به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار ارز روز گذشته در حالی فعالیت خود را آغاز کرد که دلار آزاد پس از ثبت نرخ ۱۷۵ هزار و ۴۴۰ تومان در معاملات روز گذشته، با گپی منفی وارد بازار شد. اسکناس آمریکایی معاملات صبحگاهی را در محدوده ۱۷۵ هزار و ۲۲۰ تومان آغاز کرد و از همان ساعات ابتدایی تحت فشار عرضه قرار گرفت.
این فشار فروش به تدریج موجب شد دلار یک کانال قیمتی عقبنشینی کند و وارد محدوده ۱۷۴ هزار تومان شود. در نهایت معاملات روز در نرخ ۱۷۴ هزار و ۴۷۰ تومان به پایان رسید تا دلار نسبت به روز قبل افتی معادل ۹۷۰ تومان را به ثبت برساند.
اگرچه در نگاه نخست این کاهش قیمت میتواند به عنوان نشانهای از تضعیف بازار تعبیر شود، اما بررسی رفتار قیمت در چارچوبی گستردهتر نشان میدهد که ساختار اصلی بازار هنوز تغییر محسوسی نکرده است. آنچه امروز در بازار مشاهده شد بیشتر به یک اصلاح کوتاهمدت شباهت داشت تا آغاز یک روند نزولی پایدار.
شوک تحریم صرافیهای رمزارزی؛ زمانی که ترس بر بازار غلبه کرد
یکی از مهمترین اتفاقات اثرگذار بر فضای معاملاتی امروز، تصمیم جدید وزارت خزانهداری آمریکا بود. این نهاد چهار صرافی رمزارزی ایرانی شامل نوبیتکس، والکس، بیتپین و رمزینکس را در فهرست تحریمهای خود قرار داد و مدعی شد این پلتفرمها در ایجاد زیرساختهای مالی برای دور زدن تحریمها نقش داشتهاند.
انتشار این خبر موجی از نگرانی را در میان فعالان بازار ارز و رمزارز ایجاد کرد. نخستین واکنش در بازار تتر مشاهده شد؛ جایی که قیمت این دارایی با فشار فروش هیجانی تا محدوده ۱۷۰ هزار تومان عقب نشست.
رفتار معاملهگران در ساعات ابتدایی انتشار خبر بیش از آنکه مبتنی بر تحلیل باشد، رنگ و بوی روانی داشت. بسیاری از فعالان بازار صرفاً به دلیل ترس از افت بیشتر قیمتها اقدام به فروش کردند؛ پدیدهای که در ادبیات مالی از آن با عنوان «فومو معکوس» یاد میشود؛ جایی که ترس از زیان احتمالی جایگزین منطق تحلیلی میشود و تصمیمات هیجانی بر معاملات حاکم میگردد.
سطح ۱۷۰ هزار تومان؛ مرزی که بازار حاضر به ترک آن نیست
بررسی رفتار دلار در هفتههای اخیر یک نکته بسیار مهم را آشکار میکند؛ بازار بارها فرصت سقوط به زیر محدوده ۱۷۰ هزار تومان را داشته اما هر بار در حفظ این سطح موفق عمل کرده است.
این موضوع صرفاً یک اتفاق تکنیکالی نیست. در واقع ۱۷۰ هزار تومان به نقطه تلاقی چندین عامل مهم تبدیل شده است. از یک سو این محدوده یک سطح روانی کلیدی برای معاملهگران محسوب میشود و از سوی دیگر با ناحیه ۵۰ درصد اصلاح فیبوناچی آخرین موج صعودی همپوشانی دارد؛ عاملی که اهمیت آن را دوچندان کرده است.
اما فراتر از نمودارها، واقعیتهای اقتصاد کلان نیز از این سطح حمایت میکنند. نرخ تورم، رشد مستمر نقدینگی، افزایش هزینههای تولید، کسری بودجه مزمن و رشد پایه پولی عواملی هستند که کاهش پایدار نرخ ارز را با محدودیتهای جدی مواجه میکنند.
به همین دلیل هر بار که بازار به این محدوده نزدیک شده، تقاضا به شکل محسوسی افزایش یافته و اجازه نداده است قیمت برای مدت طولانی در سطوح پایینتر تثبیت شود.
شباهتی که معاملهگران را امیدوار کرده است
یکی از مهمترین مباحثی که این روزها در بازار مطرح میشود، مقایسه ساختار فعلی دلار با اصلاح بزرگ قبلی است؛ اصلاحی که در نهایت به ثبت سقف تاریخی جدید منجر شد.
در آن مقطع بازار پس از یک اصلاح حدود ۱۳ درصدی، انرژی لازم برای آغاز موج صعودی بعدی را به دست آورد و در ادامه موفق شد رکوردهای قیمتی جدیدی ثبت کند. اکنون نیز درصد اصلاح فعلی شباهت قابل توجهی با آن الگو پیدا کرده است.
همین شباهت باعث شده بخشی از فعالان بازار معتقد باشند که اصلاح فعلی بخش عمده مسیر خود را طی کرده و دلار در حال نزدیک شدن به نقطهای است که میتواند بار دیگر روند صعودی خود را از سر بگیرد.
البته این سناریو به معنای حذف کامل ریسکهای کوتاهمدت نیست. همچنان این احتمال وجود دارد که بازار پیش از آغاز حرکت اصلی، یک بار دیگر تا محدوده ۱۶۵ هزار تومان عقبنشینی کند. با این حال حتی در چنین شرایطی نیز این سطح میتواند به عنوان آخرین سنگر حمایتی و سکوی آغاز موج صعودی بعدی عمل کند.
