به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز و به نقل از ساباستک، از ابتدا، رمزارزها به ثبات معروف نبودهاند (حتی استیبلکوینها که ادعای ثبات دارند). در ۱۵ سال گذشته، این صنعت همواره با هیجان، سفتهبازی و نوسانات شدید همراه بوده است. اما در ماههای اخیر، هیچ نیرویی به اندازه خانواده ترامپ (به رهبری «اولین رئیسجمهور رمزارزی» خودخوانده، دونالد ترامپ) به اعتبار و ثبات این صنعت لطمه نزده است.
رمزارز پدیدهای دوقطبی است: یا آن را انقلاب مالی میدانید که میتواند با کاهش نفوذ بانکهای بزرگ و غولهای فناوری، امور مالی را غیرمتمرکز و کارآمد کند؛ یا آن را طرحی پونزی و پرمصرف میدانید که بر پایه پول جادویی اینترنتی بیارزش بنا شده است. فناوری بلاکچین، دفترکل غیرمتمرکز و تغییرناپذیری که بدون نیاز به نهاد مرکزی، تراکنشها را در یک شبکه توزیعشده ثبت میکنند، ظرفیت دگرگونی بنیادین بسیاری از جنبههای زندگی ما را دارد.
پروژههای زیادی در حوزه رمزارزها در حال تلاش برای پیادهسازی این فناوری در قالب کاربردهای واقعی هستند. اما در کنار آنها، انبوهی از میمکوینها و شیتکوینها نیز وجود دارند که صرفاً با هدف خالیکردن جیب معاملهگران بیتجربه طراحی شدهاند. متأسفانه این دسته دوم بهمراتب رایجترند، و فضای رمزارز اکنون پر شده از پروژههای اسکم، پامپ و دامپ و خروجهای ناگهانی توسعهدهندگان، که باعث میشود کاربران عادی داراییهای بیارزش در دست داشته باشند، در حالیکه بازیگران اصلی پول خود را در اوج قیمت نقد میکنند. این چرخه مسموم، بخش بزرگی از صنعت را به قمارخانهای پرخطر تبدیل کرده که در آن هیجان و فریب، جایگزین پیشرفت واقعی فناورانه شده است.
میمکوینهای «TRUMP» و «MELANIA» که از ژانویه وارد بازار شدند، نماد همین سقوط اخلاقیاند. این توکنها با حمایت ضمنی ترامپ در شبکههای اجتماعی عرضه شدند. همانطور که انتظار میرفت، با موجی از تبلیغات و خرید هیجانی رشد کردند، اما بهسرعت سقوط کردند. این طرحهای پامپ و دامپ مورد حمایت ترامپ، که میتوان آنها را «Trump and dump» نامید، باعث شد بسیاری از هواداران «MAGA» متضرر شوند. از سوی دیگر، این تب سوداگری نقدینگی ارزشمندی را از پروژههای جدیتر خارج کرد و این تصور را تقویت نمود که رمزارز همچنان فضایی برای سودای ثروت یکشبه است، نه نوآوری مالی واقعی.
یکشنبه گذشته، ترامپ در پلتفرم تروث سوشال جزئیات تازهای از وعده انتخاباتیاش را مطرح کرد: ایجاد «ذخیره استراتژیک ملی رمزارز». این ایده ابتدا بهعنوان ذخیرهای صرفاً برای بیتکوین مطرح شده بود (چراکه بیتکوین طلای دیجیتال و تنها رمزارز کاملاً غیرمتمرکز محسوب میشود)، اما ترامپ حالا میگوید اتریوم، ریپل (XRP)، سولانا و کاردانو نیز در این ذخیره خواهند بود. اریک ترامپ، پسر دونالد، هم در واکنش به این پست در شبکه X، پدرش را «نابغه» خواند و نوشت: «سرمایهگذاران خرد پیروز شدند.»
