خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
مداخله بانک مرکزی در نرخ ۲۷۰ هزار تومانی دلار؛ ثبات موقت یا ادامه افزایش؟

مداخله بانک مرکزی در نرخ ۲۷۰ هزار تومانی دلار؛ ثبات موقت یا ادامه افزایش؟

مشکل رجیستری تلفن‌های همراه برطرف شد؟

مشکل رجیستری تلفن‌های همراه برطرف شد؟

قیمت دلار تا عید ۱۴۰۶ به ۳۰۰ هزار تومان می‌رسد؟

قیمت دلار تا عید ۱۴۰۶ به ۳۰۰ هزار تومان می‌رسد؟

اخبار سیاسی، تعیین‌کننده مسیر قیمت دلار در هفته آینده

اخبار سیاسی، تعیین‌کننده مسیر قیمت دلار در هفته آینده

دلار در کانال ۲۷۱ هزار تومان؛ طلا و سکه با افت اونس جهانی کاهش یافتند

دلار در کانال ۲۷۱ هزار تومان؛ طلا و سکه با افت اونس جهانی کاهش یافتند

بانک مرکزی چگونه از کنترل شبکه بانکی برای اعمال قدرت در بازار رمزارزها استفاده می‌کند؟ تنظیم‌گری رمزارزها از مسیر درگاه پرداخت

بانک مرکزی چگونه از کنترل شبکه بانکی برای اعمال قدرت در بازار رمزارزها استفاده می‌کند؟ تنظیم‌گری رمزارزها از مسیر درگاه پرداخت

بازار - ۱۴۰۵.۰۸.۰۶

بازار - ۱۴۰۵.۰۸.۰۶

نرخ حقیقی ارز در مهر ۱۴۰۵ به رکورد مهر ۱۳۹۹ نزدیک شد

نرخ حقیقی ارز در مهر ۱۴۰۵ به رکورد مهر ۱۳۹۹ نزدیک شد

قیمت دلار همه ماجراست؟

قیمت دلار همه ماجراست؟

افت دلار ۶۰ درصد صندوق‌های طلا را نزولی کرد؛ ۲۹۷ میلیارد تومان خارج شد

افت دلار ۶۰ درصد صندوق‌های طلا را نزولی کرد؛ ۲۹۷ میلیارد تومان خارج شد

نگاهی به بازار دلار امروز ۳ آبان ۱۴۰۴

آبان، ماه بی‌هیجان دلار؛ نبرد خاموش سیاست و بازار

بازدید ۱٬۴۴۹نویسنده: رضا هاشمی
آبان، ماه بی‌هیجان دلار؛ نبرد خاموش سیاست و بازار

بازار ارز وارد فاز سکون شده؛ نه خبری از جهش است و نه نشانه‌ای از سقوط. بازار در محدوده‌ی ۱۰۶ تا ۱۰۸ هزار تومان نفس می‌کشد؛ ثباتی موقت در دل بی‌اعتمادی.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز بازار ارز نخستین روز‌های آبان را با چهره‌ای آرام و محتاط آغاز کرده است. پس از آنکه دلار در روز پنج‌شنبه از ۱۰۹ هزار و ۱۰۰ تومان شروع به کار کرد و تا محدوده ۱۰۸ هزار و ۵۰۰ تومان عقب‌نشینی کرد، امروز شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، معاملات از حوالی ۱۰۷ هزار تومان آغاز شد و در همان ساعات ابتدایی، با کاهش خفیف به محدوده ۱۰۶ هزار و ۷۰۰ تومان رسید. این عقب‌گرد آرام اما معنادار، نشانه‌ای از تغییر فاز روانی بازار است؛ جایی که معامله‌گران به جای واکنش هیجانی، در انتظار سیگنال بعدی از سوی بازارساز و تحولات سیاسی مانده‌اند.

کاهش دامنه نوسان و افت حجم معاملات در بازار فردایی، گواهی است بر کاهش دمای هیجان در بازار ارز. معامله‌گران باتجربه این سکون نسبی را نشانه‌ای از ورود دلار به «منطقه تعادل موقت» می‌دانند؛ جایی که بازار نه انگیزه قوی برای رشد دارد و نه ظرفیت سقوط سریع. این وضعیت، بیش از هر چیز محصول سیاست‌های انضباطی بازارساز در روزهای پایانی مهر و آغاز آبان است؛ سیاستی که به‌وضوح نشان می‌دهد نهادهای پولی تصمیم دارند کنترل کامل بر ریتم نرخ را در ماه جدید حفظ کنند.

