خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

از جنگ سرد تا ترامپ

ویزای آمریکا؛ ابزاری ماندگار برای سانسور اندیشه

بازدید ۹۵۶نویسنده: رضا هاشمی
ویزای آمریکا؛ ابزاری ماندگار برای سانسور اندیشه

از جنگ سرد تا امروز، ویزا ابزاری برای فیلتر صداهای منتقد بوده است؛ حالا سیاست‌های ترامپ دوباره مرز آزادی بیان و مهاجرت را به چالش کشیده‌اند.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز و به نقل از بلومبرگ در حالی‌که بسیاری از اشکال سانسور داخلی در آمریکا طی دهه‌های گذشته عقب‌نشینی کرده‌اند، یک ابزار همچنان جایگاه خود را حفظ کرده است: ویزا. دولت‌های مختلف در واشنگتن بارها از قدرت خود برای صدور یا لغو ویزا به‌عنوان شیوه‌ای پنهان برای محدود کردن جریان اندیشه و صداهای مخالف استفاده کرده‌اند. پرونده‌های اخیر علیه سیاست‌های دولت ترامپ، که به لغو ویزای دانشجویان و پژوهشگران فعال در حمایت از فلسطین منجر شد، بار دیگر این پرسش را زنده کرده است که آیا این ابزار حقوقی در عمل به یکی از مهم‌ترین سازوکارهای سانسور در خاک آمریکا تبدیل نشده است. در قلب این مناقشه، تضاد میان اصل آزادی بیان در قانون اساسی و اختیارات گسترده دولت برای کنترل مرزها قرار دارد؛ تضادی که می‌تواند سرنوشت آزادی‌های مدنی و جایگاه آمریکا در جهان را تحت‌تأثیر قرار دهد.

ریشه‌های تاریخی: از قانون آنارشیست‌ها تا جنگ سرد

استفاده از ویزا به‌عنوان ابزار مهار سیاسی در آمریکا سابقه‌ای طولانی دارد. نخستین بار در اوایل قرن بیستم و پس از ترور رئیس‌جمهور ویلیام مک‌کینلی، ترس از نفوذ اندیشه‌های آنارشیستی باعث شد قانونی در سال ۱۹۰۳ تصویب شود که ورود یا اقامت حامیان آنارشیسم را ممنوع می‌کرد. این قانون آغازگر مسیری بود که به‌تدریج کنترل سیاسی مرزها را به بخشی ثابت از سیاست مهاجرتی آمریکا بدل ساخت.

با آغاز جنگ جهانی اول، الزام دریافت ویزا برای همه مهاجران تصویب شد و هرچند قرار بود «موقتی» باشد، اما به‌سرعت دائمی شد. در دهه‌های بعد، و به‌ویژه در دوران جنگ سرد، این نظام گسترش یافت. قانون امنیت داخلی سال ۱۹۵۰ که در اوج موج ضدکمونیستی تصویب شد، ورود هر فرد مرتبط با کمونیسم را ممنوع می‌کرد. همین بستر به دولت اجازه داد صدها شخصیت فرهنگی و علمی جهانی را از ورود به خاک آمریکا باز دارد؛ از چارلی چاپلین و پابلو پیکاسو گرفته تا نویسندگانی چون دوریس لسینگ و گابریل گارسیا مارکز. به این ترتیب، ویزا به ابزاری بدل شد که نه‌تنها مرزهای جغرافیایی را کنترل می‌کرد، بلکه جریان اندیشه و فرهنگ جهانی را نیز فیلتر می‌نمود.

پرونده ماندل و تثبیت اصل اختیار مطلق دولت

یکی از نقاط عطف در تاریخ استفاده از ویزا به‌عنوان ابزار سانسور، ماجرای ارنست ماندل، فیلسوف مارکسیست بلژیکی، بود. او که برای سخنرانی و مناظره در دانشگاه‌های آمریکا دعوت شده بود، در سال ۱۹۶۹ با رد درخواست ویزا روبه‌رو شد؛ هرچند پیش‌تر چندین بار مجوز ورود گرفته بود. دلیل رسمی، نقض شرایط ویزای قبلی عنوان شد، اما در واقع مخالفت با ایده‌های سیاسی او عامل اصلی بود.

