سفر هیات عراقی به عربستان؛
سفر هیئت بلندپایه نظامی و امنیتی عراق به عربستان، همزمان با بحث خلع سلاح گروههای مسلح و افزایش فشارهای منطقهای بر محور مقاومت، پرسشهایی تازه درباره آینده حشد شعبی و معادلات امنیتی بغداد ایجاد کرده است.
فرارو- حسین آجورلو، تحلیلگر امنیت بین الملل و عضو هیات علمی دانشگاه بین المللی علامه عسکری ؛ سفر هیأت عراقی به عربستان در شرایطی انجام میشود که منطقه خاورمیانه درگیر تنازعی پایدار میان دو محور اصلی است. محور مقاومت راهبرد اخراج آمریکا و حل قضیه فلسطین و همچنین محور آمریکا و متحدانش راهبرد مهار مقاومت و ایجاد نظم امنیتی مطلوب خود و اسرائیل را پیگیری می کنند.
در این چارچوب، تحولات اخیر عراق، بهویژه اعزام هیأتی بلندپایه از مقامهای نظامی و امنیتی به ریاست عبدالأمیر الشمری، رئیس دفتر فرمانده کل نیروهای مسلح، نشان از ورود به فاز جدیدی در الگوی مهار گروههای مقاومت دارد. این هیأت که حمید الشطری (رئیس اطلاعات)، مهند الاسدی (فرمانده پدافند هوایی) و زید حوشی (رئیس مبارزه با تروریسم) را در بر میگیرد، در عربستان در دیدار با مقامات بلندپایه نظامی و امنیتی عربستان پروندههایی چون حملات به عربستان، تجاوزات به عراق، پرونده پهپادها و تقویت همکاریهای امنیتی بغداد و ریاض را بررسی کردند.
این سفر، پس از حملات آمریکا و عربستان به مواضع حشد شعبی صورت گرفته و نشان از گذار از مرحله ادغام دولتی به سمت نامشروعسازی و حذف نظامی دارد؛ الگویی که پیشتر در پرونده حزبالله لبنان بهکار گرفته شده و اکنون در عراق در حال تکرار است.
در این یادداشت، با مقایسه تطبیقی این دو پرونده، به تبیین ابعاد این الگوی تکرارشونده و پیامدهای آن برای آینده مقاومت در منطقه پرداخته میشود.
راهبرد آمریکا و متحدانش بر اساس الگوی مهار مقاومت
تجربه حزبالله لبنان و حشد شعبی عراق، دو نمونه از یک الگوی مشابه در مواجهه بازیگران منطقهای و بینالمللی با گروههای مقاومت را نشان میدهد. این الگو که میتوان آن را مهار از طریق مشارکت سیاسی و سپس نامشروعسازی نامید، یک فرآیند را دنبال میکند که هر مرحله، با بهرهگیری از ابزارهای خاص و با هماهنگی شبکهای از بازیگران داخلی و خارجی، به سمت تضعیف تدریجی و در نهایت مهار یا خلع سلاح گروههای مقاومت پیش میرود.
آنچه این الگو را در دو میدان لبنان و عراق متمایز میسازد، تفاوت در ماهیت دولتها، ساختار سیاسی و بازیگران داخلی است که هرکدام بهنوبه خود، بر سرعت و شکل اجرای هر مرحله تأثیر گذاشتهاند. در لبنان، دولتهای شکننده و بحرانهای اقتصادی و سیاسی متعدد، زمینه را برای فشار بر حزبالله فراهم کردهاند، در حالی که در عراق، ادغام رسمی حشد در ساختار دولت و شکافهای درونشیعی، ابعاد جدیدی به این الگو بخشیده است. با این حال، در هر دو میدان، هدف نهایی یکسان است و آن تبدیل گروههای مقاومت از بازیگران نظامی-ایدئولوژیک به بازیگرانی سیاسی در چارچوب دولتهای ملی، یا در صورت امتناع، حذف تدریجی آنها از صحنه سیاسی-نظامی منطقه است.
تحولات قابل پیش بینی بر اساس این الگو
با توجه به الگوی چهارمرحلهای مهار و تحولات اخیر در لبنان و عراق، روند آینده این رویارویی را میتوان در قالب چند تحول کلیدی ترسیم کرد که هر یک، تحت تأثیر عوامل داخلی، منطقهای و بینالمللی، مسیر خاص خود را طی خواهند کرد.
در تحولات پیش رو، آمریکا به خصوص با کارگزاری تام باراک فرستاده سفیر آمریکا در ترکیه و نماینده ویژه در پرونده عراق، سوریه و لبنان به عنوان سکاندار پیش برد این راهبرد با تثبیت مرحله هدفگیری نظامی و حرکت تدریجی به سمت کارزار نامشروعسازی، به دنبال افزایش هزینههای گروههای مقاومت و ایجاد پوشش حقوقی برای اقدامات خود است.
اسرائیل نیز بهعنوان بازوی پشتیبانی نظامی و اطلاعاتی، با هماهنگی با آمریکا و کشورهای عربی، به دنبال گسترش دامنه هدفگیری محور مقاومت است. عربستان سعودی بهعنوان بازیگر نظامی-منطقهای جدید، نقش خود را در هدفگیری حشد شعبی گسترش می دهد. دولتهای عراق و لبنان با همراهی احزاب و جریانات سیاسی ضد مقاومت به بازوی داخلی برای ایجاد چالش سیاسی و حقوقی تبدیل می شوند، هرچند این فرایند با مقاومت شدید حامیان مقاومت همراه خواهد بود.
در مقابل، ایران با تشدید پاسخهای نظامی و حمایت مالی و تسلیحاتی از متحدان خود، به دنبال حفظ توازن آمریکا و متحدانش است. چین و روسیه نیز با وجود رویکردهای متفاوت، بهعنوان بازیگران محدودکننده، با اتخاذ مواضع دیپلماتیک و استفاده از ابزارهای سیاسی و اقتصادی خود، نقش آفرینی هایی هرچند محدود خواهد داشت.
روند آینده الگوی مهار مقاومت در لبنان و عراق، حرکت تدریجی به سمت کارزار بینالمللی نامشروعسازی و خلع سلاح را نشان میدهد، اما سرعت و شکل آن به میزان موازنه سازی محور مقاومت، توانایی دولتهای میزبان در مدیریت بحران و هماهنگی بازیگران خارجی (آمریکا، عربستان، اسرائیل و اروپا) بستگی دارد. در عراق، به دلیل ادغام رسمی حشد در دولت و شکافهای درونشیعی، بستر مناسبتری برای پیشبرد این الگو فراهم است، در حالی که در لبنان، شکنندگی دولت و بحرانهای اقتصادی، روند را کندتر خواهد کرد. ورود عربستان به هدفگیری نظامی و نقشآفرینی آمریکا و متحدانش در نامشروعسازی، نشان از همگرایی بیشتر بازیگران منطقهای و فرامنطقهای برای مهار محور مقاومت دارد.
در مقابل، محور مقاومت، به دنبال حفظ توان عملیاتی آنها و افزایش هزینههای مهار برای آمریکا و متحدانش است. چین و روسیه نیز بهعنوان بازیگران محدودکننده، با اتخاذ مواضع دیپلماتیک، میتوانند به کاهش سرعت این روند کمک کنند. برای ایران، هوشیاری نسبت به این فرآیند و اتخاذ راهبردهای متنوع، برای جلوگیری از تضعیف تدریجی متحدان و حفظ جایگاه راهبردی در منطقه حیاتی است.















نظرات کاربران