خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

رئیس‌جمهوری که با موشک مذاکره می‌کند

بحران موشکی اوکراین؛ ترامپ با تاماهاوک‌ها روسیه را به چالش می‌کشد

بازدید ۱٬۳۲۸نویسنده: رضا هاشمی
بحران موشکی اوکراین؛ ترامپ با تاماهاوک‌ها روسیه را به چالش می‌کشد

دونالد ترامپ با تهدید به ارسال موشک‌های تاماهاوک به اوکراین، بار دیگر تنش با روسیه را به خط قرمز تازه‌ای رسانده است.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز در واشنگتن، هوای کنفرانس خبری سنگین‌تر از همیشه بود. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری که چند روز پیش با افتخار از توافق صلح در غزه سخن گفته بود، این‌بار با لحنی آرام اما حامل تهدیدی جهانی پشت تریبون ایستاد. جمله‌ای گفت که بلافاصله در پایتخت‌های شرق اروپا و کرملین طنین انداخت: «اگر این جنگ تمام نشود، شاید تاماهاوک‌ها را بفرستم. شاید نه، اما شاید بفرستم.» همین «شاید»، کافی بود تا بازار گمانه‌زنی در رسانه‌های جهان شعله‌ور شود.

تهدید ترامپ، حتی پیش از آن‌که شکل تصمیم به خود بگیرد، همان تأثیر را گذاشت که او می‌خواست: شوک. کاخ کرملین، که معمولاً در برابر لفاظی‌های آمریکایی‌ها خونسرد نشان می‌دهد، این‌بار واکنش فوری نشان داد. دیمیتری پسکوف، سخنگوی پوتین، با چهره‌ای سرد اما لحنی تند گفت: «موضوع تاماهاوک‌ها برای ما نگرانی بسیار جدی دارد.» برای مسکو، این دیگر یک تهدید عادی نبود؛ تاماهاوک، نه فقط سلاحی با برد هزار مایل، بلکه نماد ورود آمریکا به مرحله‌ای تازه از جنگ نیابتی بود مرحله‌ای که از «تسلیح دفاعی» به «حمله‌ی تهاجمی» گذر می‌کرد.

هم‌زمان در کی‌یف، واکنش متفاوت بود. ولودیمیر زلنسکی، که خود را در میانه‌ی روزهای سخت جبهه شرقی می‌بیند، تهدید ترامپ را مثل نور امیدی تفسیر کرد. او می‌دانست حتی اگر این وعده هرگز عملی نشود، همان خبرش هم به‌معنای فشار روانی تازه بر کرملین است. در سیاست جنگ، گاهی فقط گفتنِ جمله‌ای، به‌اندازه‌ی شلیک یک موشک اثر دارد.

اما در پشت صحنه، پنتاگون هنوز با احتیاط حرف می‌زد. کارشناسان نظامی می‌دانند اوکراین بدون سامانه پرتابگر Typhon قادر به شلیک تاماهاوک‌ها نیست. بنابراین تهدید ترامپ، بیش از آنکه در حال حاضر قابلیت عملیاتی داشته باشد، حامل پیام سیاسی است: پیامی به پوتین که «صبر من تمام شده» و هم‌زمان به زلنسکی که «حمایت هنوز زنده است».

با این‌حال، همان‌گونه که کارشناسان روسیه به‌درستی هشدار داده‌اند، چنین لفاظی‌هایی می‌توانند زنجیره‌ای از واکنش‌ها را فعال کنند که پایانش دیگر در اختیار کسی نیست. در جهان سیاست، گاهی فاصله میان «تهدید» و «اقدام»، به‌اندازه‌ی یک سوء‌تفاهم است و تاماهاوک‌ها، دقیقاً در همین فاصله خطرناک روی میز قرار گرفته‌اند.

از ابزار جنگ تا کارت مذاکره؛ تاماهاوک در منطق شخصی ترامپ

برای ترامپ، سیاست هیچ‌گاه میدان اصول نبوده؛ همیشه صحنه‌ای برای معامله است. او دنیا را به چشم یک میز مذاکره می‌بیند، نه میدان نبرد، و در این میز هر چیزی می‌تواند ابزار فشار باشد. از تعرفه‌های تجاری گرفته تا موشک‌های کروز. تاماهاوک‌ها در ذهن او نه سلاح جنگی، بلکه ژتون‌های پوکری‌اند که باید با مهارت روی میز گذاشت تا طرف مقابل را وادار به امتیازدهی کند.

در همین چارچوب، تهدید به ارسال تاماهاوک به اوکراین بیش از آنکه تصمیمی نظامی باشد، بخشی از دیپلماسی تهدید ترامپ است؛ همان روشی که در پرونده غزه به‌کار گرفت و حالا قصد دارد در برابر پوتین تکرار کند. او باور دارد با فشار نظامی و نمایش قاطعیت، می‌تواند رهبران سرسخت را پای میز مذاکره بکشاند، حتی اگر خودش دقیقاً نداند بعد از آن میز، چه توافقی در انتظار است.

