به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار سرمایه ایران در نخستین هفته مردادماه ۱۴۰۴، بار دیگر چهرهای ناپایدار و متزلزل به خود گرفت. شاخص کل در حالی به مدار منفی بازگشت که تنها چند روز پیش، در پی تزریق منابع محدود از سوی بانک مرکزی، برخی فعالان بازار به بازگشت رونق امیدوار شده بودند. با این حال، همانگونه که بسیاری کارشناسان هشدار داده بودند، این سبزپوشی نهتنها تداوم نداشت، بلکه بهسرعت جای خود را به فضای منفی داد.
یکی از دلایل اصلی این ناپایداری، نبود امکان پیشبینی دقیق از روند تصمیمگیری اقتصادی در کشور است. آقابزرگی، کارشناس بازار سرمایه، در گفتوگویی صریح تأکید کرده است که «در شرایط فعلی، حتی پیشبینی تعطیلی روز آینده ممکن نیست؛ چه رسد به تصمیمات اقتصادی که میتوانند روند کلی بازار را دگرگون کنند». به گفته او، چنین سطحی از بیثباتی، تحلیل بنیادی و تکنیکال را با خطای جدی مواجه کرده و عملاً توان برنامهریزی را از بازیگران بازار گرفته است.
سرمایهگذاران در بازار سرمایه، نهتنها با عدم اطمینان از سیاستهای ارزی و مالی دولت روبهرو هستند، بلکه رفتارهای ناگهانی مانند اعلام تعطیلیهای سراسری یا توقف یکشبه حمایتها، موجی از بیاعتمادی را در بازار ایجاد کرده است. همین بیاعتمادی، امروز به یکی از مهمترین موانع بازگشت نقدینگی به بورس تبدیل شده است.
افزون بر این، ماهیت نوسانی بورس نیز مزید بر علت شده است؛ چراکه حتی در مقاطعی که بازار با حمایتهای مالی رنگی از سبز به خود میگیرد، بازیگران حقیقی و حقوقی از پایداری این روند مطمئن نیستند. به همین دلیل، با کوچکترین سیگنال منفی یا تردید، جریان فروش دوباره آغاز میشود.
از تعطیلی ناگهانی تا تصمیمات شبانه: وقتی بورس قربانی بیثباتی میشود
یکی از مهمترین عوامل تضعیف بازار سرمایه در ماههای اخیر، نه صرفاً متغیرهای اقتصادی، بلکه تصمیمات غیرمنتظرهای است که در لایههای بالای سیاستگذاری اتخاذ میشود. تعطیلیهای بدون اطلاع قبلی، سیاستهای مقطعی و اعلامهای شبانه بدون پیوست اجرایی، همگی فضایی از بیاعتمادی و اضطراب را در بین سرمایهگذاران ایجاد کردهاند.
نمونه بارز این بیثباتی، تصمیمات ناگهانی برای تعطیلی چندروزه کشور به بهانه مدیریت ناترازی برق در اوج فعالیت بورس بود؛ تصمیماتی که نهتنها هماهنگ نبودند، بلکه بدون در نظر گرفتن تبعات روانی و عملیاتی آن بر بازار سرمایه اجرایی شدند.
در این فضای متزلزل، فعالان بازار نمیتوانند با اطمینان برای روزهای آتی خود برنامهریزی کنند. نبود تقویم مشخص برای عرضههای دولتی، ابهام در سیاستهای ارزی، و حتی بیخبری فعالان از باز بودن یا نبودن بازار در روز بعد، تصویری از «بازاری بیثبات» ارائه داده که هر لحظه ممکن است تحتتأثیر یک تصمیم سیاسی یا مدیریتی دستخوش تغییر شود.
این شرایط موجب شده تا سرمایهگذار نهتنها نگران نوسانهای قیمتی باشد، بلکه نسبت به اصل "قابلیت اتکای بازار" نیز دچار تردید شود. در چنین بستری، طبیعی است که سرمایه به سمت بازارهایی کوچ کند که دستکم از ثبات رفتاری بیشتری برخوردارند؛ حتی اگر بازدهی کوتاهمدت کمتری داشته باشند.
