خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
بانک مرکزی چگونه از کنترل شبکه بانکی برای اعمال قدرت در بازار رمزارزها استفاده می‌کند؟ تنظیم‌گری رمزارزها از مسیر درگاه پرداخت

بانک مرکزی چگونه از کنترل شبکه بانکی برای اعمال قدرت در بازار رمزارزها استفاده می‌کند؟ تنظیم‌گری رمزارزها از مسیر درگاه پرداخت

بازار - ۱۴۰۵.۰۸.۰۶

بازار - ۱۴۰۵.۰۸.۰۶

نرخ حقیقی ارز در مهر ۱۴۰۵ به رکورد مهر ۱۳۹۹ نزدیک شد

نرخ حقیقی ارز در مهر ۱۴۰۵ به رکورد مهر ۱۳۹۹ نزدیک شد

قیمت دلار همه ماجراست؟

قیمت دلار همه ماجراست؟

افت دلار ۶۰ درصد صندوق‌های طلا را نزولی کرد؛ ۲۹۷ میلیارد تومان خارج شد

افت دلار ۶۰ درصد صندوق‌های طلا را نزولی کرد؛ ۲۹۷ میلیارد تومان خارج شد

دنده عقب صندوق های طلا با افت قیمت دلار / ورود 7.5 همت پول حقیقی به درآمد ثابت‌ها

دنده عقب صندوق های طلا با افت قیمت دلار / ورود 7.5 همت پول حقیقی به درآمد ثابت‌ها

قیمت دلار چه تاثیری بر قیمت طلا در ایران دارد؟

قیمت دلار چه تاثیری بر قیمت طلا در ایران دارد؟

بانک جهانی قیمت انرژی در ۲۰۲۶ را ۳۲ درصد گران‌تر پیش‌بینی کرد

بانک جهانی قیمت انرژی در ۲۰۲۶ را ۳۲ درصد گران‌تر پیش‌بینی کرد

پیش‌بینی قیمت دلار؛ احتمال افت تا ۲۶۶ هزار تومان

پیش‌بینی قیمت دلار؛ احتمال افت تا ۲۶۶ هزار تومان

بازار یورو در فاز تصمیم‌گیری؛ خریداران دوباره وارد میدان می‌شوند؟

بازار یورو در فاز تصمیم‌گیری؛ خریداران دوباره وارد میدان می‌شوند؟

دلار میان دو دیوار ۱۱۰ و ۱۱۷ هزار تومان

دلار در چرخه‌ی بی‌پایان رفت و برگشت

بازدید ۸۳۰نویسنده: رضا هاشمی
دلار در چرخه‌ی بی‌پایان رفت و برگشت

بازار ارز در هفته‌های اخیر به صحنه‌ای از تکرار بی‌پایان نوسان تبدیل شده است. دلاری که نه توان سقوط دارد و نه قدرت تثبیت.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز بازار ارز دوباره به میدان بی‌ثباتی بازگشته است. دلاری که طی سه هفته گذشته از مرز ۱۱۰ هزار تا ۱۱۷ هزار تومان بالا و پایین شده، حالا به نماد بی‌قراری اقتصاد ایران تبدیل شده است. نوسانی که نه روند دارد و نه منطق؛ گویی بازار در چرخه‌ای گرفتار شده که هر روز یک شوک تازه برای جهش یا سقوط پیدا می‌کند.

از ابتدای مهرماه، پس از فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت فضای تحریم، معامله‌گران در بازار فردوسی دیگر روزی بدون تغییر قیمت ندیده‌اند. پس از حرکات صعودی دلار در هفته قبل با آغاز این هفته به نظر می‌رسید که بازار روندی نزولی را در پیش گرفته. شنبه و یکشنبه با فشار بازارساز، قیمت تا نزدیکی ۱۱۱ هزار تومان پایین آمد، اما این کاهش بیشتر شبیه آتش‌بس موقت بود تا نشانه‌ی ثبات. در نتیجه این ثبات زود گذار دیروز و امروز دوباره در بازار ورق برگشت. موج تازه‌ای از تقاضا وارد شد و دلار دوباره از مقاومت ۱۱۶ هزار عبور کرد.

