خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

کاهش نرخ بهره در میانه جنگ قدرت؛

تصمیم پرهزینه؛ کاهش نرخ بهره با شدیدترین اعتراض داخلی از ۲۰۱۹

بازدید ۱٬۴۹۳نویسنده: رضا هاشمی
تصمیم پرهزینه؛ کاهش نرخ بهره با شدیدترین اعتراض داخلی از ۲۰۱۹

کاهش نرخ بهره در فدرال‌رزرو این‌بار به‌جای آرام‌کردن بازار، اختلافات بی‌سابقه سیاست‌گذاران را آشکار کرد؛ نشانه‌ای از ورود بانک مرکزی به دوره‌ای پرتنش.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز در نشست اخیر فدرال‌رزرو، تصمیمی که ماه‌ها درباره‌اش گمانه‌زنی می‌شد بالاخره عملی شد: کاهش دوباره نرخ بهره و رساندن آن به پایین‌ترین سطح سه سال گذشته. اقدامی که از دید بیرونی، تلاش برای مهار ریزش بازار کار و محافظت از اقتصاد در برابر کندی رشد تلقی می‌شود، اما در درون بانک مرکزی تصویر دیگری را آشکار کرد. جلسه این‌بار نه یک تصمیم جمعی، بلکه صحنه اختلافات کم‌سابقه بود؛ سه رأی مخالف، جدی‌ترین شکاف سیاست‌گذاری از سال ۲۰۱۹ را رقم زد و نشان داد اجماعی که همیشه سنگ‌بنای سیاست پولی آمریکا بوده، حالا در معرض فرسایش قرار گرفته است.

این تصمیم یک سؤال بزرگ را پیش می‌کشد:
وقتی فدرال‌رزرو در برابر دو ریسک هم‌زمان تورم چسبنده و بازار کار رو به ضعف گرفتار اختلاف داخلی می‌شود، آینده سیاست پولی آمریکا بر چه مسیری استوار خواهد شد؟

تنش درون فدرال‌رزرو؛ دو قرائت از یک اقتصاد

پس از اعلام کاهش ۲۵ واحدی نرخ بهره، متن بیانیه فدرال‌رزرو و آرای منتشرشده نشان داد که تصمیم نهایی بیش از آنکه نتیجه یک ارزیابی همسو باشد، خروجی یک جدال عمیق است. بخشی از اعضا استدلال می‌کنند که روندهای تازه در بازار کار خطر آشکاری را نشان می‌دهد: بیکاری رو به افزایش است، سرعت استخدام ماه‌هاست کاهش یافته و شاخص‌های پیش‌نگر احتمال افت بیشتر تقاضای نیروی کار را تقویت می‌کنند. از نگاه این گروه، تأخیر در تسهیل سیاست پولی می‌تواند اقتصاد را به‌سوی رکودی سوق دهد که مدیریت آن به‌مراتب پرهزینه‌تر خواهد بود.

در مقابل، طیفی دیگر بر تداوم فشارهای تورمی در بخش خدمات تأکید می‌کنند؛ حوزه‌ای که سهم غالبی در اقتصاد آمریکا دارد و در دوره‌های تورمی، به‌کندی واکنش نشان می‌دهد. این اعضا معتقدند هر عقب‌نشینی بی‌محابا در نرخ بهره می‌تواند بار دیگر انتظارات تورمی را فعال کند و فضای سخت به‌دست‌آمده برای کنترل قیمت‌ها را تضعیف کند.

اختلاف‌ها در «دات‌پلات» نیز ثبت شده است. برخی مقام‌ها پیش‌بینی می‌کنند نرخ‌های بهره در سال‌های بعد باید حتی بالاتر از سطح فعلی قرار گیرد، در حالی که گروهی دیگر تا شش نوبت کاهش را ضروری می‌دانند. این شکاف عمیق، پیام واحدی دارد: فدرال‌رزرو از مرحله اختلاف‌نظرهای تکنیکی عبور کرده و به نقطه‌ای رسیده که تفسیر اعضا از وضعیت اقتصادی، کاملاً دو مسیر متفاوت پیش پای سیاست پولی می‌گذارد.

