به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز دریای کارائیب این روزها بیش از همیشه بوی جنگ گرفته است. وزارت جنگ آمریکا اعلام کرده ناو هواپیمابر هستهای USS Gerald R. Ford بزرگترین و پیشرفتهترین ناو جنگی جهان به همراه مجموعهای از ناوشکنها، زیردریایی هستهای و هواپیماهای F-35 به منطقه اعزام میشود. تصمیمی که از نگاه تحلیلگران، بزرگترین افزایش قدرت نظامی ایالات متحده در نیمکرۀ غربی طی دو دهه اخیر محسوب میشود.
در ظاهر، این عملیات بخشی از طرح «مبارزه با قاچاق مواد مخدر» است؛ اما واقعیت میدانی نشان میدهد موضوع فراتر از برخورد با چند قایق تندرو است. طی شش هفته گذشته، پنتاگون ده حمله نظامی دریایی در کارائیب و شرق اقیانوس آرام انجام داده که به گفته منابع رسمی، بیش از ۴۰ کشته بر جا گذاشته است. همزمان، جنگندههای B-52 بر فراز سواحل ونزوئلا پرواز کردهاند و پهپادهای شناسایی ریپر در آسمان منطقه گشت میزنند؛ نشانههایی از آمادهسازی گستردهتر برای سناریویی که دیگر نمیتوان آن را صرفاً «ضد مواد مخدر» دانست.
پنتاگون مدعی است حضور ناوگروه در این منطقه، «ظرفیت ایالات متحده برای شناسایی و مختلسازی فعالیتهای غیرقانونی» را افزایش میدهد. با این حال، در بطن این تحرکات نظامی، بسیاری آن را پیامی مستقیم به دولت نیکلاس مادورو در کاراکاس میدانند؛ پیامی که شاید اینبار نه با تحریم، بلکه با حضور فیزیکی و تهدید نظامی ارسال میشود.
از کارتل تا کاراکاس؛ روایت واشنگتن از جنگی که بوی سیاست میدهد
دولت ترامپ در توضیح رسمی خود از این عملیات، آن را بخشی از «مبارزه با نارکوتروریسم» معرفی کرده است، اما ترکیب تجهیزات، گستره جغرافیایی و لحن مقامهای آمریکایی چیز دیگری میگوید. استقرار ناوگروه هستهای «فورد» بهخودیخود اقدامی فراتر از سطح مقابله با قایقهای قاچاقچی است؛ پیامی سیاسی است به دو پایتخت مهم در شمال آمریکای جنوبی: کاراکاس و بوگوتا.
منابع آمریکایی اعلام کردهاند که بخشی از این عملیات، علیه گروههای وابسته به باندهای تروریستی ازجمله «ترنت دِ آراگوا» طراحی شده است. اما تقریباً همزمان با آن، وزارت خزانهداری آمریکا تحریمهایی علیه گوستاوو پترو، رئیسجمهور چپگرای کلمبیا و اعضای خانوادهاش اعمال کرد؛ اقدامی که نشان داد میدان عملیات واشنگتن فقط در دریا خلاصه نمیشود، بلکه به خاک سیاست نیز کشیده شده است.
ترامپ هفته گذشته در سخنانی تند، پترو را «قاچاقچی غیرقانونی مواد» خواند و وعده داد در صورت ادامه حمایت او از مادورو، «زمین مرحله بعدی» عملیات خواهد بود. چنین جملهای، نه در قاموس مبارزه با مواد مخدر، بلکه در زبان تهدید ژئوپلیتیک معنا دارد.
درون ساختار قدرت واشنگتن، اعزام ناوگروه در آستانۀ انتخابات آمریکا نیز حامل پیام داخلی است؛ نمایش قدرتی که هدفش بازگرداندن حس تسلط بر «حیاط خلوت» سنتی آمریکاست. این منطقه، از دوران جنگ سرد تا امروز، خط قرمز غرور استراتژیک آمریکا محسوب میشود و اکنون ترامپ در حال احیای همان منطق است: «قدرت یعنی حضور».
اما در پشت این نمایش، یک ترس نهفته است؛ ترس از ازدسترفتن کنترل بر آمریکای لاتینی که طی سالهای اخیر بیش از هر زمان دیگری بهسمت دولتهای چپگرا و ضدآمریکایی متمایل شده است.
