به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار ارز در روزهای اخیر به صحنهای شبیه نبردی آرام اما فرسایشی تبدیل شده است؛ جایی که دلار هر بار به دیوار ۱۰۶ هزار تومان میرسد، متوقف میشود و توان عبور از آن را ندارد. از ابتدای هفته تاکنون، قیمت دو بار در مسیر نزولی تا این سطح پایین آمده و هر دو بار با واکنش خریداران و بازگشت قیمت روبهرو شده است. دیشب نرخ دلار در بازار آزاد روی عدد ۱۰۶ هزار و ۳۰۰ تومان بسته شد، اما صبح امروز با چرخشی تدریجی، تا ۱۰۸ هزار و ۱۶۰ تومان بالا رفت حرکتی که نشان میدهد این محدودهی سههزارتومانی (۱۰۶ تا ۱۰۹) همچنان بهعنوان میدان اصلی نبرد نیروهای بازار باقی مانده است.
در ظاهر، نوسانات چند هزار تومانی ممکن است کوچک بهنظر برسند، اما در دل بازار، همین فاصلهی محدود تعیینکنندهی رفتار معاملهگران و شکلدهندهی انتظارات کوتاهمدت است. هر بار که دلار به نزدیکی کف محدوده میرسد، تقاضای محافظهکارانهای از سوی خریداران خرد و معاملهگران کوتاهمدت شکل میگیرد؛ نیرویی که مانع از فروپاشی قیمت به زیر ۱۰۶ میشود. در مقابل، هر جهش به سمت ۱۰۹ هزار تومان، بلافاصله با واکنش بازارساز و موج فروش از سوی سفتهبازان مواجه میشود تا مانع از خروج نرخ از محدودهی تعادلی فعلی شود.
در واقع، ۱۰۶ هزار تومان حالا فقط یک عدد نیست، بلکه به نوعی «خط قرمز روانی بازار» تبدیل شده است؛ سطحی که معاملهگران آن را مرز میان آرامش و هشدار میدانند. تا زمانی که این دیوار شکسته نشده، دلار در حصار نوسانات محدود باقی خواهد ماند بازاری که نه میل به صعود دارد و نه انگیزهای برای سقوط عمیق.
تقاضا در کف و عرضه در سقف؛ نبرد پنهان معاملهگران و بازارساز
در دل این نوسانات ظاهراً آرام، نبردی بیصدا میان دو گروه اصلی جریان دارد؛ از یکسو معاملهگران کوتاهمدت و سفتهبازانی که از هر موج کوچک سود میگیرند، و از سوی دیگر، بازارسازی که با دقت تمام تلاش میکند نوسانها را مهار کند تا بازار از مسیر تعادلی خارج نشود.
در کف محدوده، یعنی حوالی ۱۰۶ هزار تومان، جریان خریدهای محافظهکارانه فعال میشود. معاملهگران میدانند که این سطح بارها در هفتههای اخیر مانع از ریزش بیشتر شده و به همین دلیل، با دید نوسانگیری و حتی بعضاً برای پوشش ریسک، دست به خرید میزنند. همین ورود تقاضا باعث میشود بازار بهسرعت جان بگیرد و روند نزولی متوقف شود.
اما درست در سوی دیگر، یعنی نزدیکی سقف ۱۰۹ هزار تومان، بازی برعکس میشود. بازارساز با عرضهی حسابشده و تزریق محدود اسکناس، فضای هیجانی را کنترل میکند و مانع از رشد بیشتر قیمت میشود. همزمان، سفتهبازان نیز با شناسایی سود و فروش در همین سطوح، به نوعی همراه بازارساز عمل میکنند تا چرخهی نوسان تکرار شود.
در واقع، رفتار این دو گروه باعث شده دلار در «کریدور فشردهی نوسان» گیر کند؛ کریدوری که هرچه زمان بیشتری بگذرد، احتمال جهش ناگهانی از یکی از دو سمت آن افزایش مییابد. به همین دلیل، بسیاری از فعالان بازار معتقدند دلار در وضعیت فعلی نه آرام گرفته و نه خسته شده، بلکه در حال «انباشتن انرژی برای تصمیم بعدی» است، تصمیمی که میتواند مسیر آیندهی بازار را تا مرزهای جدیدی تعیین کند.
