رقم ۱۸ تا ۲۲ میلیون تومان، برخلاف ظاهر آن دستمزد بالایی محسوب نمیشود. حداقل مزد پایه کارگران در سال ۱۴۰۵ ماهانه حدود ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان تعیین شده است. حق مسکن پس از تصویب دولت به سه میلیون تومان افزایش یافته و بن کارگری نیز ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان است. به این ترتیب، حداقل دریافتی یک کارگر تماموقت مشمول قانون کار، حتی پیش از اضافه شدن برخی مزایا مانند حق تأهل، سنوات یا حق اولاد، به حدود ۲۲ میلیون تومان نزدیک میشود. به بیان دیگر، سقف رقمی که برای برخی «پیکهای پیاده» تبلیغ میشود، تقریباً همان حداقل قانونی کار است.
این حداقل دستمزد نیز در فاصله کوتاهی از آغاز سال بخش مهمی از قدرت خرید خود را از دست داده است. محسن باقری، عضو گروه کارگری شورای عالی کار، در مردادماه گفت هزینه سبد معیشت کارگران نسبت به زمانی که در دیماه ۱۴۰۴ محاسبه شده بود تقریباً دو برابر شده و مزد تعیینشده در ابتدای سال دیگر پاسخگوی نیازهای حداقلی خانوار نیست. بر اساس آخرین آمار رسمی مورد استناد در همین گزارشها، نرخ تورم سالانه در خرداد ۱۴۰۵ به ۵۷.۷ درصد رسیده بود.
بازار پیکهای موتوری نیز خود تصویر روشنی از وضعیت اشتغال در ایران امروز ارائه میدهد. داود محمدی، رئیس اتحادیه حملونقل بار سبک شهری و پیک موتوری تهران، در اردیبهشت امسال گفت افزایش تعدیل نیرو در شرکتها باعث شده شمار بیشتری از افراد برای تأمین هزینه زندگی به پیک موتوری روی بیاورند. اما درست در همان زمان، رکود اقتصادی حجم سفارشها را کاهش داده و درآمد فعالان این بخش را تحت فشار قرار داده است. به گفته او، بسیاری نه از سر انتخاب شغلی، بلکه به دلیل دشواری تأمین معیشت وارد این کار میشوند.
موتورسیکلت برای یک پیک صرفاً وسیله رفتوآمد نیست؛ ابزار کار و سرمایه اولیه اوست. خرید وسیله، تعمیر و نگهداری، لاستیک، قطعات و بیمه همگی باید از درآمد کار تأمین شوند. برای نمونه، تنها حق بیمه شخص ثالث یک موتورسیکلت در سال ۱۴۰۵، بسته به نوع آن، حدود ۱.۹ تا ۲.۷ میلیون تومان در سال است. به این هزینهها باید استهلاک وسیله و خطر دائمی تصادف را افزود. در چنین شرایطی، فردی که سرمایه لازم برای تهیه یا نگهداری موتور را ندارد میتواند به پایینترین پله این بازار رانده شود: همان کار حملونقل، اما با بدن خود.
موضوع بیمه نیز اهمیت ویژهای دارد. رئیس اتحادیه پیکهای موتوری تهران گفته است بسیاری از فعالان این بخش همچنان فاقد پوشش مناسب تأمین اجتماعیاند. مشکل در اقتصاد پلتفرمی شدیدتر است؛ بحث بیمه رانندگان و پیکهای اینترنتی سالهاست میان شرکتها، دولت و کارگران جریان دارد و یکی از گزینههای مطرحشده، بیمه خویشفرماست که در سال ۱۴۰۵ میتواند نزدیک به شش میلیون تومان در ماه برای خودِ فرد هزینه داشته باشد. منتقدان میگویند چنین الگویی سهم و مسئولیت کارفرما را نیز به دوش نیروی کار منتقل میکند.
البته تعبیر «کولبری در تهران» را باید یک استعاره دانست. کولبران مناطق مرزی علاوه بر حمل بارهای بسیار سنگین، با کوهستان، سرمای شدید، سقوط از ارتفاع، مین و شلیک نیروهای مرزی روبهرو هستند و شرایط آنان را نمیتوان با یک پیک شهری یکسان گرفت. وجه مشترک اما روشن است: در هر دو، هنگامی که سرمایه، امنیت شغلی و ابزار تولید از دسترس کارگر خارج میشود، بدن انسان خود به اصلیترین ابزار کسب معاش تبدیل میشود.
شاید معنای اصلی «پیک پیاده» در تهران امروز همین باشد: اقتصادی که برای بخش فزایندهای از نیروی کار، نه مسیر ارتقای شغلی، بلکه شکلهای تازهای برای دوام آوردن میسازد؛ کارهایی که سرمایه اولیهشان کمتر و سهم بدن انسان در آنها بیشتر است.















نظرات کاربران