خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
افت اونس جهانی طلا به بازار ایران می‌رسد؟ دلار و حباب سکه تعیین‌کننده‌اند

افت اونس جهانی طلا به بازار ایران می‌رسد؟ دلار و حباب سکه تعیین‌کننده‌اند

دلار و طلا در سایه اخبار جنگ و مذاکره؛ چرا بازار مسیر روشنی ندارد

دلار و طلا در سایه اخبار جنگ و مذاکره؛ چرا بازار مسیر روشنی ندارد

مومنی: جهش نرخ ارز نباید بهانه افزایش قیمت کالاهای موجود شود/ انتقاد از آزادسازی واردات کالاهای لوکس در شرایط جنگی

مومنی: جهش نرخ ارز نباید بهانه افزایش قیمت کالاهای موجود شود/ انتقاد از آزادسازی واردات کالاهای لوکس در شرایط جنگی

خرید دلار یا طلا؟ دو راهی ریسکی سرمایه‌گذاران در سایه جنگ

خرید دلار یا طلا؟ دو راهی ریسکی سرمایه‌گذاران در سایه جنگ

گرانی دلار توجیه افزایش قیمت کالاهای از پیش تأمین‌شده نیست؛ اقتصاددان هشدار می‌دهد

گرانی دلار توجیه افزایش قیمت کالاهای از پیش تأمین‌شده نیست؛ اقتصاددان هشدار می‌دهد

مومنی: جهش نرخ ارز نباید بهانه افزایش قیمت کالاهای موجود شود

مومنی: جهش نرخ ارز نباید بهانه افزایش قیمت کالاهای موجود شود

بانک مرکزی با عرضه بیش‌تر و محدودیت تتر، شتاب صعود دلار را کم کرد

بانک مرکزی با عرضه بیش‌تر و محدودیت تتر، شتاب صعود دلار را کم کرد

سقوط سنگین قیمت جهانی طلا؛ اونس به زیر ۴ هزار دلار رسید!

سقوط سنگین قیمت جهانی طلا؛ اونس به زیر ۴ هزار دلار رسید!

اقدامات بانک مرکزی برای مدیریت بازار ارز

اقدامات بانک مرکزی برای مدیریت بازار ارز

پیش‌بینی رئیس اتحادیه طلای تهران از قیمت طلا در هفته جدید

پیش‌بینی رئیس اتحادیه طلای تهران از قیمت طلا در هفته جدید

مداخله بازارساز یا تعادل واقعی؟

پس از سه روز ریزش پیاپی؛ اکنون آزمون سخت دلار در کانال ۱۱۲ هزار

بازدید ۲٬۰۴۳نویسنده: رضا هاشمی
پس از سه روز ریزش پیاپی؛ اکنون آزمون سخت دلار در کانال ۱۱۲ هزار

دلار پایین آمد، ولی سایه بی‌اعتمادی هنوز بر سر بازار سنگینی می‌کند؛ آیا این بار تعادل دوام می‌آورد؟

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز بازار ارز در سومین روز هفته با ادامه روند نزولی خود، چهره‌ای متفاوت از هفته گذشته به نمایش گذاشت. دلار که تا پایان پنج‌شنبه گذشته حتی مرز ۱۱۷ هزار تومان را هم لمس کرده بود، از روز شنبه وارد فاز اصلاحی شد و حالا با گذشت سه روز، بیش از چهار هزار تومان از ارزش خود را از دست داده است. این ریزش اما نه ناگهانی بود و نه هیجانی؛ بلکه پله‌پله و با آزمودن سطوح حمایتی مختلف پیش رفت، گویی بازار در حال سنجیدن عمق واقعی تقاضاست.

در نخستین روز هفته، دلار از محدوده ۱۱۶ هزار و ۵۰۰ تومان عقب نشست و تا حوالی ۱۱۵ هزار تومان پایین آمد؛ حرکتی که بیشتر به «نفس‌گیری بازار» شباهت داشت تا یک اصلاح جدی. اما در روز بعد، یعنی یکشنبه ۱۳ مهر، شیب نزول بیشتر شد و با عبور از حمایت ۱۱۴ هزار تومان، قیمت تا کانال ۱۱۳ هزار تومان سقوط کرد. امروز نیز این حرکت اصلاحی ادامه یافته و حتی سطح ۱۱۳ هزار تومان هم شکسته شده است. دلار در لحظه نگارش این گزارش تا ۱۱۲ هزار و ۴۹۰ تومان پایین آمده؛ سطحی که بسیاری از معامله‌گران از آن به‌عنوان «ایستگاه احتمالی تعادل» یاد می‌کنند.

