به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار سرمایه ایران دوباره در نقطهای ایستاده که اعتماد عمومی به آن، بیش از هر زمان دیگری در هالهای از تردید فرو رفته است. شاخص کل بورس که در ماههای اخیر با تکیه بر سیاستهای حمایتی و وعدههای مکرر مقامهای بورسی و اقتصادی بخشی از ریزشهای پساجنگ را جبران کرده بود، اکنون بار دیگر به مسیر نزولی بازگشته و ابرکانال ۲.۸ میلیون واحدی را از دست داده است. همزمان، خروج پول حقیقی از بازار به پنجمین روز متوالی رسیده، ارزش معاملات خرد به پایینترین سطوح ماههای اخیر سقوط کرده، و صندوقهای درآمد ثابت و طلایی، پذیرای موج جدید سرمایههای ترسان شدهاند.
در چنین شرایطی، این پرسش جدیتر از همیشه مطرح است: چرا با وجود حمایتهای کلان و اقدامات مکرر تنظیمگران، بورس نتوانست اعتماد سرمایهگذاران را بازسازی کند؟ و این بیاعتمادی ریشه در چه عواملی دارد؟
سقوط شاخصها و رفتار متناقض سرمایهگذاران
در روز سهشنبه ۷ مرداد، بورس تهران با یکی از نگرانکنندهترین افتهای چند هفته اخیر مواجه شد. شاخص کل بازار با ریزشی بیش از ۴۳ هزار واحدی (معادل ۱.۵۲ درصد) از سطح ابرکانال ۲.۸ میلیون واحدی فاصله گرفت و تا محدوده ۲ میلیون و ۷۶۸ هزار واحد عقبنشینی کرد. شاخص هموزن نیز با کاهش ۱.۱۲ درصدی در سطح ۸۲۷ هزار واحدی ایستاد؛ نشان از افت عمومی و گسترده در اکثر نمادهای بورسی.
در فرابورس نیز اوضاع بهتر نبود. شاخص کل این بازار با افت ۱.۰۷ درصدی روبهرو شد و ارزش معاملات به ۴ هزار و ۷۷ میلیارد تومان کاهش یافت؛ سطحی که از اواسط تیرماه تاکنون بیسابقه بوده است. این افت، در حالی رخ داد که بازار پس از دورهای کوتاه از رشد موقت ناشی از اقدامات حمایتی، بار دیگر به سمت خروج پولهای حقیقی، ناامیدی و احتیاط شدید بازگشته است.
در مجموع، طی روزهای اخیر بیش از ۶ هزار میلیارد تومان از سرمایههای حقیقی از بازار سهام خارج شده و صندوقهای سرمایهگذاری با درآمد ثابت و صندوقهای مبتنی بر طلا به مقصد جدید این سرمایهها تبدیل شدهاند. چنین جابهجاییهایی بیانگر تشدید نگاه محافظهکارانه فعالان خرد و بیاعتمادی فزاینده نسبت به چشمانداز بازار سهام است.
تصمیمات خلقالساعه؛ پاشنه آشیل بازار سرمایه
از نگاه کارشناسان بازار، وضعیت این روزهای بورس بیش از آنکه به متغیرهای خارجی یا کوتاهمدت وابسته باشد، بازتاب مستقیم نارساییهای درونساختاری و خطاهای تصمیمگیری نهادی است. فقدان شفافیت در فرآیندهای تصمیمگیری سازمان بورس، تغییرات پیدرپی در ضوابط اجرایی، و رفتارهای متناقض نهادهای نظارتی، فضای بیاعتمادی عمیقی را در میان سرمایهگذاران ایجاد کرده است.
