به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بورس تهران امروز، سهشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۴، یکی از سنگینترین روزهای منفی خود در هفتههای اخیر را پشت سر گذاشت. شاخص کل با سقوط ۴۱ هزار و ۲۵ واحدی معادل ۱.۲۶ درصد تا سطح ۳ میلیون و ۲۲۴ هزار واحد پایین آمد و شاخص هموزن نیز با افت ۷٬۲۰۶ واحدی در عدد ۹۲۸ هزار و ۷۳۴ واحد ایستاد؛ ترکیبی که بهروشنی از غلبه کامل عرضه بر تقاضا در کلیت بازار خبر میدهد.
در پایان معاملات، از میان نمادهای بورسی، ۵۸۰ نماد در محدوده منفی و تنها ۲۳۳ نماد مثبت بودند؛ تصویری که نشان میدهد فشار فروش تقریباً تمام صنایع از بزرگ تا کوچک را دربر گرفته است. نکته قابل توجه آنکه با وجود این افت سنگین، ارزش معاملات خرد بازار سهام و صندوقهای سهامی به ۱۳ هزار و ۸۳۱ میلیارد تومان رسید. رقمی که حکایت از فعالیت بالای معاملهگران دارد، اما جهت جریان نقدینگی بهروشنی رو به خروج است.
بر اساس دادههای ثبتشده، حجم فروش حقیقیها در برابر خریدشان برتری محسوسی داشت و سرانه فروش سرمایهگذاران خرد بهطور میانگین حدود ۸۱ میلیون تومان بود، در حالیکه سرانه خرید آنها به ۶۱ میلیون تومان رسید. همین شکاف ۲۰ میلیونی بهخوبی گویای غلبه رفتار خروجی بر ورودی سرمایهگذاران است.
به این ترتیب، بازار سهشنبه در حالی به کار خود پایان داد که هم شاخصها و هم روحیه معاملهگران تحتفشار قرار داشتند. صفهای فروش سنگین در گروههای بزرگ و افزایش خروج نقدینگی حقیقیها، نشانهای از آن است که بورس وارد مرحلهای تازه از احتیاط و بیاعتمادی شده است بازاری فعال اما بیجهت، که به جای صعود یا اصلاح هدفمند، در حال از دست دادن پشتوانه روانی خود است.
موج بیاعتمادی در تالار شیشهای؛ نقدینگی میرود، امید نمیماند
آنچه امروز در بازار سهام رخ داد، صرفاً یک افت عددی نبود؛ بلکه نشانهای از تغییر رفتار جمعی سرمایهگذاران بود. خروج بیش از ۲ هزار و ۱۳۸ میلیارد تومان پول حقیقی از بازار، یکی از سنگینترین ارقام خروج نقدینگی در هفتههای اخیر است و نشان میدهد که سرمایهگذاران خرد دیگر تمایلی به ماندن در بورس ندارند.
شاخصهای روانی بازار نیز همین پیام را منتقل میکنند. نسبت منفی قدرت خرید به فروش حقیقیها (۱.۳۴-)، حجم بالای سفارشهای فروش نسبت به خرید و افزایش تعداد صفهای فروش تا ۲۶۶ نماد در برابر تنها ۶۱ صف خرید، نشان میدهد که جو کلی بازار از «احتیاط» عبور کرده و وارد مرحله بیاعتمادی شده است.
نکته نگرانکنندهتر، رفتار نقدینگی در صندوقهای درآمد ثابت است؛ جایی که با وجود ماهیت کمریسک این ابزارها، بیش از ۱٬۱۳۶ میلیارد تومان پول از آنها نیز خارج شد. به زبان ساده، پولی که از سهام بیرون میرود، دیگر در بازار سرمایه نمیماند، بلکه بهدنبال پناهگاههای امنتر در بازارهای موازی مانند دلار، طلا و اوراق سپرده بانکی حرکت میکند. این الگو رفتاری معمولاً زمانی اتفاق میافتد که سرمایهگذاران احساس میکنند بازار سهام دیگر قابل پیشبینی نیست و سیاستگذار نیز برنامه روشنی برای حمایت از آن ندارد.
در چنین فضایی، سهامداران نه به بازگشت رشد اعتماد دارند و نه به ادامه ثبات. ترس از آینده، جای تحلیل را گرفته است. بسیاری از فعالان بازار میگویند که حتی نمادهای بنیادی و ارزنده نیز در معرض فروش قرار گرفتهاند، چرا که اولویت سرمایهگذاران نه سود، بلکه نجات سرمایه است.
به بیان دیگر، بورس امروز بهجای آنکه صحنهی تقابل خریدار و فروشنده باشد، تبدیل شده به صحنهی فرار جمعی نقدینگی—فراری که تا زمانی که اعتماد بازنگردد، متوقف نخواهد شد.