آنچه این روزها در بازار دیده می‌شود، نه فروپاشی قیمت بلکه تست‌کردن پله‌های حمایتی است. دلار با هر کاهش، موقتاً متوقف می‌شود، نیروهای خریدار و فروشنده را می‌سنجد و سپس مسیر بعدی خود را انتخاب می‌کند. همین رفتار تدریجی باعث شده ترس از ریزش‌های شدید در میان فعالان کاهش یابد، اما در عوض، بی‌اعتمادی نسبت به پایداری کاهش قیمت همچنان بالاست. به‌ویژه آنکه تجربه ماه‌های اخیر نشان داده است هر بار بازار با مداخله‌های سنگین به سمت پایین رانده می‌شود، پس از آرامش کوتاه، جهش‌های جبرانی در راه است.

واکنش بازار به سقوط تدریجی؛ میان ترس، انتظار و خرید در کف

با ادامه روند نزولی دلار، رفتار فعالان بازار نیز به دو قطب متضاد تقسیم شده است. گروهی از معامله‌گران کاهش پیاپی نرخ را نشانه‌ای از آغاز یک دوره ثبات و کنترل می‌دانند و ترجیح می‌دهند نقد بمانند تا «کف واقعی» مشخص شود. در مقابل، گروهی دیگر معتقدند این ریزش‌ها پایدار نیست و بازار تنها برای جمع‌آوری انرژی جهت بازگشت آماده می‌شود. نتیجه این دوگانگی، ایجاد نوعی سکون محتاطانه در معاملات آزاد است؛ بازاری که حجم خرید کاهش یافته، اما عطش سفته‌بازان نیز فروکش نکرده است.

در کف بازار، بسیاری از مردم که در ماه‌های اخیر دارایی خود را به دلار تبدیل کرده بودند، حالا در تردید قرار دارند؛ برخی می‌ترسند کاهش بیشتر قیمت زیانشان را عمیق‌تر کند، و برخی دیگر منتظرند در نرخ‌های پایین‌تر، خرید جدید انجام دهند. همین رفتار انتظاری، موتور نوسان را روشن نگه داشته است. هرچند بازارساز با تزریق عرضه در پی آرام‌سازی فضاست، اما روان جامعه اقتصادی به‌سادگی آرام نمی‌گیرد.

از نگاه تحلیلی، دلار اکنون در وضعیتی قرار دارد که می‌توان آن را «نقطه برخورد ترس و طمع» نامید. ترس از ادامه نزول، بسیاری را از خرید بازمی‌دارد، اما طمع به بازگشت نرخ، برخی دیگر را به کمین خرید در کف می‌کشاند. نتیجه، بازاری است که هنوز مقصد مشخصی ندارد و با هر خبر یا سیگنال سیاسی، جهت خود را تغییر می‌دهد.

نقش بازارساز در مهار نوسان؛ کنترل موقت با تزریق عرضه ارزی

در دو روز گذشته، نقش بازارساز در آرام‌سازی نرخ ارز پررنگ‌تر از همیشه بوده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد بانک مرکزی با افزایش حجم عرضه ارزهای صادراتی در بازار دوم مرکز مبادله و هماهنگی نزدیک با وزارت صمت، تلاش کرده تا دامنه نوسان را در محدوده‌ای کنترل‌شده حفظ کند.
این مداخلات سبب شد دلار که روز یکشنبه تا نزدیکی ۱۱۳ هزار تومان عقب‌نشینی کرده بود، موقتاً به سطح ۱۱۴ هزار تومان بازگردد. اما به گفته فعالان بازار، این بازگشت بیش از آن‌که ناشی از تقاضای طبیعی باشد، نتیجه‌ی حضور سنگین عرضه‌کننده در بازار بود؛ مداخله‌ای که گرچه توانست شوک کوتاه‌مدتی را مهار کند، اما دوام آن هنوز محل تردید است.

