به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، بازار نفت روز دوشنبه ۲۲ ژوئن ۲۰۲۶، یکی از پرنوسانترین روزهای خود را پشت سر گذاشت. در حالی که WTI با قیمت ۷۵.۹۱ دلار و برنت با ۷۹.۷۱ دلار معامله میشدند، قیمتها در ساعات ابتدایی معاملات به ترتیب به ۷۸.۶۲ دلار و ۸۲.۳۰ دلار صعود کرده بودند. این نوسان شدید، روایتهای متضادی را در دل خود جای داده است: از یک سو، خوشبینی به پیشرفت مذاکرات صلح ایران و آمریکا، و از سوی دیگر، تهدیدات نظامی تازهٔ دونالد ترامپ و ادعای بسته شدن مجدد تنگه هرمز.
طی هفتهای که گذشت، قیمت نفت تقریباً تمامی «حق بیمهٔ ژئوپلیتیک» انباشتهشده از اواخر فوریه را پس داده است. اما پرسش کلیدی این است: آیا کاهش قیمتها بازتابی از واقعیت فیزیکی بازار است، یا صرفاً واکنشی عجلولی به خوشبینی دیپلماتیک؟
ژئوپلیتیک در لبهٔ تیغ: از صلح تا تهدید در یک روز
روز یکشنبه، مذاکرات سطح بالای ایران و آمریکا در سوئیس آغاز شد. معاون رئیسجمهور آمریکا، جیدی ونس، و وزیر امور خارجهٔ ایران، عباس عراقچی، در مجموعهٔ بورگناستاک گرد هم آمدند تا نخستین دور از مذاکرات را بر اساس تفاهمنامهٔ ۶۰ روزهای که هفتهٔ پیش امضا شده بود، برگزار کنند.
اما آغاز مذاکرات با تنش همراه بود. ایران روز شنبه با استناد به حملات اسرائیل در لبنان، تنگه هرمز را دوباره بسته اعلام کرد. در همان حال، دونالد ترامپ در مصاحبه با فاکس نیوز به رهبران ایران هشدار داد که اگر تنگه را مسدود کنند، «حتی به ایران برنمیگردید». این تهدید، ابتدا موجب توقف مذاکرات از سوی هیئت ایرانی شد، اما منابع آگاه تأیید کردند که گفتوگوها ادامه یافته است.
نهایتاً روز دوشنبه، میانجیگران قطری و پاکستانی در بیانیهای مشترک اعلام کردند که مذاکرات سطح بالا به پایان رسیده و دو طرف بر سر نقشهراهی برای دستیابی به توافق نهایی طی ۶۰ روز به توافق رسیدهاند. مذاکرات فنی نیز تا پایان هفته در بورگناستاک ادامه خواهد یافت.
با این حال، تحلیلگران ING هشدار دادند که «حرکت به سمت توافقی پایدار چالشبرانگیز خواهد بود و خطر شعلهور شدن مجدد درگیریها در طول آتشبس ۶۰ روزه بسیار واقعی است». واقعیت میدانی نیز این هشدار را تأیید میکند: حملات اسرائیل در لبنان روز شنبه حداقل ۲۰ کشته بر جای گذاشت و حلوفصل درگیری در لبنان، شرط کلیدی موفقیت مذاکرات سوئیس قلمداد میشود.
بازار در دو سمتِ روایت: صعودِ ابتدایی و سقوطِ ناگهانی
واکنش بازار به این رویدادها، تمامی تضادهای لحظهای را به نمایش گذاشت. در ساعات ابتدایی معاملات روز دوشنبه، برنت تا ۲.۲٪ رشد کرد و به ۸۲.۳۰ دلار رسید. WTI نیز با جهش ۲.۶۴٪ به ۷۸.۶۲ دلار صعود کرد. محرک اصلی این رشد، تهدیدات ترامپ و ابهام در تداوم مذاکرات بود.
اما با انتشار اخبار مثبت از مذاکرات سوئیس و اعلام توافق بر سر نقشهراه، موج فروش آغاز شد. برنت تا ۷۹.۰۴ دلار سقوط کرد و WTI به ۷۵.۵۱ دلار عقبنشینی نمود. در مجموع، نفت خام طی هفتهٔ گذشته بیش از ۸٪ کاهش یافته بود، که نشاندهندهٔ قیمتگذاریِ بازار بر اساس بازگشت عرضهٔ ایران و رفع تحریمهاست.
