به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارزبازار ارز امروز چهرهای متفاوت از روزهای پرهیجان هفته گذشته داشت. دلار آزاد که در اوج تنشهای سیاسی تا قله ۱۰۶ هزار تومان جهش کرده بود، حالا در حوالی ۱۰۰ هزار تومان آرام گرفته است. حتی در بخشی از معاملات صبحگاهی، اسکناس آمریکایی وارد کانال ۹۰ هزار تومان شد، اما خیلی زود دوباره به کانال ۱۰۰ هزار برگشت. این رفتوبرگشت نشان داد که بخش بزرگی از تقاضای هیجانی تخلیه شده و معاملهگران فعلاً با احتیاط بیشتری خرید و فروش میکنند.
در همین حال، نرخ مبادلهای و صرافی ملی بدون تغییر محسوس روی رقم ۷۲ هزار و ۷ تومان ثابت ماندند؛ عددی که بهنوعی نقش «لنگر روانی» را در بازار ایفا میکند. ثبات در این سطح، پیامی روشن به فعالان داد: سیاستگذار ارزی قصد ندارد اجازه دهد سقفهای تازه در بازار آزاد شکل بگیرد. همزمان، درهم امارات نیز در محدوده ۲۷ هزار و ۳۰۰ تا ۲۷ هزار و ۷۰۰ تومان ایستاد؛ نشانهای دیگر از اینکه موتور انتقال شوکهای خارجی به بازار ارز، دستکم برای امروز خاموش مانده است.
این عقبنشینی آرام، در ظاهر ممکن است نشانی از ثبات باشد، اما بیشتر از آنکه معنای یک نقطه تعادلی پایدار را بدهد، شبیه به یک استراحت کوتاهمدت در میانه میدان پرریسک سیاست و اقتصاد ایران است.
بازارساز چگونه تب ۱۰۶ هزار را خواباند؟
بازگشت دلار از قله ۱۰۶ هزار تومان به محدوده ۱۰۰ هزار، تنها نتیجه تخلیه هیجان نبود؛ این تغییر را باید در آینه نقشآفرینی مستقیم بازارساز هم دید. سیاستگذار ارزی با تثبیت نرخ صرافی ملی و دلار مبادلهای روی عدد ۷۲,۰۰۷ تومان، پیام روشنی به بازار داد: «اجازه شکلگیری سقفهای جدید را نخواهیم داد.» همین سیگنال کافی بود تا بخش زیادی از خریداران هیجانی عقبنشینی کنند.
از سوی دیگر، تزریق هدفمند ارز در بازار آزاد باعث شد تقاضای مازاد که طی هفته گذشته بهدلیل ترس از فعالسازی مکانیسم ماشه به صف خرید پیوسته بود، به تدریج فروکش کند. اثر این مداخله در ثبات نرخ حواله درهم هم مشهود بود؛ جایی که عدد ۲۷ هزار و ۳۰۰ تا ۲۷ هزار و ۷۰۰ تومان تقریباً بدون تغییر باقی ماند. این یعنی بازارساز نهفقط در اسکناس، بلکه در کانال انتقال ارز نیز دست بالاتر را بهدست گرفت و مانع از آن شد که شوکهای بیرونی دوباره به سرعت روی تابلو فردوسی منتقل شوند.
در عمل، سیاستگذار با ترکیب «لنگر روانی» نرخ رسمی و «تزریق مدیریتشده» عرضه، توانست از شتابگیری انتظارات جلوگیری کند. به همین دلیل، صعود هفته پیش که بیش از هر چیز محصول پریمیوم ترس بود، حالا جای خود را به یک فاز استراحت کوتاهمدت داده است.
از قاهره تا شورای امنیت؛ سیگنالهای متناقض به بازار ارز
بازار امروز فقط به دست سیاستگذار داخلی آرام نگرفت؛ سیاست خارجی هم نقشی پررنگ در جهتدهی انتظارات داشت. خبر دیدار رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، با سیدعباس عراقچی در قاهره بهسرعت در شبکههای خبری و میان معاملهگران پیچید. این دیدار بهعنوان نشانهای از تلاش برای کاهش تنشها و احتمال توقف روند فعالسازی مکانیسم ماشه تعبیر شد. همین سیگنال مثبت کافی بود تا بخشی از تقاضای احتیاطی از بازار عقبنشینی کند و دلار مسیر نزولی کوتاهی را تجربه کند.
اما در همان لحظهای که بوی گشایش از قاهره بلند شد، سایه تهدید دیگری هم بر سر بازار سنگینی کرد: کرهجنوبی، بهعنوان رئیس دورهای شورای امنیت سازمان ملل، روند حقوقی بازگشت تحریمهای ایران را به جریان انداخته است. این خبر، اگرچه هنوز در سطح مقدماتی قرار دارد، اما برای معاملهگران ارزی بهمثابه یک هشدار بود؛ هشداری که یادآور میشود هر گشایشی میتواند با یک شوک تازه خنثی شود.
این دو سیگنال متضاد یکی از جنس امید به دیپلماسی و دیگری از جنس تهدید به تحریم بازار را در موقعیت تعلیق نگه داشته است. در چنین فضایی، دلار نه توان سقوط معنادار دارد و نه جرئت جهشهای تازه؛ بلکه در میانه این نوسان انتظارات، در محدوده ۱۰۰ هزار تومان جا خوش کرده است.
