گذر از اقتصاد وابسته به سوختهای فسیلی به سمت نظام انرژی پاک و تجدیدپذیر، امروز به یکی از الزامات راهبردی توسعه پایدار در ایران تبدیل شده است . با وجود پتانسیلهای خدادادی در حوزه انرژی خورشیدی و بادی، مهمترین مانع بر سر راه احداث نیروگاههای مقیاس بزرگ، مسئله تأمین مالی است . محدودیت منابع دولتی، ریسکهای ارزی، تحریمهای بینالمللی و نبود ساختارهای مالی کارآمد، سرمایهگذاری در این بخش را با چالشهای جدی روبهرو ساخته است . تجربه عملی نشان داده که تکیه صرف بر بودجه عمومی نه تنها پاسخگوی نیاز گسترده به سرمایهگذاری نیست، بلکه به دلیل نوسانات درآمدهای نفتی، برنامهریزی بلندمدت را نیز دشوار میسازد . در چنین شرایطی، تنوعبخشی به روشهای تأمین مالی و بهرهگیری از ابزارهای متناسب با ساختار اقتصادی و فرهنگی کشور، راهی اجتنابناپذیر برای تسریع گذار انرژی به شمار میرود .
صکوک( ابزارهای مالیاسلامی)؛ کارآمدترین ابزار تأمین مالی
بر اساس ارزیابیهای کارشناسی و تحلیل معیارهایی چون هزینه تأمین مالی، ریسک تأمین بهموقع منابع، ساختار بازپرداخت و ریسک نوسانات نرخ ارز، ابزارهای مالی اسلامی ( صکوک ) به عنوان کارآمدترین روش تأمین مالی پروژههای کلان انرژیهای نو و پاک شناسایی شده است . مزیت صکوک نه تنها در انطباق کامل با موازین شرعی و جلب اعتماد سرمایهگذاران داخلی است، بلکه این ابزار به دلیل فرآیند اجرایی سریعتر و کاهش قابلتوجه ریسک ارزی، در شرایط تحریمی کشور از کارایی بالاتری نسبت به سایر روشها برخوردار است . صکوک اجاره که مبتنی بر انتقال منافع داراییهای مشخص است، میتواند برای تأمین مالی احداث نیروگاههای خورشیدی و بادی به کار گرفته شود و از آنجا که داراییهای مشهود پشتوانه آن هستند، ریسک نکول را به حداقل میرساند . در این میان، صکوک سبز بهعنوان گزینهای نوین میتواند با تأکید بر اهداف زیستمحیطی، علاوه بر جلب سرمایهگذاران متعهد به توسعه پایدار، زمینهساز پیوند سیاستهای کلان مالی با الزامات حفاظت از محیطزیست شود . انتشار اوراق صکوک اجاره تجدیدپذیر توسط گروه مپنا و امضای تفاهمنامه با فرابورس در سال ۱۴۰۳ ، نمونهای عملی از ظرفیتسازی در این حوزه است که نشان میدهد بازار سرمایه ایران توانایی پذیرش و گسترش این ابزار را دارد .
با این حال، کارآمدی صکوک به معنای بینیازی از سایر روشها نیست . اوراق بدهی، رویکرد ساخت، تملک، بهرهبرداری و واگذاری ( BOT ) ، تأمین مالی سبز، مشارکت عمومی _ خصوصی ( PPP ) و فاینانس، هر یک با وجود پتانسیلهای نظری، در عمل با موانع جدی روبهرو هستند . ناهماهنگی دورههای بازگشت سرمایه با سررسیدهای کوتاهمدت ابزارهای مالی، نبود سیستم رتبهبندی اعتباری کارآمد، تنوع کم ابزارهای مالی نوین، بروکراسی شدید در فرآیند انتشار اوراق، و فقدان بازار ثانویه شفاف، از جمله عواملی هستند که اثربخشی این روشها را در شرایط کنونی کشور محدود میسازند . بهویژه در حوزه مشارکت عمومی _ خصوصی، نبود سازوکارهای تضمین سرمایهگذاری و ضعف در ثبات سیاستگذاری، مانعی جدی بر سر جذب سرمایهگذاران بخش خصوصی محسوب میشود . با این وجود، اقدامات اخیر نظیر امضای قرارداد ساخت ۱۲۰۰ مگاوات نیروگاه خورشیدی با سرمایهگذاری ۴۴۰ میلیون دلاری میان سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق ( ساتبا ) و بخش خصوصی، نشان از ظرفیتهای نهفته این مدل دارد که در صورت اصلاح ساختارهای قانونی و نهادی، میتواند به اهرمی مؤثر برای توسعه انرژیهای پاک تبدیل شود .
نقش بازار سرمایه در توسعه تأمین مالی سبز
بازار سرمایه ایران در سالهای اخیر گامهای مهمی در جهت توسعه ابزارهای تأمین مالی پروژههای انرژی برداشته است . راهاندازی نخستین صندوق پروژه انرژیهای تجدیدپذیر با نماد « سولار » در بورس تهران، الگویی نوین برای استفاده از ظرفیتهای بازار سرمایه در رفع ناترازیهای انرژی و توسعه زیرساختهای کشور محسوب میشود . همچنین معرفی ۱۷ نیروگاه تجدیدپذیر با ظرفیت منصوبه ۲۰۸ مگاوات به بورس انرژی و امکان عرضه سهام این نیروگاهها به مردم و اشخاص حقوقی، گامی مؤثر در جهت مردمیسازی تأمین مالی و کاهش وابستگی به منابع دولتی بوده است . معاملات برق سبز در بورس انرژی و صدور گواهیهای تجدیدپذیر ( REC ) ، نیز از دیگر ظرفیتهایی است که میتواند به شفافیت مالی و تسهیل خرید برق پاک توسط صنایع و دستگاههای دولتی کمک کند .
