خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
وضعیت عجیب در بازار محصولات کشاورزی / آمار به یک درصد کاهش یافت

وضعیت عجیب در بازار محصولات کشاورزی / آمار به یک درصد کاهش یافت

بازار محصولات کشاورزی در وضعیت عجیب و غیرمنتظره

بازار محصولات کشاورزی در وضعیت عجیب و غیرمنتظره

قیمت خودروهای پرفروش باز هم ریزش کرد+لیست

قیمت خودروهای پرفروش باز هم ریزش کرد+لیست

روند نزولی قیمت خودروها؛ شاهین به ۳ میلیارد و ۳۳۰ میلیون رسید

روند نزولی قیمت خودروها؛ شاهین به ۳ میلیارد و ۳۳۰ میلیون رسید

کارنامه یک ماهه بازار خودرو +جدول

کارنامه یک ماهه بازار خودرو +جدول

هشدار شرکت‌های هواپیمایی درباره افزایش قیمت بلیت در پی گرانی سوخت

هشدار شرکت‌های هواپیمایی درباره افزایش قیمت بلیت در پی گرانی سوخت

جدیدترین قیمت خودروهای بازار؛ رشد نجومی مونتاژی‌ها

جدیدترین قیمت خودروهای بازار؛ رشد نجومی مونتاژی‌ها

فارن پالیسی: جنگ ایران می‌تواند معادلات انتخابات آمریکا را علیه جمهوری‌خواهان تغییر دهد

فارن پالیسی: جنگ ایران می‌تواند معادلات انتخابات آمریکا را علیه جمهوری‌خواهان تغییر دهد

پیش‌بینی تثبیت نرخ بهره آمریکا در اکتبر ۲۰۲۶؛ تورم همچنان صعودی است

پیش‌بینی تثبیت نرخ بهره آمریکا در اکتبر ۲۰۲۶؛ تورم همچنان صعودی است

تصمیم جدید دولت برای قیمت گذاری و سهمیه سوخت

تصمیم جدید دولت برای قیمت گذاری و سهمیه سوخت

نازنین خالقی:

پایان جهانِ تجارتِ بی‌تنش

بازدید ۴۴منبع: مدار اقتصادی
پایان جهانِ تجارتِ بی‌تنش

کارشناس بازار سرمایه، معتقد است سیاست و اقتصاد جهانی آنقدر به هم گره خورده‌اند که امروز فاصله یک خبر سیاسی تا تأثیر آن بر قیمت دارایی‌ها تنها چند دقیقه است. او با استناد به جنگ اوکراین، بحران هرمز و جنگ تجاری آمریکا و چین توضیح می‌دهد که چگونه تنش‌های جهانی، زنجیره‌ای از آثار را از بازار کالاهای پایه تا سودآوری صنایع در سراسر جهان به حرکت درمی‌آورند.

نازنین خالقی، کارشناس بازار سرمایه در خصوص روند و تحولات جهانی و احتمال بازآرایی اقتصاد جهانی به خبرنگار مدار اقتصادی گفت: در حال حاضر فاصله میان یک خبر سیاسی و قیمت یک دارایی در جهان گاهی فقط چند دقیقه است. یک تعرفه جدید در واشنگتن می‌تواند سهام خودروسازان اروپایی را پایین بیاورد؛ یک تنش حتی موقت و کوتاه در خاورمیانه می‌تواند هزینه حمل نفت را چند برابر کند؛ بسته‌شدن یک مرز میان افغانستان و پاکستان می‌تواند بازار تازه‌ای برای سیمان ایران ایجاد کند؛ به همین دلیل شاید دیگر نتوان تنش‌های سیاسی و تجاری را صرفاً مسئله‌ای خارج از بازارهای مالی دانست و سیاست بین‌المللی، امنیت انرژی، زنجیره تأمین و بازار سرمایه بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر گره خورده‌اند.

