خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

از نیویورک تا لس‌آنجلس

اعتراضات گسترده آمریکایی‌ها علیه ترامپ با شعار: 'نه به پادشاهان!'

بازدید ۱٬۱۲۷نویسنده: رضا هاشمی
اعتراضات گسترده آمریکایی‌ها علیه ترامپ با شعار: 'نه به پادشاهان!'

میلیون‌ها آمریکایی با شعار «نه به شاه» به خیابان‌ها آمدند تا علیه اقدامات سلطه‌طلبانه رئیس‌جمهور ترامپ اعتراض کنند.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز واشینگتن در آفتاب نیم‌روز غرق بود، اما چیزی در هوا متفاوت بود. هزاران پرچم، کلاه‌های پودری، چهره‌های رنگ‌کرده و پلاکاردهایی با نوشته‌های «No Kings» خیابان‌های منتهی به کاخ سفید را به صحنه‌ای از تاریخ بدل کرده بودند؛ انگار انقلاب دیگری، نه با تفنگ که با صدا و حضور، در حال رخ دادن بود. از بوستون تا سان‌دیگو، از میدان تایمز نیویورک تا ساحل‌های کالیفرنیا، آمریکا روز شنبه شاهد بزرگ‌ترین تظاهرات سراسری پس از انتخابات اخیر بود؛ جنبشی که هدفش روشن بود: هشدار به آنچه معترضان «بازگشت اقتدارگرایی در چهره یک رئیس‌جمهور» می‌خوانند.

به گفته برگزارکنندگان، بیش از هفت میلیون نفر در دو هزار و هفتصد شهر و شهرک کوچک آمریکا هم‌زمان به خیابان آمدند. واشینگتن دی‌سی با حدود دویست هزار نفر مرکز این خیزش بود؛ جایی که شعار «ما پادشاه نمی‌خواهیم» مانند موجی از میان خیابان پنسیلوانیا عبور می‌کرد و مقابل ساختمان‌هایی طنین می‌انداخت که روزگاری نماد جمهوریت آمریکا بودند.

در گوشه‌ای از میدان، زنی با کلاه گیس سفید و لباس مستعمراتی ایستاده بود و پلاکاردی در دست داشت: «ما این کشور را از یک پادشاه نجات دادیم، دوباره هم می‌توانیم.» اطرافش پر از آدم‌هایی بود که لباس‌های بامزه پوشیده بودند ـ از دایناسورهای بادی تا مجسمه‌های زنده آزادی، اما پشت این جشن رنگارنگ، خشم و بیم موج می‌زد. این مردم آمده بودند تا بگویند دموکراسی‌شان در خطر است.

در شهرهای دیگر هم صحنه مشابهی تکرار می‌شد. بوستون، که زادگاه انقلاب استقلال آمریکا بود، دوباره پر از فریادهایی شد که بوی تاریخ می‌داد. شهردار شهر از میان جمعیت بالا رفت و گفت: «ما روزی پادشاهی را سرنگون کردیم، و اگر لازم باشد باز هم خواهیم کرد.» در لس‌آنجلس و شیکاگو، جمعیت‌های عظیم خیابان‌ها را بستند، درحالی‌که پلیس گزارش داد هیچ درگیری یا بازداشتی رخ نداده است. شعارها با ریتم موسیقی خیابانی درهم می‌آمیخت و هوای اعتراض به نوعی جشن دموکراسی بدل شده بود.

در حالی که ترامپ در پاسخ به خبرنگاران گفته بود «من پادشاه نیستم»، میلیون‌ها نفر در خیابان‌ها فریاد می‌زدند که همین جمله دیگر باورشان نمی‌شود. «No Kings» حالا فقط یک شعار نبود؛ تبدیل به زبان مشترک نسلی شده بود که احساس می‌کرد رؤیای آمریکایی‌اش دارد به سلطنتی مدرن فروکاسته می‌شود.

اما این جنبش فقط صدای لیبرال‌ها در شهرهای بزرگ نبود. در حومه‌ها و مناطق محافظه‌کار نیز آدم‌هایی به میدان آمده بودند. بعضی از آن‌ها رأی‌دهندگان سابق ترامپ بودند که حالا از «تمرکز بی‌سابقه قدرت» در کاخ سفید نگران شده‌اند. در میان آن‌ها مردی ایستاده بود با تابلویی در دست که نوشته بود: «من برای آزادی‌ام رأی دادم، نه برای پادشاهی او.»

