به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز صبح شنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۴، بازار ارز با فضایی متفاوت نسبت به روزهای پایانی هفته گذشته آغاز شد. دلار آزاد که در آخرین روز کاری پیشین تحت فشار فروش تا کانال ۹۸ هزار تومانی عقبنشینی کرده بود، امروز در همان ساعات ابتدایی معاملات با موجی از خرید مواجه شد. قیمت به سرعت مسیر صعودی گرفت و با رشد ۸۰۰ تومانی نسبت به روز قبل، روی رقم ۱۰۲,۷۰۰ تومان ایستاد.
این جهش در حالی رخ داد که نرخ دلار مبادلهای و صرافی ملی بدون تغییر محسوس در سطح ۷۲,۰۱۲ تومان باقی ماندند و همین شکاف میان نرخ رسمی و آزاد بار دیگر توجه فعالان را به خود جلب کرد. در واقع بازار امروز نشان داد که بعد از یک دوره افت نسبی، کوچکترین جرقه خبری کافی است تا معاملات دوباره داغ شود و قیمتها در مسیر صعودی قرار بگیرند.
نقش سیاست و اخبار بینالمللی در شعلهور شدن بازار
رشد امروز دلار بیش از آنکه ریشه در تحولات واقعی اقتصاد داشته باشد، بازتاب مستقیم فضای سیاسی و رسانهای اخیر است. طی روزهای گذشته بحث بازگشت تحریمها در قالب «مکانیسم ماشه» و نشستهای شورای امنیت دوباره به تیتر اول رسانهها تبدیل شد. همین اخبار کافی بود تا معاملهگران برداشت کنند که محدودیتهای تازهای در راه است و نرخ ارز باید خود را برای سطحهای بالاتر آماده کند.
در چنین فضایی، انتظارات از آینده به موتور اصلی افزایش قیمت تبدیل میشود. سرمایهگذاران و خریداران خرد، نه بر اساس شاخصهای اقتصادی یا تغییر در عرضه و تقاضای واقعی، بلکه بر پایه هراس از تشدید فشارهای سیاسی وارد بازار شدند. این موج روانی همان چیزی است که کارشناسان آن را «اثر نااطمینانی» مینامند؛ پدیدهای که میتواند حتی در نبود تغییرات بنیادین، بازار را وارد فاز التهاب کند.
فوموی معاملهگران؛ ترس از جا ماندن، موتور محرک خریدها
در کنار اخبار سیاسی، آنچه امروز به آتش دلار دمید، رفتار هیجانی معاملهگران بود. بازار ارز بار دیگر گرفتار پدیدهای شد که در ادبیات مالی با عنوان «فومو» یا ترس از جا ماندن شناخته میشود. معاملهگران، با دیدن صفهای خرید و شایعاتی مبنی بر جهش نرخ در روزهای آینده، به این نتیجه رسیدند که اگر امروز وارد نشوند، فردا باید دلار را در سطوح بالاتری بخرند.
این روانشناسی جمعی باعث شد حجم تقاضا به شکل ناگهانی افزایش یابد، بیآنکه تقاضای واقعی تجاری پشت آن باشد. خریدهای هیجانی نه تنها قیمت را بهسرعت بالا برد، بلکه انتظارات صعودی تازهای را هم در ذهن فعالان کاشت؛ چرخهای که در گذشته نیز بارها بازار را وارد موجهای کوتاهمدت صعودی کرده است.
آزمون تازه بازارساز؛ مداخله مقطعی یا راهبرد پایدار؟
بازار امروز یک بار دیگر نشان داد که سیاستگذار پولی و ارزی در برابر آزمونی دشوار قرار دارد. بانک مرکزی و سیاستمداران اقتصادی پیشتر هم تجربه مهار هیجانهای ارزی را داشتهاند، اما پرسش اصلی این است که آیا بار دیگر قادر خواهند بود با ترکیبی از سیاستهای کوتاهمدت و بلندمدت، دلار را از مسیر پرتنش خارج کنند یا نه.
