به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بعدازظهر یکی از روزهای آوریل در سالن حراجی بونهامز در نیویورک جمعیتی غیرمعمول گرد هم آمدهاند؛ از دلالان باسابقه بازار هنر و سرمایهگذاران مرفه گرفته تا طرفدارانی با کولهپشتیهای رنگارنگ و تیشرتهای هاوایی. چیزی که این جمع ناهمگون را کنار هم نشانده، چهار نقاشی از باب راس است؛ همان معلم نقاشی تلویزیونی که با برنامه «لذت نقاشی» و جمله معروفش درباره «درختهای کوچک شاد» برای میلیونها نفر در سرتاسر جهان تبدیل به چهرهای آشنا شد.
حراج از حدود ۳۰ هزار دلار آغاز میشود، اما تجربه فروشهای قبلی نشان میدهد قیمت آثار راس میتواند به صدها هزار دلار برسد و حتی از مرز یک میلیون دلار عبور کند. این در حالی است که راس در زمان حیاتش تقریباً هیچگاه نقاشیهایش را برای فروش عرضه نمیکرد و بسیاری از آنها سالها در آرشیو شرکت او باقی ماندهاند.
همین تناقض، حالا به سؤال اصلی این حراج تبدیل شده است: چگونه نقاشیهای یک معلم ساده تلویزیونی که زمانی با قیمت چندصد دلار فروخته میشدند، امروز به آثاری تبدیل شدهاند که در حراجیهای بزرگ هنر با قیمتهای چندصدهزار دلاری معامله میشوند؟
کمیابی حسابشده؛ بازاری که عمداً محدود نگه داشته شد
برای فهمیدن اینکه چرا نقاشیهای باب راس ناگهان چنین قیمتی پیدا کردهاند، باید به ساختار عرضه این آثار نگاه کرد. راس در طول یازده سال پخش برنامه «لذت نقاشی» بیش از ۱۱۰۰ تابلو کشید؛ نقاشیهایی که تقریباً همه آنها در همان استودیو و مقابل دوربین شکل گرفتند. اما برخلاف بسیاری از نقاشان، او علاقهای به فروش آثارش نداشت و بیشتر آنها را برای اهداف آموزشی یا آرشیوی کنار گذاشت.
پس از مرگ او در سال ۱۹۹۵، کنترل این مجموعه بزرگ در اختیار شرکت Bob Ross Inc. قرار گرفت؛ شرکتی که امروز نهتنها حقوق تجاری نام راس، بلکه بخش قابل توجهی از نقاشیهای او را نیز در اختیار دارد. این شرکت عملاً تصمیم گرفته عرضه این آثار را به شدت محدود نگه دارد. به گفته مدیران آن، در سالهای آینده تنها تعداد محدودی از نقاشیها در حد چند ده اثر وارد بازار حراج خواهند شد.
این تصمیم یک پیامد اقتصادی روشن دارد، بازاری با عرضه بسیار محدود و تقاضای گسترده. میلیونها نفر در آمریکا و خارج از آن با برنامه تلویزیونی راس بزرگ شدهاند و تصویر او به بخشی از فرهنگ عامه تبدیل شده است. حالا وقتی تنها تعداد انگشتشماری از آثار واقعی او وارد بازار میشود، رقابت میان خریداران میتواند قیمتها را به سرعت بالا ببرد؛ حتی اگر این آثار از نظر تاریخی در مرکز توجه بازار سنتی هنر نباشند.
ارزش هنری یا ارزش فرهنگی؛ وقتی اینترنت وارد بازار هنر میشود
اما بررسی نتایج حراجها یک نکته جالب دیگر را هم نشان میدهد. در بسیاری از موارد، گرانترین نقاشیهای باب راس لزوماً پیچیدهترین یا از نظر هنری قویترین آثار او نیستند. برعکس، تابلوهایی که بیشترین شباهت را به تصویر آشنای برنامه تلویزیونی او دارند، همان کوههای بنفش، کلبههای چوبی و «درختان کوچک شاد» معمولاً توجه بیشتری از سوی خریداران جلب میکنند.
این الگو نشان میدهد که خریداران تنها به دنبال یک اثر نقاشی نیستند؛ آنها در واقع بخشی از یک خاطره جمعی و فرهنگ عامه را میخرند. باب راس در دهههای اخیر به یک پدیده اینترنتی تبدیل شده است؛ از ویدیوهای یوتیوب گرفته تا میمها، کالاهای تجاری و بازپخشهای آنلاین برنامه او. همین حضور گسترده در فضای دیجیتال باعث شده تصویر او بیش از یک نقاش، به یک نماد فرهنگی تبدیل شود.
در چنین فضایی، منطق قیمتگذاری هم تغییر میکند. همانطور که بازار هنر در سالهای اخیر نمونههایی مانند فروش یک موز چسبیده به دیوار با قیمتهای میلیون دلاری را دیده است، ارزش یک اثر دیگر فقط به تکنیک یا جایگاه تاریخی آن وابسته نیست. گاهی آنچه قیمت را تعیین میکند، میزان شناختهشدن، روایت فرهنگی و قابلیت بازتولید در فضای اینترنت است؛ عواملی که آثار باب راس به شکل کمسابقهای از آنها برخوردارند.
وقتی نوستالژی به دارایی تبدیل میشود
در نهایت، حراج نقاشیهای باب راس بیش از آنکه درباره یک نقاش خاص باشد، تصویری روشن از تغییر منطق بازار هنر در عصر فرهنگ عامه ارائه میدهد. در گذشته ارزش آثار هنری عمدتاً بر اساس جایگاه تاریخی هنرمند، نوآوری تکنیکی یا نقش او در تحول یک سبک هنری تعیین میشد. اما امروز یک عامل دیگر با قدرت وارد معادله شده است: دامنه نفوذ فرهنگی.
باب راس شاید در روایت رسمی تاریخ هنر جایگاهی در کنار استادان بزرگ نداشته باشد، اما نفوذ او در حافظه عمومی بسیار گسترده است. میلیونها نفر هنوز صدای آرام او را هنگام نقاشی به یاد دارند و میتوانند دقیقاً همان لحظهای را که یک کوه یا درخت روی بوم شکل میگیرد، در ذهن خود بازسازی کنند. این پیوند عاطفی، چیزی است که بسیاری از آثار کلاسیک فاقد آن هستند.
به همین دلیل است که امروز تابلوهای سادهای که روزی بخشی از یک برنامه آموزشی تلویزیونی بودند، به داراییهایی تبدیل شدهاند که در حراجیهای بزرگ دست به دست میشوند. بازاری که زمانی صرفاً به مهارت و تاریخ هنر توجه داشت، حالا بیش از هر زمان دیگری به قدرت روایت، نوستالژی و فرهنگ رسانهای واکنش نشان میدهد؛ جایی که حتی «درختان کوچک شاد» باب راس هم میتوانند قیمتهای بزرگ خلق کنند.















نظرات کاربران