به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار گازوئیل لندن در روز ۲۶ نوامبر ۲۰۲۵ چشماندازی را به نمایش میگذارد که فراتر از نوسانات کوتاهمدت یا واکنشهای هیجانی روزانه است. آنچه اکنون در برابر معاملهگران قرار دارد، یک روند نزولی ریشهدار و ساختاری است؛ روندی که نهتنها از ماههای اخیر بهطور پیوسته در حال تقویت بوده، بلکه نشانههای آن در لایههای فنی و بنیادی بازار همزمان قابل مشاهده است. قیمت قرارداد آتی ماه دسامبر ۲۰۲۵ با نماد LGOZ5 اکنون در محدوده ۶۷۸.۵۰ دلار در هر تن ایستاده است؛ عددی که نسبت به بستهشدن قبلی در ۶۸۸.۷۵ دلار، افتی آشکار محسوب میشود، اما این تنها سطحِ قابل رؤیت یک جریان نزولی عمیقتر است؛ جریانی که از ابتدای فصل پاییز شکل گرفت و حالا به مرحلهای از تثبیت رسیده که عبور از آن بهسادگی ممکن نخواهد بود.
این کاهش قیمت، برخلاف بسیاری از دورهها که بازار تنها تحت تأثیر اخبار مقطعی یا شوکهای سیال قرار میگرفت، این بار به ریشههایی متصل است که در ساختار بنیادی عرضه و تقاضا قرار دارند. در نمودار روزانه، شکست لایههای حمایتی یکی پس از دیگری رخ داده و قیمت به زیر تمامی میانگینهای متحرک اصلی سقوط کرده است؛ از میانگینهای کوتاهمدت ۵ و ۲۰ روزه گرفته تا میانگینهای سنگینتر مانند ۵۰ و ۲۰۰ روزه. چنین آرایشی از میانگینها معمولاً تنها در شرایطی دیده میشود که بازار در یک چرخه نزولی منسجم و قدرتمند قرار گرفته باشد. قیمت نهتنها در فضای فعلی ضعیف عمل میکند، بلکه هر تلاش برای بازگشت نیز با مقاومت ساختاری مواجه میشود؛ گویی بازار در یک شیب بلندمدت رو به پایین قرار گرفته که هر تکانه صعودی، تنها بخشی از فرآیند خستگی خریداران را آشکار میکند.
اما این تصویر صرفاً محدود به نمودار نیست. پشت پرده این افت تدریجی، داستانی نهفته که عمق آن بهمراتب مهمتر از حرکات سطحی قیمت است. عرضه جهانی نفت و بهطور ویژه محصولات میانی مانند گازوئیل از سطحی عبور کرده که بازار جهانی قادر به جذب آن باشد. تولیدکنندگان غیراوپک+، خصوصاً ایالات متحده، همچنان در حال پمپاژ حجمهایی هستند که فراتر از نیاز روزانه بازار است. موجودیهای جهانی نیز با سرعتی یکنواخت در حال افزایشاند و این انباشت تدریجی در نهایت همان چیزی است که فضای قیمت را تحت فشار قرار میدهد.
در چنین شرایطی، حتی عواملی که معمولاً بهعنوان سپر حمایتی برای گازوئیل عمل میکردند، مانند افزایش فصلی تقاضا در زمستان اروپا و آسیا، دیگر قادر به تغییر مسیر نیستند. زمستانهای اخیر بهدلیل ضعف تقاضای صنعتی در اروپا و کندی فعالیتهای تولیدی چین، نتوانستهاند نقشی تعیینکننده در تقویت مصرف ایفا کنند. نتیجه آن است که تقاضای فصلی حتی در بهترین حالت، تنها توانسته از ریزش شدیدتر قیمت جلوگیری کند؛ نه اینکه روند بازار را معکوس کند.
بهاین ترتیب، همگرایی میان افت فنی و فشار بنیادی، بازار را در وضعیت ویژهای قرار داده است: جایی که حتی یک رشد محدود نیز نه آغاز یک موج صعودی جدید، بلکه صرفاً یک اصلاح موقت در دل یک روند نزولی تثبیتشده تلقی میشود. اکنون معاملهگران در بازاری قرار دارند که نهتنها با شکست حمایتهای پیشین مواجه است، بلکه در عمق خود حامل نشانههای روشنی از یک چرخه کاهش ارزش طولانیمدت است؛ چرخهای که تا زمانی که مازاد عرضه برطرف نشود و موجودیها از اوج خود عقب ننشینند، همچنان ادامهدار خواهد بود.
