به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار ارز در دومین روز هفته با ادامه روند کاهشی خود وارد یکی از مهمترین سطوح قیمتی ماههای اخیر شده است. دلار آزاد که از ابتدای هفته تحت فشار عرضه و کاهش هیجانات معاملاتی قرار گرفته بود، امروز دوشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۴ با عبور از حمایت مهم ۱۱۱۵۰۰ تومان، تا سطح ۱۱۱۳۹۰ تومان عقبنشینی کرد؛ سطحی که بسیاری از تحلیلگران از آن به عنوان مرز تعادلی جدید بازار یاد میکنند.
با رسیدن نرخ به محدوده ۱۱۱ هزار تومان، اکنون چشمها به مرز ۱۱۰ هزار تومان دوخته شده است؛ جایی که در صورت شکست آن، میتواند فاز تازهای از رفتار بازار را رقم بزند. به گفته برخی معاملهگران، کاهش اخیر بیش از آنکه نتیجه تغییر در متغیرهای بنیادی اقتصاد باشد، حاصل مدیریت فعال بازارساز و کاهش تقاضای سفتهبازانه است.
در عین حال، در فضای روانی بازار نوعی «انتظار مراقب» شکل گرفته است؛ معاملهگران نه تمایل به خرید هیجانی دارند و نه رغبتی برای فروش سنگین. همه منتظرند ببینند آیا بازار میتواند در این محدوده جدید تعادل نسبی پیدا کند یا در صورت نبود خبر سیاسی جدید، وارد فاز رکود موقت شود.
در چنین شرایطی، دلار بیش از هر زمان دیگری در موقعیتی حساس ایستاده است؛ موقعیتی که میتواند یا به تثبیت آرام منجر شود، یا در صورت بروز شوکهای خبری، دوباره شعلههای نوسان را روشن کند.
دلار؛ شاخصی از اعتماد به پول ملی، نه ابزار سفتهبازی
دلار در ایران بیش از آنکه یک کالای سرمایهای یا دارایی سوداگرانه باشد، آینهای از اعتماد مردم به پول ملی است. برخلاف بازارهایی مانند سهام یا رمزارزها که ذاتاً برای نوسان و ریسک ساخته شدهاند، بازار ارز باید محور ثبات اقتصادی باشد. این بازار نه میدان معاملهگران کوتاهمدت، بلکه شاخصی از سلامت نظام اقتصادی و سیاستگذاری مالی کشور است.
در ماههای اخیر، بخشی از فعالان اقتصادی و حتی مردم عادی، دلار را همانند سهامی برای خرید در کف و فروش در سقف میبینند؛ نگاهی که در ذات خود به سفتهبازی ارزی دامن میزند و اعتماد به پول ملی را تضعیف میکند. این نوع نگاه، دلار را از نقش اصلی خود یعنی معیار سنجش قدرت ریال جدا میسازد و آن را به ابزار فرار از تورم بدل میکند.
اما دلار، برخلاف رمزارزها یا داراییهای پرنوسان، نمیتواند در فضای واقعی اقتصاد ایران بهصورت ناگهانی سقوط یا جهش کند، مگر آنکه نیروهای بنیادین اقتصاد یا تصمیمات سیاسی بزرگ جهت آن را تغییر دهند. از همین رو، کاهش اخیر اگر به شکل تدریجی و همراه با ثبات انتظارات ادامه یابد، میتواند به تقویت اعتماد عمومی کمک کند؛ اما اگر صرفاً نتیجه مداخلات مقطعی باشد، نهتنها ثباتی به همراه ندارد، بلکه بیاعتمادی بیشتری در پی خواهد داشت.
به بیان دیگر، بازار ارز صحنهای برای «رقابت میان دولت و مردم» نیست؛ بلکه میدان آزمون سیاستهای اقتصادی است. هرچقدر این میدان آرامتر باشد، سیگنال اعتماد قویتری به جامعه و بخش تولید مخابره میکند.