در چنین فضایی، دلار بیش از آنکه به نوسانات لحظه‌ای پاسخ دهد، به دنبال تعریف جایگاه جدیدی در محدوده ۱۰۶ تا ۱۰۸ هزار تومان است؛ محدوده‌ای که فعلاً حکم «زمین بازی کنترل‌شده» را برای بازارساز و بازیگران اصلی دارد.

آیا این آرامش موقتی است یا آغاز یک دوره تعادلی پایدار؟ پاسخ، در ترکیب سیاست، عرضه ارزی و رفتار انتظارات نهفته است؛ همان متغیرهایی که در روزهای آینده، جهت قطعی دلار را مشخص خواهند کرد.

تعادل یا توقف؟ چرا رقم ۱۰۶٫۳ هزار تومان برای بازار حیاتی است

در نگاه اول، عددی مثل ۱۰۶٬۳۰۰ تومان شاید فقط یک سطح قیمتی باشد، اما برای معامله‌گران حرفه‌ای، این رقم به‌مثابه «مرز روانی» میان ثبات و تغییر جهت بازار است. در هفته‌های گذشته هرگاه دلار به این محدوده نزدیک شده، یا شاهد واکنش‌های فوری خرید بودیم، یا مداخله‌های آشکار بازارساز که اجازه شکست این سطح را نداده است. حالا، در نخستین روزهای آبان، همه نگاه‌ها دوباره به همین نقطه دوخته شده است.

از نظر فنی، تثبیت دلار زیر محدوده ۱۰۶٬۳۰۰ نشانه‌ای خواهد بود از ورود نرخ به فاز جدیدی از کاهش و احتمال حرکت به سمت کف‌های ۱۰۵ تا ۱۰۵٬۵۰۰ تومان. اما اگر این سطح حفظ شود، بازار وارد دامنه‌ای محدود از نوسان بین ۱۰۶٬۵۰۰ تا ۱۰۸ هزار تومان خواهد شد؛ محدوده‌ای که به نظر می‌رسد بازارساز تمایل دارد در آن نرخ را نگه دارد.

با این حال، اهمیت این عدد فقط در نمودارها نیست؛ بلکه در روان جمعی بازار است. فعالان ارزی، به‌ویژه بازیگران فردایی، رفتار خود را با این سطح تنظیم می‌کنند. پایین‌تر رفتن از ۱۰۶٬۳۰۰ یعنی فعال شدن دوباره فروشندگان، تقویت انتظارات نزولی و کاهش انگیزه خرید. در مقابل، حفظ این سطح یا بازگشت از آن می‌تواند بار دیگر انتظارات صعودی را تقویت کند و بازار را به‌سمت نرخ‌های بالاتر سوق دهد.

به‌عبارتی، ۱۰۶٬۳۰۰ در این روزها چیزی فراتر از یک مقاومت یا حمایت فنی است؛ مرز اعتماد بازار است. اگر دلار در این محدوده باقی بماند، یعنی سیاست‌های کنترلی بازارساز مؤثر بوده و بازار توانسته وارد فاز آرامش نسبی شود. اما اگر زیر آن لغزش کند، این پیام را به فعالان خواهد داد که «تعادل فعلی فقط یک توقف کوتاه بوده است.»

در هر دو حالت، تصمیم‌گیری حول این سطح، آزمون مهمی برای سیاست‌گذار و سنجش تاب‌آوری بازار در برابر فشارهای روانی و اقتصادی هفته‌های آینده خواهد بود.

سیگنال ثبات از مرکز مبادله؛ ۱۶.۴ میلیارد دلار گردش رسمی تا پایان مهر

پشت صحنه‌ی آرامش این روزهای بازار ارز، مرکز مبادله ایران ایستاده است؛ همان جایی که حجم معاملات از ابتدای سال تا پایان مهرماه به رقم قابل‌توجه ۱۶ میلیارد و ۳۹۰ میلیون دلار رسیده است. عددی که به‌خودی خود پیامی روشن دارد: بازار رسمی در حال جان گرفتن است و بخش تجاری کشور بار دیگر نقش فعالی در تأمین نیازهای ارزی پیدا کرده است.

