به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بورس تهران در مهرماه امسال، پس از ماهها رکود و بیاعتمادی، بار دیگر جان گرفت. شاخص کل با جهشی چشمگیر بیش از ۲۱ درصد، به سطح ۳ میلیون و ۷۹ هزار واحد رسید و تنها ۵.۸ درصد تا قله تاریخی خود فاصله دارد؛ رشدی که از اسفند ۱۴۰۱ سابقه نداشته است. در شرایطی که بازار ارز و طلا در نوسانات محدودی درجا میزدند، سرمایهها آرامآرام از گوشههای امن بیرون آمدند و مسیر خود را بهسمت تالار شیشهای تغییر دادند.
تحلیلگران این صعود را نشانه بازگشت نسبی اعتماد و توجه سرمایهگذاران خرد میدانند؛ بازاری که در یک ماه توانست رکود چندماهه را بشکند و دوباره به مرکز توجه اقتصاد ایران بازگردد.
در همین مدت، ورود بیش از ۱۱ همت پول حقیقی و رشد محسوس ارزش معاملات خرد، بهروشنی نشان میدهد که انتظارات در حال تغییر است؛ نه از سر هیجان، بلکه از درک تازهای از ارزندگی قیمت سهام و کاهش ریسکهای سیاسی.
بورس با این جهش، حالا در موقعیتی ایستاده که میتواند در صورت ثبات سیاستهای کلان، بار دیگر بهعنوان پیشران رشد در اقتصاد نیمه دوم سال ظاهر شود. اما پرسش اصلی پابرجاست: آیا این بازگشت، شروع یک دوره صعودی تازه است یا تکرار موجهای کوتاهمدت گذشته؟
دلایل جهش مهر؛ آرامش سیاسی و بیداری سرمایهگذاران
صعود پرقدرت بورس در مهرماه را نمیتوان تصادفی دانست. در واقع، این بازگشت بزرگ حاصل همزمانی چند عامل بنیادی و روانی بود که مسیر سرمایهها را از بازارهای موازی به سوی سهام تغییر داد.
نخستین عامل، کاهش ریسکهای سیاسی و منطقهای بود. در هفتههای ابتدایی مهر، بازارها درگیر تنشهای ناشی از احتمال فعال شدن «مکانیسم ماشه» و بازگشت تحریمها بودند، اما با فروکشکردن فضای نااطمینانی، موج جدیدی از آرامش در اقتصاد حاکم شد. همین موضوع انتظارات تورمی را تعدیل و تقاضا برای دلار را کاهش داد. در نتیجه، بازار سهام به عنوان گزینهای ارزنده و کمریسکتر دوباره در مرکز توجه قرار گرفت.
دومین عامل، تحول در متغیر ارزی و شکلگیری بازار مبادله بود. افزایش تدریجی نرخ ارز صادراتی و واقعیتر شدن قیمت دلار در سامانهها، باعث شد سودآوری شرکتهای بورسی بهویژه صادرکنندگان بزرگ در چشمانداز سرمایهگذاران پررنگ شود. این تغییر، اثر مستقیمی بر رشد قیمت سهام گذاشت و شاخص کل را از کانال ۳ میلیون واحد عبور داد.
عامل سوم، ارزنده شدن سهام پس از اصلاح سنگین نیمه نخست سال بود. بسیاری از نمادها تا ۴۰ درصد زیر ارزش ذاتی خود معامله میشدند و مهرماه زمانی بود که فعالان بازار به تدریج متوجه شدند این قیمتها نمیتواند پایدار بماند. نتیجه آن شد که با اولین سیگنال سیاسی مثبت، نقدینگی تازه به بازار بازگشت.
در نهایت، ترکیب این سه نیرو آرامش سیاسی، تعدیل ارزی و ارزندگی بنیادی بورس را به نقطهای رساند که پس از ماهها، اعتماد از دست رفته جای خود را به امید محتاطانه داد.
مقایسه عملکرد بازارها؛ صعود بورس در برابر رکود رقبای سنتی
مهرماه صحنه جدال آرام میان بازارهای دارایی بود؛ جایی که تنها یک بازیگر توانست گوی رقابت را از بقیه برباید. بورس تهران با رشد ۲۱.۲۵ درصدی در صدر جدول بازدهی ایستاد و بار دیگر نقش پیشران اقتصاد را بازی کرد. در مقابل، بازارهای موازی نظیر ارز و طلا که معمولاً در دورههای بیثباتی، مقصد اصلی سرمایهها هستند، اینبار در سایهای از رکود و احتیاط فرو رفتند.
بر اساس دادهها، هر گرم طلای ۱۸ عیار با رشد ۱۴.۸۵ درصدی در جایگاه دوم قرار گرفت، در حالی که سکه امامی تنها ۱۲.۳ درصد رشد کرد. دلار آزاد نیز با افزایش محدود ۳.۱ درصدی، کمرمقترین عملکرد را در میان بازارها داشت. این اختلاف بازدهی چشمگیر نشان میدهد که سرمایهگذاران، برخلاف ماههای گذشته، تمایل بیشتری به بازگشت به بورس پیدا کردهاند.
در همین دوره، ارزش معاملات خرد روزانه نیز به بیش از ۱۳ هزار میلیارد تومان رسید و ورود ۱۱ هزار میلیارد تومان پول حقیقی به بازار، نشانهای روشن از چرخش جریان نقدینگی بود؛ نقدینگیای که تا پیش از این عمدتاً به سمت بازار ارز و طلا روانه میشد.
