به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز اداره میزهای صنعت و رتبهبندی ناشران سازمان بورس در گزارشی تفصیلی به بررسی روند مصرف انرژی گاز، برق، آب و نرخ خوراک در صنایع مهم و انرژیبر بازار سرمایه پرداخته و هشدار داده که ناترازی انرژی به یک تهدید واقعی برای تداوم تولید و سودآوری شرکتهای بورسی تبدیل شده است.
بر اساس این گزارش، مصرف گاز صنایع در اردیبهشتماه ۱۴۰۴ نسبت به فروردینماه، ۴ درصد افزایش یافته که این رشد در برخی صنایع بسیار چشمگیر بوده است. بهعنوان مثال، مصرف گاز در بخشهای تولید برق، بخار و آب گرم با رشد ۱۹ درصدی و سایر صنایع با رشد ۵۶ درصدی مواجه بودهاند. در مقابل، صنایع سنتی مانند سیمان، فرآوردههای نفتی، محصولات شیمیایی، فلزات اساسی و کانههای فلزی با کاهش مصرف بین ۲ تا ۱۹ درصد روبهرو بودهاند.
اما در جبهه برق، کاهش ۱۴ درصدی مصرف در مجموع صنایع به چشم میخورد. هرچند برخی صنایع مانند فرآوردههای نفتی و استخراج کانهها افزایش مصرف داشتند (به ترتیب ۳۲ و ۱۰ درصد)، اما بخشهایی مانند محصولات شیمیایی، سیمان و فلزات اساسی کاهشهای قابلتوجهی تا ۳۶ درصد ثبت کردهاند.
در بخش آب نیز افزایش ۶ درصدی مصرف گزارش شده است. بیشترین رشد مربوط به صنایع شیمیایی و سایر صنایع بوده (۵۷ و ۷ درصد)، درحالیکه صنایع فلزی، نیروگاهی و استخراجی با کاهشهای ۶ تا ۱۰ درصدی مصرف روبهرو بودهاند.
مسئله مبهم نرخ خوراک
نکتهای کلیدی در این گزارش، کاهش نرخ میانگین هابهای گازی منطقهای از ۲۷.۹۰ به ۲۴.۳۶ سنت بر مترمکعب است؛ عاملی که بهصورت مستقیم بر قیمت خوراک پتروشیمیها و نرخ سوخت صنایع انرژیبر تأثیرگذار است.
با اینحال، تأخیر مزمن در اعلام رسمی نرخ خوراک و سوخت توسط نهادهای مسئول، بهویژه شرکت ملی صنایع پتروشیمی، فرآیند شفافسازی و تحلیل عملکرد مالی شرکتها را مختل کرده است. این تأخیر سبب شده تا بسیاری از شرکتها در ارائه گزارشهای میاندورهای دچار مشکل شوند و سرمایهگذاران نیز با عدم قطعیت در تصمیمگیری مواجه باشند.
تهدیدی رو به رشد برای تولید پایدار
افزایش مصرف گاز در کنار کاهش مصرف برق و نوسانات مصرف آب، نشان میدهد مدیریت منابع انرژی در کشور دچار اختلال است. ناترازی در توزیع انرژی، نهتنها برنامه تولید را مختل میکند بلکه میتواند منجر به توقف خطوط تولید و زیانهای مستقیم برای سهامداران صنایع کلیدی شود.
قیمتگذاری مبهم، شفافیت بورسی را زیر سوال میبرد
وقتی نرخ خوراک و سوخت گاز با تأخیر اعلام میشود، صنایع انرژیبر نمیتوانند برآورد دقیقی از هزینههای تولید ارائه دهند و این موضوع، نقطه کور خطرناکی برای تحلیلگران بنیادی و سرمایهگذاران نهادی ایجاد میکند.
ناکارآمدی در مدیریت کلان انرژی
رخورد دوگانه با حاملهای انرژی، افزایش در گاز و کاهش در برق نشاندهنده نبود یک راهبرد یکپارچه و باثبات در توزیع منابع انرژی است. این امر در بلندمدت میتواند به کاهش بهرهوری صنایع، فرار سرمایه و تنزل جایگاه بازار سرمایه منجر شود.
درحالیکه بسیاری از تحلیلگران به دنبال فرصتهای جدید در بازار سرمایه هستند، زنگ خطر اختلالات ساختاری در تأمین انرژی از هماکنون بهصدا درآمده است. اگر تدابیر فوری برای شفافسازی نرخ خوراک و توازن در توزیع انرژی اندیشیده نشود، بسیاری از صنایع حیاتی کشور، بازی را به ناترازی و بیبرنامگی خواهند باخت؛ آن هم در بازاری که بیش از هر چیز، به شفافیت و پیشبینیپذیری نیاز دارد.















نظرات کاربران