سیاستهای کلان و رکود صنایع؛ دو عامل پنهان در سقوط امروز
افت امروز بورس تنها محصول هیجان یا رفتار تودهای معاملهگران نبود؛ بلکه ریشه در ترکیب خطرناک سیاستهای کلان و ضعف بنیادین در بخش واقعی اقتصاد دارد. در صدر عوامل تأثیرگذار، نرخ بالای بهره و سیاستهای انقباضی پولی قرار دارد که عملاً سرمایه را از بازار سهام بیرون میکشد. زمانیکه سپردههای بانکی و صندوقهای با درآمد ثابت سودی نزدیک به ۳۰ درصد سالانه میدهند، سرمایهگذار منطقی دلیلی نمیبیند که ریسک نوسان سهام را به جان بخرد.
عامل دوم، رکود در صنایع شاخصساز است؛ از فلزات و پتروشیمیها گرفته تا پالایشیها، بانکیها و خودروییها. در بسیاری از این صنایع، چشمانداز سودآوری تیرهتر از همیشه است. کاهش تقاضای جهانی برای کالاهای پایه، افت قیمتهای صادراتی و سردرگمی در سیاستهای ارزی و خوراک، حاشیه سود شرکتها را تحت فشار گذاشته است. تحلیلگران میگویند در فضای فعلی، «هیچ گروهی موتور رشد ندارد» و حتی نمادهای ارزنده نیز در دام بیاعتمادی کلی بازار گرفتار شدهاند.
در کنار این عوامل، ابهام در تصمیمات سیاستگذار بورسی نیز به فشارها دامن زده است. فعالان بازار از نبود نقشه راه شفاف برای حمایت از سهامداران حقیقی گلایه دارند؛ از تغییرات پیاپی در مقررات معاملاتی گرفته تا بیثباتی در سیاستهای مالیاتی و عدم حمایت هماهنگ از صنایع بورسی. این فضای بیبرنامه باعث شده بخش بزرگی از سرمایهگذاران احساس کنند بورس دیگر محور تصمیمات اقتصادی دولت نیست، بلکه اولین قربانی سیاستهای تورمزا و نرخسازی است.
به همین دلیل، ریزش امروز نهتنها بازتاب وضعیت امروز بازار، بلکه نشانهای از فرسایش اعتماد به سیاستگذاری کلان است. بازاری که زمانی بهعنوان دماسنج اقتصاد ایران شناخته میشد، اکنون بیشتر شبیه بیماری است که با داروهای مقطعی سرپا نگه داشته شده اما از درون تحلیل میرود.
جمعبندی و چشمانداز؛ بازاری که هنوز زنده است، اما امید ندارد
بورس تهران در پایان معاملات سهشنبه، تصویری از بازاری را به نمایش گذاشت که از نظر حجم، فعال اما از نظر انگیزه، خالی است. ارزش بالای معاملات نشان میدهد نقدینگی هنوز در بازار حضور دارد، اما نه برای خرید و سرمایهگذاری، بلکه برای خروج. این همان تفاوت مهمی است که بازار امروز را از دورههای اصلاح طبیعی جدا میکند؛ اصلاحی که با حجم کم رخ میدهد نشانه خستگی است، اما افتی با این سطح از گردش پول، نشانه تغییر فاز ذهنی و مهاجرت سرمایهها است.
تحلیلگران معتقدند اگر در روزهای آینده نشانهای از بازگشت اعتماد به بازار در قالب حمایتهای شفاف سیاستگذار یا تغییر در متغیرهای کلان دیده نشود، شاخص کل میتواند بهسمت محدوده ۳ میلیون و ۱۸۰ هزار واحد عقبنشینی کند. سطحی که بسیاری آن را آخرین سنگر روانی بازار در آبانماه میدانند. در مقابل، تنها یک محرک واقعی میتواند مسیر نزولی را متوقف کند: اصلاح سیاستهای پولی و کاهش نرخ بهره مؤثر. تا زمانی که این متغیر ثابت بماند، حتی حمایتهای مقطعی نیز تأثیر پایداری نخواهد داشت.
در بعد روانی، بازار به مرحلهای رسیده که هرگونه حرکت مثبت کوتاهمدت بهجای امید، با تردید استقبال میشود. سهامداران خرد در حال حاضر به هر رشد قیمتی به چشم فرصتی برای خروج نگاه میکنند، نه نشانهای از بازگشت روند. در چنین فضایی، بازیگرانی که معمولاً موتور رشد بازار هستند، اکنون به سوخت خروج تبدیل شدهاند.
در مجموع، بورس تهران امروز نشانههای یک بازار زنده اما بیجان را در خود داشت؛ بازاری که حجم، ترافیک و اعداد بالا دارد، اما نبض اعتماد در آن کند میزند. اگر سیاستگذار در روزهای آینده زبان تازهای برای گفتوگو با بازار پیدا نکند، آبان میتواند به ماهی تبدیل شود که در آن، بورس برای چندمین بار در سال جاری، به نقطهی آغاز بازگردد.















نظرات کاربران