برای این جابهجایی کافی بود. در بهروزرسانی ژوئیه ۲۰۲۶ هم که ۲۱۸ کشور را در بر میگیرد، شش کشور به گروه درآمدی بالاتری رفتند.
مثال فرضی: فرض کنید درآمد ناخالص ملی سرانه کشوری در سال ۲۰۲۵، به روش اطلس، ۱۵٬۰۰۰ دلار باشد. این رقم ۶۲۵ دلار از آستانه ۱۴٬۳۷۵ دلاری بیشتر است، پس این کشور در سال مالی ۲۰۲۷ «پردرآمد» شمرده میشود. اگر همین رقم ۱۴٬۰۰۰ دلار بود، کشور در گروه درآمد متوسط بالا قرار میگرفت.
البته پردرآمد بودن با جهان اول بودن یکی نیست. برخی کشورها، بهویژه صادرکنندگان نفت، درآمد سرانه بالایی دارند، اما معمولاً در شمار کشورهای توسعهیافته نمیآیند.
شاخص توسعه انسانی
شاخص توسعه انسانی (HDI) را برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) منتشر میکند. این شاخص سه بُعد را میسنجد: عمر طولانی و سالم، دانش، و سطح زندگی مناسب. به همین دلیل، تصویری کاملتر از درآمد سرانه به دست میدهد.
گزارش توسعه انسانی ۲۰۲۵ که در مه ۲۰۲۵ منتشر شد، کشورها را بر پایه این شاخص در چهار گروه جای میدهد: توسعه انسانی «بسیار بالا» (۰٫۸۰۰ و بیشتر)، «بالا» (۰٫۷۰۰ تا ۰٫۷۹۹)، «متوسط» (۰٫۵۵۰ تا ۰٫۶۹۹) و «پایین» (کمتر از ۰٫۵۵۰). گروه توسعه انسانی بسیار بالا را میتوان به معنای امروزی جهان اول نزدیک دانست.
این گزارش ارقام سال ۲۰۲۳ را مبنا قرار داده است. در آن، ایسلند با شاخص ۰٫۹۷۲ رتبه نخست را دارد و نروژ و سوئیس با ۰٫۹۷۰ مشترکاً دوماند. جدول زیر جایگاه چند کشور را نشان میدهد. درآمد ناخالص ملی سرانه در این جدول بر پایه «برابری قدرت خرید» (PPP) حساب شده است؛ یعنی اثر تفاوت سطح قیمتها میان کشورها کنار گذاشته شده تا قدرت خرید واقعی مقایسه شود.
| کشور | رتبه | شاخص توسعه انسانی (۲۰۲۳) | درآمد ناخالص ملی سرانه (دلار، برابری قدرت خرید به قیمت ثابت ۲۰۲۱) |
|---|---|---|---|
| ایسلند | ۱ | ۰٫۹۷۲ | ۶۹٬۱۱۷ |
| نروژ | ۲ | ۰٫۹۷۰ | ۱۱۲٬۷۱۰ |
| سوئیس | ۲ | ۰٫۹۷۰ | ۸۱٬۹۴۹ |
| ایالات متحده | ۱۷ | ۰٫۹۳۸ | ۷۳٬۶۵۰ |
| ژاپن | ۲۳ | ۰٫۹۲۵ | ۴۷٬۷۷۵ |
| عربستان سعودی | ۳۷ | ۰٫۹۰۰ | ۵۰٬۲۹۹ |
| پرتغال | ۴۰ | ۰٫۸۹۰ | ۴۱٬۰۶۴ |
| ترکیه | ۵۱ | ۰٫۸۵۳ | ۳۴٬۵۰۷ |
| ایران | ۷۵ | ۰٫۷۹۹ | ۱۶٬۰۹۶ |
| برزیل | ۸۴ | ۰٫۷۸۶ | ۱۸٬۰۱۱ |
| هند | ۱۳۰ | ۰٫۶۸۵ | ۹٬۰۴۷ |
منبع جدول: گزارش توسعه انسانی ۲۰۲۵، برنامه توسعه ملل متحد.