مداخلههای مقطعی، مثل تزریق محدود ارز یا کنترل صرافیها، شاید بتواند برای مدتی کوتاه فشار خرید را کاهش دهد، اما دوام چندانی نخواهد داشت. بازار برای آرام گرفتن بیش از هر چیز به «شفافیت و ثبات در سیاستها» نیاز دارد. پیام روشن درباره تأمین منابع ارزی، اطمینانبخشی به واردکنندگان و صادرکنندگان، و همچنین هماهنگی دستگاههای سیاسی و اقتصادی در مواجهه با تحریمها میتواند اثر روانی التهابات را خنثی کند.
اگر این هماهنگی ایجاد نشود، بازارساز با هر موج خبری تازه، ناچار به هزینههای بیشتری برای مهار هیجان خواهد شد؛ هزینههایی که در نهایت بر منابع ملی و تورم عمومی اقتصاد تحمیل میشوند.
سناریوهای پیشرو؛ از ثبات نسبی تا جهش پایدار
آینده بازار دلار در مقطع کنونی به شدت وابسته به تحولات سیاسی و میزان صادرات نفتی است. در سناریوی خوشبینانه، تحریمهای شورای امنیت بیش از وضعیت فعلی مانع تازهای برای اقتصاد ایران ایجاد نکند و صادرات نفتی در سطح کنونی حفظ شود. در چنین شرایطی التهاب امروز بیشتر جنبه روانی دارد و میتواند با گذشت زمان و مداخله هوشمندانه بانک مرکزی فروکش کند. آنگاه دلار در محدودهای نزدیک به ۹۹ تا ۱۰۰ هزار تومان تثبیت خواهد شد و انتظارات تورمی نیز کنترل میشود.
اما سناریوی بدبینانه چشمانداز دیگری ترسیم میکند. اگر روند بازگشت تحریمها به کاهش محسوس صادرات نفتی منجر شود، نرخ حقیقی ارز جهش خواهد کرد. بر اساس محاسبات اقتصادی، نصف شدن صادرات نفتی میتواند نرخ واقعی ارز را در یک سال تا ۳۵ درصد بالا ببرد؛ جهشی که نه تنها فشار تورمی شدیدی به اقتصاد وارد میکند، بلکه هزینههای بانک مرکزی برای کنترل بازار را به شدت افزایش خواهد داد. در این حالت، بازار ارز به جای نوسان مقطعی، وارد روندی پایدار صعودی میشود که پیامدهای آن بر معیشت خانوارها و ثبات کلان اقتصاد اجتنابناپذیر خواهد بود.
جمعبندی و چشمانداز آینده دلار
آنچه امروز در بازار ارز رخ داد، بیش از آنکه بازتاب متغیرهای بنیادین اقتصاد باشد، نتیجه برهمکنش اخبار سیاسی و روانشناسی جمعی معاملهگران بود. جهش دلار به ۱۰۲,۷۰۰ تومان نشان داد که هنوز انتظارات، بیش از واقعیتهای تجاری و صادراتی، تعیینکننده مسیر بازار هستند.
در کوتاهمدت، اگر بانک مرکزی و سیاستمداران بتوانند با پیامرسانی شفاف و عرضه بهموقع ارز، جو روانی را آرام کنند، احتمال بازگشت نرخها به سطحی پایینتر دور از ذهن نیست. اما در بلندمدت، آینده دلار نه در هیاهوی بازار امروز، بلکه در سرنوشت صادرات نفتی و کیفیت مواجهه ایران با تحریمها رقم خواهد خورد.
از این رو، سرنوشت دلار در هفتهها و ماههای پیشرو بر دو محور میچرخد: نخست، توانایی سیاستگذاران برای مدیریت انتظارات و جلوگیری از فوموی مکرر در بازار؛ دوم، میزان ثبات یا کاهش صادرات نفتی بهعنوان عامل کلیدی نرخ حقیقی ارز. به زبان ساده، اگر سیاست و اقتصاد دست به دست هم دهند، دلار میتواند آرام بگیرد؛ در غیر این صورت، باید منتظر موجهای تازه و پرهزینهای بود که بار دیگر معیشت مردم را نشانه میگیرد.














نظرات کاربران