به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز در روزهایی که فضای رسانهای و سیاسی مملو از اخبار مربوط به مذاکرات و احتمال دستیابی به توافق است، مهمترین اشتباه برای فعالان اقتصادی این است که اثر روانی توافق را با اثر واقعی آن بر اقتصاد یکسان فرض کنند. بازارها معمولا پیش از آنکه به نتایج عملی واکنش نشان دهند، به انتظارات واکنش نشان میدهند. به همین دلیل حتی یک خبر مثبت، یک اظهار نظر امیدوارکننده یا یک سیگنال سیاسی میتواند موجی از خوشبینی را به بازار تزریق کند و قیمتها را تحت فشار قرار دهد.
اگر خوشبینانهترین سناریوی ممکن را در نظر بگیریم و مذاکرات به یک توافق فراگیر منجر شود، طبیعی است که بخشی از حباب انتظارات منفی موجود در بازار تخلیه شود. در چنین شرایطی کاهش محسوس نرخ ارز نهتنها دور از انتظار نیست، بلکه میتواند بسیار سریع و هیجانی اتفاق بیفتد. اما نکته مهم اینجاست که بازار همیشه سریعتر از اقتصاد حرکت میکند. قیمتها ممکن است ظرف چند روز یا چند هفته واکنش نشان دهند، اما تغییر بنیادهای اقتصادی ماهها و حتی سالها زمان نیاز دارد.
آزادسازی منابع ارزی؛ برگ برنده یا فرصت محدود؟
یکی از مهمترین محورهای بحث در هر سناریوی توافق، موضوع آزادسازی منابع ارزی بلوکهشده ایران است. بسیاری تصور میکنند ورود این منابع میتواند معادلات بازار ارز را بهطور کامل تغییر دهد و نرخ دلار را برای مدت طولانی در سطوح پایین نگه دارد. اما واقعیت اقتصادی پیچیدهتر از این تصور ساده است.
آزادسازی منابع ارزی بدون تردید قدرت مداخله بازارساز را افزایش میدهد. دولت میتواند در مقاطع حساس با عرضه بیشتر ارز، نوسانات را کنترل کند و حتی برای مدتی روند نزولی در بازار ایجاد کند. اما سوال اصلی این نیست که آیا دلار میتواند کاهش پیدا کند یا نه؛ سوال اصلی این است که آیا این کاهش میتواند پایدار باشد؟
تجربه سالهای گذشته نشان داده هر زمان که درآمدهای ارزی یا منابع جدید وارد کشور شدهاند، اثر اولیه آنها بر بازار چشمگیر بوده اما در ادامه اقتصاد دوباره به سمت واقعیتهای خود بازگشته است. تا زمانی که مشکلات ساختاری اقتصاد حل نشوند، حتی میلیاردها دلار منابع آزادشده نیز نمیتوانند مسیر بلندمدت بازار ارز را تغییر دهند. این منابع میتوانند زمان بخرند، اما نمیتوانند جایگزین اصلاحات اقتصادی شوند.
چرا اقتصاد هنوز از تورم فاصله نگرفته است؟
حتی اگر بهترین سناریوی سیاسی محقق شود، اقتصاد ایران همچنان با مجموعهای از چالشهای بزرگ روبهرو خواهد بود. کسری بودجه دولت، رشد مداوم نقدینگی، فشار هزینههای عمومی، ناترازیهای بانکی، هزینههای بازسازی و کاهش سرمایهگذاری از جمله مسائلی هستند که با امضای یک توافق از بین نمیروند.
اقتصاد ایران در سالهای اخیر برای بقا هزینه سنگینی پرداخت کرده است. اکنون نیز حتی در صورت کاهش تنشهای سیاسی، دولت همچنان با تعهدات مالی گستردهای مواجه خواهد بود که تامین آنها بدون خلق نقدینگی یا افزایش بدهی بسیار دشوار است. نتیجه طبیعی چنین شرایطی، تداوم فشارهای تورمی خواهد بود.