بازی قدرت در حیاط خلوت؛ چرا ترامپ کارائیب را به خط مقدم آورد؟
در واشنگتن، هیچ چیز تصادفی نیست. استقرار ناوگروه «فورد» در کارائیب درست زمانی رخ میدهد که دونالد ترامپ در تلاش است تا بار دیگر خود را بهعنوان نماد «اقتدار مطلق آمریکا» در عرصۀ جهانی معرفی کند. از نگاه ناظران سیاسی، این عملیات نهتنها اقدامی نظامی، بلکه یک نمایش انتخاباتی بزرگ است؛ تلاشی برای بازآفرینی همان تصویری که در کارزار ۲۰۱۶ با شعار «America First» ساخت و این بار میخواهد آن را در «آبهای گرم جنوب» تکرار کند.
کارائیب برای ترامپ فقط یک منطقه جغرافیایی نیست، بلکه نماد قدرت فراموششدۀ آمریکا در نیمکرۀ غربی است. در سالهایی که تمرکز سیاست خارجی واشنگتن بر خاورمیانه و شرق آسیا بود، آمریکای لاتین عملاً به حاشیه رفت و در این خلأ، بازیگران جدیدی مانند چین و روسیه آرام آرام جای خود را باز کردند. اکنون ترامپ با این اقدام در واقع در حال بازپسگیری «صحنۀ فراموششده» است؛ نه از کارتلها، بلکه از رقبا.
اما انگیزه داخلی ماجرا شاید از انگیزه ژئوپلیتیک نیز پررنگتر باشد. ترامپ پس از چند بحران سیاسی در داخل، نیاز به روایتی دارد که بتواند بار دیگر پایگاه رأی محافظهکار و امنیتطلب خود را متحد کند. در چنین فضایی، هرگونه «نمایش قاطعیت نظامی» میتواند به ابزار تبلیغاتی تبدیل شود: تصاویری از پرواز جنگندههای F-35 بر فراز دریای کارائیب، ناوشکنهایی که مواضع قاچاقچیان را هدف قرار میدهند، و رئیسجمهوری که از «نظم آمریکایی» دفاع میکند.
اما این بازی قدرت در مرز باریکی حرکت میکند. از یک سو میتواند برای ترامپ سرمایه سیاسی بسازد، و از سوی دیگر اگر درگیری مستقیم با ونزوئلا یا کلمبیا رخ دهد، یک بحران بینالمللی تمامعیار رقم خواهد خورد. به همین دلیل برخی تحلیلگران این مرحله از ماجرا را «آغاز نسخه کارائیبی سیاست فشار حداکثری» نامیدهاند؛ نسخهای که هدفش بازگرداندن هژمونی واشنگتن در منطقهای است که دیگر یکدست آمریکایی نیست.
بازارها در سایه ناوها؛ ریسک ژئوپلیتیک دوباره جان میگیرد
بازارها همیشه پیش از وقوع جنگ، نفسشان را حبس میکنند. از لحظهای که خبر استقرار ناوگروه «فورد» در کارائیب منتشر شد، شاخصهای ریسک جهانی اندکی به لرزه افتادند. بهای نفت برنت نزدیک به ۲ درصد بالا رفت و طلا نیز برای چند ساعت، مرز مقاومت خود را آزمایش کرد. دلیلش ساده است: هر حضور نظامی آمریکا در آبهای نیمکرۀ غربی، برای معاملهگران به معنای بازگشت ریسک ژئوپلیتیک است.
کارائیب شاید در نگاه اول منطقهای دور از خطوط اصلی انرژی باشد، اما تأثیر روانی آن بر بازار نفت، ریشه در ترس تاریخی دارد؛ از بحران خلیج خوکها در دهۀ ۶۰ گرفته تا سقوط کارتلهای کلمبیا در دهۀ ۹۰. امروز نیز احتمال درگیری میان آمریکا و ونزوئلا، حتی اگر به واقعیت نپیوندد، کافی است تا پریمیوم بیمۀ حملونقل و ریسک مسیرهای دریایی افزایش یابد. شرکتهای بیمه و کشتیرانی با دقت بالا حرکت نفتکشهای منطقه را زیر نظر دارند، چرا که هر تهدید دریایی، زنجیرۀ صادرات نفت ونزوئلا را مختل میکند.
