به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازگشایی بورس پس از بیش از ۸۰ روز توقف، صرفاً آغاز دوباره معاملات نبود؛ بلکه نخستین آزمون جدی برای سنجش میزان اعتماد باقیمانده در بازار سرمایه ایران محسوب میشد. بازاری که در طول هفتههای جنگ، زیر سایه نااطمینانی سیاسی، جهش نرخ ارز و التهاب بازارهای موازی قرار داشت، حالا باید نشان میداد آیا هنوز توان جذب سرمایه و حفظ تعادل روانی را دارد یا نه.
بسیاری از تحلیلگران پیش از بازگشایی، از سناریوی سقوط سنگین شاخصها و شکلگیری صفهای فروش گسترده سخن میگفتند. منطق این پیشبینی نیز روشن بود؛ توقف طولانی معاملات در کنار شوکهای امنیتی و اقتصادی، معمولاً به انباشت ترس و فشار فروش منجر میشود. اما آنچه در نخستین روز معاملات رخ داد، فاصله محسوسی با این تصویر بدبینانه داشت. بازار اگرچه با فشار عرضه آغاز شد، اما بهتدریج به تعادل رسید و حتی بخشی از نمادها وارد محدوده مثبت و صف خرید شدند.
این رفتار، بیش از آنکه نشانه خوشبینی مطلق معاملهگران باشد، بیانگر تغییر نوع نگاه فعالان بازار به «ریسک» و «ارزش دارایی» بود. در واقع، بازار سهام این بار نه با منطق هیجان، بلکه با محاسبه تورم، نرخ ارز و ارزش جایگزینی شرکتها واکنش نشان داد.
دلارِ بالاتر، بورسِ ارزانتر
مهمترین متغیری که مانع از شکلگیری موج سنگین فروش شد، رشد انتظارات تورمی و جهش نرخ ارز در دوره تعطیلی بازار بود. بورس زمانی متوقف شد که دلار در سطوح پایینتری قرار داشت و بسیاری از سهام هنوز با آن نرخها ارزشگذاری میشدند. اما طی این دو ماه، فضای اقتصاد کلان به شکل محسوسی تغییر کرد و فعالان بازار دریافتند که قیمت بسیاری از داراییها هنوز خود را با شرایط جدید هماهنگ نکردهاند.
همین مسئله باعث شد بخش مهمی از سرمایهگذاران به این نتیجه برسند که فروش سهام در قیمتهای فعلی، به معنای واگذاری دارایی زیر ارزش ذاتی است. به بیان دیگر، رشد دلار نهتنها تهدیدی برای بورس نبود، بلکه به عاملی برای توقف ریزش بازار تبدیل شد؛ زیرا معاملهگران تصور میکردند بازار سهام هنوز از تورم عقب مانده است.
این نگاه زمانی جدیتر شد که ارزش دلاری بورس تهران به زیر ۷۰ میلیارد دلار سقوط کرد؛ سطحی که پایینترین محدوده هفت سال اخیر محسوب میشود. بازاری که در اوج سال ۱۳۹۹ ارزشی نزدیک به ۴۵۰ میلیارد دلار داشت، حالا به محدودهای رسیده که بسیاری از تحلیلگران آن را نشانه «فاصله شدید قیمت تابلو با ارزش واقعی داراییها» میدانند.
آرامش بازار یا تعویق ترس؟
اگرچه نخستین روز بازگشایی با تعادل نسبی همراه بود، اما این آرامش را نمیتوان بهمعنای پایان بحران تفسیر کرد. بخشی از رفتار محتاطانه معاملهگران، ناشی از انتظار برای روشنتر شدن وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور است. بازار فعلاً در وضعیتی قرار گرفته که نه توان ورود کامل به فاز صعودی را دارد و نه تمایل جدی به تسلیم در برابر فشار فروش.
