به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بورس تهران امروز سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۴ یکی از سنگینترین روزهای منفی خود در هفتههای اخیر را پشت سر گذاشت. شاخص کل با افت ۴۷ هزار و ۷۲۹ واحدی معادل ۱.۷۸ درصد، در سطح دو میلیون و ۶۲۹ هزار و ۳۱۵ واحد متوقف شد و دوباره رنگ قرمز بر تابلوی اصلی بازار غلبه کرد. شاخص هموزن نیز که تصویر دقیقتری از وضعیت سهام کوچک و متوسط ارائه میدهد، با کاهش ۶ هزار و ۶۲۰ واحدی معادل ۰.۸۲ درصد به ۷۹۶ هزار و ۱۱۵ واحد سقوط کرد.
اما آنچه این ریزش را معنادارتر میسازد، خروج گسترده نقدینگی حقیقیهاست. بر اساس آمارها، تنها در جریان معاملات امروز حدود ۶۷۹ میلیارد تومان پول حقیقی از بازار سهام خارج شد؛ رقمی که نشان میدهد فشار فروش صرفاً ناشی از نوسانات مقطعی نبود، بلکه محصول بیاعتمادی سرمایهگذاران حقیقی به چشمانداز کوتاهمدت بازار است.
در کنار این خروج نقدینگی، ارزش معاملات خرد سهام و حقتقدمها به ۵ هزار و ۱۲۹ میلیارد تومان و حجم معاملات به ۱۷.۵ میلیارد سهم رسید؛ عددی که نشان میدهد حجم دادوستد بالا بود اما سمت و سوی بازار کاملاً منفی. به بیان دیگر، معاملهگران فروشنده قدرت را در دست گرفتند و حتی حضور پررنگ حقوقیها هم نتوانست مانع از شکلگیری صفوف سنگین عرضه شود.
برتری فروشندگان و قرمزپوشی ۷۹ درصد بازار
تابلوی معاملات امروز بیش از هر چیز صحنه قدرتنمایی فروشندگان بود. از میان بیش از ۷۶۰ نماد فعال بازار، تنها ۱۵۸ نماد در محدوده مثبت معامله شدند و در مقابل، ۶۰۹ نماد سرخپوش بودند؛ یعنی نزدیک به ۷۹ درصد بازار در اختیار عرضهکنندگان قرار داشت. این نسبت سنگین، نشاندهنده آن است که فشار فروش صرفاً محدود به چند صنعت یا چند سهم شاخصساز نبود، بلکه به بدنه کل بازار سرایت کرده و فضای عمومی معاملات را منفی کرده است.
برتری مطلق فروشندگان در اعداد پایانی بازار هم بهوضوح نمایان شد. ارزش سفارشهای فروش در دقایق پایانی به ۲ هزار و ۸۴۵ میلیارد تومان رسید، در حالی که ارزش سفارشهای خرید تنها ۶۲۲ میلیارد تومان بود؛ اختلافی معنادار که گواه برتری روانی عرضه بر تقاضاست. تعداد صفهای خرید به ۵۵ مورد محدود شد، اما در مقابل صفهای فروش به ۳۰۹ مورد افزایش یافت و بهنوعی نشان داد که امروز بازار با «قفل عرضه» بسته شد.
این تصویر قرمزپوش، معنایی فراتر از یک روز منفی دارد: خروج پول حقیقی و قفل شدن صفهای فروش در حجم بالا، سیگنالی هشداردهنده برای ادامهدار بودن فضای منفی در روزهای پیشرو است، مگر آنکه بازارگردانها و حقوقیها فردا در همان دقایق ابتدایی بتوانند صفوف را سبک کنند.
رفتار متناقض پول؛ خروج از سهام و درآمدثابت، ورود به صندوقهای طلایی و اهرمی
جریان نقدینگی امروز چهرهای دوگانه از رفتار سرمایهگذاران ترسیم کرد. در حالی که ۶۷۹ میلیارد تومان پول حقیقی از سهام خرد، حقتقدمها و صندوقهای سهامی خارج شد، شاهد آن بودیم که بخشی از این سرمایه به سمت صندوقهای طلا و ابزارهای اهرمی حرکت کرد. این جابهجایی، نشاندهنده تغییر استراتژی سرمایهگذاران از «مالکیت مستقیم سهام» به «پناه گرفتن در ابزارهای پوششی و چابک» بود.
صندوقهای طلایی بار دیگر با ورود پول حقیقی مواجه شدند؛ موضوعی که نشان میدهد سرمایهگذاران در فضای پرریسک امروز، بهدنبال داراییهای امنتر و همراستا با انتظارات تورمی هستند. همزمان صندوقهای اهرمی که امکان کسب سود در بازار منفی را فراهم میکنند، بخشی از نقدینگی جدید را جذب کردند. در مقابل، صندوقهای درآمد ثابت برخلاف انتظار، خروج ۳۳۲ میلیارد تومان پول حقیقی را تجربه کردند؛ گواهی بر اینکه حتی بازار باثبات درآمد ثابت نیز نتوانسته اعتماد فعالان را نگه دارد.
این تناقض رفتاری را میتوان چنین تعبیر کرد: سرمایهگذار ایرانی به جای ترک کامل بازار مالی، مسیر نقدینگی خود را تغییر داده است. پولی که از سهام خارج میشود، یا برای پوشش ریسک به طلا پناه میبرد یا به ابزارهای مشتقه و اهرمی کوچ میکند تا از نوسانها سود بگیرد. همین رفتار نشان میدهد که اعتماد به روند صعودی سهام تضعیف شده، اما میل به «بازی در زمین بازار» همچنان وجود دارد.
