به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز قیمت دلار در بازار آزاد، در آغاز هفته با عقبنشینی نسبت به روزهای قبل وارد محدوده ۸۷ هزار تومان شد، اما این روند دوام نیاورد. روز دوشنبه، دلار بار دیگر به مسیر افزایشی بازگشت و تا سطح ۸۸ هزار و ۹۵۰ تومان بالا رفت. این نوسان خفیف اما معنادار، سیگنال جدیدی برای معاملهگران بازار ارز بود؛ چرا که نشان داد کاهش روز شنبه بیش از آنکه آغاز یک روند باشد، یک عقبنشینی موقت بوده است. در این گزارش، بررسی میکنیم که چگونه اختلاف نظرهای سیاسی میان تهران و واشنگتن، تغییرات رسمی در ساختار ارزی کشور و رفتار متضاد معاملهگران، مسیر کوتاهمدت بازار ارز را مبهمتر از همیشه کردهاند. آیا دلار در آستانه یک جهش دوباره است یا صرفاً در یک دامنه جدید تثبیت شده است؟
تضاد رفتاری در بازار ارز؛ ریسکپذیران خرید میکنند، محتاطان نظارهگرند
روند قیمت دلار در روزهای گذشته، چیزی فراتر از اعداد روی تابلو را نشان میدهد؛ آنچه در پشت این تغییرات محدود در جریان است، تضاد آشکار در رفتار معاملهگران بازار ارز است. روز دوشنبه، با بازگشت دلار آزاد به سطح ۸۸ هزار و ۹۵۰ تومان، برخی بازیگران ریسکپذیر بازار این سطح قیمتی را «کف روانی» تعبیر کردند و وارد موقعیت خرید شدند. در نگاه این گروه، هرگونه سیگنال منفی از سوی آمریکا یا تداوم بنبست مذاکراتی میتواند بلافاصله قیمتها را وارد مسیر صعودی کند؛ بنابراین خرید در شرایط کنونی، به چشم آنها نوعی سرمایهگذاری زودهنگام برای سودگیری در آینده است.
اما در سوی دیگر بازار، معاملهگران محتاط و بزرگتر، واکنشی متفاوت داشتند. نهتنها وارد موقعیت خرید نشدند، بلکه ترجیح دادند تماشاگر بمانند و منتظر بمانند تا چشمانداز سیاسی و اقتصادی شفافتر شود. برای این دسته، صرف اظهارنظرهای سیاسی کافی نیست؛ آنها نشانههایی عینیتر میخواهند، مانند آغاز دور جدید مذاکرات یا اعلام رسمی تغییر در مواضع طرفین تا بهجای حدس و گمان، تصمیم خود را بر پایه تحلیل بنیادین بگیرند.
همین تضاد رفتاری در بازار باعث شده قیمت دلار در یک محدوده فشرده نوسان کند و حجم معاملات نسبتاً پایین بماند. بازار نه وارد یک روند صعودی مشخص شده و نه به سمت افت معنادار حرکت کرده است. این تعادل شکننده، نشاندهنده وضعیتی است که در آن، «انتظارات» و «تحلیل روانی بازیگران»، بیش از واقعیتهای آماری یا مداخلههای رسمی، نقش تعیینکننده در جهتگیری بازار دارند.
سیاست چه نقشی در بازار ارز بازی میکند؟
در دل نوسانات محدود دلار، ردپای سیاست بیش از هر متغیر دیگری دیده میشود. روز دوشنبه، درست در زمانی که قیمت دلار از عقبنشینی خود بازگشت، اظهارات متضاد مقامات ایرانی و آمریکایی در صدر توجه معاملهگران قرار گرفت. دونالد ترامپ با لحنی تهدیدآمیز اعلام کرد که ایران نباید به غنیسازی اورانیوم ادامه دهد، در حالی که مقامات ایرانی با تأکید چندباره اعلام کردند که موضوع غنیسازی «غیرقابل مذاکره» است. این فضا، بار دیگر سایه بنبست مذاکراتی را بر بازار انداخت و باعث شد برخی فعالان، افت اخیر قیمت دلار را پایدار تلقی نکنند.
در همین زمان، عباس عراقچی، از اعضای ارشد تیم دیپلماسی کشور، در سخنانی دوپهلو تأکید کرد که اگر مذاکره با آمریکا منافع بیشتری از هزینهها داشته باشد، در دستور کار قرار خواهد گرفت؛ اما اگر به معنای عبور از اصول و آرمانهای کشور باشد، کنار گذاشته میشود. این نوع موضعگیریهای بینابینی، فضای بازار را بهجای آرامسازی، معلق و مبهم کردهاند نه سیگنالی برای گشایش، و نه هشداری برای تنش قطعی.
در این وضعیت، رفتار بازار ارز نه تابع یک خبر مشخص، بلکه متأثر از مجموعهای از سیگنالهای پراکنده و بعضاً متناقض است. نه خبری از توافق قریبالوقوع وجود دارد و نه تهدیدی آشکار برای تشدید بحران. این تعلیق، در عمل بازار را در شرایطی قرار داده که معاملهگران بیش از هر چیز به برداشت شخصی از فضای سیاسی واکنش نشان میدهند، نه به واقعیتهای اعلامشده. همین امر، تحلیلپذیری بازار را دشوارتر و رفتار آن را بهشدت حساس به شایعه، رسانه و سیگنالهای غیررسمی کرده است.