تورم ساختاری؛ موتور خاموشنشدنی صعود دلار
اگرچه در روزهای اخیر بازارساز توانسته تب دلار را بخواباند و سیگنالهای دیپلماتیک بخشی از هیجان را فرو بنشاند، اما واقعیت عمیقتری زیر پوست بازار جریان دارد: تورم ساختاری. آمار رسمی مرکز آمار نشان میدهد که نرخ تورم مردادماه در مقیاس سالانه به حدود ۳۶ درصد رسیده و تورم ماهانه نیز نزدیک به ۳ درصد بوده است. چنین اعدادی معنای سادهای دارند: حتی اگر هیچ شوک سیاسی در کار نباشد، ارزش پول ملی هر ماه بخشی از توان خرید خود را از دست میدهد و دلار بهطور طبیعی تمایل به صعود دارد.
این همان چیزی است که فعالان بازار از آن با عنوان «شیب خزنده» یاد میکنند. حرکت آرام و پیوستهای که شاید در لحظه چندان به چشم نیاید، اما در بلندمدت مسیر قیمت را به سمت بالا حرکت میدهد. جهش اخیر دلار به ۱۰۶ هزار تومان تماماً محصول تورم نبود؛ حدود دو سوم آن ریشه در همین فشار ساختاری داشت و یک سوم دیگر حاصل ترس و فومو بود. حالا با تخلیه بخش هیجانی، آن موتور اصلی همچنان روشن است و اجازه نمیدهد دلار به زیر کفهای روانی مثل ۹۶ یا ۹۸ هزار تومان برای مدت طولانی سقوط کند.
به زبان دیگر، اگر سیاست و دیپلماسی همانند بادهای شدید، امواج مقطعی در بازار ایجاد میکنند، تورم همان جریان عمیق زیرسطحی است که کشتی دلار را آرام اما پیوسته به سمت آبهای بالاتر میبرد.
سناریوهای پیشرو: ثبات، شوک یا گشایش
بازار ارز حالا در نقطهای ایستاده که هر تغییر کوچک در سیاست یا اقتصاد میتواند مسیر آینده را رقم بزند. سه سناریوی اصلی بیش از بقیه محتمل به نظر میرسند:
در سناریوی نخست، ثبات مدیریتشده ادامه پیدا میکند. در این حالت، بازارساز با کنترل عرضه، تثبیت نرخهای رسمی و مهار کانال حوالهای درهم، دامنه نوسان دلار را میان ۹۸ تا ۱۰۲ هزار تومان نگه میدارد. این مسیر، اگرچه آرامش نسبی به بازار میدهد، اما همچنان بر شیب تورمی سوار است و نمیتواند به معنای کاهش پایدار تلقی شود.
در سناریوی دوم، بازگشت پریمیوم ترس در صورت تشدید فضای سیاسی است. اگر روند فعالسازی مکانیسم ماشه در شورای امنیت شتاب بگیرد یا سیگنالهای منفی تازهای از مذاکرات هستهای مخابره شود، دلار میتواند دوباره با جهشی روانی به محدوده ۱۰۴ تا ۱۰۸ هزار تومان صعود کند؛ درست شبیه همان موجی که هفته گذشته بازار را غافلگیر کرد.
و در سناریوی سوم، گشایش نسبی، احتمال شکلگیری یک توافق حداقلی یا تعلیق تهدیدها وجود دارد. در این حالت، بخشی از حباب ترس تخلیه میشود و دلار میتواند تا کفهای ۹۶ تا ۹۸ هزار تومان پایین بیاید. هرچند تورم بالای ۳۰ درصد اجازه نمیدهد این کاهش برای بلندمدت پایدار بماند.
این سه سناریو در واقع نقشهای هستند برای درک آینده نزدیک بازار؛ نقشهای که بیش از آنکه به منطق اقتصادی پایدار متکی باشد، زیر سایه سنگین تحولات سیاسی حرکت میکند.
جمعبندی تحلیلی؛ دلار میان تورم و پریمیوم ترس
بازار ارز در روزهای اخیر تصویری روشن از واقعیت پیچیده اقتصاد ایران ارائه کرده است؛ بازاری که میان دو نیروی متضاد گرفتار مانده: تورم ساختاری درونی و شوکهای مقطعی بیرونی. از یکسو، تورم بالای ۳۰ درصد مثل موتوری خاموشنشدنی عمل میکند و شیب صعودی دلار را تضمین میسازد. از سوی دیگر، هر خبر سیاسی—از قاهره گرفته تا نیویورک میتواند بهسرعت پریمیوم ترس را فعال کند و بازار را به قلههای تازه برساند.
بازگشت دلار به محدوده ۱۰۰ هزار تومان معنایش این نیست که اقتصاد وارد مسیر اصلاح شده است. این بازگشت تنها نشانهای است از اینکه بازارساز با ابزارهای مقطعی مثل تزریق مدیریتشده عرضه، تثبیت نرخ رسمی و مهار حواله درهم توانسته از التهاب هیجانی بکاهد. اما ریشههای بحران، همچنان پابرجا هستند: تورم مزمن، کسری بودجه و سایه تحریمها.
به همین دلیل، آرامش امروز را باید شکننده و مشروط دانست. هرچند احتمال دارد دلار در کوتاهمدت در محدوده ۹۸ تا ۱۰۲ هزار تومان باقی بماند، اما چشمانداز واقعی آن وابسته به سرنوشت پرونده سیاسی ایران است. اگر دیپلماسی مجالی برای تنفس پیدا کند، بازار میتواند مدتی در همین دامنه محدود حرکت کند. اما اگر روندها به سمت قفلشدن برود، پریمیوم ترس دوباره زنده خواهد شد و دلار بار دیگر از سدهای روانی عبور خواهد کرد.
به زبان ساده، دلار امروز بین دو جغرافیای متفاوت سرگردان است: شیب آرام و مداوم تورم در داخل، و امواج پرتلاطم سیاست خارجی در بیرون. آینده آن نه فقط روی تابلوی فردوسی، بلکه در اتاقهای دیپلماسی و پشت درهای بسته شورای امنیت نوشته خواهد شد.















نظرات کاربران