به همین دلیل تصور اینکه نرخ ارز بتواند برای مدت طولانی در سطوحی بسیار پایینتر از وضعیت فعلی تثبیت شود، با واقعیتهای اقتصادی همخوانی ندارد. برای آنکه دلار در پایان سال پایینتر از سطوح فعلی قرار بگیرد، اقتصاد نیازمند تورم بسیار پایین یا حتی تورم منفی است؛ سناریویی که در ساختار فعلی اقتصاد ایران عملا قابل تصور نیست.
هیجان میتواند دلار را پایین ببرد؛ اما نه برای همیشه
در بازارهای مالی همیشه فاصلهای میان هیجان و واقعیت وجود دارد. در دورههای خوشبینی سیاسی، این فاصله گاهی بسیار بزرگ میشود. اگر موج اخبار مثبت با شدت بالا ادامه پیدا کند و فضای رسانهای از موفقیت مذاکرات اشباع شود، کاهشهای هیجانی در بازار ارز کاملا محتمل خواهد بود.
حتی رسیدن نرخ دلار به محدودههای ۱۴۰ تا ۱۵۰ هزار تومان نیز در یک فضای سرشار از خوشبینی غیرممکن نیست. اما چنین کاهشهایی بیش از آنکه محصول بهبود بنیادهای اقتصادی باشند، حاصل تغییر انتظارات و هیجانات معاملهگران خواهند بود.
بازار معمولا پس از پایان هیجان، دوباره به سمت واقعیتهای اقتصادی بازمیگردد. زمانی که اثر اخبار کمرنگ شود، معاملهگران بار دیگر به متغیرهایی مانند تورم، رشد نقدینگی، وضعیت بودجه و چشمانداز اقتصادی توجه خواهند کرد. به همین دلیل حتی اگر کاهشهای عمیق در کوتاهمدت رخ دهد، لزوما به معنای آغاز یک روند نزولی پایدار نخواهد بود.
محدوده ۱۶۶ هزار تومان؛ جایی که بازار تصمیم میگیرد
در کنار متغیرهای سیاسی و اقتصادی، نمودار قیمت نیز در نقطهای حساس قرار گرفته است. محدوده ۱۶۶ هزار تومان در شرایط فعلی یکی از مهمترین سطوح تکنیکالی بازار محسوب میشود؛ محدودهای که میتواند مرز میان ادامه ریزش یا آغاز بازگشت قیمت باشد.
در صورتی که روند مذاکرات با پیشرفت ملموس همراه شود و جریان اخبار مثبت ادامه پیدا کند، شکست این محدوده میتواند مسیر حرکت دلار به سمت کانال ۱۵۰ هزار تومان را هموار کند. از منظر تکنیکال، این سناریو کاملا قابل بررسی است و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
اما نکته مهمتر رفتار معاملهگران در همین ناحیه است. بسیاری از فعالان بازار این محدوده را بهعنوان منطقهای جذاب برای ورود تلقی میکنند؛ زیرا معتقدند فاصله میان قیمتهای فعلی و واقعیتهای اقتصادی کشور بیش از آن نیست که دلار بتواند برای مدت طولانی در سطوح پایین باقی بماند. به همین دلیل در صورت رسیدن قیمت به این محدوده، احتمال افزایش تقاضا و ورود خریداران بسیار بالا خواهد بود.
در مجموع، بازار ارز در کوتاهمدت اسیر اخبار و انتظارات است، اما در بلندمدت از واقعیتهای اقتصاد فرمان میگیرد. توافق میتواند شوک مثبت ایجاد کند، منابع ارزی میتوانند سرعت کاهش را بیشتر کنند و هیجان میتواند قیمتها را به سطوحی پایینتر هدایت کند؛ اما تا زمانی که موتور تورم در اقتصاد روشن است، نمیتوان انتظار داشت که کاهش نرخ ارز به یک روند پایدار و بلندمدت تبدیل شود.















نظرات کاربران