اما تفاوت بزرگ میان غزه و اوکراین در ماهیت طرف مقابل است. در خاورمیانه، ترامپ با بازیگرانی رو به‌ رو بود که وابسته به حمایت خارجی بودند و در برابر تهدید نظامی، سریع واکنش نشان می‌دادند. اما این‌بار، روبه‌روی او کرملینی قرار دارد که نه‌تنها از تحریم‌ها جان سالم به در برده، بلکه به جنگی فرسایشی عادت کرده است. پوتین در منطق قدرت شخصی ترامپ نمی‌گنجد؛ او هم بازی را بلَد است، و این یعنی تاماهاوک، اگر به‌جای ابزار فشار، به ابزار تحریک تبدیل شود، نتیجه‌اش ممکن است برعکس خواست ترامپ باشد.

با این‌حال، این تهدید برای ترامپ دو هدف دارد: از یک سو، بازگرداندن ابتکار عمل در برابر پوتین، که ماه‌هاست او را نادیده گرفته؛ و از سوی دیگر، نمایش اقتدار در برابر مخاطبان داخلی، درست در زمانی که آمریکا از درگیری غزه بیرون آمده و افکار عمومی دنبال چهره‌ای قدرتمند برای رهبری نظم جدید جهانی است. او می‌خواهد نشان دهد برخلاف بایدن که همیشه محتاط بود، خودش حاضر است از مرز تهدید عبور کند تا صلح را بخرد.

در جهان ترامپ، صلح با لبخند نمی‌آید؛ با ترساندن طرف مقابل می‌آید. اما مسئله اینجاست که جهانِ امروز دیگر همان جهانِ چهار سال پیش نیست. قدرت بازدارندگی با یک جمله توییتری ساخته نمی‌شود و تهدید تاماهاوک، هرچند برای رسانه‌ها جذاب است، اما برای ژئوپلیتیک می‌تواند جرقه‌ای باشد که نظم شکننده‌ی شرق اروپا را شعله‌ور کند.

خطر گام بعد؛ وقتی مرز بازدارندگی به خط برخورد نزدیک می‌شود

در منطق بازدارندگی، فاصله‌ای باریک میان «نمایش قدرت» و «دعوت به خطر» وجود دارد؛ فاصله‌ای که اگر از میان برود، تهدید از ابزار کنترل به جرقه‌ی درگیری بدل می‌شود. در پرونده‌ی تاماهاوک‌ها، ترامپ دقیقاً روی همین مرز قدم می‌زند. او با تهدید به ارسال موشک‌های دوربرد، عملاً در حال بازی با حساس‌ترین خط قرمز روسیه است؛ خطی که از دید مسکو، عبور از آن به معنای حضور مستقیم آمریکا در جنگ اوکراین خواهد بود.

پنتاگون نیز به‌خوبی می‌داند که این تهدید، اگر از کاغذ فراتر رود، چه تبعاتی دارد. اوکراین نه زیرساخت فنی لازم برای شلیک تاماهاوک‌ها را دارد و نه آموزش نیروهایش برای چنین سامانه‌ای کامل شده است. استفاده از پرتابگرهای آمریکایی Typhon در خاک اوکراین، معادل آن است که ارتش ایالات متحده، هرچند به‌صورت غیرمستقیم، در عملیات رزمی علیه روسیه مشارکت کند. این یعنی از جنگ نیابتی عبور کرده‌ایم؛ وارد مرحله‌ای شده‌ایم که در آن هر موشک، می‌تواند یک بحران بین‌المللی را فعال کند.

در سوی مقابل، کرملین تلاش می‌کند این تهدید را جدی اما قابل مدیریت جلوه دهد. ولادیمیر پوتین در نشست سوچی هشدار داده بود که چنین اقدامی «مرحله‌ی تازه‌ای از تشدید تنش در روابط روسیه و آمریکا» خواهد بود. او می‌داند که اگر واشنگتن حتی چند موشک تاماهاوک را به اوکراین بدهد، ناچار است پاسخی متقارن نشان دهد؛ پاسخی که ممکن است از میدان نبرد اوکراین فراتر برود و به حوزه‌های سایبری، انرژی یا حتی حملات نیابتی در خاورمیانه گسترش یابد.

در این میان، اروپایی‌ها با دو نگرانی هم‌زمان روبه‌رو هستند: از یک سو، تمایل دارند واشنگتن قاطع‌تر در برابر روسیه بایستد تا امید پیروزی زلنسکی زنده بماند؛ از سوی دیگر، می‌ترسند که هر گام بیشتر، جرقه‌ی جنگی شود که این‌بار از مرز اوکراین عبور کند. در واقع، تهدید ترامپ در ظاهر موضعی برای تقویت اوکراین است، اما در عمل، اروپا را در وضعیت اضطراب دائمی نگه می‌دارد، میان امید به بازدارندگی و ترس از درگیری مستقیم.