فشار بنیادی؛ مازاد عرضهای که ساختار بازار را بازنویسی میکند
در سطح بنیادی، تصویر کلان بسیار شفاف است: رشد عرضه جهانی نفت با اختلاف قابلتوجهی از رشد تقاضا پیشی گرفته و همین شکاف رو به گسترش، اساس حرکت نزولی گازوئیل را شکل داده است. پیشبینیها برای سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که تقاضای جهانی نفت حدود ۷۹۰ هزار بشکه در روز افزایش مییابد، اما در همان زمان عرضه جهانی رشدی بیش از ۳.۱ میلیون بشکهای خواهد داشت. این اختلاف فاحش در ۲۰۲۶ نیز ادامه دارد؛ جایی که رشد تقاضا اندکی کمتر و رشد عرضه همچنان قدرتمند باقی میماند.
این وضعیت تنها یک عدمتعادل ساده نیست، بلکه بازتابدهنده یک مازاد ساختاری است که تا پایان ۲۰۲۶ نیز چشمانداز روشنی برای رفع آن مشاهده نمیشود. مهمترین عامل افزاینده عرضه، تولیدکنندگان غیراوپکپلاس هستند؛ بهخصوص آمریکا که همچنان رکوردهای استخراج شیل را جابهجا میکند و سهم بیشتری از بازار فرآوردههای میانی را در دست میگیرد.
در کنار این شرایط تولید، موجودیهای جهانی نیز با سرعت قابلتوجهی در حال افزایشاند. دادههای ۹ ماهه نشان میدهد که ذخایر نفت و فرآوردهها بهطور متوسط روزانه ۱.۱۵ میلیون بشکه رشد داشته و مجموع افزایش موجودیها به بیش از ۳۱۳ میلیون بشکه رسیده است. این رشد سنگین موجودیها، فشار نزولی قیمت را تثبیت کرده و اجازه نمیدهد حتی دورههای فصلی تقاضا یا اختلالات عرضه، روند کلان بازار را معکوس کنند.
با وجود این تصویر تاریک، هنوز یک نقطه روشن باقی مانده است: موجودی نسبتاً پایین محصولات میانی در اروپا و آسیا. همین محدودیت نسبی، قیمت گازوئیل را از ریزشهای شدید احتمالی حفظ کرده و باعث شده بازار به جای سقوط آزاد، در یک شیب کنترلشده نزولی حرکت کند. حتی تحریمهای جدید اروپا علیه شرکتهای روسی که از ۲۱ نوامبر آغاز شده، اگرچه ممکن است عرضه وارداتی را موقتاً کاهش دهد، اما در بلندمدت تأثیر پایداری نخواهد داشت و شکاف موجود با واردات از سایر مناطق جایگزین میشود.
حاصل جمعبندی بنیادی بسیار روشن است: بازار گازوئیل در فاز نزولی عمیق قرار دارد، اما همچنان ظرفیت نوسانهای صعودی کوتاهمدت ناشی از سردی هوا یا کاهش جریان صادرات روسیه را در خود حفظ کرده است.
فشار تکنیکال؛ نموداری که از هر جهت پیام فروش میدهد
اگر از منظر تکنیکال به رفتار گازوئیل لندن نگاه کنیم، تصویر حتی شفافتر از چیزی است که دادههای بنیادی روایت میکنند. نمودار در تمام تایمفریمها، از ساعتی تا هفتگی، یک پیام یکدست و بیابهام دارد: بازار در قلمرو فروش قوی قرار گرفته و هنوز هیچ نشانه پایداری از توقف این روند دیده نمیشود. چنین همگراییای میان تایمفریمهای مختلف، معمولاً تنها زمانی رخ میدهد که روند غالب به مرحلهای از بلوغ رسیده باشد که حتی نوسانات کوتاهمدت نیز نتوانند ساختار کلی را مخدوش کنند.
در تایمفریم روزانه، میانگینهای متحرک همانند پلههایی هستند که از قیمت فاصله گرفتهاند و هر کدام در لایهای بالاتر از دیگری قرار دارند؛ گویی بازار در حال لغزیدن از یک شیب طولانی است. میانگین ۵ روزه که معمولا سریعترین واکنش را به تغییرات کوتاهمدت نشان میدهد، در محدوده ۶۸۳ دلار قرار گرفته و با فاصله از قیمت فعلی در حال عقبنشینی است. میانگینهای ۲۰ و ۵۰ روزه نیز تصویری مشابه ارائه میدهند: هر دو بالاتر از قیمت و هر دو رو به پایین متمایل. این چینش، همان آرایش کلاسیک بازارهای نزولی است؛ جایی که «فاصله میانگینها» نه فقط یک هشدار کوتاهمدت، بلکه نشانهای از فرسایش تدریجی قدرت خریداران است. اوج این تصویر نزولی در میانگین ۲۰۰ روزه دیده میشود؛ جایی که سطح ۷۲۶ دلار، همچون یک سقف بلند و دور از دسترس، نشان میدهد بازار فعلاً هیچ برنامهای برای بازگشت به ساختار صعودی بلندمدت ندارد.