آمریکا در آن روز، چهره‌ای دوگانه داشت: کشوری که در ظاهر هنوز متحد است، اما در عمق، در حال جدال بر سر معنای خود. آیا هنوز جمهوری است؟ یا آرام‌آرام به سمت چیزی می‌رود که روزی از آن گریخته بود؟ این پرسش در چهره معترضان و حتی مخالفان‌شان دیده می‌شد؛ پرسشی که شاید پاسخ آن، آینده سیاست آمریکا را برای سال‌ها رقم بزند.

آمریکا در آینه اعتراض – چه اتفاقی افتاد؟

از ساعت نه صبح، صدای طبل‌ها و شعارها در خیابان‌های واشینگتن شنیده می‌شد. مقابل بنای یادبود واشینگتن، مردمی از ایالت‌های مختلف جمع شده بودند؛ پیر و جوان، زن و مرد، خانواده‌ها با کودکان‌شان، دانشجویان با پلاکاردهایی در دست که روی آن‌ها نوشته شده بود: «قدرت از مردم است، نه از کاخ سفید».
در میان جمعیت، «جنیویو چیس» و همسرش «رابرت» هر دو از کارکنان یک اندیشکده مترقی دست‌نوشته‌ای بالا گرفته بودند با این جمله: «میهن‌پرستان واقعی با فاشیسم می‌جنگند.» آن‌ها با شور حرف می‌زدند از اینکه چگونه دولت ترامپ در حال محدود کردن آزادی بیان است و نهادهای دموکراتیک را بی‌اعتبار می‌کند.

سناتور «کریس مورفی» از ایالت کنتیکت، در سخنرانی خود، اعتراضات را «لحظه‌ای تعیین‌کننده» نامید و هشدار داد که کشور در میانه‌ی «یک تصاحب اقتدارگرایانه» قرار دارد. او گفت: «تنها راه متوقف کردنش، بسیج عمومی مردم است.»

در شیکاگو، در پارک گرنت، جمعیت غول‌پیکری موج می‌زد که حتی صدای سخنرانان به زحمت از میان فریادها عبور می‌کرد. شهردار «براندون جانسون» – که خود از منتقدان عملکرد دولت فدرال است – بر صحنه رفت و فریاد زد: «ما از دموکراسی‌مان دفاع می‌کنیم، با هم، بدون ترس.» بالای سرش هلی‌کوپترها می‌چرخیدند و جمعیت با دستان برافراشته فریاد «No Kings!» سر می‌داد.

در نیویورک، میدان تایمز به دشواری قابل حرکت بود. کودکان بر شانه‌های والدین‌شان نشسته بودند، و پرچم‌های آمریکا میان تابلوهای نئون می‌درخشیدند. مغازه‌داران محلی بین نگرانی از ازدحام و همدلی با معترضان در نوسان بودند. فروشندگان خیابانی پرچم‌ها و تی‌شرت‌های ضدترامپ می‌فروختند، و در گوشه‌ای زنی با لباس آزادی (Statue of Liberty) ایستاده بود؛ با آرایش کبودی بر چهره‌اش و پلاکاردی در دست که می‌گفت: «هر روز زخمی‌تر می‌شویم.»

در کالیفرنیا، در ساحل هانتینگتون، تظاهرات حال و هوایی متفاوت داشت. شهری که معمولاً به عنوان پایگاه طرفداران ترامپ شناخته می‌شود، حالا دو صف روبه‌رو داشت: معترضان در یک‌سو، حامیان رئیس‌جمهور در سوی دیگر. میان آن‌ها طنز و فریاد و جدل جریان داشت، اما در نهایت بدون خشونت پایان یافت. زنی ۶۰ ساله به نام «برندا کیورِت» که صاحب یک کارخانه فلزکاری است، گفت: «من برای کارگرهایم نگرانم؛ برای فرزندان‌مان، برای بیمه و دانشگاه‌ها. این فقط سیاست نیست، زندگی ماست.»

در سان‌فرانسیسکو، «استیو پوما» پرچم بزرگی از آمریکا را در دست داشت. او می‌گفت: «من به قانون اساسی ایمان دارم، اما حس می‌کنم ترامپ دارد هر بند آن را زیر پا می‌گذارد.» در کنار او مردی مسن‌تر با تی‌شرتی که روی آن نوشته شده بود «No Kings»، نگران آزادی بیان و رفتار دولت با مهاجران بود.

و در شرق کشور، در شهر کوچک «اسِکس» مریلند، حدود صد نفر در میدان مرکزی گرد آمده بودند. برگزارکننده‌ی تجمع، معلم بازنشسته‌ای بود که بیانیه‌ای از روی نسخه‌ای از اعلامیه استقلال خواند؛ گویی تاریخ را دوباره بازآفرینی می‌کرد. مردی میان‌سال از جمع گفت: «وقتی می‌بینی مردم با ماسک دستگیر می‌شوند و به جایی برده می‌شوند که کسی نمی‌داند کجاست، دیگر نمی‌توانی ساکت بمانی.»