در چنین شرایطی، هر اشتباه محاسباتی می‌تواند قواعد بازی را برهم بزند. تاماهاوک‌ها هنوز از انبار خارج نشده‌اند، اما تأثیرشان در فضای روانی و نظامی منطقه کاملاً محسوس است. تاریخ بارها نشان داده است که جنگ‌ها نه همیشه با شلیک، بلکه گاهی با سوء‌تفاهم درباره نیتِ یک تهدید آغاز می‌شوند. و اکنون، همه‌چیز بستگی دارد به اینکه آیا ترامپ واقعاً می‌خواهد بترساند یا در نهایت، دست به ماشه خواهد برد.

ترامپ میان دو جبهه؛ پیام به پوتین یا به رأی‌دهندگان؟

در واقع، ترامپ از زبان قدرت برای دو هدف متفاوت استفاده می‌کند. در برابر پوتین، می‌خواهد بگوید دوستی‌اش مرز دارد و «نرمش بیش از حد» او دیگر تمام شده است. در برابر آمریکایی‌ها، می‌خواهد نشان دهد برخلاف بایدن که به زعم او «از روسیه می‌ترسید»، خودش آماده است برای پایان دادن به جنگ، تهدید واقعی روی میز بگذارد. او می‌کوشد افکار عمومی را قانع کند که می‌تواند همان‌گونه که به جنگ غزه پایان داد، جنگ اوکراین را هم با فشار شخصی‌اش مهار کند، نه از مسیر دیپلماسی سنتی، بلکه با ترکیبی از لاف، تهدید و نمایش قدرت.

اما در دل این نمایش، خطر بزرگی نهفته است. اگر ترامپ در مسیر جلب آرای داخلی، بیش از اندازه روی زبان تهدید حساب باز کند، ممکن است از کنترل بحران‌های واقعی بازبماند. تجربه‌ی سیاست‌های خارجی پوپولیستی نشان داده که مرز میان نمایش و عمل، هرچقدر باریک‌تر شود، احتمال خطا بیشتر می‌شود. به‌ویژه در برابر رهبری چون پوتین که به خوبی می‌داند چگونه تهدید را به ابزار تبلیغاتی برای خود تبدیل کند.

در کمپین انتخاباتی درون‌مرزی، ترامپ نیاز دارد ثابت کند «قوی‌تر از بایدن» است؛ و در دنیای امروز، قدرت را نه با عدد رأی، بلکه با حجم تهدید می‌سنجند. بنابراین هر بار که در کاخ سفید پشت تریبون می‌ایستد و از تاماهاوک‌ها حرف می‌زند، در واقع برای دو مخاطب حرف می‌زند: پوتینی که باید بترسد، و آمریکایی‌ای که باید باور کند رئیس‌جمهورش دوباره ابرقدرت را به صحنه برگردانده است.

اما پرسش اصلی اینجاست: اگر پوتین نترسد، و اگر رأی‌دهنده آمریکایی از تکرار بحران‌ها خسته شود، آیا ترامپ همچنان در این دو جبهه پیروز خواهد ماند؟ یا این تهدیدهای پرطنین، در نهایت به فریادی تبدیل خواهند شد که جهان را لرزاند، بی‌آنکه نتیجه‌ای به‌جز بی‌ثباتی بر جای بگذارد؟

صلح با زبان تهدید؛ دکترین تازه یا تکرار بازی خطرناک تاریخ؟

در پایان، آنچه از ماجرای تاماهاوک‌ها برجا می‌ماند، بیش از هر چیز تصویری از سیاست خارجی ترامپ است؛ سیاستی که مرز میان جنگ و مذاکره را محو می‌کند. او می‌خواهد نشان دهد که می‌توان با تهدید، صلح ساخت؛ با نمایش قدرت، مذاکره را تحمیل کرد. اما در جهانی که هر حرکت نظامی می‌تواند به بحران جهانی بدل شود، این بازی خطرناک یادآور دهه‌هایی است که قدرت، زبان دیپلماسی را بلعید.

ترامپ خود را وارث دوران معامله‌گری می‌داند، اما جهان امروز دیگر به اندازه دوران جنگ سرد ساده نیست. بازیگران بسیارند، واکنش‌ها لحظه‌ای است و هر تصمیم، بلافاصله در بازارها، ائتلاف‌ها و میدان‌های جنگ بازتاب پیدا می‌کند. اگر هدف او از تهدید، واداشتن پوتین به صلح باشد، شاید موفق شود؛ اما اگر این تهدید به اشتباه تفسیر شود، ممکن است همان نقطه‌ای شود که بازدارندگی را به رویارویی بدل می‌کند.

در نهایت، پرسش بزرگ باقی می‌ماند: آیا جهان می‌تواند بار دیگر به سیاستی اعتماد کند که صلح را در لبه‌ی جنگ می‌جوید؟ یا باید بپذیرد که هر بار قدرت با زبان تهدید سخن گفته، دیر یا زود صدای انفجار از دل همان کلمات برخاسته است؟

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.