در بازارهای مالی، واکنشها به شکل دیگری بروز کرده است. پزو کلمبیا (COP) و بولیوار ونزوئلا تحت فشار روانی قرار گرفتند، در حالی که شاخص دلار جهانی (DXY) اندکی صعودی شد. این تحولات برای بازارهای نوظهور آمریکای لاتین نشانه خوبی نیست، زیرا سرمایهگذاران بینالمللی به محض احساس نااطمینانی، از این بازارها عقبنشینی میکنند و به داراییهای امن پناه میبرند.
بازارها زبان خودشان را دارند؛ زبانی که با صدای موتور ناوهای جنگی بهخوبی آشناست. آنها از هر تحرک نظامی بوی «نااطمینانی» استشمام میکنند و در چنین فضایی، سرمایه همیشه به سمت امنیت میگریزد، خواه در قالب طلا، خواه در قالب دلار.
ونزوئلا در آستانه پاسخ؛ تهدید مادورو به شورش ملی اگر خاک هدف قرار گیرد
در کاراکاس، بوی بحران پیش از آنکه موشکی شلیک شود، در فضای سیاسی پیچیده است. نیکلاس مادورو که ماههاست زیر فشار تحریمها و انزوای اقتصادی قرار دارد، اینبار با لحنی کمسابقه از خطر «تهاجم مستقیم» سخن گفته است. او هشدار داده که در صورت ورود نیروهای آمریکایی به خاک ونزوئلا، «طبقه کارگر با سلاح برمیخیزد و اعتصاب ملی تا بازپسگیری قدرت ادامه خواهد یافت».
در حالی که واشنگتن ادعا میکند عملیات حاضر برای مبارزه با قاچاقچیان مواد طراحی شده، دولت ونزوئلا آن را «بهانهای برای براندازی نظامی» میداند. رسانههای نزدیک به مادورو گزارش دادهاند که ارتش این کشور در چند نقطۀ ساحلی حالت آمادهباش اعلام کرده و واحدهای پدافند هوایی را در مرزهای غربی فعال کرده است. بهموازات این اقدامات، شبکههای تلویزیونی دولتی تصاویری از نیروهای داوطلب مردمی را پخش کردهاند که با تفنگهای قدیمی در حال تمرین دفاع شهریاند؛ صحنههایی که بیشتر به نمایش مقاومت شبیه است تا واقعیت جنگ.
اما واکنشها به کاراکاس محدود نمانده است. در بوگوتا، دولت گوستاوو پترو نیز با لحنی تند، تحریمهای تازه واشنگتن علیه خود را «تجاوز سیاسی» توصیف کرده است. وزیر خارجه کلمبیا هشدار داده که اگر ایالات متحده بدون هماهنگی اقدام نظامی در مرزهای آبی یا خاکی منطقه انجام دهد، این اقدام میتواند امنیت جمعی آمریکای لاتین را به خطر اندازد.
در همین حال، کشورهای عضو کاریکوم (جامعۀ کارائیب) نیز با لحنی محتاط، از «افزایش نظامیگری در منطقه» ابراز نگرانی کردهاند. در فضای رسانهای داخلی آمریکای لاتین، هشتگهایی مانند #NoWarInTheCaribbean و #HandsOffVenezuela در حال گسترش است؛ نشانهای از آنکه افکار عمومی منطقه بیش از آنکه نگران قاچاقچیان باشند، از بازگشت سایۀ امپریالیسم میترسند.
با این حال، کارشناسان نظامی میگویند سناریوی درگیری مستقیم هنوز دور از ذهن است. ایالات متحده احتمالاً قصد دارد با فشار روانی و حضور مستمر نظامی، مادورو را در تنگنای سیاسی قرار دهد و افکار عمومی داخل ونزوئلا را متزلزل کند. اما اگر فقط یک خطا یا حادثۀ کوچک در آبهای کارائیب رخ دهد، مثلاً هدفگیری اشتباه یک شناور غیرنظامی یا برخورد هوایی اتفاقی جرقۀ جنگی غیرقابل پیشبینی میتواند همهچیز را شعلهور کند.















نظرات کاربران