اختلاف روایتها بر سر تنگهٔ هرمز
یکی از جذابترین تضادهای امروز، اختلاف عمیق میان روایت ایران و آمریکا بر سر وضعیت تنگهٔ هرمز است.
از یک سو، ایران اعلام کرد تنگه را به دلیل نقض آتشبس توسط آمریکا و اسرائیل بسته است. دادههای کشتیرانی نیز نشان میدهد که تعداد کشتیهای عبوری از تنگه روز یکشنبه به شدت کاهش یافته است؛ بهطوریکه تنها ۵ کشتی در روز یکشنبه از تنگه عبور کردند، در حالی که یک روز پیش از آن ۲۶ کشتی مشاهده شده بود.
از سوی دیگر، فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) تأیید کرد که روز شنبه ۵۵ کشتی تجاری از تنگه عبور کرده و بیش از ۱۷ میلیون بشکه نفت را به بازارهای جهانی حمل کردهاند. همچنین میلیونها بشکه نفت طی آخر هفته همچنان از تنگه عبور کرده است.
این اختلاف، نشاندهندهٔ شکنندگی اوضاع و عدم تطابق کامل میان اعلامیههای سیاسی و واقعیت فیزیکی در محل است.
واقعیت فیزیکیِ پشت پرده: تنگنای پالایش و انبارها
اما مهمتر از نوسانات لحظهای، ساختار بنیادین بازار است که روایتِ «بازگشتِ سریع عرضه» را به چالش میکشد.
نخست، تنگنای واقعی در زنجیرهٔ تأمین، نه در نفت خام، که در محصولات پالایشی است. بسته شدن تنگهٔ هرمز، تأثیر بسیار شدیدتری بر گازوئیل، سوخت جت و خوراکهای پتروشیمی گذاشته بود تا خود نفت خام. حاشیهٔ سود پالایشِ فرآوردههای میانی در بهار به بالاترین سطح چندساله رسید و بازارهای منطقهایِ سوخت جت، به سطوحی جهش کردند که تنها در شرایط کمبود واقعی نمایان میشود.
دوم، ظرفیت پالایش محدودیتِ اصلی است. تعطیلیِ دائمیِ واحدهای پالایشی، بیش از یک میلیون بشکه در روز از ظرفیت فرآوری را از چرخه خارج کرده است و هیچ توافق صلحی این ظرفیت را بازنمیگرداند. گریدهای سبکترِ نفت شیل آمریکا نیز در برشهای میانی (گازوئیل و سوخت جت) فقیرترند؛ بنابراین افزایش تولید نفت داخلی، کمکی به پر کردن تنگترین بخشهای بازار نمیکند.
سوم، وضعیت انبارها در آمریکا نشاندهندهٔ کمبود واقعی است. انبارهای تجاری در مرکز تحویل اصلی (کاشینگ) برای هشت هفتهٔ متوالی کاهش یافته و به حدود ۲۰ میلیون بشکه رسیده است؛ سطحی که معاملهگران آن را کف عملیاتی میدانند. گستردهترین معیارِ انبارهای آمریکا در سطحی است که آخرین بار در اواسط دههٔ ۱۹۸۰ مشاهده شده بود.
چهارم، بازگشاییِ تنگهٔ هرمز یک «کلیدِ خاموشوروشن» نیست، بلکه فرآیندی تدریجی و زمانبر است. پاکسازی مینها ماهها طول میکشد؛ جابهجایی نفتکشهای سرگردان در خلیج فارس هفتهها زمان میبرد؛ و راهاندازی مجدد میادین نفتی که در اثر خاموشی اجباری آسیب دیدهاند، حتی کندتر است.
کارشناسان مشاورِ تولیدکنندگان بزرگ هشدار دادهاند که جریان نفت ممکن است تا اواخر سال آینده به سطح پیشازجنگ نرسد. بازار پیش از آنکه بهبودی فیزیکی امکانپذیر باشد، آن را قیمتگذاری کرده است.