ثبات سیاسی، شرط شکنندهی آرامش بازار
آرامشی که این روزها در بازار ارز دیده میشود، بیش از آنکه محصول سیاستگذاری اقتصادی باشد، بر دوش فضای نسبتاً باثبات سیاسی و نبود شوک خبری تازه استوار است. در هفتههای اخیر، نبود تنش جدید در روابط خارجی و توقف در انتشار اخبار متناقض، زمینهای فراهم کرده تا دلار از التهابهای تند فاصله بگیرد و در محدودهای محدود نوسان کند.
اما کارشناسان معتقدند این آرامش بیشتر به «تعلیق انتظارات» شبیه است تا ثبات واقعی. به بیان دیگر، فعالان بازار منتظرند ببینند آیا سیگنالهای سیاسی مثبت تداوم دارد یا نه. هر نشانهای از ابهام در مسیر مذاکرات یا تغییر لحن در مواضع سیاستگذاران، میتواند بار دیگر انتظارات صعودی را بیدار کند و نرخ دلار را به سمت مرز ۱۰۹ هزار تومان بازگرداند.
در واقع، آنچه اکنون دیده میشود، نوعی موازنهی شکننده میان «امید محتاط» و «ترس پنهان» است. معاملهگران هنوز به نقطهای نرسیدهاند که از روند نزولی اطمینان پیدا کنند، اما همزمان تمایلی هم به باز کردن موقعیتهای خرید سنگین ندارند. این فضای انتظار، باعث شده بازار در دامنهای محدود نفس بکشد و هر خبر تازهای را بهجای تغییر روند، صرفاً بهعنوان سوختی برای نوسان کوتاهمدت مصرف کند.
به تعبیر یکی از تحلیلگران، «بازار ارز اکنون در فاز شنیدن است نه حرکت.» اگر فضای سیاسی آرام بماند، دلار احتمالاً در محدودهی ۱۰۶ تا ۱۰۷ هزار تومان پایدار خواهد بود؛ اما کوچکترین لغزش در این تعادل روانی، میتواند دوباره موجی از خریدهای هیجانی را فعال کند.
بیاعتمادی پنهان؛ چرا دلار کاهش پایدار ندارد؟
اگرچه سیگنالهای مثبت سیاسی و آرامش نسبی فضای خبری، بارها موجب عقبنشینی دلار شدهاند، اما آنچه در بازار دیده میشود، بیشتر شبیه «توقف موقت در مسیر نوسان» است تا آغاز یک روند نزولی واقعی. دلیل اصلی این مسئله را باید در نبود اعتماد عمیق میان بازیگران بازار جستوجو کرد؛ اعتمادی که در ماههای اخیر، با تجربهی مکرر از وعدههای بینتیجه و تغییرات ناگهانی سیاستها، به شدت آسیب دیده است.
معاملهگران و حتی بخش قابلتوجهی از مردم، هنوز باور ندارند که ثبات فعلی پایدار است. هرچند نرخ دلار چندین بار تلاش کرده زیر مرز ۱۰۶ هزار تومان تثبیت شود، اما هر بار، موجی از خریدهای احتیاطی دوباره آن را بالا کشیده است. در واقع، حتی در زمان کاهش قیمت، بازار زیرپوستی «در حالت آمادهباش» باقی میماند؛ گویی همه منتظرند تا با اولین جرقهی سیاسی یا اقتصادی، دوباره مسیر صعودی آغاز شود.
در چنین شرایطی، بازارساز هم با وجود کنترل موضعی و عرضههای تاکتیکی، نمیتواند بهتنهایی اعتماد ازدسترفته را بازسازی کند. تا زمانی که سیگنالهای اقتصادی و سیاسی به زبان یکپارچه و قابلپیشبینی سخن نگویند، روند نزولی فقط در سطح اعداد اتفاق میافتد، نه در ذهن و رفتار فعالان بازار.
بهعبارت دیگر، دلار نه بهدلیل قدرت بنیادی، بلکه بهدلیل نبود باور به پایداری سیاستها، هنوز توان سقوط عمیق را ندارد. بازار منتظر یک «تغییر کیفی» در فضاست؛ تغییری که از جنس اعتماد باشد، نه فقط از جنس خبر.















نظرات کاربران