خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
بایننس با همکاری اف‌بی‌آی به‌دنبال بازیابی میلیاردها دلار رمزارز سرقت‌شده است

بایننس با همکاری اف‌بی‌آی به‌دنبال بازیابی میلیاردها دلار رمزارز سرقت‌شده است

چرا دیگر کیف پولی که از تعداد بیشتری ارز دیجیتال پشتیبانی می‌کند لزوما بهتر نیست؟

چرا دیگر کیف پولی که از تعداد بیشتری ارز دیجیتال پشتیبانی می‌کند لزوما بهتر نیست؟

بایننس ۹۰ درصد رمزارزهای سرقت‌شده را جبران کرد؛ موجودی کاربران حفظ شد

بایننس ۹۰ درصد رمزارزهای سرقت‌شده را جبران کرد؛ موجودی کاربران حفظ شد

حمله سایبری به بایننس با برآورد سرقت ۶٫۳ میلیارد دلاری؛ پرسش‌ها درباره امنیت سپرده‌ها

حمله سایبری به بایننس با برآورد سرقت ۶٫۳ میلیارد دلاری؛ پرسش‌ها درباره امنیت سپرده‌ها

با سرمایه کم چه بخریم؟ طلا، نقره یا تتر؟ راهنمای سرمایه‌گذاری در سال ۱۴۰۵

با سرمایه کم چه بخریم؟ طلا، نقره یا تتر؟ راهنمای سرمایه‌گذاری در سال ۱۴۰۵

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا چه تغییراتی در بازار کریپتو ایجاد می‌کند؟

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا چه تغییراتی در بازار کریپتو ایجاد می‌کند؟

تاریخ منفی برای بیت کوین تکرار شد

تاریخ منفی برای بیت کوین تکرار شد

طلا و بیت‌کوین اکنون بدترین دارایی‌های بزرگ ۲۰۲۶ هستند: چه اشتباهی رخ داد؟

طلا و بیت‌کوین اکنون بدترین دارایی‌های بزرگ ۲۰۲۶ هستند: چه اشتباهی رخ داد؟

هک میلیاردی بایننس بازار رمزارزها را لرزاند

هک میلیاردی بایننس بازار رمزارزها را لرزاند

خروج ۶۴۳ میلیون دلاری از صندوق‌های بیت‌کوین، ورودی‌های کل هفته را خنثی کرد

خروج ۶۴۳ میلیون دلاری از صندوق‌های بیت‌کوین، ورودی‌های کل هفته را خنثی کرد

کد، قانون است

بازدید ۴۵منبع: جامعه اندیشکده ها
کد، قانون است

محسن امیدوار، با مرور نقش فناوری بلاکچین و قراردادهای هوشمند در شفافیت، به تامین مالی خرد و مدیریت ریسک می‌پردازد.

بحران مالی سال ۲۰۰۸، نقطه عطفی در عدم اعتماد به نهادهای واسط مالی و فقدان شفافیت در بازارهای جهانی بود. از همان زمان، این دغدغه جدی مطرح شد که در پروژه‌های تامین مالی، آیا ریسک‌های بازار و ریسک‌های طبیعی باید به‌طور کامل بر دوش کارآفرین قرار گیرد یا لازم است تعادلی در تسهیم ریسک میان طرفین برقرار شود. این گفت‌وگو نشان می‌دهد که چگونه فناوری بلاکچین، به‌ویژه ازطریق قراردادهای هوشمند، توانسته دغدغه نقدشوندگی سرمایه‌های خرد و تضمین پرداخت را حل کرده است و با کاهش هزینه‌های مبادله، شفافیت را میان بازیگران ناشناس افزایش دهد. بااین‌حال، بزرگ‌ترین چالش این فناوری همچنان در گروی اعتبار اطلاعات واردشده از دنیای واقعی، یعنی اوراکل‌ها، باقی مانده است.

در این مجله، بحث جایگاه مدیریت ریسک در تامین مالی را دنبال می‌کنیم. هدف ما این است که دریابیم ریسک‌های بازار و ریسک‌های طبیعی را باید به چه سمتی منتقل کرد: آیا تمام ریسک باید برعهده عامل، تولیدکننده یا کارآفرین قرار گیرد یا سرمایه‌گذار یا باید یک تعادل و تسهیمی میان آن‌ها برقرار شود؟ می‌خواهیم بدانیم که پدیده‌ بلاکچین تا چه میزان می‌تواند به تسهیم ریسک کمک کند؛ از مسئله نقدشوندگی سرمایه‌های خرد گرفته تا شفافیت عملکرد سرمایه‌پذیر.