او با بیان اینکه مکانیزم انتقال این اثر چندان پیچیده نیست، گفت: تنش و انتشار اخبار آن ابتدا عدم‌قطعیت ایجاد می‌کند و شرکت‌ها در جهان نمی‌دانند مواد اولیه خود را با چه قیمتی خواهند خرید، چه تعرفه‌ای بر محصولشان اعمال می‌شود یا اصلاً مسیر صادراتی فردا باز است یا نه؛ سرمایه‌گذاری عقب می‌افتد، حاشیه سود شرکت‌ها زیر سؤال می‌رود و سرمایه‌گذار برای قبول این ریسک بازده بیشتری طلب می‌کند. به عنوان مثال بانک مرکزی اروپا در بررسی واکنش بازارها به جنگ تجاری آمریکا و چین نشان داده که در دوره ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹، اعلام تعرفه‌ها به‌طور متوسط حدود ۲ درصد از ارزش بازارهای سهام آمریکا و منطقه یورو کم کرد. اما تعرفه تنها یکی از شکل‌های این شوک است و وقتی تنش تجاری جای خود را به درگیری نظامی می‌دهد، کانال انتقال سریع‌تر و شدیدتر می‌شود.

این کارشناس بازار سرمایه افزود: اکنون جنگ‌ها دیگر محدود به مرزها نیستند؛ روسیه و اوکراین در زمان آغاز جنگ در مجموع حدود ۲۹ درصد صادرات جهانی گندم را در اختیار داشتند و بخش بزرگی از این صادرات از مسیر دریای سیاه انجام می‌شد و بنابراین با آغاز جنگ آنها، بازار جهانی ناگهان با این سؤال روبه‌رو شد که اگر گندم این منطقه به بازار نرسد، چه منبعی جای آن را خواهد گرفت؟ قیمت‌ها تقریباً بلافاصله واکنش نشان دادند و گندم به بالاترین سطح ۱۴ ساله رسید؛ نفت تا سطوحی پیش رفت که از بحران مالی ۲۰۰۸ دیده نشده بود و نیکل تنها در یک روز ۷۶ درصد جهش کرد و به حدود ۵۱ هزار دلار در هر تن رسید. طلا نیز در روزهای نخست همان رفتاری را نشان داد که معمولاً از یک دارایی امن انتظار می‌رود و در اوایل مارس از مرز ۲ هزار دلار در هر اونس عبور کرد.

او ادامه داد: این مثال نشان می‌دهد چرا اثر یک جنگ فقط به بورس کشورهای درگیر محدود نمی‌شود. اوکراین عرضه غلات را مختل کرد، روسیه عرضه انرژی و برخی فلزات را تحت تأثیر قرار داد، قیمت مواد اولیه افزایش یافت و موج بعدی از مسیر تورم به مصرف‌کنندگان، بانک‌های مرکزی و نرخ بهره منتقل ‌شد.

نازنین خالقی ادامه داد: شرایط تنگه هرمز نیز نشان می‌دهد که یک گلوگاه جغرافیایی می‌تواند به مسئله‌ای برای اقتصاد جهان تبدیل شود. قبل از جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده نفتی از تنگه هرمز عبور می‌کرد. این حجم تقریبا معادل یک‌پنجم مصرف جهانی فرآورده‌های نفتی است. وقتی جنگ تحمیلی با ایران عبور نفت از هرمز را مختل کرد، فقط قیمت نفت بالا نرفت بلکه هزینه بیمه، اجاره کشتی، سوخت و نهایتاً هزینه تولید در اقتصادهای واردکننده انرژی نیز افزایش یافت.

این کارشناس بازار سرمایه با اشاره به اینکه حتی می‌توان ارتباط اقتصاد کره را با تنش‌های هرمز دید، گفت: کره در سال ۲۰۲۵ حدود ۷۰ درصد نفت خام و ۳۰ درصد گاز خود را از محدوده خلیج فارس دریافت می‌کرد و این محموله‌ها از هرمز عبور می‌کردند. در چهارم مارس ۲۰۲۶، شاخص KOSPI کره‌جنوبی در یک روز ۱۲ درصد سقوط کرد؛ بزرگ‌ترین افت روزانه تاریخ این شاخص و تا آن مقطع، بازار تقریبا ۲۰ درصد نسبت به سطح پیش از شروع جنگ پایین آمده بود.

