به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، افزایش قیمت مواد غذایی در اقتصادهای بزرگ جهان به یکی از مهمترین نگرانیهای مصرفکنندگان تبدیل شده است. خانوارها در بسیاری از کشورها احساس میکنند با هر بار مراجعه به فروشگاه، هزینه بیشتری برای خریدهای روزمره پرداخت میکنند؛ موضوعی که فشار بر بودجه خانوارها را افزایش داده و حتی به یک مسئله سیاسی تبدیل شده است.
در نگاه نخست، فروشگاههای زنجیرهای و سوپرمارکتها به دلیل ارتباط مستقیم با مصرفکننده، نخستین متهم افزایش قیمتها به نظر میرسند. بسیاری از سیاستمداران نیز در واکنش به نارضایتی عمومی، خواستار کنترل قیمتها یا محدود کردن قدرت قیمتگذاری خردهفروشان شدهاند. اما بررسی ساختار صنعت مواد غذایی نشان میدهد که داستان پیچیدهتر از آن است که افزایش قیمتها را تنها به فروشندگان نسبت دهیم.
یکی از نکات مهم این است که حاشیه سود بسیاری از فروشگاههای مواد غذایی بسیار محدود است. در مقابل، بخشهایی مانند تولیدکنندگان مواد غذایی و شرکتهای بزرگ زنجیره تأمین، سهم بیشتری از ارزش نهایی محصول را در اختیار دارند. بنابراین افزایش هزینهها در مراحل مختلف تولید و توزیع میتواند پیش از رسیدن کالا به قفسه فروشگاهها، قیمت نهایی را بالا برده باشد.
پس از همهگیری کرونا، زنجیره جهانی تأمین مواد غذایی با مجموعهای از شوکها مواجه شد؛ از اختلال در حملونقل گرفته تا افزایش هزینه انرژی و مواد اولیه. اگرچه نرخ تورم در بسیاری از اقتصادها کاهش یافته، اما قیمت مواد غذایی همچنان در سطوح بالاتری نسبت به سالهای قبل از همهگیری باقی مانده است. کاهش سرعت افزایش قیمتها الزاماً به معنای بازگشت قیمتها به سطح گذشته نیست.
انرژی نیز یکی از عوامل کلیدی در افزایش هزینه مواد غذایی است. از سوخت مورد استفاده در کشاورزی و حملونقل گرفته تا هزینه برق کارخانههای فرآوری، هر افزایش در قیمت انرژی میتواند زنجیرهای از افزایش هزینهها را ایجاد کند و در نهایت به مصرفکننده منتقل شود.
علاوه بر این، تغییرات آبوهوایی و شرایط نامساعد جوی نیز به یکی از تهدیدهای جدید برای بازار غذا تبدیل شدهاند. خشکسالی، موجهای گرمایی و کاهش تولید برخی محصولات کشاورزی میتوانند عرضه را محدود کرده و فشار بیشتری بر قیمتها وارد کنند.
در همین حال، دولتها در برخی کشورها تلاش کردهاند با مداخله مستقیم در بازار، فشار قیمتها را کاهش دهند. پیشنهادهایی مانند تعیین سقف قیمت برای برخی کالاهای اساسی یا محدود کردن افزایش قیمت فروشگاهها مطرح شده است، اما منتقدان هشدار میدهند چنین اقداماتی ممکن است پیامدهای ناخواستهای مانند کاهش انگیزه سرمایهگذاری یا انتقال هزینهها به بخشهای دیگر بازار داشته باشد.
البته این به معنای بیتقصیر بودن کامل خردهفروشان نیست. رقابت محدود، سیاستهای تخفیفی، قدرت چانهزنی فروشگاههای بزرگ در برابر تأمینکنندگان و شیوه قیمتگذاری، همچنان موضوعاتی هستند که باید بررسی شوند. اما نسبت دادن تمام افزایش قیمت مواد غذایی به سوپرمارکتها، تصویر کاملی از واقعیت اقتصادی ارائه نمیدهد.
واقعیت این است که قیمت نهایی مواد غذایی حاصل تعامل پیچیدهای میان کشاورزان، تولیدکنندگان، شرکتهای حملونقل، انرژی، سیاستهای دولتی و خردهفروشان است. برای کاهش پایدار هزینه مواد غذایی، سیاستگذاران باید به جای تمرکز صرف بر مرحله نهایی فروش، کل زنجیره تأمین را مورد توجه قرار دهند.
نتیجهگیری
بحران گرانی مواد غذایی تنها نتیجه عملکرد سوپرمارکتها نیست، بلکه حاصل مجموعهای از فشارهای اقتصادی جهانی است که از مزرعه تا قفسه فروشگاه ادامه پیدا میکند. اگرچه کنترل رفتار بازار و افزایش شفافیت ضروری است، اما حل مشکل قیمت غذا نیازمند سیاستهایی گستردهتر در حوزه تولید، انرژی، تجارت و زنجیره تأمین خواهد بود. در نهایت، برای کاهش فشار بر مصرفکنندگان باید علتهای اصلی گرانی بررسی شود، نه فقط آخرین حلقه زنجیره فروش.















نظرات کاربران