با این حال، ظرفیتهای موجود هنوز فاصله زیادی با نیاز واقعی صنعت برق کشور دارد . بر اساس آمار منتشرشده، از سال ۱۳۹۵ تا کنون بیش از ۱۶ همت اوراق در بورس انرژی منتشر شده که تنها ۴.۵ همت آن مربوط به سال ۱۴۰۰ بوده است . این ارقام در مقایسه با نیاز سرمایهگذاری برای احداث هزاران مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر، ناچیز است و نشان میدهد که بازار سرمایه ایران هنوز به نقش محوری خود در تأمین مالی انرژیهای پاک دست نیافته است . از سوی دیگر، اعلام وامهای پنج میلیارد دلاری دولت برای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و مجوز بانکهای دولتی و خصوصی برای انتشار اوراق از جمله صکوک، حاکی از عزم سیاستگذار برای گسترش این مسیر است .
براساس بررسیهای بعملآمده، چهار راهکار سیاستی ذیل برای نظام مالی کشور پیشنهاد میشود:
1 . تقویت چارچوب قانونی و نهادی انتشار صکوک سبز : تدوین مقررات جامع و شفاف برای انتشار اوراق صکوک با پشتوانه پروژههای انرژی پاک، ایجاد نهادهای مالی اس لامی تخصصی و توسعه بازار ثانویه برای افزایش نقدشوندگی این اوراق، از ضرورتهای اجتنابناپذیر است . در حال حاضر، ناهماهنگی دستگاههای مرتبط با انتشار ابزارهای مالی نوین، فرآیندهای طولانی و بروکراسی پیچیده، و نبود سیستم رتبهبندی اعتباری کارآمد، از موانع اصلی گسترش این ابزارها محسوب میشود . اصالح این ساختارها میتواند زمان انتشار اوراق را بهطور چشمگیری کاهش دهد و جذابیت آن را برای سرمایهگذاران افزایش دهد .
2. طراحی مشوقهای سیاستی هدفمند برای ترغیب بخش خصوصی : اعمال مزایای مالیاتی برای سرمایهگذاری در پروژههای انرژی پاک، ارائه تسهیلات بانکی با نرخ سود ترجیحی، و ایجاد تضمینهای دولتی برای بازگشت سرمایه، میتواند ریسکهای ادراکشده توسط سرمایهگذاران را کاهش دهد و مشارکت آنها را افزایش دهد . در این زمینه، پیشنهاد استفاده از درآمدهای حاصل از حذف تدریجی یارانههای انرژی برای سرمایهگذاری در بخش تجدیدپذیرها، میتواند منبع مالی پایدار و قابل اتکایی برای توسعه این صنعت فراهم آورد .
3 . نهادینهسازی سازوکارهای مشارکت عمومی _ خصوصی با چارچوبهای قراردادی و نظارتی شفاف : تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که مدلهای PPP زمانی به نتیجه میرسند که قراردادهای بلندمدت خرید تضمینی برق با نرخهای منطقی، سازوکارهای شفاف جبران خسارت در شرایط فورس ماژور، و نهادهای مستقل نظارتی وجود داشته باشند . در ایران، با وجود پتانسیل بالا، نبود ثبات در سیاستهای ارزی و قیمتگذاری، و محدودیتهای بازگشت ارز سرمایهگذاران خارجی، مانع جدی بر سر جذب سرمایهگذاری خارجی در این حوزه است .
4 . ارتقای فرهنگ مالی پایدار و آگاهیبخشی عمومی : برگزاری دورههای آموزشی تخصصی برای مدیران مالی و سرمایهگذاران، اطلاعرسانی گسترده از طریق رسانهها درباره مزایای ابزارهای مالی اس لامی و سبز، و گنجاندن مفاهیم سرمایهگذاری پایدار در سرفصلهای آموزشی دانشگاهی، میتواند به مرور زمان، فرهنگ سرمایهگذاری در پروژههای انرژی پاک را در جامعه نهادینه سازد . این امر به ویژه در شرایطی که بخش قابلتوجهی از پساندازهای خصوصی به جای هدایت به سمت فرصتهای سرمایهگذاری مولد، در بانکها باقی میماند، از اهمیت دوچندانی برخوردار است .
در پاین باید تشریح کرد، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در ایران افزون بر جنبههای فنی و زیستمحیطی، یک مسئله مالی و مدیریتی پیچیده است که نیازمند نگاه چندبُعدی و هماهنگ است . تجربه سالهای اخیر نشان داده که صکوک اس لامی با دارا بودن مزایایی چون ریسک ارزی پایینتر، فرآیند اجرایی سریعتر و سازگاری کامل با شرایط شرعی و مقرراتی، کارآمدترین روش تأمین مالی پروژههای کلان انرژیهای نو و پاک محسوب میشود . با این حال، تکیه صرف بر این ابزار کافی نیست و تحقق گذار انرژی پایدار، مستلزم اص لاحات ساختاری در نظام مالی، تنوعبخشی به ابزارهای تأمین مالی، تقویت نقش بازار سرمایه و ایجاد بسترهای قانونی و نهادی شفاف و کارآمد است . در این مسیر، هماهنگی میان سیاستگذاران، نهادهای مالی، بخش خصوصی و بازار سرمایه، کلید اصلی موفقیت خواهد بود















نظرات کاربران