گروهی از استادان آمریکایی علیه این تصمیم شکایت کردند و استدلال نمودند که محروم‌کردن ماندل از ورود، آزادی علمی و حق شنیدن و بحث‌کردن جامعه دانشگاهی را نقض می‌کند. دادگاه بدوی این استدلال را پذیرفت، اما پرونده به دیوان عالی رفت و در سال ۱۹۷۲ ورق برگشت. دیوان عالی با استناد به «اصل اختیار مطلق دولت در امور مهاجرت» (Plenary Power) رأی داد که دولت آمریکا می‌تواند بر اساس یک دلیل «ظاهراً مشروع و با حسن نیت» هرگونه ویزا را لغو کند و دادگاه‌ها حق دخالت ندارند.

این رأی، نقطه‌ی تثبیت یک استثنای مهم بود: در حالی‌که در همان دوره آزادی بیان در داخل آمریکا تقویت می‌شد، مرزها همچنان عرصه‌ای باقی ماند که دولت می‌توانست بدون محدودیت قضایی صداهای ناخواسته را کنار بزند.

تداوم سانسور ویزایی پس از دهه ۶۰؛ از چپلین تا فو

با وجود آن‌که در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ بسیاری از قوانین محدودکننده آزادی بیان در داخل آمریکا کنار گذاشته شدند، استفاده از ویزا به‌عنوان ابزار سانسور ادامه یافت. نمونه‌های متعدد نشان می‌دهد که دولت‌ها، فارغ از گرایش حزبی، از این اختیار برای دور نگاه داشتن چهره‌های منتقد استفاده کرده‌اند. در دهه ۸۰، دولت ریگان ویزای داریو فو، نمایشنامه‌نویس ایتالیایی و برنده نوبل ادبیات را رد کرد، فقط به این دلیل که «هیچ‌گاه درباره آمریکا حرف خوبی نزده است». همین رویکرد شامل حال چهره‌هایی چون همسر سالوادور آلنده، وزیر کشور نیکاراگوئه و حتی گروهی از فعالان ژاپنی بازمانده هیروشیما شد که برای شرکت در نشست خلع سلاح دعوت شده بودند.

این روند در دهه ۹۰ و پس از آن نیز ادامه یافت، هرچند این بار «تهدید تروریسم» جایگزین «خطر کمونیسم» شد. محدودیت‌ها علیه برخی استادان، دانشجویان و فعالان عرب و مسلمان نشان می‌دهد که ویزا همچنان در عمل به ابزاری برای اعمال خط‌کشی‌های سیاسی بدل مانده است. به این ترتیب، در حالی‌که جامعه آمریکا در داخل خود از آزادی بیان گسترده‌تری برخوردار شد، در نقطه مرزی همچنان یک استثناء قدرتمند باقی ماند که صدای خارجیان منتقد را خاموش می‌کرد.

سیاست ترامپ؛ سانسور در پوشش امنیت و سیاست خارجی

در دوره ترامپ، استفاده از ویزا به‌عنوان ابزار فشار وارد مرحله‌ای تازه شد. دولت او با استناد به بندهایی مبهم در قوانین مهاجرت، حق خود دانست تا ورود هر فردی را که «تهدیدی بالقوه برای منافع سیاست خارجی آمریکا» تلقی شود، لغو کند. همین اختیار گسترده به وزارت خارجه اجازه داد تا ویزای ده‌ها دانشجو و پژوهشگر را که در فعالیت‌های اعتراضی یا حامی فلسطین مشارکت داشتند، باطل کند. هرچند در ظاهر این اقدامات به دلایل فنی و امنیتی توجیه می‌شد، اما پیامد عملی آن چیزی جز محدود کردن آزادی بیان و ایجاد ترس در میان متقاضیان ورود نبود.