و برای مدتی کوتاه، واقعاً پیروز بودند. بازار رمزارز بهشدت رشد کرد؛ اما این رشد زودگذر بود؛ یک «Trump and dump» دیگر. تحلیلگران بلاکچین بهزودی کشف کردند که یکی از معاملهگران ناشناس درست پیش از پست ترامپ، با اهرم ۵۰ برابری روی بیتکوین و اتریوم موقعیت خرید باز کرده بود و در اوج قیمتها بلافاصله نقد کرد؛ سودی معادل ۶.۸ میلیون دلار. این زمانبندی مشکوک برای چنین قمار پرریسکی، سودی کلان برای فردی به ارمغان آورد که شاید دسترسی ویژهای داشته است. معاملهگران خرد اما، دوباره با داراییهایی مواجه شدند که ارزششان بهسرعت کاهش یافت (و البته در بازار بیقانون رمزارز، چیزی بهنام معامله بر مبنای اطلاعات نهانی وجود ندارد).
بازار رمزارز، که پس از سقوطهایی چون FTX و ترا لونا سالها تلاش کرده بود اعتبار خود را بازیابد، اکنون دوباره به صحنهای شبیه «غرب وحشی» تبدیل شده است؛ و ترامپ هم ظاهراً خوشحال است که نقش راهزن را ایفا کند. رفتارهای ناسازگار و تغییر جهتهای ناگهانی ترامپ در سیاستگذاری رمزارز نیز آسیب زیادی به صنعت وارد کرده است. او زمانی بهشدت با بیتکوین و دیگر رمزارزها مخالف بود، اما حالا بدون ارائه هیچ جزئیاتی، لحنش را تغییر داده و گاه و بیگاه وعدههایی مبهم درباره رویکردهای دوستانهتر میدهد.
بیثباتی نظارتی بدترین وضعیت برای یک صنعت نوپای مالی است و سیاستگذاری ترامپ در حوزه رمزارز، بیشتر تابع منافع سیاسی لحظهای بوده تا یک چشمانداز روشن و سازنده. جای تعجب نیست که بازار رمزارز از زمان بازگشت او به قدرت، در سراشیبی سقوط قرار گرفته است. رویکرد ترامپ به رمزارز بستگی به این دارد که در هر لحظه چه کسی در گوش او زمزمه میکند (و هرکس به او توصیه کرده ذخیره ملی باید شامل چیزی غیر از بیتکوین باشد، باید در تصمیمش بازنگری کند).
بزرگترین تناقض تأثیر ترامپ بر رمزارز در این است که بهجای تمرکززدایی، قدرت را متمرکز میکند. چشمانداز اولیه بلاکچین، نظامهای مالیای بود که خارج از کنترل هر نهاد واحدی عمل کنند. اما «ترامپیسم» باعث شده صنعت رمزارز تحت سلطه چند فرد بانفوذ، ازجمله خود ترامپ، نزدیکانش و نهنگهای وابسته به جنبش MAGA قرار گیرد و در نتیجه، قدرت بهجای پخششدن، انباشت میشود.
ترامپ با تبدیل کردن فضای رمزارز به یک نمایش سیاسی، فرصت نوآوریهای جدی بلاکچینی را از بین برده است. او با ایجاد فضای پرنوسان و تصمیمگیریهای ناگهانی، سرمایهگذاران را دچار ضرر کرده، و با همپیمانی با جریانهای خاصی از راستگرایی لیبرترینی، اصول غیرمتمرکز رمزارز را که بنیان آن بر آنهاست، بهسخره گرفته است. برای بازیابی رمزارز از آسیبهای دوران ترامپ، این صنعت باید روایت خود را بازپس گیرد.
باید فراتر از هیاهو، سوداگری و جناحبندیهای سیاسی برود و بر ساخت نظام مالی غیرمتمرکزی متمرکز شود که از هر سیاستمدار و جریان خاصی مستقل باشد. تا زمانی که این اتفاق نیفتد، اقتصاد رمزارز همواره در معرض سوءاستفاده کسانی باقی خواهد ماند که آن را نه یک فناوری تحولساز، بلکه ابزاری برای منافع شخصی میبینند.















نظرات کاربران