چرا اصلاح فعلی نمیتواند نسخه دوم اصلاح جنگی باشد؟
حالا با اشاره به اصلاح قبلی این پرسش را مطرح است که آیا امکان دارد بازار بار دیگر وارد یک دوره فرسایشی و طولانیمدت شود؟
پاسخ این سؤال از منظر تحلیلی چندان مثبت نیست. اصلاح قبلی در شرایطی رخ داد که کشور با فضای جنگی، محدودیتهای اینترنتی، کاهش فعالیتهای اقتصادی و افت محسوس حجم معاملات مواجه بود. در آن دوره بخش قابل توجهی از تقاضای مصرفی و سرمایهگذاری عملاً از بازار خارج شده بود و همین موضوع موجب شد روند اصلاحی برای مدت طولانی ادامه پیدا کند.
اما شرایط امروز تفاوتهای بنیادینی با آن مقطع دارد. حجم گردش نقدینگی در اقتصاد افزایش یافته، فعالیت بازارها در سطح بالاتری قرار دارد و تقاضای سرمایهگذاری همچنان در بسیاری از بازارها فعال است. بنابراین انتظار تکرار دقیق همان الگوی زمانی بیش از آنکه مبتنی بر واقعیتهای فعلی باشد، بر مبنای مقایسهای ساده با گذشته است.
نقطهای که میتواند سرنوشت بازار را تغییر دهد
در شرایط فعلی مهمترین متغیر تکنیکالی بازار، خط روند نزولی کوتاهمدت است. شکسته شدن این خط میتواند پیام بسیار مهمی برای معاملهگران داشته باشد؛ پیامی که از پایان فاز اصلاحی و آغاز موج جدید تقاضا حکایت میکند.
اگر دلار موفق شود طی دو هفته آینده در سطوح بالاتر از ۱۷۵ هزار تومان تثبیت شود، احتمال فعال شدن سناریوی صعودی به شکل محسوسی افزایش خواهد یافت. در این صورت اهداف بالاتر به تدریج در دسترس بازار قرار میگیرند و محدوده ۲۱۵ هزار تومان میتواند به عنوان یکی از مهمترین اهداف میانمدت مطرح شود.
از منظر رفتاری نیز عبور موفق از این محدوده میتواند موج جدیدی از ورود نقدینگی را به بازار جذب کند؛ عاملی که در بسیاری از روندهای صعودی گذشته نیز نقش تعیینکنندهای ایفا کرده است.
متغیر سیاسی؛ عاملی که هنوز میتواند همه معادلات را بر هم بزند
با وجود تمام شواهد تکنیکالی و اقتصادی، بازار ارز همچنان تحت تأثیر مهمترین متغیر خود یعنی سیاست قرار دارد. هرگونه تحول معنادار در پرونده مذاکرات میتواند مسیر قیمتها را به سرعت تغییر دهد.
در سناریوی خوشبینانه، اگر توافقی جامع و فراتر از انتظارات بازار حاصل شود، احتمال شکلگیری یک موج نزولی سریع در بازار ارز وجود خواهد داشت. در چنین شرایطی سطوح ۱۵۰ هزار تومان و حتی ۱۴۵ هزار تومان میتوانند در کوتاهمدت مورد آزمون قرار گیرند.
اما حتی در این سناریو نیز یک سؤال بنیادین باقی میماند؛ آیا اقتصاد ایران توانایی تثبیت دلار در سطوح بسیار پایینتر را دارد؟
واقعیت این است که تورم مزمن، رشد مداوم حجم پول، افزایش هزینههای دولت و تداوم فشارهای ساختاری بر اقتصاد عواملی نیستند که صرفاً با یک توافق سیاسی از میان بروند. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند حتی در صورت وقوع شوکهای نزولی، پایداری نرخهای بسیار پایینتر از سطوح فعلی با چالشهای جدی مواجه خواهد بود.
جمعبندی؛ بازار به لحظه تصمیم نزدیک میشود
دلار اکنون در حساسترین مقطع خود طی هفتههای اخیر قرار گرفته است. از یک سو حمایت قدرتمند ۱۷۰ هزار تومانی همچنان پابرجاست و ساختار کلی بازار نشانهای از تمایل به شکست این محدوده نشان نمیدهد. از سوی دیگر، عبور از مقاومت ۱۷۵ هزار تومانی میتواند زمینه را برای آغاز فاز جدیدی از رشد قیمتها فراهم کند.
در چنین شرایطی، بازار بیش از هر زمان دیگری به نتیجه نبرد میان متغیرهای اقتصادی و سیاسی وابسته شده است. اگر سیگنالهای مثبت سیاسی دست بالا را پیدا کنند، احتمال اصلاح عمیقتر وجود خواهد داشت؛ اما در صورت تداوم شرایط فعلی و شکست مقاومتهای پیش رو، سناریوی حرکت به سمت سقفهای تاریخی جدید همچنان یکی از محتملترین مسیرهای پیش روی دلار خواهد بود.
به همین دلیل روزهای آینده نه تنها برای معاملهگران، بلکه برای کل بازارهای مالی کشور از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ روزهایی که میتواند جهت حرکت بزرگ بعدی دلار را مشخص کند.














نظرات کاربران