به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار ارز در روز چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۴ تصویری از «نوسان در کریدور» را به نمایش گذاشت؛ بازاری که نه توان صعود دارد و نه میل ریزش. دلار در ابتدای معاملات روز گذشته از ۱۰۷ هزار و ۹۰۰ تومان آغاز کرد و در ساعات اولیه با جهشی کوتاه به ۱۰۸ هزار و ۴۸۹ تومان رسید. اما این صعود دیری نپایید؛ مقاومت سنگین ۱۰۸ هزار و ۵۰۰ تومان بار دیگر سد راه خریداران شد و روند بازار به سمت اصلاح موقت چرخید. در پایان روز، قیمت تا ۱۰۷ هزار و ۸۳۵ تومان پایین آمد تا بازهم تأیید کند که این سطح مقاومتی، فعلاً مرز روانی بازار است.
امروز نیز دلار در ادامه همان روند فرسایشی، مسیر نزولی آرامی را در پیش گرفته و تا زمان نگارش این گزارش در سطح ۱۰۷ هزار و ۷۹۰ تومان معامله میشود. دادههای فعلی از تابلوهای ارزی نشان میدهند که بازارساز با مداخلههای هدفمند، قصد دارد قیمت را در محدوده ۱۰۷ تا ۱۰۸ هزار تومان حفظ کند.
اما پشت این ثبات ظاهری، نوعی نااطمینانی پنهان موج میزند؛ بازاری که در آن معاملهگران نه باور به سقوط دارند و نه امید به جهش. هر خرید و فروشی در واقع نوعی شرطبندی بر آیندهای مبهم است؛ آیندهای که بیش از اعداد و نمودارها، به خبر و سیاست وابسته شده است.
زیر پوست ثبات؛ اقتصاد و سیاست چه میگویند؟
در ظاهر، بازار ارز آرام است؛ اما زیر این آرامش، تنشی عمیق میان نیروهای اقتصادی و سیاسی جریان دارد. از یکسو، اقتصاد داخلی زیر فشار مزمن تورم و کسری بودجه قرار دارد و از سوی دیگر، سایه سیاست خارجی بر رفتار معاملهگران سنگینی میکند.
از منظر اقتصادی، آنچه امروز در قیمت دلار دیده میشود، نتیجه مستقیم تأمین مالی دولت از مسیر بانک مرکزی و رشد مداوم پایه پولی است؛ پدیدهای که قدرت ریال را در میانمدت تضعیف میکند. وقتی هزینههای دولت کاهش نمییابد و سیاست مالی انضباط ندارد، نتیجه آن چیزی جز تورم انتظاری بالا و فرسایش ارزش پول ملی نیست.
به همین دلیل است که حتی در شرایطی که بازار در سطحی ثابت نوسان دارد، ذهن فعالان اقتصادی هنوز رو به بالا است. آنها بهخوبی میدانند هر سیاست ارزی بدون اصلاحات بودجهای، تنها مسکنی موقت است.
در این میان، جریان ارزی صادرات نیز یکی از نقاط گرهخورده اقتصاد باقی مانده است. بخش بزرگی از ارز حاصل از صادرات هنوز به چرخه رسمی بازنگشته و این مسئله، عرضه واقعی ارز را محدود کرده است. تا زمانی که روند بازگشت ارز به کشور شفاف، ساده و مشوقمحور نشود، تعادل بازار مصنوعی خواهد ماند؛ تعادلی که تنها با حضور پررنگ بازارساز حفظ میشود.
اما در سوی دیگر، سیاست نیز آرامش بازار را شکننده کرده است. مکانیسم ماشه و احتمال تحریمهای جدید از سوی غرب، در کنار اخبار ضد و نقیض از مذاکرات و توافقات، باعث شده دلار به هر جملهای از سمت قدرتهای خارجی واکنش نشان دهد. بازار اکنون به نوعی در حالت انتظار قرار دارد؛ انتظار برای خبر بعدی که میتواند جهت معاملات هفته آینده را تعیین کند.
ترکیب این دو عامل فشارهای درونی اقتصاد و سایه سیاست خارجی بازار را در وضعیت تعادل شکننده نگه داشته است؛ تعادلی که هرچند به ظاهر پایدار است، اما در واقع روی مرز باریکی از بیاعتمادی عمومی و نبود چشمانداز روشن اقتصادی حرکت میکند.
