به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارزنشست سالانه همکاری اقتصادی آسیا پاسیفیک (APEC) امسال در شهر گیونگجو، کرهجنوبی برگزار شد؛ مجمعی که از ۲۱ اقتصاد بزرگ منطقه آسیا و اقیانوسیه تشکیل شده است. از ایالات متحده، چین، ژاپن و کرهجنوبی گرفته تا اقتصادهای نوظهوری چون اندونزی، ویتنام، تایلند، استرالیا، کانادا، مکزیک و شیلی. هدف این سازمان از زمان تأسیس در دهه ۱۹۸۰، تسهیل تجارت آزاد و تقویت همکاری اقتصادی میان شرق و غرب اقیانوس آرام بوده است.
اما نشست امسال حالوهوایی متفاوت داشت. جهان پساکرونا، جنگهای تجاری، بحرانهای زنجیره تأمین، و رقابتهای فزاینده چین و آمریکا، نظم تجاری جهانی را دچار شکاف عمیق کردهاند. درست در چنین فضایی، رهبران منطقه گرد هم آمدند تا درباره آینده تجارت آزاد و نقش خود در اقتصاد جهانی گفتوگو کنند.
در پایان اجلاس، بیانیهای مشترک منتشر شد که بر «تابآوری اقتصادی»، «زنجیرههای پایدار تأمین» و «منافع مشترک در تجارت» تأکید داشت، اما تفاوتی چشمگیر با سالهای گذشته داشت: هیچ اشارهای به سازمان تجارت جهانی یا چندجانبهگرایی نشد.
تحلیلگران میگویند حذف این مفاهیم نشاندهنده واقعیتی جدید است؛ اینکه دیگر نمیتوان به بازگشت دوران نظم واحد تجاری جهانی دل بست.
نشست گیونگجو صحنهای بود که در آن قدرتهای اقتصادی آسیا–پاسیفیک تلاش کردند وحدتی نمایشی در جهانی چندقطبی حفظ کنند، در حالی که زیر پوست این همایش، رقابتی آشکار میان واشنگتن و پکن جریان داشت.
سایه سنگین رقابت آمریکا و چین بر صحنه APEC
نشست امسال APEC بیش از هر زمان دیگری درگیر رقابت ژئواقتصادی میان واشنگتن و پکن بود. در حالیکه آمریکا با سیاستهای تعرفهای تهاجمی، نظم تجارت جهانی را به سمت قراردادهای دوجانبه سوق داده، چین تلاش دارد خود را بهعنوان مدافع تازه «تجارت آزاد» معرفی کند. نقشی که تا چند سال پیش در اختیار ایالات متحده بود.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، تنها چند ساعت پیش از آغاز رسمی اجلاس، با اعلام مجموعهای از توافقهای تجاری تازه با چین و کرهجنوبی، صحنه را ترک کرد. او که در دوره دوم ریاستجمهوری خود سیاست «تجارت عادلانه بهجای تجارت آزاد» را در پیش گرفته، پیش از خروج، از امضای توافقهایی سخن گفت که شامل کاهش تعرفهها در برابر سرمایهگذاریهای میلیاردی شرکتهای آسیایی در خاک آمریکا بود. اما تحلیلگران معتقدند این توافقها بیش از آنکه تغییر بنیادینی در تجارت جهانی ایجاد کنند، ابزاری انتخاباتی برای نمایش موفقیت اقتصادی ترامپ محسوب میشوند.
در غیاب او، این شی جینپینگ، رئیسجمهور چین بود که مرکز توجه اجلاس شد. او با لحنی آرام و واژههایی شبیه به دوران کلاسیک همکاریهای جهانی، از «آیندهای باز و مشارکتی» سخن گفت و اعلام کرد چین در سال ۲۰۲۶ میزبان بعدی APEC در شهر شنژن خواهد بود. پکن تلاش کرد تصویری از ثبات و تداوم ارائه دهد؛ تصویری در تضاد کامل با حضور گذرای ترامپ.