نقدها و تناقضهای اصطلاح جهان اول
رتبهبندی نابرابر میان کشورها
بهکار بردن «جهان اول» برای کشورهای دموکراتیک و توسعهیافته، در برابر کشورهای در حال توسعه یا کشورهایی که با غرب همسو نیستند، همیشه بحثبرانگیز بوده است. منتقدان میگویند این اصطلاح میان کشورها سلسلهمراتب میسازد؛ گویی اهمیت ژئوپلیتیکی برخی از بقیه بیشتر است. این نگاه میتواند به تنشهای بینالمللی دامن بزند؛ بهویژه وقتی کشورهای در حال توسعه با کشورهای ثروتمند مذاکره میکنند یا در پی جلب حمایت بینالمللیاند.
منتقدان همچنین یادآوری میکنند که کشورهای جهان اول اغلب میکوشند قواعد اقتصادی و تجاری بینالمللی را به سود صنایع و شرکتهای خود شکل دهند تا ثبات و ثروتشان حفظ شود یا افزایش یابد. این تلاش به تصمیمهای نهادهای بینالمللی مانند سازمان ملل متحد و سازمان تجارت جهانی (WTO) هم کشیده میشود.
منابع طبیعی کشوری را جهان اول نمیکند
جهان اول بودن به فراوانی منابع طبیعی بستگی ندارد و به این معنا هم نیست که کشوری به همه منابع یا کالاهای لوکس مورد نیازش دسترسی داشته باشد. برای نمونه، صنعت نفت ستون اقتصاد بسیاری از کشورهایی است که معمولاً جهان اول شمرده نمیشوند.
برزیل نمونه روشنی است. این کشور سهم بزرگی در تأمین نفت جهان دارد و در تولیدات صنعتی دیگر هم نقش مهمی دارد، اما آن را کشوری در حال توسعه و تازه صنعتیشده میدانند، نه کشوری از جهان اول. طبق گزارش توسعه انسانی ۲۰۲۵، شاخص توسعه انسانی برزیل ۰٫۷۸۶ است؛ یعنی این کشور در گروه «بالا» جای دارد، نه «بسیار بالا».
دستهبندیهای ناهمخوان: عربستان سعودی، پرتغال و ترکیه
تعریف دوران جنگ سرد از جهان اول، یعنی همسویی با ایالات متحده، به دستهبندیهای عجیبی انجامیده است. ترکیه به دلیل عضویت در ناتو، در آن تعریف جزو جهان اول به شمار میآمد. در مقابل، عربستان سعودی با وجود منابع عظیم نفتی و درآمد سرانه بالا معمولاً جهان اول خوانده نمیشود و در بسیاری از طبقهبندیها در شمار اقتصادهای نوظهور یا در حال توسعه قرار دارد.
دادههای تازه این ناهمخوانی را روشنتر نشان میدهند. طبق گزارش توسعه انسانی ۲۰۲۵، درآمد ناخالص ملی سرانه عربستان سعودی در سال ۲۰۲۳ بر پایه برابری قدرت خرید ۵۰٬۲۹۹ دلار بود؛ بیشتر از پرتغال با ۴۱٬۰۶۴ دلار و ترکیه با ۳۴٬۵۰۷ دلار. عربستان در همین گزارش با شاخص ۰٫۹۰۰ در گروه توسعه انسانی «بسیار بالا» جای دارد. با این حال، پرتغال را معمولاً کشوری توسعهیافته میدانند و عربستان را نه.
در همین گزارش آمده است که از ۳۸ عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، ۳۳ عضو کشور توسعهیافته و ۵ عضو، یعنی کاستاریکا، شیلی، کلمبیا، مکزیک و ترکیه، کشور در حال توسعه شمرده میشوند. به این ترتیب، ترکیهای که در منطق جنگ سرد «جهان اول» بود، در گزارش برنامه توسعه ملل متحد کشوری در حال توسعه است. کاستاریکا هم که بانک جهانی در سال ۲۰۲۵ آن را پردرآمد اعلام کرد، در همین فهرست در حال توسعه به حساب میآید؛ نمونهای از اینکه معیارهای مختلف به نتیجههای متفاوتی میرسند.
مدلی کهنه برای جهانی تازه
بسیاری معتقدند تقسیم کشورها به جهان اول، دوم و سوم دیدگاهی قدیمی است و دیگر کاربردی ندارد. پس از پایان جنگ سرد، ایالات متحده به ابرقدرت اصلی جهان بدل شد و بسیاری از کشورها الگوی آمریکایی دموکراسی و اقتصاد بازار را پذیرفتند یا در مسیر پذیرش آن قرار گرفتند.
