خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
دلار و ربع‌سکه صدرنشین بازدهی شدند؛ سرمایه‌گذاران ۶ بازار زیان دیدند

دلار و ربع‌سکه صدرنشین بازدهی شدند؛ سرمایه‌گذاران ۶ بازار زیان دیدند

فریب تخفیف‌های وسوسه‌کننده در بازار طلای آنلاین را نخورید/ طلای ارزان‌تر از نرخ تابلو تله‌ای برای خریداران است

فریب تخفیف‌های وسوسه‌کننده در بازار طلای آنلاین را نخورید/ طلای ارزان‌تر از نرخ تابلو تله‌ای برای خریداران است

دلار و ربع سکه برنده بازار‌ها | ضرر سرمایه‌گذاران ۶ بازار | کدام ارز دیجیتال بهترین بود؟

دلار و ربع سکه برنده بازار‌ها | ضرر سرمایه‌گذاران ۶ بازار | کدام ارز دیجیتال بهترین بود؟

بازار طلا و ارز با دلار ۲۷۱ هزار تومانی وارد تعطیلی جمعه شد

بازار طلا و ارز با دلار ۲۷۱ هزار تومانی وارد تعطیلی جمعه شد

بازار‌های مالی در ۸ آبان زیر سایه تعطیلی جمعه / دلار ۲۷۱ هزار تومانی و طلای ۲۶ میلیونی در کانون توجه

بازار‌های مالی در ۸ آبان زیر سایه تعطیلی جمعه / دلار ۲۷۱ هزار تومانی و طلای ۲۶ میلیونی در کانون توجه

تحقیق آنتروپیک: متخصصان هم متوجه نمی‌شوند هوش مصنوعی بر نظرشان تأثیر می‌گذارد

تحقیق آنتروپیک: متخصصان هم متوجه نمی‌شوند هوش مصنوعی بر نظرشان تأثیر می‌گذارد

سکه امامی در بازار تهران ۲۶۶ میلیون تومان قیمت خورد

سکه امامی در بازار تهران ۲۶۶ میلیون تومان قیمت خورد

ذخیره ۲۵ تنی طلا برای ایران بسیار اندک است/ موانع غیرکارشناسی در مسیر بهره‌برداری از ذخایر طلا برداشته شود

ذخیره ۲۵ تنی طلا برای ایران بسیار اندک است/ موانع غیرکارشناسی در مسیر بهره‌برداری از ذخایر طلا برداشته شود

نوسانات قیمت سکه در بازار تهران؛ سکه امامی به ۲۶۶ میلیون تومان رسید

نوسانات قیمت سکه در بازار تهران؛ سکه امامی به ۲۶۶ میلیون تومان رسید

طلا و سکه برخلاف دلار پایین آمد؛ نقش افت طلای جهانی چیست؟

طلا و سکه برخلاف دلار پایین آمد؛ نقش افت طلای جهانی چیست؟

فلز زرد در مرز میان واقعیت و هیجان

وقتی درخشش طلا بوی حباب می‌دهد؛ تکرار تاریخ یا آغاز عصری تازه؟

بازدید ۱٬۸۱۸نویسنده: رضا هاشمی
وقتی درخشش طلا بوی حباب می‌دهد؛ تکرار تاریخ یا آغاز عصری تازه؟

قیمت جهانی طلا به نقطه‌ای رسیده که مرز میان واقعیت و هیجان را کمرنگ کرده است؛ صعودی که می‌تواند هم نشانه بی‌اعتمادی جهانی باشد و هم آغاز یک حباب تازه.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز بازار جهانی طلا در نقطه‌ای ایستاده که تاریخ را به چالش می‌کشد. قیمت این فلز گران‌بها، پس از دو سال صعود بی‌وقفه، تقریباً دو برابر شده و به محدوده‌ای رسیده که هر صعود پیشین از آن آغاز سقوط بوده است. سرمایه‌گذاران از وال‌استریت تا دوبی، طلا را دوباره به عنوان پناهگاهی در برابر بدهی، تورم و بی‌ثباتی‌های ژئوپلیتیک انتخاب کرده‌اند؛ اما در پس این اشتیاق، سؤالی تکراری و خطرناک طنین‌انداز شده است:
آیا این بار متفاوت است؟

این همان جمله‌ای است که تاریخ بارها آن را زمزمه کرده، درست پیش از آنکه حباب‌ها بترکند. وال‌استریت ژورنال در گزارشی هشدار داده که طلا اکنون در آستانه همان وضعیتی قرار گرفته که در گذشته باعث سقوط‌های بزرگ در بازارهای مالی شده است؛ وضعیتی که در آن قیمت‌ها نه بر پایه داده‌های واقعی، بلکه با سوخت انتظارات و ترس‌ها بالا می‌روند.