در بوستون، شهر انقلاب‌زاده، مردم از صبح زود به میدان آمدند. شهردار «میشل وو» در میان جمع گفت: «ما یک بار پادشاه را بیرون کردیم و اگر لازم باشد دوباره می‌کنیم.» میان جمعیت، مردی که خود را از نسل «تیموتی مَتلَک» ــ یکی از نویسندگان اعلامیه استقلال ــ معرفی می‌کرد، لباس اجدادی پوشیده بود و گفت: «ما فقط یک چیز می‌خواهیم، دموکراسی.»

حتی در نیواورلئان، شهری پر از موسیقی و زندگی، تظاهرات به جشن رنگ و رقص شباهت داشت. معترضان با لباس‌های زرد و بادکنک‌های پلاستیکی، فریاد می‌زدند «Neaux Kings!» ــ بازی زبانی با لهجه فرانسوی شهر. یکی از آن‌ها گفت: «ما مردم نیواورلئان هستیم؛ با شادی اعتراض می‌کنیم، اما از حضور نیروهای نظامی در خیابان‌مان نمی‌ترسیم، خشمگینیم.»

در پایان روز، گزارش پلیس نشان داد که در هیچ‌یک از شهرهای بزرگ بازداشتی صورت نگرفته است. تظاهرات در آرامش، اما با پیامی صریح تمام شد: بخش بزرگی از جامعه آمریکا دیگر به سیاستمدارانش اعتماد ندارد.

چرایی اعتراض‌ها؛ جامعه‌ای خسته از دو قطبی، بی‌اعتماد به آینده

اعتراضات گسترده‌ای که این روزها در شهرهای آمریکا جریان دارد، فقط واکنشی به یک تصمیم یا یک حادثه‌ی خاص نیست؛ بلکه حاصل سال‌ها انباشت نارضایتی، شکاف طبقاتی، و فرسودگی روانی جامعه‌ای است که دیگر تصویر سابق خود را در آینه‌ی «رویای آمریکایی» نمی‌بیند. در لایه‌ی اجتماعی، این اعتراض‌ها به‌روشنی نشان می‌دهد که بخش وسیعی از مردم، به‌ویژه طبقات متوسط و پایین، احساس می‌کنند در ساختار کنونی هیچ صدایی ندارند.

دهه‌هاست که ثروت در آمریکا به شکلی بی‌سابقه در دست گروه کوچکی از نخبگان متمرکز شده، درحالی‌که فشار هزینه‌های زندگی، اجاره مسکن و بدهی‌های دانشجویی طبقات عادی را به مرز فروپاشی کشانده است. در چنین وضعیتی، هر تصمیم سیاسی یا اقتصادی، از افزایش مالیات گرفته تا محدودیت در یارانه‌ها، می‌تواند جرقه‌ی خشم عمومی را روشن کند.

اما در بُعد سیاسی، این نارضایتی‌ها با دو قطبی عمیق میان جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها درهم تنیده شده است. هر دو جناح تلاش می‌کنند از موج اعتراضات برای تقویت پایگاه رأی خود استفاده کنند، اما نتیجه آن چیزی جز تشدید بی‌اعتمادی عمومی نیست. در واقع، مردم دیگر باور ندارند که تغییر واقعی از دل صندوق رأی بیرون بیاید؛ به همین دلیل خیابان برایشان به صحنه‌ی اصلی اعتراض تبدیل شده است.

این بحران در عمق خود، نشانه‌ی پایان یک دوره از «اجماع آمریکایی» است؛ اجماعی که پس از جنگ جهانی دوم بر پایه‌ی اعتماد به دولت، ثبات اقتصادی و رفاه عمومی شکل گرفته بود. امروز آن تصویر فرو ریخته، و جای خود را به اضطرابی داده که نه تنها در چهره‌ی معترضان بلکه در چشمان سیاست‌مداران نیز دیده می‌شود.

بازتاب اقتصادی اعتراضات؛ رکود پنهان در دل بحران اجتماعی

در حاشیه‌ی تظاهراتی که خیابان‌های نیویورک، شیکاگو و لس‌آنجلس را پر کرده، اقتصاد آمریکا نیز نشانه‌هایی از فرسایش آرام اما پیوسته را بروز می‌دهد. اگرچه هنوز شاخص‌های رسمی رشد اقتصادی دچار افت جدی نشده‌اند، اما در زیر این ظاهر باثبات، نوسان‌های روانی و رفتاری بازارها در حال شکل دادن به موجی جدید از بی‌اعتمادی‌اند.