ریسکهای سیاسی و ابهام اقتصادی؛ موتور محرک فشار فروش
ریزش امروز بورس صرفاً محصول کمبود نقدینگی یا رفتار هیجانی سهامداران نبود؛ سایه سنگین ریسکهای سیاسی و ابهامهای کلان اقتصادی نیز بر این سقوط نقشآفرین بود. بازار در شرایطی قرار گرفت که خبرهای منفی از فضای بینالملل، بهویژه درباره سرنوشت مکانیسم ماشه و تهدید بازگشت تحریمها، بار دیگر اعتماد سرمایهگذاران را متزلزل کرد. معاملهگران میدانند که هر تشدید فشار سیاسی علیه ایران مستقیماً بر چشمانداز صنایع بورسی اثر میگذارد؛ چه در مسیر صادرات و چه در تامین مالی. همین نگرانیها باعث شد حتی خبرهای مثبت داخلی یا گزارشهای مقطعی شرکتها نتواند مانع موج فروش شود.
در داخل نیز نشانههای ضعف نقدینگی و کسری بودجه دولت، فضای ابهام را تشدید کرده است. سرمایهگذاران حقیقی با مشاهده رشد تورم انتظاری و نگرانی از آینده اقتصاد کلان، ترجیح دادند سرمایههای خود را از بازار خارج کنند و به سمت داراییهای امنتر بروند. ترکیب این عوامل، امروز فشار فروش را به نقطهای رساند که شاخص کل و هموزن همزمان سقوط کردند و ۷۹ درصد نمادها در محدوده منفی معامله شدند.
به زبان ساده، بازار سهام امروز آینهای بود از بحران اعتماد: اعتماد به ثبات سیاست خارجی، اعتماد به توان مالی دولت، و اعتماد به پایداری روندهای صعودی. وقتی هر سه این ستونها همزمان لرزان میشوند، طبیعی است که «چوب حراج» بر سهام زده شود و موج عرضه تا آخرین دقایق معاملات ادامه پیدا کند.
صفهای فروش قفل شد؛ چرا خریداران عقب نشستند؟
بازار امروز بیش از هر چیز با تصویری از صفهای طولانی فروش به پایان رسید. ۳۰۹ نماد در دامنه عرضه قفل شدند و ارزش صفهای فروش در پایان معاملات به حدود ۲.۷ همت رسید؛ عددی که نشان میدهد حتی در لحظات پایانی نیز امیدی به جمعآوری عرضهها وجود نداشت. در مقابل، تنها ۵۵ نماد در موقعیت صف خرید قرار داشتند و ارزش کل سفارشهای خرید به ۶۲۲ میلیارد تومان محدود شد؛ فاصلهای معنادار که نسبت عرضه به تقاضا را بیش از چهار برابر کرد.
پرسش کلیدی این است: چرا خریداران عقب نشستند؟ پاسخ را باید در ترکیب «بیاعتمادی + کمبود نقدینگی» جستوجو کرد. سرمایهگذاران حقیقی که در هفتههای گذشته بارها متضرر شده بودند، ترجیح دادند این بار در نقش ناظر بمانند و نقدینگی خود را به میدان نیاورند. همزمان، حقوقیها و بازارگردانها نیز که معمولاً در چنین روزهایی وارد عمل میشوند، یا دیر وارد شدند یا قدرت کافی برای جمع کردن صفها نداشتند.
همین غیبت تقاضای مؤثر بود که باعث شد صفهای فروش مثل بهمن روی شاخصها فرو بریزد. در شرایطی که نقدینگی تازه به بازار تزریق نمیشود و سایه ریسکهای سیاسی سنگین است، معاملهگران ترجیح میدهند دست روی دکمه خرید نگذارند؛ حتی اگر قیمتها به ظاهر جذاب به نظر برسند.
چشمانداز کوتاهمدت؛ ارتجاع قیمتی یا موج دوم سقوط؟
بورس پس از ریزش سنگین امروز در نقطهای ایستاده که هر دو سناریو پیش روی آن قرار دارد. در سناریوی نخست، اگر حقوقیها و بازارگردانها فردا صبح با قدرت وارد عمل شوند و بخش قابلتوجهی از صفهای فروش را جمع کنند، امکان «ارتجاع قیمتی» وجود دارد. بهویژه آنکه بسیاری از سهمها به محدودههای حمایتی تکنیکالی نزدیک شدهاند و جذابیت خرید برای بازیگران میانمدتی میتواند دوباره تقاضا را زنده کند. چنین بازگشتی البته بیشتر جنبه تنفسی خواهد داشت و لزوماً به معنای پایان روند نزولی نیست.
اما در سناریوی دوم، اگر صفهای فروش در نیم ساعت ابتدایی معاملات سبک نشود و جریان نقدینگی حقیقی همچنان منفی بماند، موج دوم سقوط محتمل است. در این حالت شاخص کل میتواند به سرعت به زیر محدوده ۲.۶۲ میلیون واحد سر بخورد و هموزن نیز کفهای ۷۹۰ هزار واحدی را تهدید کند. این چشمانداز میتواند حس بیاعتمادی سهامداران خرد را تشدید کرده و خروج پول را سرعت بخشد.
در نهایت بورس در کوتاهمدت به شدت وابسته به دو متغیر کلیدی است: ورود نقدینگی جدید و سیگنالهای سیاسی بیرونی. تا وقتی این دو عامل همزمان در یک مسیر مثبت قرار نگیرند، بازار بیش از آنکه صعود کند، با نوسانهای منفی و اصلاحهای مقطعی دستوپنجه نرم خواهد کرد. فردا برای بازار روزی تعیینکننده است؛ یا فرصتی برای تنفس و بازگشت کوتاهمدت، یا آغاز دومین پرده از ریزش شهریوری.















نظرات کاربران