سایه سیاست؛ فشار مستقیم ترامپ و نبرد پنهان بر سر جانشینی پاول

شکاف درون فدرال‌رزرو تنها ریشه اقتصادی ندارد؛ سیاست نیز حضوری پررنگ در پس‌زمینه این اختلافات پیدا کرده است. دونالد ترامپ، که از مدت‌ها قبل فشار بر بانک مرکزی را بخشی از راهبرد اقتصادی خود قرار داده، پس از اعلام کاهش نرخ بهره بار دیگر پاول را هدف گرفت و گفت این کاهش باید «حداقل دو برابر» می‌بود. چنین موضع‌گیری‌هایی اکنون بیش از یک اظهارنظر سیاسی تلقی می‌شود، زیرا رئیس‌جمهور آمریکا روند انتخاب جانشین پاول را آغاز کرده و آشکارا از چهره‌هایی حمایت می‌کند که دیدگاهشان نسبت به سیاست پولی بسیار تهاجمی‌تر است.

استفان میران، یکی از چهره‌های نزدیک به ترامپ، در جلسه اخیر خواستار کاهش نیم‌درصدی شد و موضع او نشان داد فشار کاخ سفید دیگر در حاشیه نیست. کوین هَسِت نیز، که به‌عنوان یکی از گزینه‌های اصلی ریاست فدرال‌رزرو مطرح است، پیش از اعلام تصمیم گفته بود فضای کاهش نرخ بهره هنوز فراوان است و بانک مرکزی باید سیاست تسهیل را جدی‌تر دنبال کند.

این شرایط ساختاری یک چالش حساس ایجاد می‌کند: استقلال فدرال‌رزرو که دهه‌ها محور ثبات مالی آمریکا بوده، اکنون در معرض چالشی کم‌سابقه قرار گرفته است. هرچند پاول تأکید دارد که تصمیمات بانک مرکزی بر داده‌ها تکیه می‌کند، اما حضور آشکار فشارهای سیاسی سبب شده بخشی از اعضا با احتیاط بیشتری به کاهش‌های بعدی نگاه کنند، نگران از آنکه شتاب بیش از حد در مسیر تسهیل پولی ــ حتی اگر اقتصادی توجیه‌پذیر باشد ــ این نهاد را در مسیر تصمیم‌گیری‌های سیاسی قرار دهد.

به‌این‌ترتیب، سیاست به شکل مستقیم در قلب تصمیمات پولی آمریکا بازگشته است؛ بازگشتی که می‌تواند مسیر نرخ بهره در سال آینده را نه تنها به داده‌ها، بلکه به روند رقابت سیاسی نیز گره بزند.

پیامدهای فوری برای بازارها و چشم‌انداز سیاست پولی

اعلام کاهش نرخ بهره در ابتدا همان واکنشی را در بازارها رقم زد که معمولاً انتظار می‌رود: شاخص S&P500 صعود کرد، بازده اوراق دوساله افت کرد و معامله‌گران در نخستین لحظات تصور کردند فدرال‌رزرو در مسیر تسهیل بیشتری حرکت می‌کند. اما چند ساعت بعد ورق برگشت؛ معاملات آتی سهام عقب نشست و نرخ‌های کوتاه‌مدت دوباره بی‌ثبات شد. دلیل این تغییر مسیر روشن بود:
بازار دریافت که مشکل اصلی، سطح نرخ بهره نیست؛ نبودِ اجماع و چندپارگی درون فدرال‌رزرو است.

سرمایه‌گذاران حالا با دو سیگنال متضاد مواجه‌اند. از یک‌سو بانک مرکزی تأکید می‌کند که نرخ‌ها به محدوده «خنثی» نزدیک شده و فرصت صبر و ارزیابی فراهم است. از سوی دیگر، دات‌پلات تصویر یک نهاد ناهم‌صدا را نشان می‌دهد که بخشی از اعضایش کاهش بیشتر را ضروری می‌داند و بخشی دیگر حتی به نرخ‌های بالاتر در سال‌های آینده فکر می‌کند. نتیجه این دوگانگی، افزایش عدم‌قطعیت است؛ عاملی که به‌طور سنتی نوسان را در تمام بازارهای دارایی بالا می‌برد.

