خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
مداخله بانک مرکزی چگونه بر قیمت دلار اثر می‌گذارد؟

مداخله بانک مرکزی چگونه بر قیمت دلار اثر می‌گذارد؟

چگونه مداخله بانک مرکزی بر قیمت دلار تأثیر گذاشت؟

چگونه مداخله بانک مرکزی بر قیمت دلار تأثیر گذاشت؟

مداخله بانک مرکزی در نرخ ۲۷۰ هزار تومانی دلار؛ ثبات موقت یا ادامه افزایش؟

مداخله بانک مرکزی در نرخ ۲۷۰ هزار تومانی دلار؛ ثبات موقت یا ادامه افزایش؟

مشکل رجیستری تلفن‌های همراه برطرف شد؟

مشکل رجیستری تلفن‌های همراه برطرف شد؟

قیمت دلار تا عید ۱۴۰۶ به ۳۰۰ هزار تومان می‌رسد؟

قیمت دلار تا عید ۱۴۰۶ به ۳۰۰ هزار تومان می‌رسد؟

اخبار سیاسی، تعیین‌کننده مسیر قیمت دلار در هفته آینده

اخبار سیاسی، تعیین‌کننده مسیر قیمت دلار در هفته آینده

دلار در کانال ۲۷۱ هزار تومان؛ طلا و سکه با افت اونس جهانی کاهش یافتند

دلار در کانال ۲۷۱ هزار تومان؛ طلا و سکه با افت اونس جهانی کاهش یافتند

بانک مرکزی چگونه از کنترل شبکه بانکی برای اعمال قدرت در بازار رمزارزها استفاده می‌کند؟ تنظیم‌گری رمزارزها از مسیر درگاه پرداخت

بانک مرکزی چگونه از کنترل شبکه بانکی برای اعمال قدرت در بازار رمزارزها استفاده می‌کند؟ تنظیم‌گری رمزارزها از مسیر درگاه پرداخت

بازار - ۱۴۰۵.۰۸.۰۶

بازار - ۱۴۰۵.۰۸.۰۶

نرخ حقیقی ارز در مهر ۱۴۰۵ به رکورد مهر ۱۳۹۹ نزدیک شد

نرخ حقیقی ارز در مهر ۱۴۰۵ به رکورد مهر ۱۳۹۹ نزدیک شد

از اوج ۱۰۶ هزار تا بازگشت به ۱۰۱ هزار تومان

دلار میان تورم و هیجان؛ چرا یک خبر می‌تواند بازار ارز را جابه‌جا کند؟

بازدید ۳٬۱۳۷نویسنده: رضا هاشمی
دلار میان تورم و هیجان؛ چرا یک خبر می‌تواند بازار ارز را جابه‌جا کند؟

بازگشت دلار از سقف ۱۰۶ هزار به ۱۰۱ هزار، نه نشانه‌ای از ثبات، بلکه یادآوری این واقعیت است که بازار ارز بیشتر از داده‌های بنیادی، به «خبر» واکنش نشان می‌دهد

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز بازار ارز در روزهای اخیر بار دیگر چهره‌ای ناآرام به خود گرفت. نرخ دلار آزاد که تنها چند روز پیش به اوج ۱۰۶ هزار تومان رسیده بود، ناگهان عقب نشست و امروز روی ۱۰۱,۸۵۰ تومان ایستاد. این رفت‌وبرگشت تند، تنها یک تغییر عددی نیست؛ بلکه پرسش‌های تازه‌ای را درباره ریشه نوسان‌ها پیش روی فعالان اقتصادی و مردم قرار می‌دهد.

آیا این جهش و بازگشت، نشانه‌ای از بی‌ارزش‌تر شدن ریال در سایه تورم مزمن است یا بیشتر از جنس هیجان روانی و واکنش لحظه‌ای بازار به اخبار سیاسی؟ چرا در اقتصادی که با رکود و بی‌اعتمادی دست‌وپنجه نرم می‌کند، یک خبر یا شایعه می‌تواند قیمت ارز را ظرف چند ساعت جابه‌جا کند؟ و مهم‌تر از همه، دلار در نهایت در کجا آرام خواهد گرفت؛ بر مدار ۱۰۰ هزار تومان یا بالاتر از سقف‌های تازه‌ای که تجربه کرد؟

تورم مزمن و کاهش ارزش واقعی ریال

پیش از آنکه به اثرات روانی بپردازیم، باید واقعیت انکارناپذیر اقتصاد ایران را یادآور شد: تورم مزمن. در شرایطی که نرخ تورم سالانه در ایران بین ۳۵ تا ۴۰ درصد در نوسان است و در اقتصاد آمریکا تنها حدود ۲ تا ۳ درصد گزارش می‌شود، طبیعی است که ارزش پول ملی در برابر دلار به‌طور مستمر کاهش یابد. این همان منطق ساده «برابری قدرت خرید» است؛ ریالی که هر سال بخش بزرگی از قدرت خریدش را از دست می‌دهد، نمی‌تواند در برابر ارزی با ثبات نسبی مقاومت کند.

