خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

خاورمیانه در لحظه‌ای تعیین‌کننده

صلح روی کاغذ؛ آیا طرح ترامپ برای غزه دوام می‌آورد؟

بازدید ۶۶۰نویسنده: رضا هاشمی
صلح روی کاغذ؛ آیا طرح ترامپ برای غزه دوام می‌آورد؟

آتش‌بس در غزه به نام صلح ثبت شد، اما پرسش اصلی باقی است؛ آیا طرح ترامپ می‌تواند ویرانی‌ها را به ثبات بدل کند یا تنها بر کاغذ معنا خواهد یافت؟

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز پس از دو سال جنگ فرسایشی که چهره خاورمیانه را دگرگون کرد، بامداد دوشنبه اعلام رسمی آتش‌بس در غزه نقطه عطفی در تحولات منطقه رقم زد؛ رخدادی که بسیاری از ناظران آن را نه پایان یک درگیری، بلکه آغاز مرحله‌ای پیچیده‌تر از سیاست‌ورزی در این منطقه می‌دانند. در قلب این تحول، نام دونالد ترامپ بار دیگر بر سر زبان‌ها افتاده است؛ رئیس‌جمهوری که با میانجی‌گری غیرمتعارف خود موفق به آزادی آخرین گروگان‌های زنده در دستان حماس شد و حالا در پی آن است تا این موفقیت را به سکویی برای طرحی گسترده‌تر در خاورمیانه بدل کند.

ترامپ در سخنرانی خود در کنست، پارلمان اسرائیل، از «طلوع تاریخی خاورمیانه‌ای نو» سخن گفت؛ عبارتی که بیش از هر چیز یادآور جاه‌طلبی‌های پیشینیانش در مسیر صلحی پایدار است. او در این طرح تازه، نه‌تنها پایان جنگ غزه، بلکه آغاز گفت‌وگوهایی وسیع‌تر با ایران، کشورهای عربی و حتی نیروهای فلسطینی را وعده داده است؛ وعده‌ای که در ظاهر، نقشه‌ای برای برقراری ثبات در منطقه‌ای پرآشوب است، اما در باطن بازتابی از محاسبه‌ای تازه در نظم جدید قدرت به شمار می‌رود.

برای ترامپ، توقف جنگ در غزه تنها نخستین گام از طرحی بزرگ‌تر است: صلحی که او معتقد است می‌تواند از دل ویرانی و خستگی عمومی متولد شود. این رویکرد، برخلاف سنت دیپلماتیک واشنگتن، بر «معامله‌گرایی» تکیه دارد تا بر میانجی‌گری سنتی. او باور دارد دو سال جنگ، دشمنان قدیمی را به اندازه‌ای خسته کرده که شاید اکنون بیش از هر زمان دیگری آماده مصالحه باشند.

با این حال، در پسِ زبان امیدوارانه کاخ سفید، واقعیت‌های میدانی و سیاسی پیچیده‌ای نهفته است. آتش‌بس هرچند توانسته صدای سلاح‌ها را برای مدتی خاموش کند، اما رنج غیرنظامیان غزه، تخریب گسترده زیرساخت‌ها و بحران انسانی حاصل از محاصره، زخمی باز است که هیچ طرح صلحی بدون التیام آن دوام نخواهد داشت. بسیاری از تحلیلگران می‌گویند صلحی که بر پایه نادیده‌گرفتن رنج قربانیان استوار باشد، در واقع بذر نزاعی دیگر را می‌کارد.

در چنین شرایطی، ترامپ تلاش دارد تا از «لحظه آرامش» پس از طوفان، به‌عنوان فرصتی تاریخی برای بازطراحی معادلات قدرت در خاورمیانه بهره ببرد. او در اظهاراتش خطاب به نمایندگان اسرائیل گفت: «جهان بزرگ است و قدرتمند؛ در نهایت، این جهان است که پیروز می‌شود.» عبارتی که از نگاه ناظران، اشاره‌ای غیرمستقیم به ضرورت خویشتنداری اسرائیل و پذیرش واقعیت‌های جدید در صحنه جهانی دارد.

آتش‌بسی که امروز در غزه برقرار شده، اگرچه نفس‌ها را تازه می‌کند، اما تنها آغازی است برای فصل تازه‌ای از دیپلماسی در منطقه‌ای که خستگی از جنگ و میل به بازسازی، آرام‌آرام بر صدای گلوله‌ها غلبه می‌کند.