قبل از ورود به بحث، باید شفاف‌سازی کنم که بلاکچین، چه به‌عنوان یک فناوری و چه محصولات آن، تنها می‌تواند بخش‌هایی از مشکل تسهیم ریسک را حل کند. باید بپذیریم که بخش‌هایی از مشکلات یا لاینحل باقی می‌مانند یا کمک بلاکچین به آن‌ها آنقدر مختصر است که هزینه کردن برای آن توجیه اقتصادی ندارد.

ریشه بحث اعتماد به نهادهای واسط مالی و لزوم شفافیت، پس از بحران مالی سال ۲۰۰۸ مطرح شد. عدم شفافیت و مسائلی نظیر کژمنشی و کژگزینی در بازار مالی، باعث ایجاد حبابی شد که در نهایت اقتصاد جهان را دچار مشکل کرد. بیت‌کوین که اجرای آن از سال ۲۰۰۹ آغاز شد، ارتباط تنگاتنگی با این بحران دارد. بااین‌حال، بیت‌کوین به‌خودی‌خود نمی‌توانست شفافیت خاصی در حوزه‌هایی غیر از رمزدارایی‌ها ایجاد کند. این کار توسط بنیاد اتریوم و با گسترش قراردادهای هوشمند (Smart Contracts)، سازمان‌های خودگردان غیرمتمرکز (DAO) و برنامه‌های غیرمتمرکز (DApp) کلید خورد.

به‌نظر می‌رسد کارکرد اصلی بلاکچین در حوزه تسهیم ریسک، ایجاد شفافیت است. در پروژه‌های مشارکتی، سرمایه‌گذاران برای نظارت بر شریک خود تمایل به سهامدارشدن دارند، اما این کار هزینه‌های نظارتی بالایی دارد. درنتیجه به‌سمت تامین مالی (فایننس) می‌روند که در آن، چالش نظارت دوباره مطرح می‌شود.

دقیقا. در هر قرارداد، یک بخش مربوط به پرداخت وجه (ثمن) و بخشی مربوط به تحویل کالا یا خدمت (مثمن) است. قرارداد هوشمند توانسته است دغدغه‌های مربوط به طرف پرداخت را به نحو بسیار خوبی حل کند. ما همیشه نگرانیم که طرف مقابل پول را ندهد، به‌خصوص اگر او را نشناسیم. این امر نیاز به وثیقه، مکان فیزیکی یا تضمین نهاد ثالث دارد که همگی هزینه مبادله ایجاد می‌کنند.

قرارداد هوشمند این مشکل را این‌گونه حل می‌کند:

این سیستم هزینه‌های مبادله را به‌شکل چشمگیری کاهش می‌دهد.

این دسته‌بندی نشان می‌دهد که بلاکچین می‌تواند بخشی از مشکلات را حل کند، اما بخش‌هایی که مربوط به لایه‌های خارج از شبکه است، مانند نظارت بر نحوه هزینه‌کرد پول توسط پیمانکار، لاینحل باقی می‌ماند.

مشکل اصلی در طرف دیگر قرارداد، یعنی طرف مثمن (کالا و خدمت)، ظاهر می‌شود. نمایش کالا و خدمت در فضای بلاکچین به‌صورت مستقیم امکان‌پذیر نیست و باید به سراغ اوراکل‌ها رفت. اوراکل‌ها نهادهایی هستند که اطلاعات و داده‌های تاییدشده را از دنیای بیرون به بلاکچین منتقل می‌کنند. تلاش‌ها بر ماشینی‌کردن این اوراکل‌ها و به‌حداقل‌رساندن دخالت انسان (مثلا با استفاده از اینترنت اشیاء – IoT) متمرکز شده است.

آسیب‌پذیرترین نقطه در سیستم قراردادهای هوشمند، همین اوراکل‌ها هستند ؛ یعنی هرجایی که به داده‌های خارج از بلاکچین نیاز دارید. این داده‌ها باید معتبر باشند.

