به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز قراردادهای آتی ICE Low Sulphur Gasoil – که بهعنوان معیار اصلی گازوئیل در بازار لندن و اروپا شناخته میشود و بر حسب دلار به ازای هر تن متریک قیمتگذاری میگردد – طی هفتههای اخیر تحت فشار نزولی قابل توجهی قرار گرفتهاند. در حال حاضر، قرارداد ماه نزدیک (Front Month) در بازه ۶۱۰ تا ۶۲۰ دلار در نوسان است؛ محدودهای که بهوضوح بازتابدهنده ضعف ساختاری بازار انرژی در پایان سال ۲۰۲۵ است.
تسویههای حوالی ۱۶ دسامبر نزدیک به ۶۰۸ دلار ثبت شدهاند؛ سطحی که نسبت به هفتههای قبل اندکی پایینتر است. در معاملات روزانه، قیمتها حتی تا ۶۱۷.۵ دلار نیز بالا رفتند، اما فشار فروش شدید باعث شد بازار با افت بیش از ۲ درصدی در یک روز مواجه شود. این نوسانات منفی نه یک اتفاق مقطعی، بلکه بخشی از یک روند نزولی گستردهتر در کل بازار انرژی است.
عامل اصلی این فشار، ریزش نفت برنت به زیر ۶۰ دلار در پی نگرانیهای جدی درباره مازاد عرضه جهانی است. از آنجا که گازوئیل پیوند ساختاری و قیمتی محکمی با نفت خام دارد، تضعیف برنت عملاً مانند وزنهای سنگین بر پای بازار گازوئیل عمل کرده و مسیر حرکت آن را به سمت پایین هموار ساخته است.
تحلیل تکنیکال؛ وقتی نمودارها بیتعارف حرف میزنند
از منظر تکنیکال، نمودار گازوئیل ICE تصویری شفاف و بدون ابهام ارائه میدهد: بازار در یک روند نزولی فعال قرار دارد و نشانهای جدی از تغییر فاز در کوتاهمدت دیده نمیشود.
حرکت قیمت در هفتههای اخیر کاملاً در امتداد ضعف نفت خام بوده و ساختار نمودار، کفها و سقفهای پایینتر را بهصورت منظم ثبت کرده است. معاملات روزانه اغلب با افتهایی بین ۰.۲ تا ۲.۳ درصد همراه بودهاند؛ رفتاری که نشاندهنده تداوم مومنتوم منفی و نبود تقاضای قدرتمند در بازار است.
اندیکاتورها چه میگویند؟
دادههای استخراجشده از پلتفرمهایی مانند TradingView و Barchart تقریباً همگی بر یک نکته اتفاق نظر دارند:
تمایل بازار بهشدت فروش (Strong Sell) است.
میانگینهای متحرک کوتاهمدت و میانمدت همگی بالاتر از قیمت فعلی قرار گرفتهاند و شیب آنها نزولی است. این چیدمان کلاسیک، نشانهای از تسلط فروشندگان و نبود نیروی کافی برای بازگشت قیمت محسوب میشود. اسیلاتورها نیز عمدتاً در محدودههای نزولی نوسان میکنند و هر تلاش برای اصلاح صعودی، بهسرعت با عرضه جدید خنثی میشود.
در عین حال، نوسانپذیری بازار همچنان بالا باقی مانده است. میانگین نوسان روزانه در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۷ درصد برآورد میشود؛ عددی که نشان میدهد بازار علیرغم حرکت نزولی، همچنان محل فعالیت پرحجم صندوقها و معاملهگران بزرگ است. این نوسانها عمدتاً ناشی از جابهجایی پوزیشنهای صندوقهای کالایی و واکنش سریع آنها به دادههای نفت خام و گزارشهای کلان است.
حمایتها و مقاومتها؛ مرزهای حساس بازار
در چنین ساختاری، سطوح قیمتی اهمیت دوچندانی پیدا میکنند.
در سمت پایین، نخستین حمایت مهم بازار در محدوده ۶۰۰ دلار قرار دارد؛ سطحی که در هفتههای اخیر بارها مورد آزمون قرار گرفته و نقش یک کف روانی را ایفا کرده است. شکست قاطع این ناحیه میتواند مسیر را به سمت حمایت بعدی، یعنی ۵۶۷ دلار – که کف ۵۲ هفتهای بازار محسوب میشود – باز کند. این سطح از منظر میانمدت اهمیت بالایی دارد و از دست رفتن آن میتواند بازار را وارد فاز نزولی عمیقتری کند.