رئیس کل بانک مرکزی در اظهارات اخیر خود نیز با تأکید بر ضرورت «اصلاحات بدون شوک» اعلام کرد سیاست ارزی دولت بر پایه‌ی آرام‌سازی و جلوگیری از نوسانات هیجانی است. او گفت که دشمنان با انتشار اخبار منفی به‌دنبال ایجاد هراس در فضای اقتصادی‌اند و نباید اجازه داد این فضای روانی بر نرخ ارز غلبه کند. با این حال، کارشناسان معتقدند قدرت بازارساز در کوتاه‌مدت مؤثر است اما در بلندمدت نیاز به پشتوانه‌ی واقعی دارد؛ چراکه تا زمانی که تراز تجاری، درآمدهای ارزی و کسری بودجه اصلاح نشوند، تزریق ارز نمی‌تواند بنیان نرخ را تغییر دهد.

بازار دوم مرکز مبادله طی روز یکشنبه بیش از ۱۱۲ میلیون دلار انواع ارز را میان بازرگانان مبادله کرد؛ آماری که نشانه‌ای از فعالیت منظم و رسمی عرضه‌کنندگان است. با این حال، معامله‌گران می‌گویند تا زمانی که فضای سیاسی و اقتصادی ثبات پایدار پیدا نکند، هر مداخله‌ای تنها زمان می‌خرد و نمی‌تواند مسیر واقعی نرخ را تعیین کند.

سایه انتظارات روانی بر سیاست‌های ارزی؛ وقتی اعتماد جای تحلیل را می‌گیرد

با وجود تمام تلاش‌های فنی و تزریق‌های کنترلی بانک مرکزی، واقعیت این است که بازار ارز بیش از آنکه تابع محاسبات اقتصادی باشد، درگیر ادراک روانی جامعه از آینده اقتصاد شده است. در حالی‌که مقامات پولی کشور از «ثبات در مسیر عرضه» و «کاهش نوسانات هیجانی» سخن می‌گویند، نگاه مردم به دلار هنوز از جنس بی‌اعتمادی است. بسیاری از فعالان خرد نه به‌دلیل نیاز واقعی، بلکه از ترس کاهش ارزش پول ملی به خرید ارز یا طلا فکر می‌کنند.

تجربه سال‌های گذشته نشان داده هرگاه دولت بدون تغییر واقعی در ساختار اقتصادی، صرفاً از ابزار عرضه برای کنترل نرخ استفاده کرده، نتیجه آن یک دوره آرامش موقت و سپس بازگشت تند نرخ بوده است. این حافظه جمعی باعث شده هر کاهش قیمتی، به‌جای ایجاد امید، احساس تردید و احتیاط ایجاد کند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند تا زمانی که نشانه‌ای از رشد پایدار اقتصادی، بهبود روابط خارجی یا کاهش ریسک‌های سیاسی مشاهده نشود، اعتماد عمومی به ثبات ارزی بازنخواهد گشت.

در این میان، حتی خبرهایی همچون حذف چهار صفر از پول ملی نیز اثر دوگانه‌ای بر جامعه دارد؛ از یک‌سو می‌تواند نشانه‌ای از عزم دولت برای بازآرایی نظام پولی باشد، اما از سوی دیگر اگر این اقدام با سیاست‌های مالی منسجم همراه نباشد، ممکن است تلقی عمومی از آن «اقدام نمادین» باشد و نتیجه‌ای معکوس در انتظارات روانی ایجاد کند.

بازار ارز در چنین فضایی بیش از آنکه توسط سیاست‌های رسمی هدایت شود، تحت تأثیر احساسات و روایت‌های مردمی قرار دارد. در نتیجه، حتی کوچک‌ترین خبر سیاسی، شایعه یا تصمیم اقتصادی می‌تواند جهت‌گیری قیمت را تغییر دهد؛ چرا که در غیاب اعتماد، روایت‌ها جای واقعیت‌ها را گرفته‌اند.

فشارهای بنیادی اقتصاد؛ از نیاز ارزی تا ریسک سیاست‌گذاری

در پسِ نوسانات روزانه بازار، مجموعه‌ای از فشارهای بنیادی قرار دارد که اجازه نمی‌دهد روند نزولی دلار به ثبات برسد. نخستین عامل، نیاز فزاینده اقتصاد به منابع ارزی برای واردات است؛ در شرایطی که هزینه واردات کالاهای اساسی و مواد اولیه به‌دلیل تورم جهانی و تحریم‌ها افزایش یافته، تأمین ارز مورد نیاز بنگاه‌ها به چالشی جدی برای دولت بدل شده است. واردات سوخت، تجهیزات صنعتی و کالاهای واسطه‌ای نیازمند سرمایه ارزی سنگینی است که هرگونه وقفه در آن می‌تواند تعادل بازار را بر هم زند.