اقدام دیگر فدرال‌رزرو، توقف رسمی QT و ازسرگیری خرید اوراق کوتاه‌مدت بود؛ تصمیمی که به معنای نگرانی واقعی این نهاد از کمبود نقدینگی در بازارهای پول است. این اقدام اگرچه در ظاهر برای «پایداری عملکرد بازار» توجیه می‌شود، اما معمولاً زمانی رخ می‌دهد که تنش‌های زیرپوستی در سیستم مالی ایجاد شده باشد.

در کنار این تصویر، داده‌های تورمی جدید که نشان می‌دهد کاهش قیمت‌ها آهسته‌تر از انتظار پیش می‌رود، محدودیت‌های فدرال‌رزرو در استفاده از ابزارهای حمایتی را بیشتر برجسته می‌کند. همین تضاد میان نیاز به حمایت از بازار کار و نگرانی از چسبندگی تورم است که مسیر سیاست پولی در سال آینده را به شدت نامطمئن کرده است.

در چنین فضایی، بازارها باید خود را برای دوره‌ای آماده کنند که در آن مسیر نرخ بهره نه‌تنها بر پایه داده‌های اقتصادی، بلکه تحت تأثیر اختلافات داخلی و فشارهای بیرونی شکل می‌گیرد؛ وضعیتی که پیش‌بینی‌پذیری سنتی سیاست پولی آمریکا را به‌طور محسوسی کاهش می‌دهد.

جمع‌بندی تحلیلی

کاهش ۲۵ واحدی نرخ بهره شاید در ظاهر ادامه یک مسیر تدریجی برای تعدیل سیاست پولی باشد، اما محتوای جلسه اخیر فدرال‌رزرو نشان داد مسئله اصلی جای دیگری است. بانک مرکزی آمریکا برای نخستین بار پس از سال‌ها، با شکافی مواجه شده که نه یک اختلاف نظر تکنیکی، بلکه یک چندپارگی بنیادین در نگاه به آینده اقتصاد است. از یک‌سو، گروهی نگران فرسایش بازار کار و خطر رکود پیش‌رو هستند؛ از سوی دیگر، جریان قدرتمندی معتقد است هر عقب‌نشینی بیش از حد، می‌تواند تورم را دوباره فعال کند و دستاوردهای دو سال سیاست انقباضی را از بین ببرد.

اما بحران فعلی تنها اقتصادی نیست. فشار آشکار ترامپ و مداخله او در مسیر جانشینی پاول باعث شده مرز میان سیاست پولی و سیاست انتخاباتی باریک‌تر شود. اگر این روند ادامه یابد، فدرال‌رزرو ممکن است به وضعیتی نزدیک شود که در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ تجربه شد؛ زمانی که استقلال بانک مرکزی تضعیف شد و تصمیمات پولی در خدمت اهداف دولت قرار گرفت، نتیجه‌ای که تورم مزمن و بی‌ثباتی مالی بر آن سایه انداخت.

نکته کلیدی اینجاست: مسیر آینده نرخ بهره کمتر از آنکه تابع داده‌های اقتصادی باشد، تابع توان فدرال‌رزرو در مدیریت اختلافات داخلی و مقاومت در برابر فشارهای سیاسی خواهد بود. بازارها این پیام را سریع دریافت کرده‌اند و واکنش دو مرحله‌ای آنها نشان می‌دهد دوره‌ای از نوسانات ساختاری در پیش است؛ دوره‌ای که در آن سیگنال‌های بانک مرکزی نه‌تنها کندتر خوانده می‌شوند، بلکه کمتر قابل اتکا هستند.

به این ترتیب، نشست اخیر نه‌تنها یک تصمیم پولی، بلکه آغاز مرحله‌ای جدید در حکمرانی اقتصادی آمریکا است؛ مرحله‌ای که کیفیت آن تعیین خواهد کرد آیا بزرگ‌ترین بانک مرکزی جهان می‌تواند اعتبار دهه‌های گذشته خود را حفظ کند یا به سمت دوره‌ای از ناپایداری پیش می‌رود که پیامدهای آن فراتر از مرزهای ایالات متحده خواهد بود.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.