اندیکاتورهای مومنتوم نیز روایت خود را دارند؛ روایتی که بهطرز جالبی، همسو و در برخی بخشها، هشداردهندهتر از میانگینهاست. RSI در محدوده ۳۳ نوسان میکند؛ نه آنقدر پایین که سیگنال معکوس جدی صادر کند و نه آنقدر بالا که نشانهای از توقف فروش باشد. این سطح معمولاً منطقهای است که بازار در آن، انرژی لازم برای یک اصلاح کوتاهمدت را پیدا میکند، اما همچنان تحت سایه روند اصلی باقی میماند. در همین حال، دو اندیکاتور سرعتمحور یعنی STOCHRSI و Williams %R وارد وضعیت اشباع فروش شدهاند و تصویر متفاوتی ارائه میدهند: بازار بیش از حد به سمت فروش کشیده شده و ممکن است واکنشی سریع و محدود به سمت بالا داشته باشد. این وضعیت، معمولاً باعث شکلگیری جهشهای کوتاهمدت میشود؛ جهشهایی که بهجای آغاز روند جدید، بیشتر نقش «تنفس» بازار در میانه یک روند فرسایشی را ایفا میکنند.
MACD اما ماجرا را بهصورت کاملتری توضیح میدهد. قرار داشتن این اندیکاتور در فاز منفی و نبود هرگونه نشانه واگرایی مثبت، تصویری از کمبود مومنتوم صعودی ارائه میدهد؛ گویی بازار هنوز آماده پذیرش هیچگونه بازگشت پایدار نیست. این همان نقطهای است که معاملهگران حرفهای تفاوت میان «واکنش قیمت» و «چرخش روند» را تشخیص میدهند.
در ساختار سطوح کلیدی نیز تابلوی تکنیکال بهوضوح حکایت از ادامه مسیر فعلی دارد. پیوت روزانه در محدوده ۶۸۰ دلار قرار گرفته و زمانی که قیمت زیر آن معامله میشود، ذهنیت بازار بهطور طبیعی به سمت آزمودن سطوح حمایتی پایینتر متمایل است. حمایت ۶۷۴ دلار مهمترین سطحی است که بازار در روزهای اخیر بارها به آن واکنش نشان داده؛ سطحی که اگر شکسته شود، مسیر تا محدوده ۶۵۰ دلار عملاً باز میشود و مانعی جدی پیش روی فروشندگان باقی نمیماند. این محدوده نهتنها یک حمایت تکنیکال، بلکه یکی از نقاط اصلی تلاقی روانی و ساختاری بازار در ماههای گذشته است.
در سمت مقابل، مقاومتهای ۶۸۳ و ۶۸۶ دلار سقف ساختار نوسانی فعلی را تشکیل میدهند؛ محدودهای که هرچند امکان جهش تا آن وجود دارد، اما بعید است بازار بتواند بدون محرک بنیادی قدرتمند، از آن عبور کند. وجود این مقاومتها و فاصله آنها با قیمت فعلی باعث شده هر صعودی بیشتر شبیه یک «فرصت خروج» یا «محل اخذ پوزیشن فروش بهتر» باشد تا نشانهای از تغییر روند.
چشمانداز آینده و استراتژی معاملاتی؛ میان هیجانهای کوچک و روند بزرگ
در کنار سیگنالهای بنیادی و تکنیکال، چشمانداز کلی بازار گازوئیل نشان میدهد که این کالا در نقطهای میان دو نیرو قرار گرفته است: از یک سو روند نزولی ساختاری که هر صعودی را به یک فرصت فروش تبدیل میکند، و از سوی دیگر موجهای کوتاهمدت صعودی ناشی از شرایط فصلی، اختلالهای عرضه یا واکنشهای بیش از حد به اشباع فروش.
در کوتاهمدت، ورود به موقعیت خرید تنها با هدف شکار یک جهش محدود منطقی است. دادهها نشان میدهد که حرکت تا محدوده ۶۸۵ تا ۶۹۰ دلار همچنان محتمل است، بهخصوص اگر اشباع فروش در تایمفریم روزانه ادامه یابد. اما در بازه میانمدت و بلندمدت، بازار همچنان عبوس، فرسایشی و تحت سلطه فشار نزولی باقی میماند. بهترین سناریو برای معاملهگران میانمدت، شناسایی سطوح مقاومت و ایجاد موقعیت فروش یا شورت با هدفهای ۶۵۰ و حتی ۶۲۰ دلار تا بهار ۲۰۲۶ است.
با این حال، این بازار مانند همیشه تحتتأثیر خبرهای ناگهانی نیز هست. تغییرات در تحریمها، تصمیمات اوپکپلاس یا گزارشهای هفتگی موجودی آمریکا میتواند جرقه نوسانات تند و کوتاهمدت را بزند. اما این نوسانات، تا زمانی که مازاد عرضه پابرجاست، نمیتواند مسیر ساختاری بازار را تغییر دهد.















نظرات کاربران