تعطیلی موقت برخی نهادهای دولتی و رکود تصمیم‌گیری در کنگره بر سر بودجه‌های اضطراری، هزینه‌های سنگینی برای دولت فدرال به همراه آورده است. در واقع، هر روزی که بحران سیاسی و اجتماعی ادامه دارد، هزینه‌ی فرصت از دست‌رفته برای اقتصاد آمریکا افزایش می‌یابد  از تأخیر در تصویب پروژه‌های زیرساختی گرفته تا افت سرعت در پرداخت کمک‌های مالیاتی.

بازار سهام نیز به‌وضوح به این ناآرامی‌ها واکنش نشان داده است. شاخص داوجونز و نزدک در هفته‌های اخیر شاهد افت‌های پی‌درپی بوده‌اند و تحلیل‌گران می‌گویند فضای بی‌اعتمادی اجتماعی مستقیماً بر تصمیم سرمایه‌گذاران تأثیر گذاشته است. وقتی میلیون‌ها آمریکایی احساس می‌کنند نظام سیاسی‌شان در آستانه‌ی فروپاشی اخلاقی است، طبیعی است که رفتار مصرف‌کننده نیز به سمت احتیاط و کاهش هزینه‌ها میل کند. همین ترس خاموش، بزرگ‌ترین دشمن رشد اقتصادی است.

در سطح جهانی نیز تصویر آمریکا در حال تغییر است. بازارهای بین‌المللی که همواره ایالات متحده را نماد دموکراسی پایدار و باثبات می‌دانستند، حالا با کشوری روبه‌رو هستند که درون خود به‌شدت دوقطبی شده است. این وضعیت نه‌تنها بر نرخ دلار و اوراق خزانه‌داری اثر گذاشته، بلکه اعتماد به سیاست‌های اقتصادی واشنگتن را نیز در چشم جهان کمرنگ کرده است. تحلیل‌گران اقتصادی هشدار می‌دهند که اگر فضای ناآرامی‌ها طولانی شود، آمریکا ممکن است برای نخستین بار در دهه‌های اخیر، بخشی از سرمایه‌های خارجی خود را به سمت بازارهای امن‌تر از دست بدهد.

آینده‌ای مبهم؛ آمریکا در جست‌وجوی بازتعریف نظم داخلی

اعتراضات اخیر در آمریکا نه فقط زنگ خطری سیاسی بلکه نمادی از بحرانی تمدنی است؛ بحرانی که ریشه در تضاد میان «آرمان آمریکایی» و «واقعیت آمریکای امروز» دارد. کشوری که دهه‌ها خود را پیشرو در آزادی، عدالت و رفاه معرفی می‌کرد، اکنون با جامعه‌ای روبه‌روست که احساس می‌کند در این مفاهیم جایی برایش باقی نمانده است.

بازسازی این اعتماد، شاید دشوارترین مأموریت دولت بعدی ایالات متحده باشد. هرچند سیاست‌مداران تلاش دارند با بسته‌های اقتصادی، وعده‌های انتخاباتی یا تغییرات ظاهری از شدت بحران بکاهند، اما واقعیت آن است که جامعه‌ی آمریکا در آستانه‌ی نوعی بازتعریف خود قرار گرفته است. نسل جوان، که اکنون بیشترین حضور را در خیابان‌ها دارد، دیگر خواهان اصلاحات سطحی نیست؛ آن‌ها ساختار جدیدی از رابطه‌ی دولت و مردم می‌خواهند، رابطه‌ای که بر پایه‌ی برابری واقعی و شفافیت قدرت شکل بگیرد.

از سوی دیگر، این بحران می‌تواند نظم سیاسی جهانی را نیز تحت‌تأثیر قرار دهد. هرگونه ضعف در درون آمریکا، به‌ویژه در سطح اجتماعی، می‌تواند موجب تزلزل در رهبری جهانی آن شود و مسیر رقابت با چین و سایر قدرت‌های نوظهور را تغییر دهد. تحلیل‌گران بین‌المللی معتقدند اگر این اعتراضات به اصلاحات ساختاری منجر نشود، آمریکا به‌تدریج از موقعیت یک «نماد» به جایگاه یک «نمونه عبرت» در تاریخ دموکراسی مدرن سقوط خواهد کرد.

در نهایت، خیابان‌های پر از معترض در شهرهای آمریکا تصویری از جامعه‌ای است که در حال گفت‌وگو با خودش است؛ گفت‌وگویی دردناک اما ضروری. آینده‌ی این کشور به پاسخ همان پرسشی بستگی دارد که در نگاه هر معترض، هر پلیس و هر سیاست‌مدار منعکس است: آیا ایالات متحده هنوز توان بازسازی اعتماد از دست‌رفته‌ی خود را دارد؟

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.