این کشورها نه در فقر شدید به سر میبرند و نه بسیار ثروتمندند، اما دموکراسی و حاکمیت قانون از ویژگیهای اصلی آنهاست. به باور این منتقدان، «جهان سوم» خواندن کشورهایی مانند برزیل و هند نادرست و گمراهکننده است.
فقر و نابرابری در کشورهای جهان اول
یکی از چالشهای جدی کشورهای جهان اول، نابرابری شدید در توزیع ثروت است. این کشورها معمولاً درآمد سرانه بالایی دارند، اما ثروت بهطور یکسان میان مردم و مناطق تقسیم نشده و برخی مناطق با فقر شدید روبهرو هستند.
ایالات متحده نمونه روشنی است. به گزارش اداره سرشماری آمریکا که در سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شد، نرخ رسمی فقر در این کشور در سال ۲۰۲۵ با ۰٫۵ واحد درصد کاهش به ۱۰٫۲٪ رسید. در همان سال، ۳۴٫۵ میلیون نفر در آمریکا زیر خط فقر زندگی میکردند.
فقر در آمریکا در برخی مناطق متمرکز است. در بخشهایی از مناطق روستایی آپالاچیا، دسترسی به امکانات اولیه زندگی به وضعیت کشورهای در حال توسعه شباهت دارد. کمیسیون منطقهای آپالاچیا (ARC)، نهادی مشترک میان دولت فدرال و ایالتها، وضعیت اقتصادی شهرستانهای این منطقه را هر سال با میانگین سهساله نرخ بیکاری، درآمد سرانه و نرخ فقر میسنجد. طبق این سنجش، در سال مالی ۲۰۲۷ از ۴۲۳ شهرستان آپالاچیا، ۷۶ شهرستان «محروم» (distressed) و ۸۵ شهرستان «در معرض خطر» (at-risk) شناخته شدهاند.
برخی محلههای شهری هم، مانند جنوب شیکاگو یا محدوده کد پستی ۵۳۲۰۶ در شمال میلواکی، با فقر گسترده دستوپنجه نرم میکنند.
تحولات سالهای اخیر: شکافی که دوباره باز میشود
تا چند سال پیش به نظر میرسید فاصله کشورهای ثروتمند و در حال توسعه بهتدریج کم میشود، اما گزارشهای تازه تصویر دیگری نشان میدهند. به نوشته گزارش توسعه انسانی ۲۰۲۵، شکاف میان کشورهای با توسعه انسانی بسیار بالا و کشورهای با توسعه انسانی پایین، که دهها سال رو به کاهش بود، در چهار سال منتهی به این گزارش دوباره بیشتر شده است. همین گزارش برآورد میکند که شاخص توسعه انسانی جهان در سال ۲۰۲۴ به بالاترین سطح خود برسد، اما رشد آن کمترین رشد از زمانی باشد که ثبت این آمار ۳۵ سال پیش آغاز شد.
بانک جهانی هم در گزارش «چشمانداز اقتصاد جهانی» ژوئن ۲۰۲۶ پیشبینی کرد که رشد اقتصاد جهان در سال ۲۰۲۶ به ۲٫۵٪ کاهش یابد و رشد درآمد سرانه در اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه به ضعیفترین سطح از زمان همهگیری کرونا برسد. ایندرمیت گیل، اقتصاددان ارشد گروه بانک جهانی، در پیشگفتار این گزارش نوشت که تقریباً نیمی از اقتصادهای در حال توسعه از سال ۲۰۱۹ نتوانستهاند فاصله درآمدی خود را با ثروتمندترین اقتصادهای جهان کم کنند.
این یافتهها نشان میدهند که کم شدن فاصله کشورهای ثروتمند و در حال توسعه روندی خودکار و تضمینشده نیست.
اصطلاحات جایگزین
در زبان امروز، بهجای «جهان اول» معمولاً از اصطلاحهای دقیقتر و بیطرفتری استفاده میشود:
- کشور توسعهیافته یا صنعتی: رایجترین جایگزین در زبان عمومی و رسانهها.