او افزود: نیکی ژاپن نیز طی همان شوک، حدود ۶ درصد نسبت به هفته قبل آن افت کرد. این سقوط صرفا واکنش هیجانی به خبر جنگ نبود. بازار در حال محاسبه یک زنجیره اقتصادی بود مبنی‌بر اینکه تنش‌های هرمز منجر به افزایش کرایه حمل و در نهایت افزایش هزینه‌های شرکت‌های هوش مصنوعی و کاهش سودآوری آنها می‌شود؛ یعنی ممکن است تنشی هزاران کیلومتر دورتر از سئول اتفاق بیفتد اما سرمایه‌گذار کره‌ای چند دقیقه بعد هزینه آن را در پرتفوی خود ببیند.

نازنین خالقی با بیان اینکه حتی پیش‌بینی قیمت فلزات گران‌بها نیز به راحتی گذشته نیست، افزود: تصور رایج این است که هرچه نااطمینانی بیشتر شود، طلا گران‌تر می‌شود. بحران اوکراین این رابطه را تا حد زیادی تأیید کرد. اما بحران هرمز نشان داد ماجرا پیچیده‌تر است. اگر کانال غالب، ترس و فرار از ریسک باشد، طلا می‌تواند رشد کند اما اگر بازار، جنگ را بیشتر به‌عنوان شوک تورمی و مقدمه نرخ بهره بالاتر تفسیر کند، همان تنش ممکن است به کاهش قیمت طلا منجر شود.

او افزود: البته جنگ یا تنش تجاری برای همه شرکت‌ها بد نیست. بلکه شوک‌های ژئوپلیتیک معمولا شکاف میان برندگان و بازندگان را بزرگ‌تر می‌کنند؛ خودروسازی، ماشین‌آلات، الکترونیک، پوشاک و بسیاری از صنایع مصرفی به دلیل زنجیره تأمین بین‌المللی و وابستگی بالا به تجارت، در برابر تعرفه‌ها آسیب‌پذیرند. بانک مرکزی اروپا نیز خودرو، کالاهای مصرفی، فناوری اطلاعات، صنایع و مواد اولیه را از بخش‌های حساس به شوک‌های تجاری اخیر معرفی کرده است. اما در سوی دیگر، تولیدکننده داخلی که ناگهان رقیب خارجی‌اش با تعرفه مواجه شده ممکن است سهم بازار بیشتری بگیرد. تولیدکنندگان انرژی در دوره جهش قیمت نفت می‌توانند درآمد بیشتری کسب کنند. حتی یک پالایشگاه ممکن است در میانه بحران انرژی سودی بیشتر از دوره عادی به دست آورد.

این کارشناس بازارهای مالی با اشاره به اینکه نمونه جالب آن دوباره بحران هرمز است، ادامه داد: پس از اختلال شدید بازار نفت و سپس ورود حجم زیادی از نفت‌های انباشته‌شده به بازار، قیمت نفت خام کاهش یافت؛ اما موجودی بنزین و گازوئیل همچنان پایین باقی ماند. نتیجه، جهش حاشیه پالایش بود. قرارداد کرک اسپرد 3-2-1 آمریکا در هشتم ژوئیه به رکورد ۶۴.۵ دلار در هر بشکه رسید. حاشیه پالایش گازوئیل اروپا نیز از ۶۰ دلار در هر بشکه عبور کرد. یعنی همان بحرانی که مصرف‌کننده انرژی را تحت فشار قرار می‌دهد، می‌تواند برای پالایشگاهی که به خوراک دسترسی دارد سودی استثنایی بسازد.

او افزود: این اثر حتی به صنایع ظاهراً دورتر هم رسیده است. در هند، که صنعت سیمان مصرف‌کننده مهم پت‌کک است، افزایش هزینه حمل و اختلال عرضه باعث شد قیمت تحویلی پت‌کک پرگوگرد به حدود ۱۶۰ دلار در هر تن برسد؛ تقریباً ۲۴ درصد بالاتر از زمان آغاز تنش ایران و آمریکا؛ پس هنگام بررسی اثر یک تکانه، بهتر است بپرسیم شرایط پیش آمده قیمت کدام نهاده را تغییر می‌دهد، چه کسی آن نهاده را می‌خرد و چه کسی آن را می‌فروشد؟