طرح صلح ترامپ؛ جاه‌طلبی سیاسی در میانه ویرانی

با پایان درگیری‌های خونین در غزه، ترامپ بدون مکث به مرحله دوم نقشه خود وارد شد: طرحی موسوم به «صلح خاورمیانه‌ای نو»، که هدفش بازسازی نظم منطقه‌ای با محوریت آمریکا است. این طرح در ظاهر بر پایان جنگ و تثبیت صلح تکیه دارد، اما در واقع تلاشی است برای بازتعریف نقش واشنگتن پس از سال‌ها عقب‌نشینی تدریجی از معادلات خاورمیانه.

در این چارچوب، کاخ سفید اعلام کرده که پایان کنترل حماس بر غزه، تشکیل یک اداره فلسطینی غیروابسته به گروه‌های مسلح و استقرار نیروی چندملیتی عربی برای تأمین امنیت، سه ستون اصلی طرح ترامپ هستند. اما همین موارد، بیش از هر بخش دیگری، به نقطه مناقشه تبدیل شده‌اند. حماس اعلام کرده تسلیم نخواهد شد و با هرگونه خلع سلاح قهری مخالفت کرده است. نیروهای محلی فلسطینی نیز به جای عقب‌نشینی، در خیابان‌ها درگیر درگیری‌های پراکنده با شبه‌نظامیان رقیب شده‌اند. به نظر می‌رسد اجرای طرح صلح حتی پیش از شروع رسمی، با واقعیت‌های خشن میدان در تضاد است.

در سطح منطقه‌ای هم استقبال سردی دیده می‌شود. دولت‌های عربی اگرچه از آتش‌بس استقبال کرده‌اند، اما نسبت به ورود نظامی به غزه مرددند؛ زیرا نه پوشش سیاسی لازم فراهم است، نه افق روشنی برای تشکیل دولت فلسطینی وجود دارد. دیپلمات‌های عرب، این طرح را بیشتر «اعلام موفقیت پیش از آغاز مذاکرات واقعی» توصیف کرده‌اند.

ترامپ اما با همان زبان خوش‌بینانه‌اش می‌گوید این‌بار شرایط متفاوت است. از نگاه او، دو سال جنگ پی‌درپی باعث شد موازنه قدرت در منطقه تغییر کند. دولت‌های خلیج فارس از سایه بی‌ثباتی وحشت‌زده‌اند و اسرائیل نیز با وجود قدرت نظامی‌اش، از فرسایش اقتصادی و روانی جنگ آزار دیده است. در چنین خلأیی، او باور دارد زمینه برای توافقی تاریخی فراهم شده است.

اما کارشناسانی چون آرون دیوید میلر، مذاکره‌کننده پیشین آمریکایی و پژوهشگر اندیشکده کارنگی، هشدار داده‌اند که این خوش‌بینی بدون تداوم و تمرکز به فاجعه می‌انجامد. او می‌گوید: «اگر رئیس‌جمهور بخواهد میان پرونده ایران، اوکراین و خاورمیانه هم‌زمان مانور دهد، این روند به‌راحتی از دست می‌رود و ما به غزه‌ای بازمی‌گردیم که شبیه روز ششم اکتبر است؛ روز پیش از شروع جنگ.»

در واقع، بزرگ‌ترین خطر برای طرح ترامپ، همان ویژگی شخصیتی اوست: تمایل به اعلام پیروزی پیش از تثبیت نتیجه. او موفق شد گروگان‌ها را آزاد کند و جنگ را موقتاً متوقف سازد، اما تبدیل این موفقیت به صلحی پایدار، چیزی فراتر از هیجان سیاسی می‌طلبد؛ نیازمند دیپلماسی پیوسته، صبر، و شاید بیش از همه، درک عمیق از پیچیدگی تاریخی این سرزمین است.

در میانه این ویرانی‌ها، طرح ترامپ بیش از هر چیز شبیه به قمار بزرگی است بر سر حافظه جمعی یک منطقه؛ قماری که می‌تواند اگر با تدبیر همراه نباشد، به همان سرعتی که آغاز شده، فرو بریزد.

قاهره، صحنه دیپلماسی و تردید؛ شکاف‌های پنهان در اتحاد تازه

نشست قاهره قرار بود نقطه آغاز مرحله دوم طرح صلح ترامپ باشد؛ جایی که رهبران عرب و اروپایی در کنار آمریکا از پایان جنگ و آغاز صلح سخن بگویند. اما در عمل، فضای اجلاس بیش از آنکه نشانه وحدت باشد، بازتابی از بی‌اعتمادی و تردیدهای عمیق میان بازیگران منطقه بود.