نقشه جدید سیاستگذار ارزی؛ حذف نیما، رشد مبادلهای، افزایش شکاف
همزمان با تحرکات قیمتی در بازار آزاد، بازار رسمی ارز نیز شاهد تحولات ساختاری مهمی بوده است؛ تحولاتی که بیش از آنکه ناشی از روند بازار باشند، نتیجه مستقیم تصمیمات و بازطراحی سیاستگذار ارزیاند. حذف رسمی سامانه نیما از ابتدای بهمنماه ۱۴۰۳ و انتقال کل معاملات صادراتی به بازار ارز تجاری، یکی از این تحولات بنیادین است که اکنون اثرات آن بر نرخها قابل مشاهده است.
بانک مرکزی در ماههای گذشته، تلاش کرده بود با افزایش تدریجی نرخ ارز در سامانه نیما و سپس بازار تجاری، شکاف میان نرخ رسمی و آزاد را کاهش دهد. این روند از اواخر آذرماه شتاب گرفت؛ جاییکه نرخ دلار در نیما از کانال ۵۴ هزار تومان بهصورت ناگهانی به بالای ۶۰ هزار تومان پرش کرد. حالا و در هفته جاری، نرخ دلار حواله در بازار ارز تجاری به ۶۹ هزار و ۷۰۰ تومان رسیده و اسکناس دلار توافقی نیز از ۷۱ هزار تومان عبور کرده است.
اما با وجود این افزایش تدریجی، فاصله میان دلار رسمی و دلار آزاد نهتنها کاهش نیافته، بلکه در روز دوشنبه به ۲۳.۹ درصد رسیده است. رقمی بالاتر از شکاف روز یکشنبه. این افزایش شکاف، نشاندهنده آن است که با وجود حذف نیما و حرکت بهسوی تجمیع بازارها، هنوز بازار آزاد به عوامل دیگری واکنش نشان میدهد که خارج از کنترل نرخگذاری رسمیاند؛ عواملی همچون انتظارات تورمی، تنشهای سیاسی و نبود اطمینان نسبت به آینده مسیر مذاکراتی کشور.
از سوی دیگر، افزایش نرخ رسمی دلار منجر به رشد قیمت در بازار طلا و سکه نیز شده است. قیمت سکه طرح جدید از مرز ۷۹ میلیون تومان عبور کرده و انواع قطعات سکه نیز روند صعودی داشتهاند. این پیوند میان بازار ارز رسمی و بازار طلا، نشان میدهد که اثرگذاری سیاستگذار ارزی به شکلی پیچیده، همزمان بازارهای جانبی را نیز درگیر کرده و اثر دومینویی آن در حال گسترش است.
بازار دلار به کدام سو میرود؟
بازار ارز ایران در شرایطی ایستاده که نه نشانهای قطعی از روند نزولی دارد و نه محرکی قوی برای جهش آنی به چشم میخورد. آنچه اکنون بیشتر از نرخها، رفتار بازار را شکل میدهد، مجموعهای از انتظارات مبهم، تردیدهای سیاسی و تغییرات تدریجی در سیاستگذاری رسمی است. در چنین فضایی، بازار بیش از آنکه قابل پیشبینی باشد، قابل تفسیر است؛ یعنی باید بیشتر به چگونگی واکنش بازیگران توجه کرد تا صرفاً به سطح قیمتها.
حرکت آهسته اما پیوسته بانک مرکزی در افزایش نرخ رسمی دلار و حذف تدریجی کانالهای یارانهای، میتواند نشانهای از پذیرش تدریجی نرخهای بالاتر از سوی سیاستگذار باشد؛ اما همزمان، مقاومت بازار آزاد و رشد شکاف ارزی، نشان میدهد که انتظارات تورمی و نگرانیهای سیاسی، همچنان زنده و فعالاند. این دوگانگی در سیاست و رفتار بازار، بستری برای شکلگیری یک «رکود پرریسک» ساخته است؛ رکودی که در ظاهر با ثبات همراه است، اما در درون، مستعد جهشهای ناگهانی و پرنوسان است.
از نگاه معاملهگران، هیچچیز هنوز قطعی نشده است. یک توافق سیاسی، یک تغییر لحن در مذاکرات، یا حتی یک تغییر مدیریتی در ساختار اقتصادی کشور میتواند همه محاسبات فعلی را تغییر دهد. بنابراین بازار نه بر پایه منطق اقتصادی صرف، بلکه بر بستر تحلیل روانی و سیگنالهای سیاستی حرکت میکند.
در چنین فضایی، میتوان گفت دلار در موقعیتی است که نه قدرت سقوط دارد و نه جسارت جهش. بازاری که در ظاهر ساکن است، اما در بطن خود پر از انرژی فشردهای است که منتظر یک محرک مشخص برای آزاد شدن است. حال، پرسش مهم این است که آن محرک از کدام سوی خواهد آمد: از میز مذاکره، از سیاستگذاری ارزی، یا از کف بازار؟















نظرات کاربران