به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، هوش مصنوعی و رایانههای کوانتومی، بیشک دو فناوری برجستهی دههی ۲۰۲۰ هستند که هر یک به تنهایی وعدهی تحولآفرینی در صنعت، علم و زندگی روزمره را میدهند. اما پرسشی که همواره ذهن پژوهشگران، سرمایهگذاران و سیاستگذاران را به خود مشغول کرده، ماهیت رابطهی این دو است: آیا آنها در مسیری موازی و رقابتی پیش میروند؟ یا مکمل یکدیگر خواهند بود؟ مقالهای که در ۲۹ ژوئیهی ۲۰۲۶ در نشریهی اکونومیست منتشر شد، با طرح مفهوم «دوستیدشمنی» (frenemies)، تصویری ظریفتر و واقعگرایانهتر از این رابطه ارائه میدهد. به باور نویسنده، هوش مصنوعی و محاسبات کوانتومی در سه سطح با هم تداخل دارند: حل مسائل مشابه، ساخت متقابل یکدیگر، و رقابت بر سر منابع کمیاب. درک این سهگانه، کلید پیشبینی آیندهی این دو حوزه است.
۱. نخستین برخورد: ماجرای آزمایشگاه ۲۰۱۳ گوگل و ناسا
داستان پیوند این دو فناوری به سال ۲۰۱۳ بازمیگردد، زمانی که گوگل به همراه سازمان فضایی آمریکا (ناسا) آزمایشگاهی برای بررسی کاربرد رایانههای کوانتومی در بهبود الگوریتمهای یادگیری ماشین تأسیس کردند. این آزمایشگاه از رایانهی کوانتومی شرکت کانادایی «دیویو» (D-Wave) استفاده میکرد که گرچه بر پایهی کیوبیتها کار میکرد، اما از نوع «بازپخت کوانتومی» (quantum annealing) بود و توانایی انجام محاسبات جهانی را نداشت.
ایدهی اولیه این بود که رایانههای کوانتومی میتوانند فرآیند آموزشی مدلهای پیچیدهی یادگیری ماشین را به طرز چشمگیری تسریع کنند. اما آلن باراتز، مدیرعامل دیویو، بعدها اعتراف کرد که این طرح «نه یک بار، بلکه دو بار از زمان خود جلوتر بود» – هم هوش مصنوعی به بلوغ امروزی نرسیده بود و هم فناوری کوانتومی در نطفهی خود باقی مانده بود.
ضربهی نهایی در سال ۲۰۱۴ فرود آمد، زمانی که مقالهای در مجلهی معتبر Nature Physics نشان داد که دستگاه دیویو در اجرای وظایف مرتبط با هوش مصنوعی عملکردی بهتر از پردازندههای گرافیکی معمولی (GPU) ندارد. این نتیجهگیری، برای سالها شور و شوق پیرامون «هوش مصنوعی کوانتومی» را فروکش کرد. اما نکتهی مهم این بود که شکست آن پروژه نه بهخاطر نادرستی مسیر، بلکه بهخاطر نارسایی زمانه بود – درسی که امروز بیش از پیش درک میشود.
۲. سه وجه همپوشانی؛ جایی که دوئل به دوستی بدل میشود
براساس بررسیها، سه سطح تداخل، چارچوبی تحلیلی برای فهم رابطهی هوش مصنوعی و کوانتوم ارائه میدهد:
۲.۱. حل مسائل مشابه
هر دو فناوری درگیر مسائلی هستند که برای رایانههای کلاسیک دشوار یا غیرممکن است: بهینهسازی ترکیبی، شبیهسازی مولکولها، تحلیل شبکههای پیچیده، و رمزگشایی. رایانههای کوانتومی با بهرهگیری از «برهمنهی» (superposition) و «درهمتنیدگی» (entanglement) میتوانند همزمان فضای عظیمی از پاسخها را کاوش کنند. از سوی دیگر، هوش مصنوعی با روشهای دادهمحور و شبکههای عصبی عمیق، الگوهای پنهان را از دادههای بزرگ استخراج میکند. در بسیاری از کاربردها (مانند کشف دارو یا بهینهسازی زنجیرهی تأمین)، این دو رویکرد میتوانند جایگزین یکدیگر شوند – از این حیث، آنها رقیب محسوب میشوند.
۲.۲. ساخت متقابل (وجه دوستی)
اینجا جایی است که همکاری چهرهی اصلی را پیدا میکند. هوش مصنوعی امروز نقش کلیدی در پیشبرد فناوری کوانتوم ایفا میکند: از طراحی مدارهای کوانتومی و بهینهسازی پالسهای کنترلی گرفته تا کالیبراسیون خودکار کیوبیتها و تصحیح خطاهای ناشی از نویز. سیستمهای کوانتومی ذاتاً ناپایدار و خطاپذیرند، و الگوریتمهای یادگیری ماشین به کمک آمدهاند تا این خطاها را شناسایی و جبران کنند. در سوی دیگر، نظریهپردازان نشان دادهاند که الگوریتمهای کوانتومی خاصی میتوانند سرعت آموزش شبکههای عصبی را به شکل نمایی افزایش دهند یا مدلهای جدیدی از یادگیری را ممکن سازند. به عبارت دیگر، هوش مصنوعی به کوانتوم کمک میکند تا باثباتتر شود و کوانتوم به هوش مصنوعی کمک میکند تا توانمندتر گردد.