روز سه‌شنبه، بیش از ۱۰۷ میلیون دلار در این مرکز معامله شد که سهم دلار حدود ۶۰ میلیون دلار بود؛ درهم با ۱۳۷ میلیون دلار پیشتاز معاملات بود و ارزهایی مانند یورو، یوآن و روبل نیز سهم‌های کوچک‌تری داشتند. این توزیع ارزی، در نگاه کارشناسان، نشانه‌ای از بازگشت تدریجی نظم به چرخه واردات و مبادلات تجاری است؛ روندی که از دید بازار آزاد نیز یک پیام مهم دارد: بازارساز در حال بازی با کارت واقعی عرضه است، نه صرفاً سیاست گفتاری.

افزایش حجم معاملات در بازار رسمی، اگرچه همه‌ی مشکلات را حل نمی‌کند، اما از منظر روانی تأثیر بزرگی دارد. وقتی فعالان اقتصادی احساس کنند که تأمین ارز از مسیرهای قانونی ممکن است، فشار تقاضای سفته‌بازانه در بازار آزاد کاهش می‌یابد و شکاف نرخ‌ها کم‌کم منطقی‌تر می‌شود.

با این‌حال، این تصویر فقط یک روی سکه است. شکاف میان نرخ رسمی و نرخ آزاد هنوز پابرجاست؛ فاصله‌ای که انگیزه‌ی آربیتراژ و معامله‌های پرریسک را زنده نگه می‌دارد. به‌ویژه در شرایطی که هنوز نشانه‌ای از رفع تحریم‌های بانکی و افزایش درآمدهای ارزی کشور دیده نمی‌شود، این شکاف می‌تواند دوباره منشأ موج‌های نوسانی تازه شود.

در کنار این تحولات، برگزاری منظم حراج شمش طلا توسط مرکز مبادله، حلقه‌ی دیگری از سیاست کنترل بازار به شمار می‌رود. این حراج‌ها علاوه بر شفاف‌سازی قیمت‌ها، به کاهش فشار تقاضای سفته‌بازانه در بازار طلا و در نتیجه، ثبات روانی در بازار ارز کمک کرده‌اند.

به‌این‌ترتیب، مجموعه داده‌های رسمی نشان می‌دهد که بازارساز در آبان ماه بیش از هر زمان دیگری در حال مدیریت هماهنگ میان ارز و طلا است؛ سیاستی که هدف آن تثبیت انتظارات و جلوگیری از شوک‌های روانی در هر دو جبهه است. اما اینکه این آرامش تا کجا دوام دارد، به متغیرهایی وابسته است که بیرون از بازار مبادله تعیین می‌شوند.

دو جرقه برای بیدار شدن هیجان بازار؛ سیاست یا برخورد با کف قیمتی؟

بازار ارز این روزها در ظاهر آرام است، اما در زیر این سکوت، دو محرک پنهان وجود دارد که می‌توانند در هر لحظه، آرامش فعلی را برهم بزنند. نخست، اخبار سیاسی مربوط به مذاکرات و تحریم‌ها؛ و دوم، برخورد نرخ دلار با کف‌های حساس قیمتی که می‌تواند جرقه ورود دوباره‌ی سفته‌بازان را روشن کند.

در ماه‌های اخیر، تجربه نشان داده است که هر بار فضای دیپلماسی میان ایران و غرب دچار التهاب یا امید شده، بازار بلافاصله واکنش نشان داده است. از شایعات درباره آزادسازی منابع بلوکه‌شده گرفته تا اظهارنظرهای مقامات آمریکایی درباره مذاکرات، همه توانسته‌اند در عرض چند ساعت، مسیر دلار را عوض کنند. به همین دلیل، معامله‌گران حرفه‌ای این روزها با چشمی به تابلو قیمت و چشمی دیگر به تیتر خبرها نگاه می‌کنند. یک جمله از واشنگتن یا تهران کافی است تا روند بازار عوض شود.

