به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز با پایان بحران نظامی اخیر و بازگشایی بورس تهران در ۷ تیر، بازار با فشار فروش سنگینی مواجه شد. شاخص کل طی سه روز کاری، بیش از ۱۹۰ هزار واحد افت کرد. تصمیم به تعطیلی ۱۲ روزه بهجای مهار هیجانات، باعث انباشت تقاضای فروش و شکلگیری یک «بهمن روانی» شد.
«رضا خانکی»، کارشناس بازار سرمایه، معتقد است اگر بازار بسته نمیشد، رفتارهای هیجانی در قالبی محدودتر تخلیه میشدند. اما تعطیلی، نهتنها کمکی به کنترل شرایط نکرد، بلکه با مختل کردن نقدشوندگی، ریسک سیستماتیک بازار را افزایش داد.
سازمان بورس: تصمیم بدون استراتژی
منتقدان تصمیم هیأت مدیره بورس معتقدند که بازگشایی بازار بدون تغییر ابزارهای کنترل نوسان، مانند دامنه نوسان و حجم مبنا، بازار را مستعد فروپاشی کرد. در حالی که در بحرانهای مشابه جهانی، بازارها با ابزارهای کنترلی باز میشوند، بورس تهران همان شرایط پیش از جنگ را حفظ کرد؛ گویی اتفاقی نیفتاده بود.
«روئین صمدزاده» با انتقاد از این بیتدبیری میگوید: تعطیلی طولانی و بازگشایی بیبرنامه، یکی از بزرگترین اشتباهات ساختاری سالهای اخیر بوده است.
بانک مرکزی، غایب بزرگ بازی نجات
در دو روز ابتدایی بازگشایی، ۵.۵ هزار میلیارد تومان از سوی صندوق تثبیت بازار تزریق شد. با این حال، این عدد در مقابل صفهای فروش ۳۰ هزار میلیارد تومانی بسیار اندک بود. همایون دارابی، تحلیلگر بازار، معتقد است که تزریق منابع بانک مرکزی به نظام بانکی، بدون حمایت همزمان از بازار سهام، اشتباهی استراتژیک بود که منجر به انتقال پول به بازارهای موازی و تشدید تورم خواهد شد.
کارشناسانی مانند میرطاهر و شایانآرانی بر این باورند که وظیفه بانک مرکزی در این شرایط، تأمین نقدینگی هدفمند برای حفظ ثبات روانی بازار و جلوگیری از فروپاشی اوراق بدهی دولت است.
بحران نقدینگی در شرکتها و هشدار نسبت به رکود عمیقتر
تعطیلی بازار و قفل شدن سرمایهها، چالش نقدینگی برای شرکتهای بورسی را نیز تشدید کرده است. بسیاری از شرکتها بخشی از هزینههای جاری خود را از محل سرمایهگذاری در بورس تأمین میکنند. حالا با توقف طولانی و نبود امکان نقدشوندگی، ساختار مالی آنها نیز تحت فشار قرار گرفته است.
در همین حال، اختلال در معاملات اوراق بدهی باعث بیثباتی در نرخ بهره شده و پیشبینیها از رکود گستردهتر در ماههای آینده خبر میدهند.
جمعبندی: بازگشت اعتماد سختتر از بازگشت سرمایه
تجربه این بحران بار دیگر نشان داد که نگاه دستوری و تصمیمگیریهای احساسی نمیتوانند بازار سرمایه را از سقوط نجات دهند. همانطور که شایانآرانی میگوید، بازار نباید به حمایتهای مقطعی معتاد شود. مسیر احیای اعتماد از اصلاح ساختارهای معیوب، آزادسازی دامنه نوسان، تقویت ابزارهای معاملاتی و حضور مؤثر بانک مرکزی در نقش حامی هوشمند میگذرد.
در غیر این صورت، بازار سرمایه بهجای قطب تأمین مالی اقتصاد، به یک میدان فرسایشی برای سرمایهگذاران خُرد تبدیل خواهد شد.















نظرات کاربران