به این ترتیب، مهرماه را میتوان نقطه عطفی در رفتار سرمایهگذاران دانست؛ جایی که بورس، با اتکا به آرامش سیاسی و چشمانداز سودآوری شرکتها، توانست از سایه دلار خارج شود و برای نخستینبار پس از مدتها، نبض اصلی بازارهای دارایی را در دست گیرد.
چالشهای پیشروی بورس؛ صعود بدون اصلاح ممکن نیست
با وجود رشد چشمگیر مهرماه، کارشناسان تأکید میکنند که پایداری این روند صعودی، به اصلاح درونی بازار بستگی دارد. بورس در ظاهر سبزپوش شده، اما در عمق ساختار خود هنوز با مشکلات مزمنی روبهرو است که میتواند روند رو به رشد را شکننده کند.
نخستین چالش، سیاستگذاریهای غیرقابلپیشبینی و تصمیمات ناگهانی است. توقفهای طولانی نمادها، ناهماهنگی بین نهادهای ناظر و تغییر مکرر مقررات، همچنان بزرگترین مانع اعتماد سرمایهگذاران محسوب میشود. در کنار آن، دامنه نوسان محدود و حجم مبنای دستساز، اجازه نمیدهد قیمتها مسیر واقعی خود را پیدا کنند و همین موضوع باعث تشکیل صفهای خرید و فروش مصنوعی میشود.
عامل دوم، ناترازی انرژی و هزینههای تولید در صنایع بزرگ است که بخشی از توان رقابتی شرکتهای صادراتمحور را تضعیف کرده است. از سوی دیگر، افزایش نرخ بهره بانکی تا حدود ۳۵ درصد، جریان نقدینگی را تهدید میکند؛ زیرا سرمایهگذاران بخشی از سرمایه خود را از بازار پرریسک سهام به سمت ابزارهای با درآمد ثابت سوق میدهند.
در کنار این عوامل، ابهامات سیاسی و سایه تحریمها هنوز بر چشمانداز صادرات و سودآوری شرکتها سنگینی میکند. کارشناسان میگویند اثر رشد نرخ ارز بر سود شرکتها هنوز بهطور کامل در بازار منعکس نشده و تا زمانی که قطعیت در سیاستهای ارزی و ثبات اقتصادی شکل نگیرد، هر رشد شاخصی ممکن است تنها یک رالی کوتاهمدت باشد.
به بیان دیگر، برای آنکه صعود بورس پایدار بماند، بازار نیازمند «نظم نهادی» و بازنگری در قواعد درونی است؛ اصلاحی که اگر رخ دهد، میتواند زمینهساز ورود دوباره سرمایههای بزرگ و تثبیت جایگاه بورس بهعنوان موتور اصلی رشد اقتصادی شود.
چشمانداز آبان؛ مسیر تازه یا استراحت میان راه؟
اکنون که بورس مهر را با یکی از درخشانترین عملکردهای سالهای اخیر به پایان رسانده، نگاهها به آبان دوخته شده است؛ ماهی که میتواند تعیین کند رشد اخیر، یک روند پایدار است یا فقط جهشی مقطعی در واکنش به فروکش ریسکها.
نشانهها نشان میدهد شاخص در ابتدای آبان با تعادل نسبی و تمایل محتاطانه به صعود حرکت خود را آغاز کرده است. بسیاری از تحلیلگران انتظار دارند بازار در هفتههای ابتدایی ماه، بخشی از سودهای مهر را شناسایی کند و وارد فاز استراحت کوتاهمدت شود. اما در سناریوی میانهروتر، اگر نرخ ارز مبادلهای در مسیر صعودی آرام خود تا محدوده ۹۰ هزار تومان ادامه دهد، میتواند محرک موج دوم رشد سهام در نیمه دوم پاییز باشد.
احمد اشتیاقی، کارشناس بازار سرمایه، معتقد است بورس توانایی جذب ۵۰ تا ۶۰ درصد از رشد دلاری اقتصاد را دارد، مشروط به آنکه سیاستهای ارزی و عرضه ارزهای صادراتی به سمت نرخهای واقعیتر حرکت کند. بر اساس این دیدگاه، اگر دلار نیمایی از ۴۰ به ۹۰ هزار تومان برسد، بورس میتواند رشد دیگری در حدود ۶۰ درصد را تجربه کند.
در مقابل، گروهی دیگر از تحلیلگران هشدار میدهند که بدون اصلاح ساختار بازار و کاهش نرخ بهره بانکی، تکرار بازدهی ۲۱درصدی مهر در آبان بعید است. این گروه معتقدند بورس در حال حاضر در منطقهای از اشباع خرید قرار دارد و هرگونه تنش سیاسی یا سیاست انقباضی جدید، میتواند موجب توقف یا اصلاح شاخص شود.
در مجموع، مسیر آبان برای بورس دو شاخه دارد، یا با ثبات در متغیرهای اقتصادی و ارزی، روند صعودی ملایم ادامه مییابد، یا بازار با چند هفته استراحت و نوسان محدود، خود را برای فاز بعدی آماده میکند، اما یک چیز قطعی است؛ اعتماد دوباره به بورس بازگشته، و همین شاید بزرگترین دستاورد مهرماه باشد.















نظرات کاربران