غیبت بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، خود نخستین نشانه از شکاف‌ها بود. هرچند کاخ سفید برای حضور او در نشست فشار آورد، اما مخالفت آشکار برخی دولت‌های عرب مانع شد. کشورهایی چون مصر، قطر و عربستان نمی‌خواستند در کنار کسی ظاهر شوند که نامش با ویرانی‌های غزه گره خورده است. نتیجه، اجلاسی بود که با وجود حضور رهبران برجسته، تصویری از وحدت واقعی ارائه نکرد.

در پایان نشست، تنها یک بیانیه کوتاه و نمادین با امضای آمریکا، مصر، ترکیه و قطر منتشر شد؛ متنی بدون جزئیات اجرایی که صرفاً بر همکاری برای «ثبات و بازسازی منطقه» تأکید داشت. یکی از دیپلمات‌های حاضر به کنایه گفت: «همه چیز در قاهره مثل درِ کشویی بود که باز و بسته می‌شد، بی‌آنکه چیزی در پشت آن باشد.»

با این حال، همین گردهمایی نشان داد که خستگی از جنگ و نگرانی از فروپاشی بیشتر نظم منطقه‌ای، انگیزه‌ای مشترک میان کشورها ایجاد کرده است. اما راه رسیدن به صلح واقعی هنوز روشن نیست. تا زمانی که زخم‌های غزه التیام نیابد و اعتماد میان دولت‌ها و مردم بازسازی نشود، صلح در حد بیانیه‌ای زیبا روی کاغذ باقی می‌ماند.

صلحی دشوار اما ممکن؛ مسیر آینده خاورمیانه از نگاه تحلیلگران

اکنون که صدای سلاح‌ها در غزه خاموش شده و طرح ترامپ در دستور کار دیپلمات‌های منطقه قرار گرفته، پرسش اصلی این است: آیا این بار صلح دوام خواهد آورد؟ تحلیلگران پاسخ واحدی ندارند، اما همگی بر یک نکته توافق دارند — مسیر پیش رو، سخت و پرهزینه است.

کارشناسان منطقه‌ای می‌گویند آتش‌بس اخیر هرچند نفس تازه‌ای برای مردم به همراه داشت، اما بدون نقشه‌ای روشن برای آینده غزه و جایگاه سیاسی فلسطینیان، به‌سرعت به سکوتی شکننده تبدیل می‌شود. طرح ترامپ، به باور برخی ناظران، بیش از آنکه بر پایه واقعیت‌های اجتماعی بنا شده باشد، بر خوش‌بینی سیاسی و نیاز کاخ سفید به یک دستاورد بزرگ استوار است. از نگاه آنان، تجربه‌های گذشته از طرح‌های صلح در خاورمیانه از اسلو تا کمپ دیوید نشان داده‌اند که حذف عامل اعتماد و عدالت، در نهایت همه دستاوردها را بر باد می‌دهد.

با این حال، برخی دیگر معتقدند شرایط کنونی با گذشته تفاوت دارد. فرسودگی قدرت‌های منطقه‌ای، نگرانی از بحران‌های اقتصادی و بی‌اعتمادی مردم به تداوم درگیری، زمینه‌ای فراهم کرده که شاید بتواند معادله را تغییر دهد. اگر کشور‌های عربی بتوانند با محوریت بازسازی غزه، چارچوبی امنیتی و اقتصادی شکل دهند، شاید صلح هرچند شکننده، اما واقع‌بینانه شکل گیرد.

در این میان، جامعه جهانی نیز نقشی تعیین‌کننده دارد. اروپا و سازمان ملل وعده داده‌اند که بازسازی غزه و نظارت بر روند انتقال قدرت در این سرزمین را پیگیری کنند. اما بدون ضمانت سیاسی، هیچ حمایت مالی پایداری وجود نخواهد داشت. به همین دلیل، بسیاری از دیپلمات‌ها بر این باورند که گام بعدی باید ایجاد یک افق سیاسی مشخص برای فلسطینیان باشد؛ چیزی که غیبت آن می‌تواند صلح را از درون تهی کند.

در نهایت، شاید بتوان گفت آنچه امروز در خاورمیانه شکل گرفته، بیش از آنکه پایان یک جنگ باشد، آغاز آزمونی تازه برای همه طرف‌هاست. آزمونی میان اراده برای ثبات و وسوسه بازگشت به گذشته‌ای پر از نفرت. صلح، در این سرزمین خسته، هنوز مفهومی شکننده است؛ اما همین که پس از سال‌ها، امیدی هرچند کم‌رنگ از دل ویرانی‌ها سر برآورده، خود نشانه‌ای است که نمی‌توان نادیده‌اش گرفت.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.