در ظاهر، این فقط بازی قیمت است، اما در عمق بازار نشانه‌ای روشن‌تر دیده می‌شود: بی‌اعتمادی در حال نهادینه شدن است. سرمایه‌گذاران کوچک و متوسط دیگر به سیاست‌های تثبیت نرخ دل نمی‌بندند و با هر خبر سیاسی یا اقتصادی، به‌سرعت مسیر خود را عوض می‌کنند. در چنین فضایی، دلار دیگر فقط یک عدد نیست؛ شاخصی است از نبض نااطمینانی در اقتصاد نبضی که این روزها تندتر از همیشه می‌تپد.

جنگ فرسایشی بازارساز و معامله‌گران؛ آرامشی که دوام ندارد

در میانه‌ی این طوفان، نبردی خاموش میان بازارساز و معامله‌گران در جریان است. بانک مرکزی با تزریق محدود و مدیریت حجم عرضه، سعی دارد با «موج‌گیری کوتاه‌مدت» قیمت‌ها را آرام کند، اما هر بار که عرضه متوقف یا کند می‌شود، بازار دوباره از جا می‌جهد. این سیاست‌های لحظه‌ای شاید بتواند چند روزی از رشد نرخ بکاهد، اما اثر جانبی آن سنگین‌تر است: بازار دیگر به سیگنال‌های رسمی اعتماد ندارد.

تجربه هفته‌های اخیر نشان داد هر بار بازارساز سطحی از قیمت را «خط قرمز» اعلام کرده، معامله‌گران با آزمودن همان سطح، به بازار برگشته‌اند. به‌عبارت دیگر، هر مداخله‌ی کوتاه‌مدت فقط خرید زمان است، نه ثبات. در نتیجه، بازار به چرخه‌ای از واکنش‌های متقابل گرفتار شده؛ جایی که هر کاهش موقتی، به‌جای اطمینان، عطش تازه‌ای برای خرید می‌سازد.

در همین حال، فاصله میان نرخ رسمی مرکز مبادله (حدود ۷۱ هزار تومان) و نرخ آزاد بیش از همیشه عمق گرفته است. این شکاف، نه‌تنها زمینه‌ی آربیتراژ و سفته‌بازی را فراهم می‌کند، بلکه انگیزه‌ی ورود سرمایه‌های خرد را هم بالا می‌برد. مردمی که از تورم هراس دارند، ترجیح می‌دهند دارایی خود را به دلار تبدیل کنند تا پول نقدی که هر روز ارزشش کمتر می‌شود.
اما نتیجه‌ی این رفتار جمعی، چیزی جز بازاری عصبی، کم‌عمق و بی‌ثبات نیست؛ بازاری که حتی حضور بازارساز هم دیگر نمی‌تواند به آن اطمینان تزریق کند.

بیانیه کویت و سایه سیاست بر بازار ارز

درست در زمانی که معامله‌گران انتظار داشتند بازار پس از چند روز نوسان نفس تازه کند، خبر جدیدی از کویت همه‌چیز را دوباره ملتهب کرد. بیانیه مشترک اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیج فارس، با لحنی دوگانه دیپلماتیک در ظاهر و هشدارآمیز در باطن سه بند حساس درباره ایران داشت: درخواست برای توقف توسعه برنامه موشکی و پهپادی، تأکید بر حل‌وفصل اختلافات جزایر سه‌گانه به نفع امارات، و تأکید بر تداوم تحریم‌ها حتی در سایه ادامه دیپلماسی.

همین سه بند کافی بود تا فضای روانی بازار دوباره به سمت احتیاط و تقاضای پوششی برگردد. فعالان ارزی در همان ساعات ابتدایی انتشار بیانیه، افزایش معاملات نقدی را گزارش کردند و نرخ در بازار آزاد بار دیگر به سمت ۱۱۶ هزار تومان جهش کرد. در واقع، این بیانیه نه به‌خاطر اثر مستقیم اقتصادی‌اش، بلکه به‌عنوان نشانه‌ای از تداوم فشار سیاسی بر تهران تعبیر شد. بازاری که درگیر مکانیسم ماشه است، حالا بیانیه کویت را هم به‌مثابه تأیید دوباره‌ی انزوای سیاسی ایران می‌بیند و واکنشش، افزایش تقاضا و کاهش عرضه است.

