به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز و به نقل از بلومبرگ، قیمت نفت دوباره لغزید؛ این بار نه فقط بهخاطر تصمیمات سیاسی یا تکانههای ژئوپلیتیکی، بلکه بهدلیل تضادی عمیق میان آنچه تولیدکنندگان میخواهند و آنچه بازار میتواند جذب کند. در روزهایی که اوپکپلاس تلاش میکند با افزایش تولید، جای پای خود را در بازار جهانی محکمتر کند، نشانههای رکود در بزرگترین اقتصاد جهان، چشمانداز تقاضا را تیره کرده است. از آنسو، تهدید تحریمهای جدید علیه نفت روسیه و شرکای تجاریاش، فضای بازار را بیش از پیش مبهم کرده. نفت، در میانهی این بازی چندضلعی، گرفتار وضعیتی شده که نه افزایش عرضه میتواند آن را بالا بکشد، و نه محرکهای تقاضا آنقدر قویاند که نجاتش دهند.
بازگشت اوپکپلاس به بازی سهم بازار
تصمیم اوپکپلاس برای افزایش تولید نفت از سپتامبر، آن هم به میزان ۵۴۷ هزار بشکه در روز، تنها یک اقدام تکنیکی یا روتین نیست؛ این تصمیم در ادامهی یک برنامهریزی چندماهه برای بازگرداندن تمام کاهشهای داوطلبانه سال گذشته توسط زیرگروهی از این ائتلاف است؛ گروهی که عربستان سعودی و روسیه ستون فقرات آن را تشکیل میدهند.
در ظاهر، این افزایش تولید گامی در جهت پاسخ به «نیاز بازار» قلمداد میشود، اما در باطن، ما با یک رقابت استراتژیک بر سر بازپسگیری سهم بازار مواجهیم؛ خصوصاً در شرایطی که روسیه بهدلیل تحریمها تحت فشار است و عربستان با کاهش ذخایر بودجهایاش نمیخواهد بیش از این درآمد نفتی از دست بدهد.
اوپکپلاس با این اقدام نهتنها پیام بازگشت به بازی را به بازارها مخابره کرد، بلکه نشان داد هنوز آماده است در نقش بازیگر اول عرضه ظاهر شود؛ حتی اگر این بازی، بهای جهانی نفت را قربانی کند. برای بازیگرانی چون عربستان، اولویت اول حفظ کنترل بازار است، نه تثبیت قیمت.
این حرکت البته با یک ملاحظه مهم همراه بود: گروه هنوز درباره ادامه افزایش عرضه پس از سپتامبر تصمیمگیری نکرده و همین نکته، بخشی از سیاست «انعطافپذیری راهبردی» اوپکپلاس را نشان میدهد؛ یعنی ائتلاف میخواهد همزمان که عرضه را بالا میبرد، همچنان دست خود را برای کنترل بازار باز بگذارد.
جنگ تجاری و رکود اقتصادی؛ دشمن جدید نفت
افزایش عرضه در حالی از سوی اوپکپلاس کلید خورده که نشانههای رکود در اقتصاد جهانی، مخصوصاً در ایالات متحده، جدیتر از همیشه خود را نشان میدهد. تازهترین دادههای اشتغال آمریکا که کمتر از انتظارات بازار بود، زنگ خطر را برای تحلیلگران به صدا درآورد؛ چرا که این ارقام نهتنها منعکسکنندهی کاهش سرعت رشد اقتصادی هستند، بلکه نشان میدهند تقاضای انرژی نیز ممکن است بهزودی افت کند.
اما این تنها چالش پیشروی تقاضا نیست. جنگ تجاری آمریکا با اقتصادهای بزرگی چون چین و روسیه در حال گسترش است و اثر خود را همزمان بر جریان تجارت جهانی، زنجیره تأمین، و مصرف انرژی میگذارد. سرمایهگذاران جهانی اکنون با واقعیتی مواجهاند که در آن افزایش تعرفهها و سیاستهای انزواگرایانه، از یکسو باعث افت صادرات میشود و از سوی دیگر انگیزهی صنایع برای تولید و مصرف انرژی را کاهش میدهد.
در چنین فضایی، نفت دیگر نه یک کالای استراتژیک با چشمانداز رشد، بلکه داراییای تحت فشار رکود و بیثباتی ژئوپلیتیکی است. همانگونه که در معاملات آخر هفته دیده شد، واکنش بازار به دادههای ضعیف اقتصادی، فروش گسترده بود. معاملهگران ترجیح دادند از موقعیتهای خرید خارج شوند تا پیش از شکلگیری یک بحران تقاضا، خود را از ضرر مصون نگه دارند.