هر تغییر در نرخ دلار، زنجیرهای از واکنشها را در سراسر اقتصاد به حرکت درمیآورد؛ از بازار مواد اولیه و قطعات صنعتی گرفته تا مغازههای کوچک و سبد خرید خانوارها. دلار اگرچه ظاهراً عددی روی تابلوهای صرافی است، اما در واقع نبض قیمتگذاری در اقتصاد ایران را تعیین میکند.
کاهش یا افزایش حتی چندصد تومانی آن میتواند در مدت کوتاهی خود را در بهای کالاهای وارداتی، قیمت خودرو، مصالح ساختمانی و حتی هزینه خدمات نشان دهد. به همین دلیل، ثبات نرخ ارز نهتنها برای تولیدکنندگان و واردکنندگان، بلکه برای میلیونها خانواده ایرانی به معنای پیشبینیپذیری زندگی اقتصادی است.
در روزهایی که دلار بیوقفه بالا و پایین میرود، جامعه وارد وضعیت «بیاعتمادی قیمتی» میشود؛ حالتی که در آن افراد نمیدانند تصمیم امروزشان برای خرید، فروش یا حتی پسانداز تا چند روز دیگر معتبر خواهد ماند. در چنین فضایی، تورم انتظاری رشد میکند، سرمایهها به سمت بازارهای غیرمولد حرکت میکنند و تولیدکنندهای که باید برنامهریزی بلندمدت داشته باشد، ناچار است به تصمیمهای روزمره و محافظهکارانه بسنده کند.
از این منظر، ثبات نرخ ارز فقط یک هدف اقتصادی نیست، بلکه عنصری اجتماعی است که بر احساس امنیت مالی مردم و اعتبار دولت در افکار عمومی اثر میگذارد. هرچقدر نوسانات شدیدتر شود، اعتماد عمومی به سیاستگذاری پولی و مالی نیز شکنندهتر خواهد شد.
مسیر پیشرو؛ ثبات تدریجی یا بازگشت نوسان؟
بازار ارز اکنون در نقطهای ایستاده که میتواند آغاز فصل تازهای از ثبات واقعی یا بازگشت بیثباتی پنهان باشد. کاهش اخیر دلار تا محدوده ۱۱۱ هزار تومان اگرچه از نگاه ظاهری آرامشبخش است، اما آینده آن به کیفیت تصمیمهای اقتصادی و سیاسی گره خورده است، نه به فشارهای مقطعی بازارساز.
اگر سیاستگذار بتواند با برنامهای پایدار، مسیر عرضه ارز را شفاف کند، بدهیهای ارزی دولت را مدیریت نماید و بهتدریج نرخ واقعی را در محدوده تعادلی تثبیت کند، بازار نیز به آرامی به این تغییر واکنش مثبت نشان خواهد داد. در این حالت، دلار نه با شوک که با منطق اقتصادی حرکت میکند؛ فرآیندی که به رشد اعتماد عمومی و کاهش سفتهبازی منجر میشود.
اما در مقابل، اگر کنترل نرخ صرفاً با ابزارهای دستوری و تزریق کوتاهمدت ادامه یابد، احتمال جهش دوباره قیمت در ماههای آینده وجود دارد. چنین الگویی در سالهای گذشته بارها تکرار شده است؛ کاهشهای سریع که با اولین تکانه سیاسی یا اقتصادی، به جهشهای ناگهانی تبدیل شدهاند.
در نهایت، مسیر آینده دلار بیش از هر زمان دیگری وابسته به نظم در سیاست ارزی است. نه بازارساز میتواند تا ابد جلوی نیروهای واقعی اقتصاد را بگیرد و نه معاملهگران میتوانند همیشه روی نوسان حساب باز کنند. آینده این بازار، در گرو انتخاب میان دو راه است: ثبات تدریجی و اعتمادآفرین، یا تکرار چرخهای که در آن هر سقوط، مقدمه صعودی دیگر است.














نظرات کاربران