به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز در واشنگتن، جایی که نبرد قدرت هیچگاه واقعاً پایان نمییابد، حزب دموکرات پس از ۴۰ روز مقاومت در برابر جمهوریخواهان، ناگهان فرو ریخت. طولانیترین تعطیلی دولت فدرال در تاریخ آمریکا که با وعده ایستادگی برای مطالبات اجتماعی و مالی آغاز شده بود، با عقبنشینی دموکراتها پایان یافت. در نهایت، هفت سناتور دموکرات و یک سناتور مستقل که با آنها همجهت بود، از صف حزب خود جدا شدند و به لایحه موقتی رأی دادند که بودجه دولت را تا پایان ژانویه تأمین میکند.
این لایحه هرچند به بازگشایی ادارات دولتی و پرداخت معوقات کارمندان منجر شد، اما هیچیک از اهداف کلیدی دموکراتها را برآورده نکرد. اصلیترین خواسته آنان تمدید یارانههای بیمه درمانی که قرار است تا پایان سال منقضی شود. از متن توافق حذف شد. در ظاهر، جمهوریخواهان قول دادند که ماه آینده رأیگیری جداگانهای درباره آن انجام شود، اما هیچ تضمینی برای تحققش وجود ندارد. بدین ترتیب، حزب دموکرات پس از هفتهها تعطیلی، فشار رسانهای و اعتراضات، نه امتیاز گرفت و نه روایت را در دست نگه داشت؛ تنها دستاوردشان، وعدهای مبهم از سوی اکثریت سنا بود.
در فضای سیاسی آمریکا، چنین عقبنشینیای بیش از یک شکست مقطعی تلقی میشود؛ این نشانه از دست رفتن انسجام درونحزبی است. جریانی که قرار بود چهره «مقاومت در برابر ترامپ» باشد، حالا در افکار عمومی با پرسشی روبهروست: آیا دموکراتها هنوز میدانند برای چه میجنگند؟
از پیروزی تا پریشانی؛ دموکراتهایی که خود را باختند
تنها چند روز پیش از پایان تعطیلی دولت، فضای حزب دموکرات مملو از شور و امید بود. پیروزی غیرمنتظره آنان در انتخابات محلی ایالتهای ویرجینیا، نیوجرسی و نیویورک، نشانهای از بازگشت اعتماد به نفس پس از یک سال پر از شکست و سرگردانی سیاسی تلقی میشد. بسیاری این پیروزی را مقدمهای برای موفقیت در انتخابات میاندورهای آینده میدانستند؛ اما این شادی چند روزه، خیلی زود به ناامیدی بدل شد.
با عقبنشینی دموکراتها از مواضع خود در جریان تعطیلی دولت، شکافهای عمیق درون حزب دوباره سرباز کرد. جناح ترقیخواه حزب، که خواستار موضعگیری سختتر در برابر دولت ترامپ بود، از این مصالحه خشمگین شد. برخی از فعالان سیاسی و نمایندگان چپگرا، از جمله رو خانا، خواستار استعفای چاک شومر، رهبر اقلیت سنا، شدند و او را به «ناتوانی در رهبری مؤثر» متهم کردند. از سوی دیگر، چهرههای میانهرو همچون گاوین نیوسام، فرماندار کالیفرنیا، با لحنی تلخ این عقبنشینی را «رفتاری اسفناک و غیراستراتژیک» خواندند.
فضای درونی حزب به شکلی آشنا دچار دوگانگی شد: در حالیکه گروهی شومر را مقصر شکست میدانند، گروهی دیگر هشدار میدهند که افراطگرایی چپگرایان میتواند موقعیت حزب را در انتخابات آینده تضعیف کند. همانطور که یکی از مشاوران قدیمی حزب گفته است، «ما حتی قبل از اینکه با ترامپ بجنگیم، داریم با خودمان میجنگیم».
در واقع، دموکراتها پس از ۴۰ روز ایستادگی، نهتنها از میدان سیاست عقب نشستند، بلکه از نظر افکار عمومی نیز موقعیت خود را متزلزل کردند. حزبی که با شعار «حفاظت از مردم» وارد میدان شده بود، حالا باید پاسخ دهد چرا میلیونها آمریکایی تحت پوشش بیمه درمانی را در میانه این نبرد سیاسی، بیدفاع رها کرد.
