به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، شاخص کل بورس تهران در دوره اخیر چندین بار سقف تاریخی خود را جابهجا کرده است. این رکوردها بر مبنای عدد اسمی شاخص محاسبه میشوند و اثر تورم در آنها لحاظ نشده است. وقتی همان رقم با نرخ تورم کشور تعدیل شود، تصویر متفاوتی از رشد بازار به دست میآید.
تعدیل شاخص با تورم یعنی رشد اسمی بورس را از رشد سطح عمومی قیمتها کم کنیم. برای مثال اگر شاخص در ۱ سال ۵۰ درصد رشد کند اما تورم همان سال ۴۰ درصد باشد، رشد واقعی ثروت سهامداران تنها حدود ۱۰ درصد است. این تفاوت یعنی قدرت خرید واقعی سرمایهگذار به همان اندازه رشد اسمی افزایش پیدا نکرده است.
فاصله با رکورد سال ۱۳۹۹
بر اساس این روش محاسبه، شاخص بورس تهران با وجود عبور مکرر از سقفهای اسمی جدید، هنوز از نظر واقعی به سطح سال ۱۳۹۹ نرسیده است. سال ۱۳۹۹ دورهای است که بورس تهران رونق بیسابقهای را تجربه کرد و شاخص کل به اوج خود در آن زمان رسید. این فاصله نشان میدهد بخشی از رشد بورس در سالهای بعد، بیشتر جبران کاهش ارزش پول ملی بوده تا افزایش واقعی ثروت.
معنای این فاصله برای سرمایهگذاران خرد
این فاصله برای کسی که در بورس سرمایهگذاری کرده، پیامد مشخصی دارد. عدد بازدهی که در کارگزاریها یا اپلیکیشنهای سرمایهگذاری نمایش داده میشود، معمولاً رقمی اسمی است. برای سنجش سود واقعی، باید همان رقم را با تورم دوره مقایسه کرد؛ در غیر این صورت، افزایش عدد حساب سرمایهگذاری میتواند احساس رشد ثروت بدهد، در حالی که قدرت خرید واقعی همان مبلغ کاهش یافته است.
روند مشابهی در دیگر بازارهای دارایی مانند مسکن و ارز نیز دیده میشود. در دورههای تورم بالا و پایدار، مقایسه اعداد اسمی در سالهای مختلف میتواند گمراهکننده باشد. تحلیلگران بازار سرمایه بر این نکته تأکید دارند که بازدهی هر دارایی، از جمله سهام، باید همیشه بر مبنای ارزش تعدیلشده با تورم سنجیده شود، نه رقم خام و اسمی آن.
شاخص کل بورس تهران معیار اصلی برای اندازهگیری تغییرات قیمت مجموع سهام شرکتهای پذیرفتهشده در بازار است. این شاخص نوسان کلی بازار را نشان میدهد، اما بهتنهایی گویای سودآوری واقعی شرکتها یا ارزش واقعی دارایی سهامداران نیست. مقایسه دقیقتر بازدهی بورس در بازههای بلندمدت، نیازمند در نظر گرفتن همزمان تورم و نرخ ارز است.















نظرات کاربران