- اقتصادهای پیشرفته (Advanced Economies): اصطلاحی که صندوق بینالمللی پول در گزارشهایش به کار میبرد.
- کشورهای پردرآمد: گروهبندی بانک جهانی بر پایه درآمد ناخالص ملی سرانه.
- کشورهای با توسعه انسانی بسیار بالا: گروهبندی برنامه توسعه ملل متحد بر پایه شاخص توسعه انسانی.
- شمال جهانی و جنوب جهانی (Global North / Global South): تعبیری که بیشتر در بحثهای سیاسی و توسعه به کار میرود و کشورهای ثروتمند را از کشورهای در حال توسعه جدا میکند.
پرسشهای متداول
کشورهای جهان اول کداماند؟
فهرست رسمی وجود ندارد. معمولاً ایالات متحده، کانادا، ژاپن، استرالیا، نیوزیلند و بیشتر کشورهای اروپای غربی، از جمله بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، سوئیس و کشورهای اسکاندیناوی، در این گروه جای میگیرند.
فرق جهان اول، جهان دوم و جهان سوم چیست؟
در دوران جنگ سرد، جهان اول به آمریکا و متحدان غربیاش، جهان دوم به شوروی و بلوک کمونیستی و جهان سوم به کشورهای بیرون از این دو اردوگاه گفته میشد. امروز «جهان سوم» بیشتر به معنای کشورهای فقیر یا کمتوسعه به کار میرود و «جهان دوم» تقریباً کاربردی ندارد.
چرا اصطلاح جهان اول بحثبرانگیز است؟
چون ریشهای سیاسی در جنگ سرد دارد، کشورها را سلسلهمراتبی رتبهبندی میکند و معیار روشنی ندارد. شاخصهای اقتصادی هم همیشه تصویر درستی نمیدهند. برای مثال، طبق گزارش توسعه انسانی ۲۰۲۵ درآمد سرانه عربستان سعودی از پرتغال بیشتر است، اما پرتغال را معمولاً کشوری توسعهیافته میدانند و عربستان را نه.
آیا ثروتمند بودن برای جهان اول بودن کافی است؟
نه. درآمد بالا یکی از معیارهاست، اما ثبات سیاسی، حاکمیت قانون، کیفیت نهادها، آموزش، سلامت و تنوع اقتصادی هم اهمیت دارند. به همین دلیل، برخی کشورهایی که ثروتشان بیشتر از منابع طبیعی میآید، معمولاً جهان اول شمرده نمیشوند.
ایران در این دستهبندیها کجاست؟
طبق گزارش توسعه انسانی ۲۰۲۵ که دادههای سال ۲۰۲۳ را مبنا قرار داده، ایران با شاخص ۰٫۷۹۹ در رتبه ۷۵ جهان و در گروه «توسعه انسانی بالا» قرار دارد. این رقم فقط یکهزارم با آستانه ۰٫۸۰۰ گروه «بسیار بالا» فاصله دارد.
جمعبندی
اصطلاح جهان اول در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ و در فضای جنگ سرد رواج یافت. در آغاز به کشورهای همسو با آمریکا گفته میشد که با اقتصاد، فناوری و توان نظامی خود بر سیاست جهانی اثر میگذاشتند؛ کشورهایی مانند استرالیا، کانادا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، نیوزیلند، نروژ، بریتانیا و ایالات متحده. بهمرور، این اصطلاح بیشتر برای نشان دادن قدرت اقتصادی، رفاه و سطح توسعه به کار رفت و امروز کشورهای توسعهیافته، صنعتی، باسواد و ثروتمند را با آن توصیف میکنند؛ کشورهایی که در مقایسه با کشورهای در حال توسعه و کمتر توسعهیافته کیفیت زندگی و رفاه بالاتری دارند.
با این حال، کاربرد این اصطلاح کمتر شده است، چون منتقدان آن را معیار دقیقی برای سنجش توسعه نمیدانند. نهادهای بینالمللی بهجای آن از معیارهای شفافتری مانند درآمد ناخالص ملی سرانه و شاخص توسعه انسانی استفاده میکنند. همین معیارها نشان میدهند که مرز میان کشورهای ثروتمند و در حال توسعه ثابت نیست و گاهی حتی پررنگتر میشود.















نظرات کاربران