به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار نیکل در واپسین هفتههای سال ۲۰۲۵ همچنان زیر سایه سنگین مازاد عرضه و ضعف تقاضای صنعتی حرکت میکند؛ شرایطی که اجازه شکلگیری یک روند صعودی پایدار را از قیمتها گرفته است. قیمت سهماهه نیکل در بورس فلزات لندن (LME) در محدوده ۱۴۵۸۷ دلار در هر تن بسته شد و نسبت به جلسه قبل افتی ملایم را تجربه کرد. هرچند در معاملات ۱۲ دسامبر شاهد یک افزایش جزئی تا حوالی ۱۴۶۲۰ دلار بودیم، اما این حرکت بیشتر بهعنوان یک نوسان کوتاهمدت تلقی میشود تا نشانهای از تغییر جهت بازار. عملکرد ماهانه و سالانه نیز این تصویر را تأیید میکند؛ جایی که نیکل طی یک ماه گذشته بیش از ۲ درصد و از ابتدای سال نزدیک به ۸ درصد افت قیمت را ثبت کرده است. میانگین ماهانه دسامبر در محدوده ۱۴۷۶۰ دلار در حال شکلگیری است؛ سطحی که بازتابی از کشمکش میان عوامل کلان حمایتی و فشار فروش ناشی از سودگیری صندوقهاست.
ساختار تکنیکال؛ نوسان در سایه روند نزولی غالب
از دیدگاه تکنیکال، رفتار قیمت نیکل در آغاز ماه دسامبر تصویری نسبتاً کلاسیک از یک بازار خسته پس از رالی کوتاهمدت را به نمایش گذاشته است. پس از جهشهای مقطعی اواخر نوامبر که عمدتاً تحتتأثیر تضعیف شاخص دلار و ایجاد تنگنای موقت در عرضه شکل گرفت، بازار خیلی زود وارد فاز اصلاحی شد؛ اصلاحی که نهتنها شتاب صعودی را مهار کرد، بلکه بخش قابلتوجهی از دستاوردهای آن رالی را نیز پس گرفت. این واکنش نشان داد که رشد قبلی بیش از آنکه ریشه در تغییرات بنیادین داشته باشد، به عوامل گذرا و کوتاهعمر متکی بوده است.
قرار گرفتن قیمت زیر میانگینهای متحرک کلیدی ۵۰ و ۲۰۰ روزه، مهر تأییدی بر همین برداشت است. این میانگینها که در تحلیل روند نقش قطبنما را ایفا میکنند، نشان میدهند که مسیر غالب بازار همچنان رو به پایین است و هنوز نشانهای از تغییر ساختار بلندمدت دیده نمیشود. تا زمانی که قیمت نتواند با قدرت بالای این میانگینها تثبیت شود، هر حرکت صعودی بیشتر بهعنوان یک پولبک یا اصلاح در دل روند نزولی تفسیر خواهد شد، نه شروع یک موج صعودی پایدار.
با این حال، تصویر تکنیکال نیکل کاملاً یکسویه و بدبینانه نیست. افت RSI به محدودههای نزدیک به ۳۵ نشان میدهد که بازار در کوتاهمدت به ناحیه بیشفروش نزدیک شده است؛ شرایطی که معمولاً زمینهساز واکنشهای نوسانی میشود. در چنین وضعیتی، بخشی از فروشندگان کوتاهمدت ممکن است اقدام به شناسایی سود کنند و همین امر فضا را برای یک bounce محدود فراهم سازد. البته این واکنش تنها زمانی میتواند معنادار باشد که حمایتهای فعلی حفظ شوند و فشار فروش تازهای وارد بازار نشود.
به بیان دقیقتر، ساختار کلی نیکل هنوز شکننده و متمایل به نزول است، اما از منظر نوسانی، بازار در موقعیتی قرار گرفته که میتواند شاهد تلاشهایی برای ترمیم بخشی از افتهای اخیر باشد. این تلاشها لزوماً به تغییر روند منجر نمیشوند، اما میتوانند دامنه نوسان را افزایش دهند و فرصتهای کوتاهمدتی برای معاملهگران فعال ایجاد کنند. در نهایت، تا زمانی که نشانههای قاطعتری از بازگشت تقاضا یا کاهش واقعی مازاد عرضه مشاهده نشود، این واکنشهای صعودی بیشتر در چارچوب اصلاحهای مقطعی باقی خواهند ماند.
نبرد حمایتها و مقاومتها؛ مرزهای تصمیم بازار
در نقشه قیمتی نیکل، محدوده ۱۵۰۰۰ تا ۱۵۵۰۰ دلار بهعنوان مهمترین مقاومت پیش روی بازار شناخته میشود؛ سطحی که هم از منظر روانی اهمیت دارد و هم در ماههای اخیر چندین بار مانع از تداوم رشد قیمت شده است. عبور پایدار از این ناحیه میتواند نشانهای اولیه از تغییر فاز بازار باشد، اما در شرایط فعلی، چنین سناریویی نیازمند محرکهای قوی در سمت تقاضاست.