نمونه‌هایی از کاربرد اوراکل عبارتند از:

مفهوم مرتبط دیگر، توکن‌سازی دارایی‌ها (Asset Tokenization) است. در حوزه‌هایی مانند خرید و فروش آهن یا فلزات گران‌بها، به‌جای جابه‌جایی فیزیکی، قبض انبار یا رسید صندوق امانت توکنیزه می‌شود. این فرآیند نیازمند یک نهاد امین دارایی (Custodian) است که اعتبار فیزیکی دارایی را تایید کند.

این یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های حقوقی و فلسفی این فضاست. در نگاه صفر و یکی، کد همان‌طور که نوشته شده اجرا می‌شود، حتی اگر نتیجه فاجعه‌بار باشد. اما در زندگی اجتماعی، این رویکرد قابل دفاع نیست. به‌همین‌دلیل، زیست‌بوم‌های پیشرفته در حال حرکت به‌سمت ایجاد مکانیزم‌های حل اختلاف هستند. این مکانیزم‌ها می‌توانند به‌صورت داوری‌های غیرمتمرکز درون‌زنجیره (On-chain) یا اتصال به نهادهای داوری در دنیای واقعی یا برون‌زنجیره (Off-chain) باشند. درنهایت، برای کاربرد عمومی، قراردادهای هوشمند باید یک «لایه خروج اضطراری» یا یک مسیر حقوقی برای حل اختلافات پیش‌بینی‌نشده داشته باشند. پس «کد، قانون است» یک اصل راهنما برای معرفی منطق پایه‌ای قراردادهای هوشمند است، نه یک قانون مطلق و غیرقابل تغییر در همه شرایط.

در مقیاس‌های پایین (SME)، بلاکچین معمولا پیشنهاد نمی‌شود، زیرا راه‌اندازی و برقراری امنیت در کد آن هزینه‌های بالایی دارد. اگر پراکندگی جغرافیایی یا بین‌المللی وجود نداشته باشد، استفاده از بلاکچین عملا «بیش‌طراحی» (Over-Design) تلقی می‌شود. حساب مشترک بانکی که در قراردادهای مشارکت سنتی استفاده می‌شود، در مقیاس کوچک کارآمد است و اگر این سیستم یا راه‌حل‌های مشابه مانند نهاد مالی واسط کار می‌کند، استفاده از بلاکچین بیهوده است.

بلاکچین عموما زمانی مفید است که حوزه فعالیت، گسترده و بین‌المللی باشد، بازیگران زیاد و ناشناس باشند و کار بزرگ‌مقیاس باشد. در این شرایط، بلاکچین در کاهش هزینه‌ها و ایجاد اعتماد کمک شایانی می‌کند. علاوه‌براین، موانع نهادی و قانونی در داخل کشور سرعت این مدل‌ها را کاهش می‌دهد. به‌عنوان‌مثال، هنوز درباره توکن‌سازی دارایی‌های باارزش، اختلاف نظر جدی میان نهادهای حاکمیتی (بورس، بانک مرکزی، مرکز ملی و غیره) وجود دارد.

در اینجا، بلاکچین به‌خودی‌خود کمک مستقیمی نمی‌کند؛ این مسئله باز هم به اوراکل‌ها و نظارت بیرونی برمی‌گردد. نظارت‌های سنتی سازمان بورس (مانند گزارش‌های مالی) هنوز هم در معرض رانت اطلاعاتی قرار دارند. برای حل این چالش، لازم است سیستم‌های پویایی طراحی شود که بتوانند داده‌های خروجی پروژه را به‌نحو معتبر به بلاکچین متصل کنند. برخی از این راه‌حل‌ها را اشاره می کنم:

توکن‌های خاص و سازمان‌های غیرمتمرکز را بگویید.

برای تسهیل‌گری در تسهیم ریسک، می‌توان از مفاهیم جدیدتر بلاکچین نیز استفاده کرد:

پیام اصلی این است: بلاکچین نیاز به اعتماد را حذف نمی‌کند، بلکه تا حدی به شفافیت و تسهیل اعتمادکمک می‌کند. در سیستم سنتی، ما به اشخاص و نهادها اعتماد می‌کنیم که خود منشا کژمنشی و عدم شفافیت است. اما در این فناوری، ما اعتمادمان را به کدهای قابل‌اثبات و داده‌های تاییدشده منتقل می‌کنیم. به‌عبارت‌دیگر، اعتماد تا حدی از حوزه انسانی به حوزه منطق و زیرساخت فناوری اطلاعات منتقل می‌شود.

منبع: جامعه اندیشکده ها
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.