به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز تنها چند ماه فاصله کافی بود تا جایگاه تهدیدهای تعرفهای دونالد ترامپ در جهان تغییر کند. ژانویه گذشته، زمانی که او متحدان ناتوی آمریکا را بهدلیل اختلاف بر سر گرینلند تهدید به اعمال تعرفه کرد، لندن نگران شد، اتحادیه اروپا نشست اضطراری برگزار کرد و در دانمارک هزاران نفر به خیابان آمدند. اما حالا، تهدید تازه ترامپ برای اعمال تعرفه ۵۰ درصدی علیه کشورهایی که به ایران سلاح میفروشند، تقریباً بدون واکنش جدی بینالمللی عبور کرده است؛ تغییری که بیش از هر چیز، ریشه در یک تصمیم قضایی در واشنگتن دارد.
رأی دیوان عالی آمریکا علیه بخشی از تعرفههای موسوم به «روز آزادی»، عملاً مهمترین مزیت ترامپ در جنگ تجاری را هدف گرفت؛ توانایی اعمال سریع، ناگهانی و گسترده تعرفهها بدون عبور از فرآیندهای پیچیده سیاسی و حقوقی. برای رئیسجمهوری که سالها تعرفه را نه فقط ابزار اقتصادی، بلکه اهرم فشار سیاسی و دیپلماتیک میدانست، این حکم چیزی فراتر از یک شکست حقوقی است. اکنون این پرسش مطرح شده که آیا ترامپ، بدون امکان تهدیدهای فوری و برقآسا، هنوز میتواند همان نفوذ سابق را بر شرکای تجاری و رقبای آمریکا حفظ کند؟
ماشهای که هم کند شده، هم پرهزینه
اما محدود شدن ابزار تعرفهای ترامپ فقط نتیجه یک رأی حقوقی نیست؛ این بار، سیاست داخلی و واقعیت اقتصادی هم در حال بستن دست او هستند. در کنگره، حتی بخشی از جمهوریخواهان نیز دیگر با همان اشتیاق سابق از تعرفههای فراگیر دفاع نمیکنند، چون تجربه سالهای اخیر نشان داده این سیاست بیش از آنکه به بازسازی سریع تولید صنعتی منجر شود، هزینه واردات را بالا میبرد و فشار آن در نهایت به مصرفکننده آمریکایی منتقل میشود. برای رئیسجمهوری که همزمان باید اکثریت سیاسی خود را حفظ کند، این تغییر فضا به این معناست که هر تعرفه تازه، دیگر فقط یک تصمیم تجاری نیست؛ یک ریسک سیاسی هم هست.
فشار از سمت رأیدهندگان نیز کمتر از فشار کنگره نیست. در شرایطی که تورم هنوز به یکی از حساسترین دغدغههای خانوارهای آمریکایی تبدیل شده و انتخابات میاندورهای هم در افق دیده میشود، افزایش قیمت کالاهای وارداتی میتواند به سرعت به یک هزینه انتخاباتی برای کاخ سفید تبدیل شود. از سوی دیگر، دادههای اقتصادی نیز هنوز آن روایتی را که ترامپ از موفقیت جنگ تعرفهای خود میسازد، تأیید نمیکنند؛ کسری تجاری آمریکا همچنان بالاست و جهش معناداری در تولید صنعتی دیده نمیشود. به این ترتیب، اگر رأی دیوان عالی ماشه تعرفهای ترامپ را کند کرده، نارضایتی سیاسی و اقتصادی در داخل آمریکا هزینه فشردن همین ماشه کند را هم بالاتر برده است.
ترامپ؛ از قدرت مطلق تا قدرت مشروط
با وجود تمام این محدودیتها، ترامپ همچنان ابزارهایی در اختیار دارد. او میتواند از مسیر تحقیقات بخش ۳۰۱، پروندههای امنیت ملی یا محدودیتهای فناوری برای اعمال فشار بر رقبا استفاده کند؛ ابزارهایی که نیازمند فرایندهای طولانیتر، مشورتهای بینسازمانی و توجیههای حقوقی دقیقتری هستند. اما همین الزامات جدید، معنای مهمی دارند؛ دوران تصمیمهای «لحظهای» و تعرفههای «فوری» به پایان رسیده و رئیسجمهوری آمریکا برای هر اقدام تازه باید مسیر پیچیدهتری را طی کند.
در عمل، این تغییر یعنی گذار از یک قدرت کاملاً شخصیسازیشده به یک قدرت مشروط؛ مشروط به همراهی نهادهای داخلی، ارزیابیهای اقتصادی و سازوکارهای حقوقی. ترامپ هنوز «مرد تعرفه» است، اما دیگر نمیتواند با همان سرعت و گسترهای که زمانی بازارها را غافلگیر میکرد، عمل کند. آنچه باقی مانده، قدرتی است که باید توضیح داده شود، توجیه شود و در چارچوبهای نهادی قرار بگیرد. این تفاوتی کوچک در ظاهر، اما تعیینکننده در عمل است؛ تغییری که نشان میدهد رئیسجمهوری آمریکا همچنان ابزار فشار دارد، اما دیگر «ابرقدرت تعرفهای» سابق نیست.
جمعبندی تحلیلی؛ افول یک مزیت، نه حذف یک ابزار
آنچه در ماههای اخیر تغییر کرده، حذف کامل تعرفه از جعبهابزار ترامپ نیست؛ بلکه از بین رفتن مهمترین مزیت این ابزار برای اوست، قابلیت شوکآفرینی فوری. ترامپ در سالهای گذشته از تعرفه فقط برای تنظیم تجارت استفاده نمیکرد؛ او آن را به زبان اصلی قدرتنمایی خود تبدیل کرده بود، زبانی که با تهدید ناگهانی، بازارها را میترساند، طرفهای مقابل را به عقبنشینی وادار میکرد و در داخل آمریکا نیز تصویری از یک رئیسجمهور قاطع میساخت. حالا همان زبان هنوز وجود دارد، اما اثر آن کمتر شده، چون جهان فهمیده است که میان تهدید ترامپ و اجرای واقعی آن، فاصلهای حقوقی، سیاسی و اقتصادی قرار گرفته است.
به همین دلیل، مسأله اصلی دیگر این نیست که آیا ترامپ باز هم تعرفه وضع خواهد کرد یا نه؛ بلکه این است که آیا هنوز میتواند از تعرفه همان کارکرد سابق را بگیرد. پاسخ فعلاً منفی به نظر میرسد. او هنوز میتواند فشار بیاورد، اما نه با آن سرعت، نه با آن دامنه و نه با آن اختیار فردی که زمانی تهدیدهایش را به یک سلاح مؤثر تبدیل میکرد. اگر در ژانویه، نام ترامپ برای شرکای تجاری آمریکا مترادف با یک شوک ناگهانی بود، امروز بیشتر یادآور رئیسجمهوریای است که برای استفاده از همان سلاح قدیمی، باید از موانع بیشتری عبور کند. این همان نقطهای است که کاهش قدرت تعرفهای ترامپ، به معنای کاهش دامنه قدرت سیاسی او نیز تعبیر میشود.















نظرات کاربران