در همین فضا، نقش حمایتهای سیاستگذار نیز قابل توجه بود. بازگشایی تدریجی نمادها، حضور صندوقهای حمایتی، بیمه سهام و ارائه تسهیلات به سهامداران خرد، همگی ابزارهایی بودند که برای کنترل هیجان بازار طراحی شدند. این اقدامات اگرچه در کوتاهمدت توانستند از شدت عرضهها بکاهند، اما هنوز مشخص نیست آیا میتوانند اعتماد ازدسترفته چند سال اخیر را نیز احیا کنند یا خیر.
واقعیت این است که بورس ایران در سالهای گذشته بیش از آنکه قربانی ضعف سودآوری شرکتها باشد، تحت فشار بیثباتی سیاستگذاری، قیمتگذاری دستوری، تغییرات ناگهانی قوانین و ریسکهای سیستماتیک فرسوده شده است. بنابراین حتی اگر بازار در کوتاهمدت واکنش مثبتی نشان دهد، تداوم رونق بدون اصلاحات عمیق اقتصادی دشوار خواهد بود.
بازاری میان دو سناریو
بازار سرمایه اکنون میان دو مسیر متفاوت قرار گرفته است؛ مسیری که هر کدام میتواند آینده بورس را به شکلی کاملاً متفاوت رقم بزند. سناریوی نخست، تشدید تنشهای سیاسی و ادامه نااطمینانی اقتصادی است؛ شرایطی که در آن سرمایهها به سمت داراییهای امنتر مانند طلا، ارز و صندوقهای درآمد ثابت حرکت میکنند و بورس بار دیگر وارد فاز رکودی میشود.
اما در سناریوی دوم، اگر سطح تنشهای سیاسی کاهش یابد و سیاستگذار بتواند ثبات بیشتری به متغیرهای کلان اقتصادی بازگرداند، بورس این ظرفیت را دارد که به یکی از مهمترین مقاصد نقدینگی تبدیل شود. بهویژه آنکه بسیاری از سهام از منظر بنیادی و ارزش دلاری، در پایینترین سطوح تاریخی خود قرار دارند.
در این میان، گروههایی مانند بانکی، سیمانی، دارویی و بخشی از صنایع دلاری، بیشتر از سایر بخشها مورد توجه معاملهگران قرار گرفتهاند؛ زیرا بازار تصور میکند این صنایع در برابر تورم و نوسانات ارزی، آسیبپذیری کمتری دارند.
ارزندگی؛ فرصت تاریخی یا تله تورمی؟
یکی از مهمترین پرسشهایی که اکنون در برابر فعالان بازار قرار دارد، این است که آیا ارزندگی فعلی بورس به معنای یک فرصت تاریخی خرید است یا صرفاً بازتابی از فرسایش اقتصاد ایران؟ بسیاری از تحلیلگران معتقدند بخش قابل توجهی از شرکتهای بورسی اکنون حتی پایینتر از ارزش جایگزینی معامله میشوند؛ یعنی ساخت دوباره همین کارخانهها و زیرساختها، هزینهای بهمراتب بالاتر از ارزش فعلی بازار آنها خواهد داشت.
اما در مقابل، گروهی دیگر هشدار میدهند که رشد احتمالی بورس لزوماً به معنای افزایش واقعی ثروت نیست. در اقتصادی که تورم مزمن و کاهش ارزش پول ملی جریان دارد، بخشی از رشد شاخصها صرفاً انعکاس تورم خواهد بود؛ نه رشد حقیقی اقتصاد.
به همین دلیل، آینده بورس بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات کلان اقتصادی وابسته شده است. کاهش نااطمینانی، حذف قیمتگذاری دستوری و بازگشت شفافیت به سیاستگذاری، عواملی هستند که میتوانند بازار سرمایه را از یک «بازار جامانده از تورم» به یک «بازار مولد سرمایه» تبدیل کنند. در غیر این صورت، حتی ارزانترین بازارها نیز ممکن است برای مدت طولانی در رکود باقی بمانند.















نظرات کاربران