چنین تحرکاتی بار دیگر نشان می‌دهد که دلار در ایران دیگر صرفاً تابع داده‌های اقتصادی نیست؛ بلکه آینه‌ی سیاست خارجی شده است. هر بند از یک بیانیه منطقه‌ای می‌تواند مسیر نرخ را عوض کند و هر نشست بین‌المللی، یک موج تازه از هیجان را به میدان فردوسی بفرستد.

هزینه نوسان برای مردم؛ از تورم تا بی‌اعتمادی

در نهایت، زیان این رفت‌و‌برگشت‌های بی‌پایان، مستقیماً بر دوش مردم سنگینی می‌کند. هر جهش قیمتی در بازار ارز، تنها عددی در تابلوی صرافی‌ها نیست؛ ترجمه‌ی آن در زندگی روزمره، افزایش قیمت کالاها، فرسایش قدرت خرید و از میان رفتن اعتماد عمومی به ارزش پول ملی است.

بازارهای مصرفی از خودرو و مسکن گرفته تا پوشاک و مواد غذایی، همگی با نوسان دلار تنفس می‌کشند. در چنین شرایطی هیچ فروشنده‌ای حاضر نیست با قیمت ثابت معامله کند؛ قراردادها کوتاه‌مدت می‌شوند، قیمت‌ها به‌صورت شناور تعیین می‌شوند و خریدهای خانوار به تعویق می‌افتند. این یعنی رکود در بخش واقعی اقتصاد و تورم در بخش اسمی.

از سوی دیگر، مردم به چشم خود دیده‌اند که در هر موج نوسان، بخشی از سرمایه‌هایشان آب می‌شود. کسی که در کانال‌های قبلی دلار را فروخته، حالا حس می‌کند از بازار عقب مانده؛ و آن‌که تازه وارد می‌شود، در اولین اصلاح قیمتی می‌سوزد. این بازی دو‌سر‌ضرر، بی‌اعتمادی عمومی را تقویت کرده است.
امروز دیگر تورم تنها عددی در گزارش‌های رسمی نیست، بلکه احساسی روزمره از ناامنی اقتصادی است. در بازاری که دلار هر روز چهره‌ عوض می‌کند، حتی ریالِ در جیب مردم هم حس ثبات ندارد.

اعتماد، سرمایه‌ای است که با هیچ تزریق ارزی بازنمی‌گردد  و تا زمانی که این بی‌اعتمادی در رفتار و انتظارات جامعه ریشه دارد، دلار همچنان بر مدار نوسان خواهد چرخید.

چشم‌انداز کوتاه‌مدت؛ دلار میان دو دیوار ۱۱۰ و ۱۱۷ هزار

در افق کوتاه‌مدت، بازار ارز در وضعیتی به‌سر می‌برد که نه می‌تواند سقوط کند و نه جهش پایدار داشته باشد. دو دیوار ۱۱۰ و ۱۱۷ هزار تومان اکنون به خطوط اصلی نبرد تبدیل شده‌اند؛ هر بار که نرخ به یکی از این مرزها نزدیک می‌شود، نیروهای بازار در جهت مخالف صف‌آرایی می‌کنند.
اگر بازارساز بتواند با افزایش عرضه و هماهنگی در سیاست‌های ارزی، سمت عرضه را تقویت کند، احتمال بازگشت به محدوده‌ ۱۱۰ هزار تومان و تثبیت موقت نرخ وجود دارد. اما در سناریوی مخالف، هر خبر منفی از ادامه‌ تحریم‌ها یا تحرکات دیپلماتیک جدید، می‌تواند مرز ۱۱۷ هزار را به سادگی بشکند و حتی کانال‌های بالاتر را باز کند.

واقعیت این است که بازار فعلی بیش از آن‌که از منطق اقتصادی پیروی کند، به اخبار واکنشی عصبی نشان می‌دهد. از نشست‌های منطقه‌ای گرفته تا موضع‌گیری سیاستمداران، همه‌چیز به داده‌ رفتاری تبدیل شده است.
در چنین فضایی، پیش‌بینی کوتاه‌مدت دشوار و بلندمدت تقریباً ناممکن است. اما یک نکته روشن است: تا زمانی که سیاست‌های داخلی با تحولات سیاسی خارجی هم‌سو نشود و مسیر اعتماد بازسازی نگردد، دلار در همین محدوده‌ پرنوسان خواهد ماند.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.