ترامپ و جمهوریخواهان؛ وقتی قدرت روایت را تصاحب کردند
در حالی که دموکراتها گرفتار اختلافات درونی و فشار افکار عمومی بودند، دونالد ترامپ و متحدانش در حزب جمهوریخواه بیصدا اما حسابشده، صحنه را به سود خود تغییر دادند. تعطیلی طولانی دولت فدرال، در ابتدا با نارضایتی عمومی از جمهوریخواهان همراه بود، اما ترامپ با استفاده از ابزارهای اجرایی و رسانهای، ورق را برگرداند. او با اطمینان گفت: «ما خیلی زود کشور را باز خواهیم کرد؛ این توافق برای مردم بسیار خوب است» جملهای که بهخوبی نشان میداد رئیسجمهور خود را پیروز میدان میداند.
در پشت صحنه، جمهوریخواهان با تاکتیکهای دقیق، فشار اقتصادی را از حامیان خود دور کردند و آن را متوجه ایالتهای دموکراتنشین ساختند. دولت ترامپ حقوق نیروهای نظامی را پرداخت اما بودجه بسیاری از برنامههای اجتماعی در شهرهای تحت کنترل دموکراتها را قطع کرد. حتی کمکهای غذایی بیش از ۴۰ میلیون آمریکایی در معرض خطر قرار گرفت تا فشار اجتماعی بر حزب مخالف افزایش یابد. این در حالی بود که دولت با تغییرات بودجهای پیچیده و احتمالاً غیرقانونی راه را برای ادامه پرداختهای انتخابی هموار کرد.
نتیجه، تغییر تدریجی موازنه قدرت بود. در حالی که تعطیلی دولت به پروازهای لغوشده، صفهای طولانی در فرودگاهها و آشفتگی اقتصادی منجر شد، مردم دیگر نمیخواستند ببینند که نبرد حزبی زندگی روزمرهشان را فلج میکند. در چنین شرایطی، رأی هشت سناتور دموکرات به لایحه جمهوریخواهان، نه یک تصادف سیاسی بلکه یک تسلیم تدریجی در برابر فشار واقعیت بود.
یکی از چهرههای کلیدی این سازش، اَنگِس کینگ، سناتور مستقل از ایالت مین، با صراحت گفت:
«ایستادگی در برابر ترامپ نه تنها نتیجه نداد. حتی او را قدرتمندتر کرد.»
و این جمله خلاصه همان چیزی بود که در واشنگتن اتفاق افتاد: جنگی که قرار بود رئیسجمهور را تضعیف کند، برعکس، قدرتش را تثبیت کرد.
شکست تاکتیکی یا نشانه فروپاشی استراتژیک؟
تعطیلی ۴۰ روزه دولت آمریکا فقط یک بنبست بودجهای نبود؛ آزمونی بود برای سنجش انسجام و مهارت سیاسی دموکراتها. نتیجه این آزمون، اگرچه در ظاهر پایان یک بحران اداری بود، اما در عمق خود شکست استراتژیکی را آشکار کرد که ممکن است پیامدهای طولانیمدتی برای حزب داشته باشد.
دموکراتها با وعده دفاع از اقشار آسیبپذیر و حفظ یارانههای درمانی وارد نبردی شدند که به سرعت از کنترلشان خارج شد. آنان نتوانستند افکار عمومی را در کنار خود نگه دارند، روایت اصلی بحران را از دست دادند، و در نهایت با توافقی بازگشتند که حتی حداقل خواستهشان را تأمین نمیکرد. از سوی دیگر، ترامپ توانست همانند یک بازیگر باتجربه، چهرهای از «رییسجمهوری که کشور را بازمیگرداند» بسازد ولو اینکه عامل اصلی تعطیلی، خود او بود.
این شکست، درون حزب دموکرات را دچار بحران مشروعیت کرد. برای جناح چپ، این رویداد سندی بود بر اینکه رهبران میانهرو بیش از حد محتاطاند و جرأت تقابل واقعی با ترامپ را ندارند؛ برای جناح میانهرو، نشانهای از خطر رادیکالیسمی که میتواند رأیدهندگان مستقل را بترساند. در هر دو صورت، حزب حالا در آستانه انتخابات میاندورهای با پرسشی جدی روبهرو است:
چطور میتوان در برابر ترامپ ایستاد، وقتی هنوز معلوم نیست دموکراتها به چه چیزی باور دارند؟
با اینکه در نظرسنجیها همچنان بیشتر مردم جمهوریخواهان را مقصر تعطیلی دولت میدانند، در میدان واقعی سیاست، پیروزی از آن کسی است که روایت را در اختیار بگیرد. اینبار آن فرد ترامپ بود. و اگر دموکراتها نتوانند در ماههای آینده نظم و انسجام تازهای درون حزب خود بسازند، ممکن است این شکست تاکتیکی به مقدمهی فروپاشی استراتژیکشان در انتخابات آینده تبدیل شود.















نظرات کاربران