این کارشناس بازار سرمایه در پاسخ به این سوال که بورس ایران چقدر از شرایط جدید اقتصاد جهان تأثیر می‌گیرد؟ گفت: بازار سرمایه ایران از نظر جریان سرمایه بین‌المللی ارتباط مستقیمی با وال‌استریت یا بورس‌های اروپایی ندارد. بنابراین افت شاخص S&P 500 الزاماً به معنی خروج سرمایه از بورس تهران نیست؛ اما این جدایی مالی نباید ما را به اشتباه بیندازد. بخش قابل توجهی از شرکت‌های بزرگ بازار ایران در صنایع نفت، پالایش، پتروشیمی، فلزات، معدن و سایر کالاهای پایه فعالیت می‌کنند. بنابراین بورس تهران از مسیر قیمت‌های جهانی کالا، تحولات اقتصادی چین، نرخ ارز، انرژی و مسیرهای صادراتی به اقتصاد جهانی متصل است. اگر یک جنگ تجاری رشد اقتصاد چین را کاهش دهد، اثر آن می‌تواند در قیمت مس، فولاد، محصولات پتروشیمی و نفت ظاهر شود و چند مرحله بعد به صورت‌های مالی شرکت ایرانی برسد.

او ادامه داد: اگر بحران هرمز حاشیه پالایش را افزایش دهد، داستان برای یک شرکت پالایشی متفاوت می‌شود. اگر نفت گران شود اما هم‌زمان هزینه حمل، بیمه یا محدودیت صادرات افزایش یابد، صرف افزایش قیمت نفت الزاماً به معنی افزایش یکسان درآمد صادراتی ایران نیست؛ یا اگر تنش مرزی افغانستان و پاکستان مسیر واردات سیمان افغانستان را تغییر دهد، ممکن است یک شرکت سیمانی شرق کشور از همان اتفاقی منتفع شود که برای تولیدکننده پاکستانی زیان ایجاد کرده است. بنابراین بورس تهران شاید از نظر جریان پول از بازارهای جهانی فاصله داشته باشد، اما از نظر قیمت کالاها و تجارت خارجی در همان اقتصاد جهانی زندگی می‌کند و بنابراین تحت تاثیر تحولات جهانی است.

نازنین خالقی در پاسخ به این سوال که آیا با یک دوره موقت در اقتصاد جهانی روبه‌رو هستیم یا باید در انتظار شرایط جدید در تجارت و اقتصاد جهان باشیم؟ گفت: احتمالاً نه و شرایط اقتصاد جهان موقت نیست؛ ممکن است جنگی پایان یابد، تعرفه‌ای لغو شود و کشورها پشت میز مذاکره بنشینند، اما شواهد چند سال اخیر نشان می‌دهد تغییر بزرگ‌تری در اقتصاد جهانی در جریان است. این روزها به دلیل جنگ‌های تعرفه‌ای و تنش‌های بین‌المللی واژه‌هایی مانند de-risking و supply-chain resilience وارد ادبیات سیاست‌گذاری اقتصاد جهانی شده‌اند و مسئله دیگر هزینه تولید نیست؛ امنیت زنجیره تأمین نیز قیمت پیدا کرده است.

او با تاکید بر اینکه جهان تجارت سیاسی‌تر، منطقه‌ای‌تر، پرهزینه‌تر و امنیت‌محورتر شده و این تغییر یک پیام مهم برای سرمایه‌گذار دارد، ادامه داد: در چنین جهانی نمی‌توان تنها پرسید کدام اقتصاد سریع‌تر رشد می‌کند؟ یا کدام شرکت سود بیشتری دارد؟ باید پرسید شرکت مواد اولیه‌اش را از کجا می‌آورد؟ کالایش را از کدام مسیر صادر می‌کند؟ به کدام کشور می‌فروشد؟ انرژی‌اش را از کجا می‌گیرد؟ و اگر یکی از این حلقه‌ها برای چند ماه قطع شد، آیا هنوز می‌تواند فعالیت کند؟ بنابراین شاید مهم‌ترین درس برای سرمایه‌گذار امروز این باشد که بجای انتظار برای پایان تنش‌ها، سرمایه‌گذاری در uncertainty (وضعیت نامشخص) را یاد بگیرد.

منبع: مدار اقتصادی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.