در سمت مقابل، مقاومتهای کلیدی در بازه ۶۵۰ تا ۶۷۰ دلار قرار دارند؛ نواحیای که در قراردادهای اواخر ۲۰۲۵ بهعنوان سقفهای کوتاهمدت عمل کردهاند. عبور پایدار از این محدوده میتواند نخستین نشانه تغییر رفتار بازار تلقی شود، اما در شرایط فعلی، چنین سناریویی بیش از آنکه محتمل باشد، خوشبینانه به نظر میرسد.
چشمانداز کوتاهمدت؛ کفه ترازو به نفع فروشندگان
در مجموع، چشمانداز کوتاهمدت بازار گازوئیل کمسولفور ICE بهوضوح نزولی است. تا زمانی که نفت خام – بهویژه برنت – زیر فشار مازاد عرضه قرار دارد و نتواند بالای سطوح کلیدی خود تثبیت شود، محصولات پالایشی از جمله گازوئیل نیز شانسی برای بازگشت پایدار نخواهند داشت.
تنها عاملی که میتواند این معادله را در کوتاهمدت بر هم بزند، جهش ناگهانی تقاضای زمستانی یا بروز اختلال جدی در عرضه است؛ عواملی که فعلاً نشانههای قدرتمندی از آنها در بازار دیده نمیشود.
بنیانهای بازار گازوئیل؛ وقتی فاندامنتال همصدا با تکنیکال نزولی میشود
سمت عرضه؛ مازاد تولید، دشمن اصلی بازار
ریشهی اصلی فشار نزولی فعلی بر بازار گازوئیل کمسولفور را باید در سمت عرضه جهانی انرژی جستوجو کرد. بازار نفت در ماههای پایانی ۲۰۲۵ با پدیدهای روبهرو شده که بارها در سیکلهای نزولی گذشته نیز دیده شده است: عرضهای که سریعتر از تقاضا رشد کرده و تعادل بازار را بر هم زده است.
افزایش تولید کشورهای غیر اوپک، بهویژه ایالات متحده، کانادا و برخی تولیدکنندگان آمریکای لاتین، باعث شده تراز عرضه جهانی نفت خام در وضعیت اشباع قرار گیرد. در چنین شرایطی، حتی کاهشهای مقطعی تولید از سوی اوپکپلاس نیز نتوانسته اثر تعیینکنندهای بر قیمتها بگذارد. نتیجهی این وضعیت، افت نفت برنت به زیر ۶۰ دلار و انتقال مستقیم این فشار به بازار فرآوردههایی مانند گازوئیل بوده است.
در بازار گازوئیل بهطور خاص، تحویلهای دسامبر ۲۰۲۵ در زمان سررسید با کاهش محسوسی همراه شد؛ نشانهای روشن از ضعف تقاضای فیزیکی. این مسئله حاکی از آن است که پالایشگاهها و مصرفکنندگان نهایی، تمایل کمتری به انبارسازی در قیمتهای فعلی دارند و ترجیح میدهند با احتیاط بیشتری عمل کنند.
همزمان، حاشیه سود پالایش (Refining Margins) برای میانتقطیرها – بهویژه دیزل و گازوئیل – تحت فشار قرار گرفته است. عرضهی فراوان، رقابت میان پالایشگاهها را تشدید کرده و باعث شده حاشیه سود به سطوح پایینتری نسبت به سالهای قبل برسد. وقتی پالایشگاهها سود کمتری میبرند، انگیزهای برای کاهش تولید وجود ندارد و این چرخه، مازاد عرضه را بازتولید میکند.
سمت تقاضا؛ زمستانی که هنوز ناجی نشده است
در سمت تقاضا، تصویر بههیچوجه آنقدر قوی نیست که بتواند وزن عرضه را خنثی کند. بازار گازوئیل اروپا – که هسته اصلی تقاضای این محصول را تشکیل میدهد – بهطور سنتی در ماههای سرد سال از مصرف گرمایشی حمایت میشود. با این حال، زمستان ۲۰۲۵ تاکنون آنقدر سرد نبوده که جهش معناداری در مصرف ایجاد کند.
افزون بر این، نشانههای کندی رشد اقتصادی در اروپا همچنان پابرجاست. صنایع حملونقل، لجستیک و تولیدی که مصرفکنندگان اصلی گازوئیل هستند، با احتیاط بیشتری فعالیت میکنند. این مسئله باعث شده حتی تقاضای فصلی نیز نتواند بازار را از زیر سایه نزولی خارج کند.
در مقیاس جهانی، هرچند رشد تقاضا برای میانتقطیرها (گازوئیل و سوخت جت) نسبت به برخی فرآوردههای دیگر وضعیت بهتری دارد، اما این رشد برای ایجاد یک روند صعودی پایدار کافی نیست. در مقابل، سوختهای جایگزین مانند گاز طبیعی و انرژی خورشیدی سهم بیشتری از سبد مصرف انرژی را به خود اختصاص دادهاند و فشار ساختاری بر بازار سوختهای فسیلی سنتی را افزایش دادهاند.