ترامپ در توصیف سیاست خود به «غربالگری افراطی» یا Extreme Vetting اشاره می‌کرد؛ عبارتی که عملاً به معنای آزمونی ایدئولوژیک برای متقاضیان ویزا بود. این سیاست، همانند دوران جنگ سرد، بار دیگر آزادی اندیشه را در مرزها محدود کرد، اما این بار با ابزاری دیجیتال و گسترده‌تر. نتیجه این شد که بسیاری از فعالان و حتی دانشجویان خارجی با ترس از رد یا لغو ویزا، تصمیم گرفتند سکوت کنند یا به آمریکا سفر نکنند؛ وضعیتی که هم به جریان آزاد اطلاعات ضربه زد و هم به اعتبار آمریکا به‌عنوان کشوری مدعی آزادی بیان.

سیاست ترامپ؛ سانسور در پوشش امنیت و سیاست خارجی

در دوره ترامپ، استفاده از ویزا به‌عنوان ابزار فشار وارد مرحله‌ای تازه شد. دولت او با استناد به بندهایی مبهم در قوانین مهاجرت، حق خود دانست تا ورود هر فردی را که «تهدیدی بالقوه برای منافع سیاست خارجی آمریکا» تلقی شود، لغو کند. همین اختیار گسترده به وزارت خارجه اجازه داد تا ویزای ده‌ها دانشجو و پژوهشگر را که در فعالیت‌های اعتراضی یا حامی فلسطین مشارکت داشتند، باطل کند. هرچند در ظاهر این اقدامات به دلایل فنی و امنیتی توجیه می‌شد، اما پیامد عملی آن چیزی جز محدود کردن آزادی بیان و ایجاد ترس در میان متقاضیان ورود نبود.

ترامپ در توصیف سیاست خود به «غربالگری افراطی» یا Extreme Vetting اشاره می‌کرد؛ عبارتی که عملاً به معنای آزمونی ایدئولوژیک برای متقاضیان ویزا بود. این سیاست، همانند دوران جنگ سرد، بار دیگر آزادی اندیشه را در مرزها محدود کرد، اما این بار با ابزاری دیجیتال و گسترده‌تر. نتیجه این شد که بسیاری از فعالان و حتی دانشجویان خارجی با ترس از رد یا لغو ویزا، تصمیم گرفتند سکوت کنند یا به آمریکا سفر نکنند؛ وضعیتی که هم به جریان آزاد اطلاعات ضربه زد و هم به اعتبار آمریکا به‌عنوان کشوری مدعی آزادی بیان.

نظارت دیجیتال و اثر سرمابخش بر آزادی بیان

یکی از تفاوت‌های بزرگ سیاست‌های کنونی با گذشته، ورود ابزارهای دیجیتال به فرایند نظارت بر ویزاست. دولت آمریکا اکنون نه‌تنها در زمان صدور ویزا، بلکه در طول اقامت نیز به‌طور مداوم حساب‌های کاربری و فعالیت‌های آنلاین دارندگان ویزا را رصد می‌کند. در سال‌های اخیر حتی اعلام شد که شبکه‌های اجتماعی متقاضیان بررسی می‌شود تا «نشانه‌ای از دشمنی با فرهنگ، نهادها یا اصول آمریکا» یافت شود. این رویکرد، مرزهای نظارت سنتی را پشت سر گذاشته و به نوعی پایش دائمی بدل شده است.

چنین فضایی باعث ایجاد «اثر سرمابخش» بر آزادی بیان می‌شود: دانشجویان و پژوهشگران خارجی از ترس رد ویزا یا اخراج، خودسانسوری می‌کنند، از حضور در تجمعات یا نوشتن مطالب انتقادی پرهیز دارند و حتی در انتخاب دانشگاه مقصد تجدیدنظر می‌کنند. این محدودیت‌ها تنها آزادی غیرشهروندان را نشانه نمی‌رود، بلکه بر حق جامعه علمی و مدنی آمریکا برای شنیدن صداهای متنوع هم سایه می‌اندازد. در نتیجه، ابزاری که روزگاری صرفاً به‌عنوان سازوکار امنیتی تعریف می‌شد، امروز به مانعی برای تبادل آزاد اندیشه و تعامل فرهنگی بدل شده است.