با این حال، کارشناسان هشدار دادند که هیچیک از دو قدرت بزرگ واقعاً مدافع تجارت آزاد نیستند. چین همزمان با سخنرانیهای خود، همچنان سیاست کنترل صادرات مواد حیاتی، از جمله عناصر کمیاب مورد نیاز صنایع غربی را دنبال میکند و آمریکا نیز با وضع تعرفههای جدید بر واردات، مسیر چندجانبهگرایی را عملاً مسدود کرده است.
در نتیجه، اجلاس گیونگجو به صحنهای تبدیل شد که در آن نه برندهای وجود داشت و نه اجماعی واقعی؛ فقط نمایش ظاهری از همکاری، زیر سایهی رقابت اقتصادی دو ابرقدرت که آینده نظم جهانی را در هالهای از ابهام فرو برده است.
کرهجنوبی در خط مقدم دوگانگی؛ بین امنیت آمریکا و اقتصاد چین
در میانه رقابت فزاینده واشنگتن و پکن، کرهجنوبی نقشی بهمراتب حساستر از یک میزبان ساده داشت. رئیسجمهور جدید این کشور، لیجائهمیونگ، که پس از سقوط دولت پیشین و بحران سیاسی داخلی به قدرت رسیده، اکنون در نقطهای ایستاده که هر تصمیم اقتصادیاش میتواند پیامد ژئوپلیتیکی داشته باشد.
او در یک هفته، دو چهره از دیپلماسی سئول را به نمایش گذاشت: نخست با استقبال پر زرق و برق از ترامپ، که منجر به توافقی برای کاهش تعرفههای آمریکا در ازای سرمایهگذاری میلیاردی شرکتهای کرهای در خاک ایالات متحده شد؛ و سپس با برگزاری ضیافت رسمی برای شی جینپینگ، در اولین سفر رئیسجمهور چین به سئول پس از یازده سال، با هدف ترمیم روابط سرد دو کشور.
لی در سخنانی معنادار پیش از دیدار با شی گفت:
«روابط کره و چین هیچگاه بهطور کامل عادی نشده است. ما باید فراتر از بازسازی گذشته، به سمت همکاریهایی برویم که برای هر دو طرف سودمند باشد.»
او میداند که کشورش بهشدت وابسته به صادرات به چین است، در حالیکه امنیت ملی خود را مدیون چتر دفاعی ایالات متحده و حضور هزاران سرباز آمریکایی در خاکش میداند. این دوگانگی همان چیزی است که سیاست خارجی کره را در موقعیتی شکننده و پرفشار قرار داده است.
در کنار این موازنه دشوار، مسئله کره شمالی نیز بر مذاکرات سایه انداخته است. در حالی که سئول و واشنگتن همچنان از «خلع سلاح هستهای شبهجزیره کره» سخن میگویند، پیونگیانگ در واکنش به اجلاس اخیر آن را «خیالی دستنیافتنی» توصیف کرد.
پکن نیز که بهطور سنتی از کره شمالی حمایت سیاسی و اقتصادی میکند، تمایلی به اعمال فشار جدی بر متحد دیرینهاش ندارد؛ و همین موضوع امیدها برای گفتوگوهای تازه را کمفروغ کرده است.
به این ترتیب، اجلاس گیونگجو نهتنها فرصتی برای تعامل اقتصادی، بلکه صحنهای از آزمون دیپلماسی چندلایه کرهجنوبی بود: کشوری که باید همزمان میان امنیت نظامی غرب و منافع اقتصادی شرق، توازن ظریفی را حفظ کند؛ توازنی که با هر حرکت واشنگتن یا پکن، در خطر برهم خوردن است.
نظم تازه تجارت جهانی؛ پایان یکقطبی و آغاز دوران معاملهگری هوشمند
اجلاس گیونگجو اگرچه با امضای بیانیهای آرام به پایان رسید، اما در واقع آغاز فصلی پرآشوب در اقتصاد جهان بود؛ فصلی که در آن دیگر نه واشنگتن قطب بلامنازع تجارت است و نه پکن منجی چندجانبهگرایی. نظم اقتصادی جهانی، که دههها بر پایه نهادهایی چون WTO و توافقهای آزاد چندجانبه استوار بود، اکنون در حال فروپاشی تدریجی است و جای خود را به شبکهای از معاملات پراکنده، دوجانبه و مصلحتی میدهد.
