به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، سهشنبه ۴ آذر ۱۴۰۴، دلار آزاد معاملات نقدی را با نرخ ۱۱۳ هزار و ۷۶۰ تومان آغاز کرد؛ بالاترین سطحی که از صبح یکشنبه تا آن لحظه ثبت شده بود. این جهش ۹۰۰ تومانی نسبت به بسته شدن روز دوشنبه، بار دیگر دلار را در آستانه تثبیت پایدار در کانال ۱۱۳ هزار تومان قرار داد، اما این ثبات دوام نیاورد. تا ساعت نگارش این گزارش (حدود ساعت ۱۶)، دلار با حدود ۸۶۰ تومان عقبنشینی به نرخ ۱۱۲ هزار و ۹۰۰ تومان رسید و مجدداً به کانال ۱۱۲ هزار تومان بازگشت. در معاملات پشتخطی شب گذشته نیز دلار تا ۱۱۴ هزار و ۶۰ تومان پیشروی کرده بود، اما صبح امروز با کاهش تقاضای واقعی و ورود محدود عرضه از سوی بازارساز، فشار صعودی تخلیه شد. این حرکت سینوسی دقیقاً همان چیزی است که طی دو هفته اخیر بارها تکرار شده: جهشهای هیجانی ناشی از اخبار سیاسی و سپس اصلاح سریع پس از کمرنگ شدن ریسکها.
روند یک هفته اخیر و شروع پرنوسان آذر ماه
یکشنبه ۲ آذر، دلار با گپ مثبت ۱۶۰ تومانی در ۱۱۲ هزار و ۶۲۰ تومان باز شد و در همان روز تا ۱۱۳ هزار و ۴۱۰ تومان پیش رفت و روی ۱۱۳ هزار و ۳۲۰ تومان بسته شد. معاملات پشتخطی یکشنبه شب حتی تا ۱۱۴ هزار و ۶۰ تومان بالا رفت. دوشنبه به دلیل تعطیلات رسمی، معامله نقدی نداشتیم، اما پشتخطی ابتدا تا کف ۱۱۳ هزار تومان پایین آمد و دوباره تا ۱۱۳ هزار و ۶۴۰ تومان بالا کشیده شد. اما سهشنبه با شروع واقعی معاملات، عرضه بازارساز و کاهش هیجان خریداران حقیقی باعث شد دلار حدود ۸۶۰ تومان از قله صبح عقب بنشیند. به عبارت دیگر، هفته پایانی آبان با موج سنگین تقاضای ناشی از ریسک سیاسی (قطعنامه احتمالی شورای حکام و شایعه افزایش قیمت بنزین) همراه بود و همین موج، دلار را از مرز ۱۱۱ هزار تومان در اوایل هفته قبل به بالای ۱۱۴ هزار تومان در پشتخطی رساند. شروع آذر اما با تخلیه بخشی از این هیجان و بازگشت نسبی آرامش همراه شده است.
بازارساز، تقاضای فصلی و انتظارات معاملهگران
بانک مرکزی در هفتههای اخیر تغییر سیاست واضحی نداده است. همانطور که کامبیز افسری، کارشناس شناختهشده بازار ارز، تأکید میکند: «سیاست بانک مرکزی در قبال دلار تغییر نکرده و دولت برای جبران کسری بودجه نیازی به بالا بردن عمدی نرخ دلار ندارد.» در واقع، حجم واقعی اسکناس در بازار آزاد بسیار محدود است و خرید و فروشهای میلیونی که بتواند قیمت را بهطور پایدار جابهجا کند، عملاً ممنوع و غیرممکن است. بنابراین موتور اصلی نوسانات، عرضه و تقاضای واقعی نیست، بلکه «تغییر سریع انتظارات» است.
معاملهگران حرفهای اکنون دو عامل کلیدی را رصد میکنند:
۱. تقاضای فصلی پایان سال میلادی که هر سال از اواسط آبان شروع میشود و تا پایان ژانویه ادامه دارد (تسویه حسابهای دلاری شرکتها، واردات کالاهای سرمایهای و سفرهای خارجی).
۲. سطح عرضه اسکناس توسط بازارساز در سامانه نیما و بازار متشکل ارزی که در هفتههای اخیر کمی افزایش یافته، اما همچنان کفاف تقاضای فصلی را نمیدهد. نتیجه این دو عامل، ایجاد یک «بازار شکننده» است که با کوچکترین خبر مثبت یا منفی، چند هزار تومان جابهجا میشود.
سایه قطعنامه و اثر غیرمستقیم هستهای
مهمترین محرک جهش روز یکشنبه و دوشنبه، انتشار اظهارات تند برخی نمایندگان مجلس در واکنش به احتمال صدور قطعنامه شدیداللحن علیه ایران در شورای حکام بود. هرچند تاکنون قطعنامهای صادر نشده، اما همین «احتمال» کافی بود تا بخش قابلتوجهی از فعالان بازار اقدام به خرید پیشدستیانه دلار کنند. در سوی دیگر، کاهش تنش در جبهه روسیه–اوکراین و احتمال توافق صلح، قیمت نفت برنت را به زیر ۶۳ دلار کشاند و همین موضوع فشار کاهشی بر منابع ارزی ایران وارد کرد. تقویت شاخص دلار آمریکا (DXY) در بازار جهانی نیز به کاهش قیمت اونس طلا به زیر ۴۰۵۰ دلار کمک کرد و بخشی از سرمایههای داخلی را به سمت دلار سوق داد. ترکیب این دو عامل خارجی و داخلی، دقیقاً همان چیزی بود که در هفته آخر آبان دلار را از ۱۱۱ هزار به بالای ۱۱۴ هزار تومان برد.
سناریوهای محتمل برای فردا و هفته پیشرو
بازار دلار هماکنون در یک «تعادل شکننده» قرار دارد: تقاضای فصلی واقعی بالاست، عرضه اسکناس محدود است، ریسک سیاسی هستهای هنوز بهطور کامل رفع نشده و هر لحظه ممکن است خبر جدیدی (مثبت یا منفی) منتشر شود. تا زمانی که سقف ۱۱۴ هزار تومان بهطور قاطع شکسته نشود، نمیتوان از آغاز یک موج صعودی پایدار سخن گفت.
در مقابل، اگر بازارساز در روزهای آینده عرضه اسکناس را در سامانههای رسمی افزایش دهد و خبری از صدور قطعنامه جدید نیاید، احتمال اصلاح تا محدوده ۱۱۱ هزار و ۵۰۰ تا ۱۱۲ هزار تومان نیز وجود دارد. اما سناریوی محتملتر برای دو هفته پیش رو، ادامه نوسان در بازه ۱۱۲ هزار و ۵۰۰ تا ۱۱۴ هزار تومان است؛ بازهای که هماکنون بهعنوان «منطقه تصمیمگیری» معاملهگران حرفهای شناخته میشود.
شکست قطعی هر یک از این دو مرز، جهتگیری بازار تا پایان سال میلادی را مشخص خواهد کرد. برای سرمایهگذاران و صرافان ایرانی، پیام روشن است: در شرایطی که موتور اصلی قیمت نه سیاست پولی، بلکه اخبار سیاسی و هیجانات لحظهای است، بهترین استراتژی «مدیریت نقدینگی» و پرهیز از خرید در قلههای هیجانی و فروش در کفهای ترسآلود خواهد بود. بازار ارز ایران بار دیگر نشان داد که در نبود عمق واقعی، حتی یک توییت یا یک جمله از وین، واشنگتن یا تهران میتواند چند هزار میلیارد تومان دارایی را جابهجا کند.















نظرات کاربران