۲.۳. رقابت بر سر منابع (وجه دشمنی)
هوش مصنوعی و کوانتوم هر دو تشنهی سرمایه، استعداد و زیرساخت هستند. آزمایشگاههای کوانتومی به تجهیزات فوقسرد، محفظههای خلأ و مهندسان فیزیک نیاز دارند، در حالی که مراکز بزرگ هوش مصنوعی به هزاران پردازندهی گرافیکی، مراکز دادهی عظیم و کلانداده وابستهاند. بودجههای تحقیق و توسعه در شرکتها و دولتها محدود است؛ بنابراین هر سرمایهگذاری روی یکی، به معنی کمتوجهی به دیگری است. این رقابت نهتنها در سطح بنگاههای اقتصادی، بلکه در رقابت ژئوپلیتیکی بین آمریکا، چین و اروپا نیز خود را نشان میدهد.
۳. تغییر روایت: از تقابل به همافزایی
نکتهی محوری مقالهی اکونومیست این است که نگاه صرفاً رقابتی به این دو فناوری، روایتی کهنه و گمراهکننده است. در سالهای اخیر، محققان و صنعتگران به این جمعبندی رسیدهاند که پرسش درست این نیست که «کدام یک برنده میشود؟»، بلکه این است که «چگونه با هم کار میکنند؟» نمونهی عینی این نگاه، پیدایش «سیستمهای ترکیبی» است: معماریهایی که در آن یک رایانهی کلاسیک نقش هماهنگکننده را دارد، هوش مصنوعی وظایف کنترل، پیشبینی و بهینهسازی را بر عهده میگیرد، و در بخشهای خاص، پردازندهی کوانتومی بهعنوان شتابدهنده فراخوانی میشود.
به بیان روشنتر، رایانههای کوانتومی هرگز جایگزین هوش مصنوعی نخواهند شد و برعکس؛ بلکه هوش مصنوعی، کوانتوم را کاربردیتر میکند و کوانتوم، هوش مصنوعی را توانمندتر. در آیندهای قابل پیشبینی، قدرتمندترین ماشینهای محاسباتی از تلفیق سه لایه – محاسبهی کلاسیک، یادگیری ماشین و پردازش کوانتومی – شکل خواهند گرفت.
۴. چالشهای پیشِ رو
با وجود این چشمانداز امیدبخش، موانع جدی بر سر راه این دوستیدشمنی باقیماندهاند:
ناپایداری کیوبیتها: رایانههای کوانتومی فعلی هنوز از نرخ خطای بالایی رنج میبرند و کیوبیتها به سرعت همدوسی خود را از دست میدهند. هرچند هوش مصنوعی به کاهش خطا کمک کرده، اما تا دستیابی به «تحملپذیری خطا» فاصلهی زیادی داریم.
مصرف انرژی و هزینه: آموزش مدلهای بزرگ هوش مصنوعی مصرف انرژی سرسامآوری دارد و سردسازی رایانههای کوانتومی نیز فوقالعاده پرهزینه است. ترکیب این دو، اگر بهینه نشود، میتواند به بحران انرژی دامن بزند.
چالشهای امنیتی: یکی از مهمترین کاربردهای کوانتوم، شکستن رمزنگاریهای فعلی (مانند RSA) است. اگر هوش مصنوعی به خودکارسازی حملات سایبری کمک کند و کوانتوم قدرت رمزگشایی بدهد، یک «مسابقهی تسلیحاتی سایبری» جدید شکل خواهد گرفت که تهدیدی جدی برای امنیت جهانی است.
کمبود استعداد: متخصصانی که هم فیزیک کوانتوم و هم یادگیری ماشین را به خوبی بشناسند، نادرترین سرمایهی انسانی امروز هستند و دانشگاهها به تازگی دورههای میانرشتهای را راهاندازی کردهاند.
۵. چشمانداز سیاستگذاری
مقالهی اکونومیست با تأکید بر نقش دولتها، هشدار میدهد که کشورهایی که تنها روی یکی از این دو حوزه متمرکز شوند، از قافلهی آینده عقب خواهند ماند. اتحادیهی اروپا برنامههایی برای سرمایهگذاری همزمان در هر دو زیرساخت دارد و آمریکا نیز در حال بازنگری در سیاستهای کوانتومی خود است تا اشتباهات گذشته را تکرار نکند. توصیهی نهایی مقاله این است که سیاستگذاران باید بودجههای جداگانه اما هماهنگ برای این دو فناوری در نظر بگیرند، از پروژههای ترکیبی حمایت کنند، و به جای رقابت ساختگی، بر همافزایی واقعی تمرکز نمایند.
نتیجهگیری
رابطهی هوش مصنوعی و رایانههای کوانتومی نه رقابت تمامعیار است و نه همکاری کامل؛ بلکه آمیختهای از رقابت بر سر منابع، همکاری در ساخت متقابل، و همپوشانی در حل مسائل است. داستان آزمایشگاه گوگل و ناسا در سال ۲۰۱۳ نشان داد که این دو حوزه زمانی که هرکدام به تنهایی نابالغ هستند، نتیجهی دلخواه را نمیدهند؛ اما امروز، پس از یک دهه پیشرفت شتابان در هر دو جبهه، شرایط برای همآمیزی آنها فراهمتر از همیشه است.
پرسش اصلی برای دههی آینده این نیست که کدام فناوری بر دیگری چیره میشود، بلکه آن است که چگونه میتوان از تنش «دوستیدشمنی» به سود بشر بهره برد. پاسخ در طراحی سیستمهای ترکیبی، تربیت نیروی انسانی میانرشتهای، سرمایهگذاری متوازن، و تدوین چارچوبهای اخلاقی و امنیتی نهفته است. اگر این کار به درستی انجام شود، آنگاه هوش مصنوعی و کوانتوم نه بهعنوان رقیب، بلکه چون دو همسفر در مسیر دشوار اما پرماجرای پیشرفت علمی، دست در دست یکدیگر خواهند رفت.














نظرات کاربران