وعدههایی که عملی نشدند: از حمایتهای لفظی تا واقعیت تلخ بازار
یکی از جدیترین گرههای ذهنی فعالان بازار سرمایه، تضاد میان وعدههای مسئولان و واقعیتهای میدان است. طی ماههای گذشته، دولت بارها از حمایت قاطع از بورس سخن گفته است؛ از وعده تزریق منابع تا اعلام برنامههای اصلاحی ساختاری. اما آنچه در عمل رخ داد، چیزی جز اجرای ناقص و مقطعی این سیاستها نبود.
در نمونهای آشکار، وعده تزریق ۴۰ هزار میلیارد تومان منابع به بازار، ابتدا بهعنوان مسکّنی موقت بازار را سبز کرد؛ اما بهسرعت با توقف این حمایت، اثر آن نیز خنثی شد و شاخصها بار دیگر به مسیر نزولی بازگشتند. حتی اعلام رسمی بانک مرکزی مبنی بر عدم تمایل به ادامه حمایت، پیام روشنی به بازار ارسال کرد: این حمایتها نه پایدارند و نه قابل اتکا.
در کنار آن، بسیاری از وعدههای زیرساختی مانند بهبود شفافیت مالی شرکتها، حذف مقررات ناکارآمد، بهینهسازی دامنه نوسان، و توسعه ابزارهای مالی نیز یا در حد حرف باقی ماندهاند یا با اجرای ناقص، اثر ملموسی بر بهبود فضای سرمایهگذاری نگذاشتهاند.
این روند نهتنها بازدهی بازار را کاهش داده، بلکه اعتماد عمومی به نظام تصمیمگیری اقتصادی را بهشدت مخدوش کرده است. سرمایهگذاران امروز دیگر نه به حمایتهای لفظی اعتماد دارند و نه به وعدههایی که تاریخ انقضای زودرس دارند. نتیجه این فضای پرابهام، فرار سرمایه از بورس و قفلشدن نقدینگی در چرخهای از رکود و بیاعتمادی است.
چشمانداز هفته آینده: نه صعود قاطع، نه سقوط شدید
با مرور وضعیت کنونی بازار سرمایه و شرایط کلان اقتصادی، میتوان پیشبینی کرد که بازار بورس در هفته آینده در وضعیتی «خنثی-نوسانی» باقی بماند. نه نشانهای جدی از بازگشت پرقدرت تقاضا دیده میشود و نه فشاری آنچنان سهمگین که موجب ریزش کامل شاخصها شود.
مهمترین عامل در این پیشبینی، فقدان تصمیمات روشن اقتصادی و استمرار فضای مبهم در حوزههای کلیدی مانند نرخ بهره، انرژی، سیاستهای ارزی و حتی جهتگیری سیاسی کشور است. تجربه هفتههای اخیر نشان داد که حتی حمایتهای مالی بدون پشتوانه برنامهریزی، اثر مقطعی دارند و نمیتوانند موتور محرکهای برای رشد پایدار بورس باشند.
در مقابل، فعالان بازار همچنان با احتیاط رفتار میکنند. حجم معاملات پایین، جریان خروج نقدینگی از صنایع بزرگ، و احتیاط سرمایهگذاران خرد نشان میدهد که اعتماد به بازار، در کوتاهمدت بازسازی نخواهد شد.
به نظر میرسد بازار در نبود محرک قوی و بدون رویداد مهم اقتصادی یا سیاسی، در محدودهای باریک نوسان کند. در این شرایط، حتی نوسانات مثبت نیز بیشتر از آنکه ناشی از امیدواری به آینده باشد، به دلیل اصلاحات تکنیکال یا حرکتهای کوتاهمدت سفتهبازان است.
در یک جمله، بورس هفته آینده بازاری خواهد بود که بیشتر تماشا میشود تا آنکه به آن اعتماد شود.















نظرات کاربران