پیوند با نفت خام؛ بند ناف بازار گازوئیل
هیچ تحلیلی از بازار گازوئیل بدون بررسی پیوند آن با نفت خام کامل نیست. در حال حاضر، برنت زیر ۶۰ دلار بهعنوان یک سقف روانی و ساختاری عمل میکند. تا زمانی که نفت نتواند از این محدوده عبور کند و بالای آن تثبیت شود، هر حرکت صعودی در بازار گازوئیل بیشتر بهعنوان اصلاح کوتاهمدت تلقی خواهد شد.
پیشبینیها برای سال ۲۰۲۵ بهطور میانگین قیمت نفت را حوالی ۶۶ دلار نشان میدهند، اما برای ۲۰۲۶ این عدد به نزدیکی ۵۸ دلار کاهش مییابد. این چشمانداز بلندمدت، انتظارات صعودی را در بازارهای فرآوردهای بهشدت محدود کرده و باعث شده معاملهگران با دید محافظهکارانهتری وارد بازار شوند.
موقعیتگیری صندوقها و سرمایهگذاران؛ نوسان بالا، جهت پایین
یکی از ویژگیهای مهم بازار گازوئیل در سال ۲۰۲۵، حضور پررنگ صندوقهای سرمایهگذاری کالایی بوده است. ثبت رکوردهایی در میزان قراردادهای باز (Open Interest) در مقاطعی از سال، نشان میدهد این بازار بهشدت تحت تأثیر جابهجایی سرمایههای بزرگ قرار دارد.
اما در هفتههای اخیر، جریان غالب سرمایه به سمت کاهش ریسک و فروش متمایل شده است. همین مسئله توضیح میدهد که چرا با وجود نوسان بالا، جهت کلی بازار همچنان نزولی باقی مانده است. این رفتار معمولاً زمانی دیده میشود که بازیگران بزرگ انتظار دارند قیمتها در افق میانمدت پایینتر تثبیت شوند.
سناریوهای پیشرو؛ بازار به کدام سمت میرود؟
با کنار هم قرار دادن دادههای تکنیکال و بنیادی، میتوان چند سناریوی اصلی برای بازار گازوئیل ترسیم کرد:
در سناریوی غالب و محتملتر، ادامه فشار نزولی را شاهد خواهیم بود. در این حالت، شکست حمایت ۶۰۰ دلار میتواند قیمت را به سمت ۵۶۷ دلار هدایت کند. این سناریو زمانی تقویت میشود که نفت خام همچنان زیر فشار باقی بماند و خبری از جهش تقاضای زمستانی نباشد.
سناریوی دوم، یک تثبیت فرسایشی در بازه ۶۰۰ تا ۶۵۰ دلار است؛ حالتی که بازار وارد فاز نوسانی میشود، اما جهت مشخصی به خود نمیگیرد. این وضعیت میتواند تا زمانی ادامه یابد که یکی از محرکهای بزرگ – چه در سمت عرضه و چه در سمت تقاضا – ظاهر شود.
سناریوی سوم که فعلاً احتمال کمتری دارد، بازگشت صعودی بازار است. تحقق این سناریو نیازمند ترکیبی از عوامل است: اختلال جدی در عرضه، سرمای شدید زمستانی یا جهش ناگهانی نفت خام بالای ۶۵ دلار. تنها در این صورت است که عبور از مقاومتهای ۶۵۰–۶۷۰ دلار معنا پیدا میکند.
جمعبندی نهایی؛ بازاری زیر سایه مازاد عرضه
در نهایت، بازار ICE Low Sulphur Gasoil در مقطع فعلی درگیر همزمان ضعف تکنیکال و فشار بنیادی است. مازاد عرضه جهانی، تقاضای نهچندان قدرتمند، افت نفت خام و چشمانداز محتاطانه اقتصاد کلان، همگی در یک راستا عمل کردهاند تا کفه ترازو به نفع فروشندگان سنگینی کند.
هرچند در افق بلندمدت، گذار تدریجی به سوختهای پاکتر همچنان نقش گازوئیل کمسولفور را بهعنوان یک معیار مهم حفظ خواهد کرد، اما چشمانداز کوتاهمدت و میانمدت بازار همچنان نزولی و پرریسک است. در چنین فضایی، مدیریت ریسک، توجه دقیق به سطوح کلیدی و رصد مداوم بازار نفت خام، برای هر فعال این بازار ضروریتر از همیشه است.















نظرات کاربران