در ظاهر، منطق رشد طلا روشن است: بدهی جهانی در بالاترین سطح تاریخ است، فدرال رزرو در آستانه تغییر سیاست پولی‌اش قرار دارد و بسیاری از کشورها پس از جنگ اوکراین به فکر کاهش وابستگی خود به دلار افتاده‌اند. اما در لایه‌های عمیق‌تر، نشانه‌هایی از هیجان بیش از اندازه دیده می‌شود؛ هیجانی که اگر به مسیر خود ادامه دهد، می‌تواند این رالی درخشان را به تله‌ای طلایی تبدیل کند.

بازار جهانی حالا در وضعیت دوگانه‌ای قرار دارد: از یک سو روایت «طلای نجات‌بخش» که با هر بحران سیاسی و اقتصادی جان تازه می‌گیرد، و از سوی دیگر خاطره تلخ دو جهش تاریخی در سال‌های ۱۹۸۰ و ۲۰۱۱ که هر دو با سقوط دردناک پایان یافتند. طلا شاید دوباره در حال نوشتن فصل تازه‌ای از تاریخ خود باشد، اما هیچ‌کس مطمئن نیست این فصل، آغاز عصر جدید است یا تکرار همان داستان قدیمی.

گذشته‌ای که هشدار می‌دهد؛ دو جهش، دو سقوط

تاریخ طلا پر از فرازهایی درخشان و فرودهایی سنگین است. هر بار که جهان درگیر بحران‌های اقتصادی و سیاسی شده، این فلز زرد با درخششش نگاه‌ها را به خود جلب کرده و امید به «نجات سرمایه» را زنده کرده است. اما تقریباً همیشه، این امیدها به همان سرعتی که شکل گرفته‌اند، فرو ریخته‌اند.

نخستین جهش بزرگ طلا در سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۰ رقم خورد. در آن زمان، تورم آمریکا به سطوح بی‌سابقه‌ای رسیده بود، فدرال رزرو زیر فشار سیاسی کاخ سفید قرار داشت، و مردم نگران فروپاشی ارزش دلار بودند. قیمت طلا ظرف کمتر از دو سال بیش از دو برابر شد و به بالای ۸۰۰ دلار در هر اونس رسید؛ اما درست همان زمان که همه از «پایان دلار» سخن می‌گفتند، رئیس فدرال رزرو، پل وُلکر، سیاست انقباضی سختگیرانه‌ای را آغاز کرد. نرخ بهره به بیش از ۲۰ درصد رسید، اقتصاد وارد رکود شد، اما تورم فروکش کرد و در نتیجه، قیمت طلا در دو سال نصف شد. بازگشت به اوج، بیش از یک‌چهارم قرن طول کشید.

دومین صعود تاریخی در سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۱ رخ داد. پس از بحران مالی ۲۰۰۸، جهان درگیر چاپ بی‌سابقه پول و سیاست‌های تسهیلی شد. تحلیل‌گران هشدار می‌دادند که فدرال رزرو با خرید گسترده اوراق قرضه، دلار را تضعیف و تورم را شعله‌ور می‌کند. نتیجه، رالی پرقدرت طلا تا رکورد تاریخی ۱۹۰۰ دلار بود؛ اما درست مانند گذشته، ترس‌ها واقعی نشدند. نه تنها تورم جهش نکرد، بلکه نرخ‌های بهره منفی در اروپا و ژاپن هم نتوانستند قیمت‌ها را بالا ببرند. طلا در پنج سال بعد بیش از ۴۰ درصد از ارزش خود را از دست داد و بازار به رکود طولانی رفت.

هر دو دوره در یک نکته مشترک بودند: صعود بر پایه ترس و سقوط بر پایه واقعیت. هر بار که بازارها باور کردند سیاست‌گذاران کنترل را از دست داده‌اند، طلا اوج گرفت؛ و هر بار که سیاست‌گذار با تصمیمی قاطع بازگشت، بازار فلز زرد سقوط کرد.