اما جرقه دوم، داخلی‌تر و فنی‌تر است: برخورد نرخ دلار با کف‌های قیمتی مثل محدوده‌ی ۱۰۶ هزار یا حتی پایین‌تر. در این نقاط، معمولاً بخشی از فعالان کوتاه‌مدت به امید بازگشت قیمت وارد خرید می‌شوند و همین واکنش جمعی می‌تواند موج جدیدی از نوسان ایجاد کند. به‌ویژه اگر معامله‌گران احساس کنند که بازارساز در حال عقب‌نشینی از دفاع قیمتی است، این رفتار جمعی می‌تواند به سرعت گسترش یابد.

در سوی مقابل، بازارساز نیز به‌خوبی از این رفتارها آگاه است و معمولاً با تزریق هدفمند عرضه یا سیگنال‌های رسانه‌ای مانع از فعال‌شدن این جرقه‌ها می‌شود. در واقع، بازی این روزهای بازار، یک نبرد آرام میان هیجان و کنترل است؛ هیجانی که در کمین خبر یا عددی خاص نشسته و کنترلی که سعی دارد روایت ثبات را حفظ کند.

با این حال، کارشناسان هشدار می‌دهند که اگر عامل سیاسی تازه‌ای به میدان بیاید  مثلاً تحریم جدید یا نشانه‌ای از بن‌بست در مذاکرات  حتی تزریق ارزی هم نمی‌تواند مانع بازگشت هیجان شود. بازار در حال حاضر در وضعیت «آتش زیر خاکستر» است؛ خاموش اما آماده‌ی شعله‌ور شدن.

سیاست و سیگنال؛ از سخنرانی‌های آمریکا تا واکنش تهران در سازمان ملل

بازار ارز ایران در هفته‌های اخیر، بیش از هر چیز، درگیر «نبرد روایت‌ها» بوده است؛ نبردی میان لفاظی‌های انتخاباتی در آمریکا و واکنش‌های محتاطانه ایران در مجامع بین‌المللی. این تقابل سیاسی اگرچه هنوز به تصمیمی عملی منجر نشده، اما نقش پررنگی در شکل‌دهی به انتظارات معامله‌گران دارد.

در روزهای گذشته، مایک والتز، نماینده جمهوری‌خواه آمریکا، در سخنانی تند علیه ایران مدعی شد که تهران باید از «جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای» خود دست بکشد و مستقیماً با واشنگتن گفت‌وگو کند. در پاسخ، امیرسعید ایروانی، نماینده دائم ایران در سازمان ملل، تأکید کرد که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر مبنای منشور ملل متحد است و تهران همچنان آماده گفت‌وگویی عادلانه و واقعی است. این لحن آرام اما قاطع، در فضای ملتهب بین‌المللی، سیگنالی از پرهیز از درگیری مستقیم و حفظ کانال‌های دیپلماتیک تلقی شد؛ پیامی که از نگاه فعالان بازار، به معنای کاهش ریسک فوری در جبهه سیاسی است.

اما در سوی دیگر، دونالد ترامپ نیز در یکی از سخنرانی‌های اخیرش مدعی شد که «برنامه هسته‌ای ایران را به‌طور کامل نابود کرده» و وعده داده که فشارها را چندبرابر خواهد کرد. هرچند این سخنان بیش از آنکه واقعی باشد، رنگ‌وبوی تبلیغات انتخاباتی دارد، اما تأثیر روانی آن بر بازار ارز قابل انکار نیست. معامله‌گران، به‌ویژه در بازار فردایی، هر بار با چنین لفاظی‌هایی، واکنش‌های کوتاه‌مدت نشان می‌دهند؛ حتی اگر می‌دانند که بخش زیادی از آن صرفاً جنگ کلمات است.

در داخل کشور، برخی چهره‌های سیاسی از جمله علی لاریجانی نیز هشدار داده‌اند که درخواست غرب برای کاهش توان دفاعی ایران «به منزله تسلیم» است و بر لزوم یکپارچگی در برابر فشار خارجی تأکید کرده‌اند. چنین اظهاراتی برای بازار ارز دو پیام دارد: از یک‌سو بیانگر ثبات در مسیر سیاست خارجی است و از سوی دیگر، اطمینان می‌دهد که هیچ تغییر ناگهانی در موضع رسمی کشور در کوتاه‌مدت رخ نخواهد داد.