در سمت مقابل، محدوده ۱۴۰۰۰ تا ۱۴۳۰۰ دلار نخستین حمایت جدی بازار محسوب میشود؛ ناحیهای که کفهای کوتاهمدت اخیر در آن شکل گرفتهاند. شکست این سطح، بهویژه در فضایی که احساس risk-off در بازارهای جهانی تشدید شود، میتواند مسیر را برای افت بیشتر تا حوالی ۱۳۸۰۰ دلار هموار کند؛ سطحی که آخرین سنگر تکنیکال پیش از ورود قیمت به محدودههای کف چندساله خواهد بود.
پیام اندیکاتورها؛ وفور عرضه هنوز حرف اول را میزند
رفتار اندیکاتورها و ساختار بازار فیزیکی، پیام روشنی درباره وضعیت نیکل مخابره میکند. اسپردهای نزدیک در وضعیت contango قرار دارند؛ نشانهای کلاسیک از وفور عرضه و نبود فشار فوری در بازار نقدی. این ساختار دقیقاً در تضاد با بازارهایی قرار میگیرد که با کمبود عرضه مواجهاند و معمولاً backwardation را تجربه میکنند. اگرچه نوسان نسبت به اوجهای ماه اکتبر کاهش یافته، اما همچنان در جلسات آسیایی – بهویژه تحت تأثیر تعاملات میان SHFE و LME – شاهد تحرکات تند قیمتی هستیم.
در مجموع، احساس غالب بازار را میتوان خنثی متمایل به نزولی توصیف کرد. برخی سناریوهای معاملاتی کوتاهمدت تنها در صورتی فعال میشوند که قیمت بتواند با قدرت بالای محدوده ۱۴۸۰۰ دلار تثبیت شود؛ امری که فعلاً نشانههای قاطعی از آن دیده نمیشود.
عرضه؛ اندونزی و چین، وزنههای سنگین بازار
در جبهه بنیادی، سمت عرضه همچنان عامل اصلی فشار بر قیمت نیکل است. تولید جهانی در وضعیت مازاد باقی مانده و خروجی تصفیهشده بهطور معناداری از رشد تقاضا پیشی گرفته است. توسعه ظرفیتها در اندونزی و چین، عملاً اثر بسیاری از اختلالات مقطعی – از جمله مشکلات برخی معادن در استرالیا – را خنثی کرده است. موجودیهای LME در سطحی قرار دارند که میتوانند چندین هفته مصرف جهانی را پوشش دهند؛ موضوعی که هرگونه نگرانی فوری از کمبود عرضه را از بازار دور کرده است.
برآوردها حاکی از مازاد حدود ۲۰۹ هزار تنی در سال ۲۰۲۵ و حتی افزایش این رقم به بیش از ۲۶۰ هزار تن در ۲۰۲۶ است. در چنین فضایی، پایین ماندن هزینههای فرآوری نیز فشار مضاعفی بر حاشیه سود ذوبکنندگان – بهویژه خارج از چین – وارد کرده و رقابت قیمتی را تشدید کرده است.
تقاضا؛ باتریها کافی نیستند
در سمت تقاضا، تصویر همچنان ناامیدکنندهتر از انتظارات اولیه است. بخش فولاد ضدزنگ، که بزرگترین مصرفکننده نیکل محسوب میشود، تحت فشار رکود ساختوساز در چین و کندی فعالیتهای صنعتی در اروپا قرار دارد. اگرچه تقاضای مرتبط با باتری خودروهای برقی و انتقال انرژی سبز همچنان در حال رشد است، اما این رشد بهتنهایی قادر به جذب مازاد عرضه موجود نیست. رشد کلی تقاضای نیکل در سال ۲۰۲۵ حدود ۲ تا ۳ درصد برآورد میشود؛ نرخی که برای تغییر توازن بازار کافی به نظر نمیرسد.
از سوی دیگر، افزایش صادرات چین در سهماهه چهارم سال، فشار مضاعفی بر بازار جهانی وارد کرده و رقابت قیمتی را در بسیاری از مقاصد تشدید کرده است.
چشمانداز و سناریوهای پیشرو؛ صبر تا تغییر فاز
در مجموع، بازار نیکل در کوتاهمدت با فشار نزولی ناشی از مازاد عرضه و تقاضای ضعیف دستوپنجه نرم میکند؛ شرایطی که قیمتها را عمدتاً زیر محدوده ۱۵۰۰۰ دلار نگه داشته است. هرچند در صورت انتشار اخبار مثبت از سمت تقاضای EV یا کاهش غیرمنتظره عرضه، امکان یک bounce محدود تا حوالی ۱۵۰۰۰ دلار وجود دارد، اما این حرکات فعلاً بیشتر اصلاحی تلقی میشوند تا آغاز یک روند پایدار.
با این حال، در افق بلندمدت، داستان نیکل هنوز به پایان نرسیده است. نقش کلیدی این فلز در زنجیره ارزش باتریها و الکتریکیسازی اقتصاد جهانی، پتانسیل صعودی قابلتوجهی را فراتر از ۲۰۲۶ ایجاد میکند. تا آن زمان، بازار احتمالاً باید دورهای از قیمتهای پایین و فرسایشی را تحمل کند؛ دورهای که تنها با تغییر واقعی در توازن عرضه و تقاضا به پایان خواهد رسید.















نظرات کاربران