مسیر آینده؛ مازادِ عرضه در افق
با این حال، هیچیک از این موارد به این معنا نیست که خرسها در مسیرِ درست نیستند. زمانی که تنگه بهطور کامل باز شود و بشکههای خلیجفارس واقعاً به بازار بازگردند، ساختار بنیادین به شدت سنگین خواهد شد.
حدود ۸۰ میلیون بشکه نفت خام در حال حاضر روی نفتکشهای مستقر در خلیجفارس در انتظار عبور از تنگه هرمز هستند. تولیدکنندگان بزرگ خلیجفارس نیز آمادهٔ افزایش صادرات هستند؛ کویت اخطارهای فورس ماژور را لغو کرده و شرکت ملی نفت ابوظبی از مشتریان خواسته است بارگیری محمولهها را از سر بگیرند. ایران نیز اعلام کرده که ظرفیت بازگشت ۱.۵ میلیون بشکه در روز نفت به بازارهای بینالمللی را دارد.
در سوی تقاضا، اوضاع چندان روشن نیست. آژانس بینالمللی انرژی (IEA) پیشبینی خود از تقاضای نفت در سال ۲۰۲۶ را ۷۰۰ هزار بشکه در روز نسبت به ماه مه کاهش داده است. جهش قیمت در بهار، تقاضا را تضعیف کرده و انتظار میرود مصرف جهانی امسال کاهش یابد.
پیشبینیها حاکی از آن است که با بازگشت بشکههای خلیجفارس، عرضه از تقاضا پیشی خواهد گرفت و انبارها بهسرعت پر خواهند شد. قیمت برنت تا سهماههٔ چهارم به سمت ۷۰ دلار پایینتر و در سال ۲۰۲۷ با ریسک نزول بیشتر مواجه خواهد شد.
سطوح کلیدی تکنیکال
از منظر تکنیکال، WTI در محدودهٔ ۷۵ دلار حمایت نسبتاً محکمی دارد و در صورت تداوم فروش، سطح بعدی در حدود ۷۴ دلار قرار دارد. مقاومت اولیه در نزدیکی ۷۷ دلار و سپس میانگین متحرک نمایی ۲۰۰ روزه در محدودهٔ ۷۸ تا ۷۸.۵۰ دلار و سطح روانی ۸۰ دلار در بالای آن دیده میشود.
برنت در حال حاضر در سطح ۸۰ دلار قرار گرفته و مقاومت سنگینتر آن، میانگین متحرک ۲۰۰ روزه در حدود ۸۲.۵۰ تا ۸۳ دلار است. حمایتهای آن در محدودهٔ ۷۸ تا ۷۸.۵۰ دلار و سپس ۷۶ دلار قرار دارد.
جمعبندی: کفِ امروز، سقفِ فردا
بازار نفت امروز در برزخی میان «خوشبینیِ دیپلماتیک» و «واقعیتِ فیزیکی» گرفتار شده است. قیمتها بخش بزرگی از حق بیمهٔ ژئوپلیتیک را پس دادهاند، اما واقعیتِ میدانیِ تنگهٔ هرمز، انبارهای رو به اتمام و محدودیتِ ظرفیت پالایش، روایتِ «بازگشتِ سریع عرضه» را به چالش میکشد.
راهبردِ کوتاهمدت، مقابله با فروشِ مفرط است. فشار فیزیکیِ بازار و نزدیکشدن شاخص استوکاستیک RSI به منطقهٔ اشباع فروش، نشان میدهد که روند نزولی کشش زیادی پیدا کرده و احتمال بازگشت قیمت به سمت میانگین متحرک ۲۰۰ روزه وجود دارد.
راهبردِ بلندمدت، فروش در رالیهای صعودی است. با تکمیلِ بازگشت عرضه تا سال ۲۰۲۷، مازادِ فزاینده، قیمتها را محدود خواهد کرد و منحنی را به سمت ۷۰ دلار و پایینتر خم میکند.
پیامِ قاطعِ بازار امروز این است: «کفی در کوتاهمدت و سقفی در بلندمدت»، نه یک حرکت یکطرفه در هیچیک از دو جهت.















نظرات کاربران