در مجموع، فضای سیاسی کنونی را می‌توان نوعی تعادل ناپایدار میان تهدید و گفت‌وگو دانست؛ جایی که هر خبر یا سخنرانی می‌تواند جرقه‌ای برای حرکت کوتاه‌مدت در نرخ‌ها باشد، اما نه آن‌قدر قوی که مسیر میان‌مدت بازار را تغییر دهد. بازار فعلاً با این واقعیت کنار آمده است که هیچ توافقی در کوتاه‌مدت در دسترس نیست، اما در عین حال، هیچ بحران جدی تازه‌ای هم در راه نیست.

همین میان‌مایگی سیاسی، همان چیزی است که آرامش فعلی دلار را توجیه می‌کند؛ سکوتی موقتی در میانه‌ی گردباد خبرها.

بازار در تعادل شکننده؛ ثبات امروز، آزمون فردا

بازار ارز در نخستین روزهای آبان ۱۴۰۴ در نقطه‌ای ایستاده که می‌توان آن را «تعادل زیر کنترل» نامید؛ وضعیتی که در ظاهر آرام و قابل پیش‌بینی به نظر می‌رسد، اما زیر این سکوت، ناپایداری‌های ساختاری اقتصاد همچنان فعال‌اند. دلار با حرکت کند در محدوده‌ی ۱۰۶ تا ۱۰۷ هزار تومان نه نشانه‌ی ثبات واقعی است و نه آغاز اصلاح پایدار؛ بلکه بازتابی از کنترل دقیق بازارساز، محدودیت عرضه و مدیریت روانی معامله‌گران است.

واقعیت این است که این ثبات، بیش از آن‌که از توازن طبیعی عرضه و تقاضا سرچشمه بگیرد، نتیجه‌ی سیاست‌های روزمره و تزریق‌های حساب‌شده‌ی بازارساز است. دولت در ماه‌های اخیر نشان داده که برای حفظ نرخ فعلی حاضر است از تمام ابزارهای ممکن استفاده کند. اما این ابزارها، توان ایجاد ثبات بلندمدت را ندارند؛ چون پایه‌ی آنها بر اصلاح ساختار اقتصادی نیست، بلکه بر مدیریت کوتاه‌مدت بحران است.

از سوی دیگر، کاهش نسبی تقاضای مصرفی و وارداتی در نتیجه‌ی رکود، فعلاً فشار بر بازار را کاهش داده است. اما رکود خود شمشیری دولبه است: در حالی‌که از التهاب نرخ‌ها می‌کاهد، درآمدهای ارزی دولت از صادرات غیرنفتی را نیز محدود می‌کند. همین تعارض باعث شده ثبات فعلی شکننده‌تر از آن باشد که در ظاهر به نظر می‌رسد.

در بعد اجتماعی، نشانه‌های خستگی و بی‌اعتمادی نیز در میان فعالان بازار دیده می‌شود. بسیاری از معامله‌گران خرد از بازار عقب‌نشینی کرده‌اند و در نقش تماشاگر ظاهر شده‌اند. این سکوت جمعی، اگرچه آرامش می‌آورد، اما می‌تواند پیش‌درآمد یک واکنش دسته‌جمعی باشد؛ همان‌گونه که در سال‌های گذشته بارها دیده شده، بازار ارز در ایران به ندرت برای مدت طولانی بی‌حرکت می‌ماند.

در نهایت، اگر بازارساز بتواند با همین دقت، عرضه را پایدار نگه دارد و از بروز شوک‌های سیاسی جلوگیری شود، دلار احتمالاً در آبان‌ماه در همان دامنه‌ی ۱۰۶ تا ۱۰۸ هزار تومان نوسان خواهد کرد. اما کافی است یکی از متغیرها از فشار تحریم تا خبر سیاسی یا کاهش ورودی ارز تغییر کند، تا این تعادل شکننده فرو بریزد.

آبان، برای دلار، ماه سنجش اعتماد به سیاست‌گذار است؛ اعتمادی که اگر با عمل پشتیبانی نشود، به سرعت جای خود را به تردید و هیجان خواهد داد.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.