امروز، در سال ۲۰۲۵، بار دیگر همان نشانه‌ها دیده می‌شود. طلا در دو سال گذشته تقریباً دو برابر شده و به رکوردهای تازه‌ای نزدیک شده است. تفاوت این بار شاید در انگیزه‌ها باشد (جنگ، تحریم و بی‌اعتمادی به دلار) اما شباهت‌ها نگران‌کننده‌اند. آیا واقعاً این بار متفاوت است، یا تاریخ آماده است تا بار دیگر خودش را تکرار کند؟

دلایل تازه صعود؛ جهان علیه دلار

اگر در دهه ۱۹۸۰ نگرانی از سیاست‌زدگی فدرال رزرو و در دهه ۲۰۱۰ ترس از چاپ بی‌رویه پول عامل اصلی جهش طلا بود، در این دهه داستان رنگ و بوی ژئوپلیتیکی گرفته است. صعود تازه طلا از نقطه‌ای آغاز شد که شاید تا چند سال پیش کسی تصورش را نمی‌کرد: یخ‌زدن ذخایر ارزی روسیه پس از حمله به اوکراین.
آن تصمیم غربی‌ها برای نخستین‌بار این پرسش را در ذهن بسیاری از دولت‌ها زنده کرد که آیا واقعاً می‌توان به «امنیت دلاری» اعتماد کرد؟ پاسخ بسیاری از کشورها، به‌ویژه در آسیا و خاورمیانه، روشن بود: نه. نتیجه‌اش موجی از خرید گسترده طلا از سوی بانک‌های مرکزی شد، آن‌هم در حجمی که جهان از دهه ۱۹۶۰ به خود ندیده بود.

اما تنها دولت‌ها نبودند که به صف خریداران پیوستند. در بازارهای جهانی، سرمایه‌گذاران بزرگ و کوچک با دیدن تزلزل در اعتماد به دلار، از اوراق و سهام به سوی دارایی‌های فیزیکی رفتند. در رأس همه، طلا دوباره به نقش تاریخی خود بازگشت: «پناهگاه نهایی» در برابر تصمیم‌های سیاسی، بدهی‌های عظیم دولت‌ها و خطر تضعیف ارزش پول.

عامل دوم، تغییر لحن فدرال رزرو بود. در نشست امسال جکسون هول، سخنان جروم پاول مبنی بر تمرکز بیشتر بر اشتغال تا مهار تورم، سیگنال روشنی به بازار داد که ممکن است دوره نرخ‌های بهره بالا رو به پایان باشد. همان‌جا جرقه تازه‌ای در ذهن سرمایه‌گذاران زده شد؛ جرقه‌ای که به‌سرعت تبدیل به موج خرید طلا شد و این فلز را در عرض دو ماه، ۲۸ درصد بالا برد.

در همین زمان، ضعف مقطعی شاخص دلار، بحران بدهی آمریکا، و افزایش بی‌سابقه هزینه بهره بدهی فدرال، به این روایت جان تازه‌ای بخشید که «جهان دیگر نمی‌خواهد تمام تخم‌مرغ‌هایش را در سبد دلار بگذارد». این روایت، برای بسیاری از اقتصادهای نوظهور به معنای بازگشت به طلاست نمادی از استقلال و ذخیره‌ای که هیچ تحریمی نمی‌تواند آن را مسدود کند.

با این حال، همان دلایل قانع‌کننده، در نگاه عمیق‌تر می‌توانند به دام هیجان نیز تبدیل شوند. چراکه تجربه نشان داده هر زمان که خریداران بیش از حد به یک روایت ایمان آورده‌اند، همان روایت آغاز سقوط بعدی بوده است.

نشانه‌های خطر؛ وقتی درخشش طلا بوی حباب می‌دهد

در نگاه اول، همه‌چیز در بازار طلا منطقی به نظر می‌رسد: نرخ بهره در مسیر کاهش است، بدهی جهانی بی‌سابقه شده و بانک‌های مرکزی در حال خرید گسترده طلا هستند. اما زیر سطح این روایت فریبنده، نشانه‌هایی از سفته‌بازی آشکار دیده می‌شود؛ نشانه‌هایی که یادآور همان لحظه‌هایی است که پیش از سقوط سال‌های ۱۹۸۰ و ۲۰۱۱ اتفاق افتاد.

رشد قیمت طلا در دو سال اخیر بیش از دو برابر بوده و سهم این فلز از کل دارایی‌های سرمایه‌گذاری جهان از ۴ درصد به ۶ درصد رسیده است، بالاترین میزان از سال ۱۹۸۶. اعداد به‌ظاهر کوچک‌اند، اما برای بازاری با این حجم، جهشی چنین سریع به معنی ورود موج عظیمی از سرمایه‌های کوتاه‌مدت است؛ سرمایه‌هایی که نه به دنبال امنیت، بلکه به دنبال نوسان‌اند.