نشست APEC امسال بهخوبی نشان داد که حتی بزرگترین قدرتهای آسیا–پاسیفیک نیز دیگر به دنبال اتحادهای آرمانگرایانه نیستند؛ بلکه هر کشور سعی دارد مسیر بقا و رشد خود را در میان شکافهای قدرت پیدا کند.
چین تلاش دارد با استفاده از ضعف دیپلماسی واشنگتن، چهرهای باثبات از خود نشان دهد و نفوذ اقتصادیاش را در منطقه تثبیت کند. آمریکا هم، با اتکا به فشار تعرفهای و پیمانهای انتخاباتی کوتاهمدت، میخواهد کنترل جریان تجارت را همچنان در دست نگه دارد.
اما در میان این دو قطب، کشورهایی مانند کرهجنوبی، ویتنام و اندونزی در حال تبدیلشدن به بازیگران «هوشمند» عصر جدیدند؛ کشورهایی که نه خود را به یک محور میبندند، نه از رقابت میترسند. آنها تجارت را نه میدان ایدئولوژی، بلکه ابزار توسعه میبینند.
بهبیان دیگر، جهان پس از APEC 2025 به سمت نظمی میرود که میتوان آن را «نظم انتخابی تجارت» نامید نظمی که در آن کشورها بسته به منافع لحظهای و بازارهای سودده، تصمیم میگیرند با چه کسی متحد شوند و در چه جایی فاصله بگیرند.
این گذار از جهان آزاد به جهان معاملهگر، شاید مهمترین میراث اجلاس گیونگجو باشد؛ جایی که پشت لبخندهای دیپلماتیک، نقشهی تازه قدرت در اقتصاد جهانی ترسیم شد.
ایران و دیپلماسی شرقی در آیینه APEC؛ فرصتهای از دسترفته و مسیرهای پیشرو
در حالیکه کشورهای شرق آسیا از کرهجنوبی تا اندونزی، در حال بازتعریف جایگاه خود میان دو قدرت آمریکا و چیناند، ایران هنوز در مرحلهای ایستاده که سیاست خارجیاش بیش از آنکه اقتصادی باشد، امنیتی و واکنشی است.
نگاهی به رفتار کرهجنوبی در اجلاس گیونگجو نشان میدهد که حتی یک کشور تحت فشار شدید ژئوپلیتیکی نیز میتواند با دیپلماسی متوازن و چندمسیره، منافع اقتصادی خود را حفظ کند؛ سئول همزمان در حال امضای توافق تجاری با واشنگتن و احیای روابط با پکن است — امری که نیازمند واقعگرایی و انعطاف دیپلماتیک بالاست.
در مقابل، سیاست شرقی ایران در سالهای اخیر اگرچه با شعار «نگاه به شرق» تعریف شد، اما در عمل به وابستگی محدود به چین و روسیه ختم شد؛ دو کشوری که در بسیاری از بزنگاههای اقتصادی، به جای شراکت راهبردی، رویکردی معاملاتی نسبت به تهران اتخاذ کردهاند.
تفاوت میان دیپلماسی اقتصادی شرق آسیا و دیپلماسی ایران در همین نکته نهفته است:
آسیاییها از تنش قدرتها برای چانهزنی و امتیازگیری اقتصادی استفاده میکنند، در حالیکه ایران غالباً درگیر بازیهای ایدئولوژیک و سیاسی شده و فرصت بهرهبرداری اقتصادی از شکاف قدرتها را از دست داده است.
با تضعیف نظم جهانی پیشین و حرکت جهان به سوی تجارت انتخابی و بلوکهای انعطافپذیر، ایران اگر بخواهد در مدار جدید اقتصاد آسیا جایگاه بگیرد، باید از تجربهی کشورهایی مانند کرهجنوبی و ویتنام درس بگیرد؛ کشورهایی که بدون واگذاری استقلال خود، از رقابت چین و آمریکا بهعنوان اهرم رشد اقتصادی استفاده کردند.















نظرات کاربران