نوسانات شدید در ضریب اعتباری، لغو و ابطال معاملات بهصورت سلیقهای، و تغییر مکرر دامنه نوسان، همگی در چشم سرمایهگذار خرد، سیگنالی از بیثباتی ساختاری و عدم پاسخگویی متولیان بازار است. رفتارهایی مانند حمایتگری انتخابی صندوقهای تثبیت و توسعه در برخی نمادها و ورود و خروج بیدلیل منابع از بازار، نهتنها کارکرد تنظیمگری بازار را زیر سؤال برده، بلکه موجب شده سهمهای بسیاری در غیاب تقاضای واقعی، صرفاً با نگاه حمایتی خرید و فروش شوند.
از سوی دیگر، دخالتهای فزاینده وزارت صمت و دیگر نهادهای اجرایی در روند قیمتگذاری، خصوصیسازی و حتی باز و بسته شدن نمادها، اعتماد سرمایهگذاران به قواعد بازی را متزلزل کرده است. نمونه بارز این وضعیت را میتوان در سرنوشت نماد ایرانخودرو مشاهده کرد که علیرغم نقش لیدری در بازار، هنوز پس از چهار هفته از زمان آتشبس، بازگشایی نشده است. این مجموعه عوامل، نه فقط بحرانهای مقطعی بلکه تصویری فراگیر از اقتصاد سیاستزده ایران را در بورس بازنمایی میکند.
نرخ بهره و ناترازی؛ فشارهای بیرونی بر بازار سرمایه
افزایش نرخ بهره تا سطح ۳۷ درصد و بازده جذاب صندوقهای درآمد ثابت، یکی از اصلیترین دلایل خروج نقدینگی از بورس در هفتههای اخیر بوده است. در شرایطی که تورم بالا و نرخ سود بانکی همزمان افزایش یافته، بازار سهام دیگر برای بسیاری از سرمایهگذاران جذابیتی ندارد.
در همین حال، ناترازی شدید انرژی، از برق تا آب، و مقرراتی مانند محدودیت در استفاده صنایع از نیروگاههای خودتأمین، فضای ابهام را برای سرمایهگذاری در تولید تشدید کرده است. این فشارهای بیرونی، در کنار تزریق مستقیم منابع از بورس به بازار بدهی (حدود ۱۷ هزار میلیارد تومان)، بازار را از نقدینگی تهی و سرمایهگذاران را به سمت گزینههای کمریسک سوق دادهاند.
واکنش سرمایهگذاران به بازار بیثبات
در برابر این حجم از بیاعتمادی و ریسکهای متراکم، بخش بزرگی از سرمایهگذاران خرد ترجیح دادهاند وارد بازی نشوند. استراتژی غالب بازار اکنون «نظارهگر بودن» است؛ پول هوشمند ترجیح داده از بازار سهام فاصله بگیرد و در صندوقهای درآمد ثابت یا ابزارهای طلایی جای بگیرد. خروج متوالی پول حقیقی از بورس در کنار ریزش پیوسته شاخصها، نشانهای روشن از این رویکرد محتاطانه است.
بازیگرانی که در گذشته موتور حرکت بازار بودند، امروز صرفاً تماشاگرند. فشار فروش مداوم، غیبت لیدرهایی مانند ایرانخودرو، نبود چشمانداز روشن و رفتارهای سلیقهای سازمان بورس، همگی دست به دست دادهاند تا «عدم ورود سرمایه» به یک تصمیم آگاهانه و معنادار تبدیل شود.
آیا بازار به نقطه بازگشت نزدیک میشود؟
اگرچه برخی کارشناسان معتقدند وضعیت متزلزل بورس موقتی است، اما واقعیت آن است که ترمیم اعتماد از دسترفته تنها با اصلاحات ساختاری، بازگشت شفافیت، حذف مداخلات مقطعی و یکپارچهسازی پیام سیاستگذار امکانپذیر خواهد بود. تا آن زمان، پول از مسیر سهام منحرف شده و به مقصدهایی خواهد رفت که اطمینان، بازده نسبی و نقدشوندگی بیشتری ارائه دهند.















نظرات کاربران