از همین زاویه، بخش عمده‌ای از رشد بلندمدت نرخ دلار در ایران ــ برآوردها حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد ــ به همین اختلاف تورمی و کاهش ارزش ذاتی ریال بازمی‌گردد. به بیان دیگر، حتی اگر هیچ خبر سیاسی یا شوک بیرونی وجود نداشت، ریال به دلیل ساختار تورمی اقتصاد ایران ناگزیر به سقوط تدریجی در برابر دلار بود.

اما پرسش اینجاست: اگر عوامل بنیادی تا این اندازه روشن‌اند، پس چرا نوسانات روزانه تا این حد شدید است و دلار در فاصله‌ای کوتاه چند هزار تومان جابه‌جا می‌شود؟ پاسخ در لایه روانی بازار نهفته است.

روان ناآرام بازار؛ چرا یک خبر دلار را جابه‌جا می‌کند؟

بازار ارز ایران تنها به شاخص‌های اقتصادی گوش نمی‌دهد؛ بلکه به‌شدت اسیر «انتظارات» و «اخبار لحظه‌ای» است. کافی است شایعه‌ای درباره فعال‌شدن مکانیسم ماشه یا تحریم‌های تازه منتشر شود تا موجی از تقاضای هیجانی شکل بگیرد و نرخ دلار ظرف چند ساعت جهش کند. در سوی دیگر، انتشار خبری درباره توافق با آژانس انرژی اتمی یا سفر دیپلماتیک رئیس‌جمهور کافی است تا همان دلار با همان بنیان‌های اقتصادی، مسیر نزولی در پیش گیرد.

این رفتار نه ناشی از تغییر واقعی عرضه و تقاضا، بلکه بازتاب بی‌اعتمادی عمومی به آینده اقتصاد است. وقتی فعالان اقتصادی چشم‌اندازی روشن از سیاست‌ها ندارند، رفتارشان بیشتر شبیه به حرکت گله‌ای می‌شود: گروهی می‌خرند چون دیگران می‌خرند، و گروهی می‌فروشند چون ترس دارند مبادا قیمت بریزد. این چرخه روانی، باعث می‌شود دلار در ایران بیش از بسیاری از کشورها به «اخبار» حساس باشد و کوچک‌ترین سیگنال مثبت یا منفی، چند هزار تومان از ارزشش را جابه‌جا کند.

مداخله دولت و بازگشت نرخ؛ سد روانی ۱۰۶ هزار

بازگشت دلار از سقف ۱۰۶ هزار تومان به محدوده ۱۰۱,۸۵۰ تنها حاصل تغییر فضای روانی نبود، بلکه رد پای مداخله مستقیم سیاست‌گذار هم در آن مشهود است. بانک مرکزی طی روزهای اخیر با افزایش عرضه در سامانه‌های رسمی، تثبیت نرخ مرکز مبادله روی حدود ۷۰ هزار تومان و تأکید رسانه‌ای بر عدم تغییر نرخ‌های مرجع، پیامی روشن به بازار فرستاد: اجازه نخواهد داد دلار آزاد در مدارهای تازه تثبیت شود.

علاوه بر این، سخت‌گیری نسبت به عرضه‌های سنگین صندوق‌ها و مدیریت سمت تقاضا نیز به شکل‌گیری موج نزولی کمک کرد. به بیان دیگر، همان‌طور که یک خبر می‌تواند دلار را ناگهان به اوج برساند، سیگنال‌های قاطع دولت و تزریق هدفمند ارز نیز قادرند سقف‌های روانی را بشکنند و نرخ را چند هزار تومان عقب برانند.

اما این مداخلات بیش از آنکه مشکل بنیادی را حل کنند، نقشی شبیه به «مسکن» دارند؛ پرسش همچنان باقی است: آیا دلار در همین محدوده آرام می‌گیرد یا با شوک بعدی دوباره سقف‌های تازه‌ای را تجربه خواهد کرد؟

واقعیت اقتصادی در برابر هیجان روانی؛ سهم هرکدام چقدر است؟

بررسی روند دلار نشان می‌دهد که دو نیروی متفاوت اما هم‌افزا پشت نوسانات بازار قرار دارند:

نیروی بنیادی (واقعی): تورم مزمن و اختلاف نرخ تورم ایران با اقتصادهای باثبات‌تر مانند آمریکا، بخش اصلی رشد بلندمدت دلار را توضیح می‌دهد. برآوردها نشان می‌دهد حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد افزایش سطح عمومی دلار ناشی از همین تضعیف مستمر ریال است؛ مسیری که حتی بدون اخبار و هیجانات هم ادامه می‌یابد.