پیامدها برای دانشگاه‌ها، تبادل علمی و نرم‌قدرت آمریکا

ادامه سیاست‌های محدودکننده ویزا فراتر از سرنوشت فردی متقاضیان، پیامدهایی عمیق برای جایگاه علمی و فرهنگی آمریکا به همراه دارد. دانشگاه‌ها و مؤسسات پژوهشی، که برای برگزاری کنفرانس‌ها و تبادل علمی به حضور استادان و دانشجویان بین‌المللی متکی‌اند، با چالش‌های جدی روبه‌رو می‌شوند. تأخیر در صدور ویزا یا لغو آن، نه‌تنها برنامه‌های علمی را مختل می‌کند، بلکه اعتبار دانشگاه‌های آمریکایی را نیز در سطح جهانی زیر سؤال می‌برد.

این محدودیت‌ها در سطح کلان‌تر، «قدرت نرم» آمریکا را تضعیف می‌کند. جذب دانشجویان خارجی سال‌ها یکی از ابزارهای اصلی ایالات متحده برای گسترش نفوذ فرهنگی و تقویت وجهه جهانی‌اش بوده است. اکنون اما بسیاری از استعدادهای بین‌المللی به سمت اروپا، کانادا و آسیا جذب می‌شوند، جایی که موانع کمتری برای تحصیل و فعالیت علمی وجود دارد. در کنار زیان‌های علمی و فرهنگی، این روند آثار اقتصادی نیز دارد: کاهش درآمد ناشی از شهریه‌های بین‌المللی و گردشگری آموزشی، که میلیاردها دلار به اقتصاد آمریکا کمک می‌کرد.

به این ترتیب، سیاستی که به‌نام امنیت توجیه می‌شود، می‌تواند در عمل ظرفیت‌های علمی، فرهنگی و حتی اقتصادی ایالات متحده را تضعیف کند و در بلندمدت جایگاه این کشور را به‌عنوان مرکز تبادل اندیشه و دانش به چالش بکشد.

آیا دادگاه‌های امروز مرز تازه‌ای برای آزادی بیان ترسیم خواهند کرد؟

اکنون دعوای حقوقی علیه سیاست‌های ویزایی دولت ترامپ می‌تواند به آزمونی تاریخی برای دستگاه قضایی آمریکا بدل شود. اگرچه در گذشته دیوان عالی همواره با استناد به اصل «اختیار مطلق دولت در امور مهاجرت» از ورود به ماهیت پرونده‌های آزادی بیان در این حوزه پرهیز کرده است، اما فضای حقوقی امروز متفاوت است. در دوران حاضر، معیارهای دفاع از آزادی بیان سخت‌گیرانه‌تر از دهه‌های جنگ سرد شده و جامعه حقوقی بیش از گذشته به پیامدهای «اثر سرمابخش» توجه نشان می‌دهد.

سؤال اساسی این است که آیا دادگاه‌های امروز حاضرند مرز سنتی میان حقوق مدنی و اختیارات مهاجرتی را بازتعریف کنند؟ اگر چنین شود، ممکن است ویزا دیگر نتواند به‌سادگی نقشی سانسورگرانه ایفا کند. اما اگر رویه‌های گذشته ادامه یابد، آمریکا همچنان با تناقضی بنیادین دست‌به‌گریبان خواهد بود: کشوری که خود را نماد آزادی بیان معرفی می‌کند، در عمل یکی از قدیمی‌ترین ابزارهای محدودسازی اندیشه را در اختیار دولت نگاه داشته است. آینده این پرونده می‌تواند نشان دهد که آیا فصل جدیدی در تاریخ حقوقی آمریکا رقم خواهد خورد یا باز هم سنت سانسور ویزایی تداوم خواهد یافت.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.