در کنار این موضوع، کسری بودجه مزمن دولت و وابستگی آن به منابع ارزی حاصل از صادرات نفت و غیرنفتی همچنان تهدیدی پنهان برای ثبات نرخ ارز است. هر زمان که درآمدهای ارزی کاهش یافته یا هزینه‌های جاری دولت افزایش پیدا کرده، فشار تورمی و ارزی همزمان تشدید شده است. کارشناسان می‌گویند تا زمانی که تراز مالی کشور اصلاح نشود، هر کاهش قیمتی در بازار ارز شکننده خواهد بود.

از سوی دیگر، سیاست‌های ارزی و تجاری بعضاً دچار ناهماهنگی هستند. گاه تصمیم‌های شتاب‌زده در حوزه تعرفه‌ها یا محدودیت‌های صادراتی، عرضه ارز را مختل می‌کند و گاه تأخیر در بازگشت ارز صادراتی موجب افزایش تقاضای اسکناس در بازار آزاد می‌شود. در چنین محیطی، کوچک‌ترین خطا در تصمیم‌گیری می‌تواند اثر دومینویی بر بازار بگذارد.

به همه این عوامل باید بُعد روانی سیاست‌گذاری را هم افزود. تصمیم‌هایی مانند حذف صفر از پول ملی اگر بدون بسته مکمل مالی و ارتباط مؤثر با جامعه اجرا شوند، به‌جای تقویت اعتماد، آن را تضعیف می‌کنند. اقتصاد ایران در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری به شفافیت، انضباط مالی و ثبات تصمیم‌گیری نیاز دارد؛ عناصری که می‌توانند مسیر دلار را از نوسان کوتاه‌مدت به ثبات بلندمدت هدایت کنند.

پیش‌بینی کوتاه‌مدت بازار؛ محدوده ۱۱۰ تا ۱۱۳ هزار تومان نقطه تعادل موقت دلار

در شرایط کنونی، نشانه‌ها حاکی از آن است که دلار در حال نزدیک شدن به محدوده‌ای از تعادل موقت است. بررسی رفتار روزهای اخیر نشان می‌دهد بازار پس از سه روز افت پیاپی، در آستانه‌ی آزمودن سطح ۱۱۲ هزار تومان قرار گرفته و واکنش‌ها در این ناحیه می‌تواند مسیر کوتاه‌مدت ارز را تعیین کند. در صورت نبود شوک سیاسی یا خبری، انتظار می‌رود نرخ دلار در بازه ۱۱۰ تا ۱۱۳ هزار تومان نوسان کند و به‌طور موقت در این محدوده تثبیت شود.

با این حال، کارشناسان تأکید دارند که این ثبات اگرچه در ظاهر آرامش‌بخش است، اما بیشتر حاصل کنترل کوتاه‌مدت بازارساز و کاهش هیجان معامله‌گران است تا نشانه‌ای از تعادل پایدار. اگر حجم عرضه رسمی در هفته‌های آینده کاهش یابد یا تنش‌های سیاسی جدیدی شکل بگیرد، امکان بازگشت نرخ به کانال ۱۱۴ تا ۱۱۵ هزار تومان وجود دارد.

در سوی مقابل، اگر سیاست‌های ارزی فعلی با انضباط مالی و هماهنگی میان بانک مرکزی و وزارت اقتصاد ادامه یابد، بازار می‌تواند برای نخستین بار در ماه‌های اخیر شاهد یک دوره آرامش نسبی باشد. در چنین حالتی، اعتماد از دست‌رفته به‌تدریج بازمی‌گردد و دلار به جای واکنش‌های هیجانی، به رفتار تحلیلی نزدیک می‌شود.

بازار ارز در حال حاضر نه در فاز سقوط است و نه در مسیر صعود؛ بلکه در مرحله آزمون تعادل قرار دارد. مرحله‌ای که در آن هر تصمیم، هر خبر و هر احساس عمومی می‌تواند تراز ظریف عرضه و تقاضا را به‌هم بزند. در نهایت، اگرچه همه نگاه‌ها به بازارساز دوخته شده، اما آنچه آینده دلار را رقم خواهد زد، رفتار جمعی مردم و باور آن‌ها به ثبات اقتصاد است.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.