نیروی روانی (کوتاه‌مدت): آنچه در جهش‌های ناگهانی و ریزش‌های سریع رخ می‌دهد، بیشتر محصول انتظارات و واکنش‌های هیجانی است. تجربه همین روزها نشان می‌دهد که ۷۰ تا ۸۰ درصد از نوسان چندروزه دلار – صعود به ۱۰۶ هزار و بازگشت به ۱۰۱ هزار – نه ریشه اقتصادی، بلکه منبعی روانی داشته است.

این ترکیب باعث می‌شود دلار در ایران نه‌تنها آینه‌ای از تورم، بلکه تابلویی از بی‌اعتمادی و اضطراب بازار هم باشد؛ بازاری که با هر خبر کوچک به‌سرعت بیش‌واکنش نشان می‌دهد.

چرا اثرات روانی در ایران شدیدتر است؟

  • نوسانات ارزی و واکنش‌های هیجانی، مختص ایران نیست؛ کشورهایی مثل ترکیه یا آرژانتین نیز با تورم بالا چنین تجربه‌هایی داشته‌اند. اما شدت و سرعت واکنش دلار در ایران دلایل خاص خود را دارد:
  • چندنرخی بودن ارز: وجود نرخ‌های متعدد از ارز ترجیحی گرفته تا مرکز مبادله و بازار آزاد زمینه آربیتراژ و موج‌سازی سفته‌بازانه را فراهم می‌کند. هر شوک خبری، این فاصله‌ها را بزرگ‌تر می‌کند و به نوسان دامن می‌زند.
  • تحریم و محدودیت منابع ارزی: در شرایطی که دسترسی کشور به درآمدهای ارزی محدود است، هر خبر مثبت یا منفی درباره صادرات نفت یا دسترسی به منابع بلوکه‌شده، مستقیماً به نرخ ارز ترجمه می‌شود.
  • رکود و بی‌اعتمادی: وقتی اقتصاد درگیر رکود و رشد ضعیف است، ریال برای مردم «دارایی مطمئن» محسوب نمی‌شود. در نتیجه کوچک‌ترین نگرانی سیاسی یا اقتصادی، هجوم به بازار ارز را برمی‌انگیزد.
  • عمق کم بازار : بازار ارز ایران برخلاف اقتصادهای بزرگ، عمق و تنوع ابزار ندارد. همین موضوع باعث می‌شود حرکت چند بازیگر بزرگ یا چند سیگنال خبری کافی باشد تا کل بازار به سمت خرید یا فروش هجوم ببرد.

مجموع این عوامل، اثرات روانی را در ایران بزرگ‌نمایی می‌کند و باعث می‌شود نرخ دلار بیش از هر جای دیگر به «خبر» وابسته باشد.

چشم‌انداز؛ دلار کجا آرام می‌گیرد؟

با وجود بازگشت نرخ دلار از سقف ۱۰۶ هزار به محدوده ۱۰۱ هزار، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: این نوسانات موقت‌اند یا آغاز مسیری تازه؟

در کوتاه‌مدت، تا زمانی که بانک مرکزی با عرضه ارز و تثبیت نرخ‌های مرجع در بازار مداخله کند، می‌توان انتظار داشت دلار در بازه روانی ۱۰۰ تا ۱۰۳ هزار تومان نوسان کند. این محدوده همان جایی است که سیاست‌گذار سعی دارد از آن به‌عنوان «لنگر روانی» استفاده کند.

اما در بلندمدت، واقعیت تورم و افت ارزش ریال مسیر را تعیین خواهد کرد. اگر نرخ‌های تورم بالا ادامه یابد و چشم‌انداز رشد اقتصادی بهبود پیدا نکند، دلار دیر یا زود دوباره به سمت قله‌های تازه حرکت می‌کند. پرسش اینجاست که آیا این بار سیاست‌گذار می‌تواند با ابزارهای موقتی، سقف‌های روانی را مهار کند یا بازار ارز همچنان اسیر چرخه‌ای از تورم، بی‌اعتمادی و واکنش‌های هیجانی باقی خواهد ماند؟

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.