نبرد پنهان در بازار: بیاعتمادی عمومی و بازی بازارساز
اگر به رفتار دلار در ماهها و حتی سالهای گذشته بنگریم، آشکار است که هر نقطه تعادل در این بازار، فقط وقفهای موقت پیش از یک جهش صعودی تازه بوده است. دلیل این چرخه مداوم را باید در رفتار بازیگران بازار جستوجو کرد؛ جایی که بیاعتمادی به ارزش پول ملی، به قویترین موتور محرک معاملات تبدیل شده است.
امروز کمتر کسی در بازار ارز، باور دارد که دلار به شکل پایدار ارزان شود. این بیباوری عمومی، باعث میشود هر کاهش قیمتی تنها بهعنوان «فرصت خرید» تلقی شود، نه آغاز یک روند نزولی. در مقابل، بازارساز با هدف حفظ ثبات روانی و مهار سفتهبازی، از ابزارهای نظارتی و محدودکننده استفاده میکند تا نوسانها را کنترل کند. اما واقعیت این است که رقابتی پنهان میان بازارساز و معاملهگران وجود دارد:
از یکسو کسانی هستند که به دنبال یافتن کف قیمتی برای خرید و کسب سودند، و از سوی دیگر سیاستگذارانی که نمیخواهند نرخ ارز از مدار تعادل خارج شود. حاصل این درگیری، همان بازار بهظاهر آرام اما در درون ملتهب است که این روزها شاهدش هستیم.
این وضعیت، نشانهای از تعادلی شکننده است؛ تعادلی که در آن هر خبر سیاسی، هر تصمیم اقتصادی یا حتی هر شایعهای، میتواند نظم موقت بازار را برهم بزند.
به بیان سادهتر، دلار امروز نه به پشتوانه ثبات بنیادی، بلکه بهواسطه مدیریت مستمر و حضور مداوم بازارساز آرام گرفته است. هرگاه این حضور کمرنگ شود یا یک عامل بیرونی مسیر عرضه و تقاضا را تغییر دهد، بازار با شتاب واکنش نشان میدهد.
در چنین فضایی، بازی اصلی نه بر سر «قیمت»، بلکه بر سر اعتماد است. تا زمانی که نشانهای از بهبود واقعی در اقتصاد، بازگشت پایدار ارز صادراتی، یا مهار تورم مشاهده نشود، ذهنیت عمومی جامعه نسبت به آینده ریال همچنان منفی خواهد ماند. و این ذهنیت منفی، خود بهتنهایی میتواند نقش یک موتور تورمی را بازی کند، حتی اگر آمارهای رسمی خلاف آن را نشان دهند.
چشمانداز هفته آینده؛ میان دو سناریو و یک متغیر پنهان
بازار دلار در پایان این هفته به نقطهای رسیده است که بیش از هر زمان دیگری به خبر و انتظارات وابسته است. دامنه نوسان باریک ۱۰۷ تا ۱۰۸ هزار تومان، نشانهای از آن است که معاملهگران در حال دفاع از موقعیتها هستند و هر دو سوی بازار (خریداران و فروشندگان) منتظر علامتی تازه از سیاستگذار یا تحولات خارجیاند.
در هفته آینده دو مسیر پیشروی بازار محتمل است:
اگر نرخ دلار بتواند زیر سطح ۱۰۷ هزار تومان تثبیت شود، نشانهای از آغاز اصلاح موقت خواهد بود؛ اصلاحی که بیشتر جنبه تکنیکال دارد تا بنیادی. چنین روندی به شرط آنکه فضای سیاسی آرام و خبرهای اقتصادی مثبت باشد، میتواند نوسان بازار را کاهش دهد. اما اگر در روزهای آینده، سیگنالهای منفی از سمت سیاست یا اقتصاد کلان منتشر شود از جمله افزایش تنشهای تحریمی، تشدید فشار بر صادرات یا نشانههایی از سیاست پولی انبساطی احتمالاً مقاومت ۱۰۸ هزار و ۵۰۰ بار دیگر هدف بازار قرار خواهد گرفت. در این سناریو، حتی عبور از آن سطح نیز بعید نخواهد بود.
در نهایت، اعتماد عمومی و توان ارزآوری کشور همان متغیر پنهانی است که مسیر دلار را تعیین میکند. بدون ترمیم اعتماد به ریال، مهار انتظارات تورمی و تقویت پایههای واقعی اقتصاد، هر ثباتی در بازار صرفاً موقتی و وابسته به کنترلهای بیرونی خواهد بود. بازار این روزها آرام است، اما این آرامش از جنس سکون نیست؛ آرامشی پیش از تصمیم است. تصمیمی که یا ثبات فعلی را تثبیت میکند یا آن را به جهتی تازه میکشاند.














نظرات کاربران