در واقع، همان‌طور که وال‌استریت ژورنال اشاره می‌کند، بسیاری از خریداران امروز طلا را نه به عنوان بیمه در برابر تورم، بلکه صرفاً به‌دلیل «افزایش قیمت» می‌خرند. همین رفتار، جوهره حباب است: خرید نه به خاطر ارزش ذاتی، بلکه با امید فروش به دیگری در قیمتی بالاتر.

در همین حال، بازارهای موازی روایت دیگری دارند. دلار پس از افت کوتاه‌مدت دوباره به ثبات رسیده، اوراق خزانه آمریکا از خطر خروج سرمایه در امان مانده و شاخص‌های بورس، به‌ویژه در بخش فناوری و سهام‌های پرریسک، در حال رشدند. این واگرایی هشداردهنده است: اگر واقعاً بازار از تورم و سقوط دلار می‌ترسید، باید تقاضا برای دارایی‌های محافظتی افزایش می‌یافت، نه سهام سفته‌بازانه.

نشانه دیگر، شتاب‌زدگی در واکنش به اخبار است. از زمان سخنرانی پاول در جکسون هول، طلا در کمتر از دو ماه ۲۸ درصد رشد کرده؛ حرکتی که حتی با استانداردهای بحران‌های بزرگ هم بیش از حد سریع است. در چنین شرایطی، تنها کافی است یک نشانه از بازگشت فدرال رزرو به سیاست‌های انقباضی دیده شود تا جریان خرید برعکس شود.

به بیان ساده، طلا اکنون در میانه مرزی ایستاده است که از یک سو می‌تواند آغاز دوران جدیدی برای ذخایر جهانی باشد، و از سوی دیگر، نقطه آغاز یک اصلاح دردناک. در بازارهای مالی، تاریخ همیشه تکرار نمی‌شود، اما اغلب هم‌قافیه است و بوی حباب طلا، برای برخی معامله‌گران، بیش از حد آشناست.

چشم‌انداز آینده؛ میان ایمان و احتیاط

بازار جهانی طلا حالا در میانه دو روایت متضاد ایستاده است؛ یکی با ایمان راسخ به پایان سلطه دلار و دیگری با هشدار از تکرار یک حباب تاریخی. هر دو روایت، بخشی از واقعیت را در خود دارند، اما هیچ‌کدام به تنهایی نمی‌توانند آینده را تعیین کنند. آنچه مشخص است، این‌که طلا در حال تبدیل شدن از یک دارایی محافظتی سنتی به معیاری سیاسی و روانی از بی‌اعتمادی جهانی است.

در سناریوی خوش‌بینانه، اگر سیاست‌گذاران غربی در کنترل بدهی‌های خود ناکام بمانند و نرخ بهره جهانی وارد چرخه‌ای نزولی شود، طلا می‌تواند همچنان ستاره پناهگاه‌ها باقی بماند. کاهش ارزش واقعی دلار و رقابت اقتصادهای نوظهور برای استقلال مالی، سوخت لازم را برای ادامه رشد فراهم می‌کند. در چنین شرایطی، مسیر صعودی می‌تواند به آرامی ادامه یابد، نه از سر هیجان، بلکه از روی اجماع درباره ضعف ساختاری نظام پولی کنونی.

اما در سوی دیگر، کافی است نشانه‌هایی از بازگشت انضباط پولی یا موضع سخت‌گیرانه‌تر فدرال رزرو نمایان شود تا این موج به‌ظاهر مطمئن به لرزه بیفتد. بازار طلا در تاریخ بارها نشان داده که وفاداری‌اش به احساسات بیشتر از منطق است. اگر معامله‌گران به این باور برسند که خطر تورم کاهش یافته یا دلار هنوز امن‌ترین پناهگاه است، همان سرعتی که طلا را بالا برد، می‌تواند آن را پایین بیاورد.

در نهایت، همان‌طور که تحلیل‌گران می‌گویند، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا طلا رشد می‌کند یا نه، بلکه این است که چه میزان از این رشد، حاصل واقعیت است و چه میزان، محصول ترس جمعی.
طلای امروز، بیش از هر زمان دیگر، آیینه‌ای از بی‌اعتمادی است، به دولت‌ها، بانک‌های مرکزی و حتی نظم مالی جهانی، اما درست در همین بی‌اعتمادی، فرصت و خطر به هم گره خورده‌اند. اگر این بار واقعاً متفاوت باشد، طلا می‌تواند به ارز قرن بیست‌ویکم تبدیل شود و اگر نباشد، یک‌بار دیگر، تاریخ تکرار خواهد شد، فقط با اعداد بزرگ‌تر و هزینه‌های سنگین‌تر.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.