افق تقاضا برای نفت، دیگر بهروشنی ماههای پیش نیست. وقتی مصرفکنندهی اصلی یعنی ایالات متحده درگیر نگرانیهای اقتصادی شود، تأثیر آن بر بازار انرژی جهانی اجتنابناپذیر است.
تحریمهای نفتی و سناریوی مبهم روسیه
درست زمانی که بازار نفت سعی میکرد خود را با افزایش عرضه اوپکپلاس و کاهش تقاضا وفق دهد، یک عنصر ناپایدار دیگر وارد معادله شد: احتمال اعمال تحریمهای ثانویه آمریکا علیه نفت روسیه. این تهدید بهویژه پس از اظهارات تند ترامپ علیه هند ـ بهدلیل ادامه خرید نفت از مسکو ـ شکل جدیتری به خود گرفته است.
در حال حاضر، هند بهعنوان یکی از خریداران بزرگ نفت روسیه، هنوز دستور رسمیای برای توقف واردات صادر نکرده، اما سایه تهدید تحریمهای ثانویه از ۸ آگوست، به وضوح بر تصمیمگیری سیاستگذاران دهلینو سنگینی میکند. ترامپ حتی از اعزام یک فرستاده ویژه به روسیه در همین هفته خبر داده؛ اقدامی که میتواند آغاز دور تازهای از فشار بر صادرات نفت این کشور باشد.
بازار جهانی نفت پیش از این نیز بهشدت به تحولات مرتبط با صادرات روسیه حساس بوده، چرا که بیش از ۷ درصد نفت جهان از روسیه تأمین میشود. هرگونه اختلال در این مسیر، بهویژه در شرایطی که همزمان با افزایش عرضه اوپکپلاس باشد، نه تنها مسیر قیمتها را نامشخص میکند، بلکه موجب شکلگیری دوگانگی در بازار انرژی میشود: مازاد در یکسو و کمبود بالقوه در سوی دیگر.
برای ایران نیز این تحولات یک بُعد دوگانه دارد؛ اگر تحریمها علیه روسیه جدیتر شود، ممکن است فرصتی کوتاهمدت برای فروش بیشتر نفت به برخی بازارها فراهم شود. اما واقعیت این است که چنین فرصتهایی معمولاً پایدار نیستند و در کنار آن، رقابت در بازارهای خاکستری شدیدتر خواهد شد.
پیشبینیها و چشمانداز آینده؛ نفت به کدام سو میرود؟
ر شرایطی که بازار نفت میان انبوهی از سیگنالهای متناقض گرفتار شده، نگاه تحلیلگران به آینده بیشتر از همیشه محتاطانه و پراکنده است. برخی بانکها و نهادهای معتبر، از جمله گلدمن ساکس، سناریویی محافظهکارانه را ترسیم کردهاند: نفت برنت تا پایان سال در محدودهی ۶۴ دلار باقی میماند و در سال ۲۰۲۶ حتی به ۵۶ دلار سقوط میکند.
اما این سناریو فقط یکی از چند مسیر ممکن است. بازار امروز دیگر تابع یک متغیر نیست؛ بلکه یک معادله چندمجهولی است که هر متغیر آن (از دادههای اقتصادی تا جنگ اوکراین و سیاستهای اوپکپلاس) میتواند مسیر قیمتها را دگرگون کند.
از طرفی، اگر تحریمها علیه روسیه جدیتر شوند و همزمان نشانههایی از بهبود اقتصادی در چین یا آمریکا ظاهر شود، میتوان انتظار بازگشت رشد قیمتها را داشت. اما اگر رکود جهانی عمیقتر شود یا هند تحت فشار آمریکا واردات از روسیه را کاهش دهد، بازار وارد فاز جدیدی از بیتعادلی خواهد شد: افزایش عرضه در برابر تقاضایی که هر روز نحیفتر میشود.
برای ایران نیز آینده نفت، همچنان سایهدار است. در حالی که درآمدهای نفتی برای بودجه حیاتی است، کاهش قیمت جهانی نفت میتواند توان مانور اقتصادی کشور را محدودتر از قبل کند؛ بهخصوص در فضایی که تخفیفهای قیمتی و رقابت در بازارهای خاکستری، حاشیه سود فروش نفت ایران را کاهش میدهد.
در نهایت، نفت در نقطهای ایستاده که نه میتواند با اطمینان به افزایش تولید تکیه کند، و نه چشم امیدی به جهش تقاضا دارد. بازار در حال عبور از دورهای پرنوسان و مبهم است؛ دورهای که در آن، سیاست و اقتصاد، همزمان شمشیر دو لبهای برای قیمت نفت شدهاند.















نظرات کاربران