برای فعال بازارهای مالی، مفهوم اهرم آشناست؛ آنچه معمولاً مبهم میماند این است که در بازار رمزارز، نقطه بسته شدن اجباری موقعیت دقیقاً کجاست و چطور محاسبه میشود. این گزارش فیوچرز ال بانک را از همین زاویه بررسی میکند: ساختار اهرم، مسیر شروع، محاسبه فاصله تا لیکویید شدن، و قواعدی که تفاوت میان معامله و قمار را میسازند.
یک تصریح ضروری پیش از شروع: معاملات اهرمی پرریسکترین بخش این بازار است و بخش قابل توجهی از معاملهگران خرد در این حسابها زیان میکنند. این گزارش برای آموزش سازوکار نوشته شده، نه تشویق به ورود؛ و هیچ عددی در آن توصیه معاملاتی نیست.
فیوچرز و اهرم به زبان ساده
در معامله آنی، شما دارایی را میخرید و مالکش میشوید. در قرارداد آتی، شما مالک دارایی نمیشوید؛ روی تغییر قیمت آن موقعیت میگیرید و میتوانید هم از افزایش و هم از کاهش قیمت سود یا زیان کنید. اهرم، یک لایه دوم روی همین ساختار است و سه مفهوم را باید از هم جدا دید:
جملهای که کل ماجرا را خلاصه میکند: اهرم سود را بزرگ نمیکند، نوسان را بزرگ میکند. سود و زیان هر دو به یک نسبت بزرگ میشوند و چون سرمایه محدود است، زیان زودتر به سقف میرسد.
در سطح محصول، این پلتفرم بیش از ششصد جفتارز در بازار آتی ارائه میکند و قیمتگذاری قراردادها بر پایه شاخصی انجام میشود که از چند منبع تغذیه میشود؛ سازوکاری که برای کاهش اثر نوسانهای لحظهای یک بازار منفرد طراحی شده است.
شروع معاملات فیوچرز در ال بانک؛ قدمبهقدم
سقف اهرم در ال بانک و انتخاب اهرم مناسب
سقف اهرم در این پلتفرم بالا اعلام شده و در برخی بازارها به مضارب بسیار زیاد میرسد. اما نکتهای که یک تحلیلگر باید بگوید این است: سقف اهرم یک قابلیت است، نه یک توصیه. وجود امکان استفاده از اهرم بسیار بالا به این معنا نیست که استفاده از آن منطقی است.
انتخاب اهرم مناسب یک قاعده ساده دارد: اهرم را از روی میزان ریسکی که میپذیرید حساب کنید، نه از روی سودی که آرزو دارید. اگر با اهرم انتخابیتان، یک نوسان معمولی روزانه همان بازار میتواند موقعیت را ببندد، آن اهرم برای شما زیاد است؛ فارغ از اینکه پلتفرم اجازه بیشترش را هم میدهد.
حد ضرر دستوری است که به سیستم میگوید اگر بازار خلاف انتظار رفت، معامله را با زیان محدود ببندد. در معامله اهرمی، این یک سلیقه نیست؛ تفاوت میان زیان کنترلشده و از دست دادن کل مارجین است. قاعده حرفهای این است که حد ضرر را پیش از باز کردن موقعیت تعیین کنید، نه بعد از اینکه قیمت خلاف جهت حرکت کرد و احساسات وارد بازی شد.
محاسبه لیکویید شدن در LBank؛ چطور از آن دور بمانیم
لیکویید شدن یعنی زیان موقعیت به اندازهای رسیده که مارجین دیگر پشتوانه آن نیست و سیستم موقعیت را بهاجبار میبندد. محاسبه تقریبی فاصله تا این نقطه ساده است: هرچه اهرم بزرگتر، درصد حرکت لازم برای رسیدن به آن کمتر.
در یک محاسبه سادهشده و بدون احتساب کارمزد و مارجین نگهداری، با اهرم پنج برابر حدود بیست درصد حرکت خلاف جهت لازم است، با اهرم ده برابر حدود ده درصد، با بیست و پنج برابر حدود چهار درصد، با پنجاه برابر حدود دو درصد و با صد برابر حدود یک درصد. عدد واقعی همیشه اندکی زودتر از این محاسبه اتفاق میافتد، چون کارمزد و مارجین نگهداری هم از مارجین کم میشوند.
پیامد عملی این اعداد برای فعال بازار روشن است: در اهرمهای بالا، نوسان معمولی روزانه بسیاری از داراییها بهتنهایی برای بستن موقعیت کافی است. یعنی حتی اگر تحلیل شما در جهت درست باشد، ممکن است پیش از رسیدن قیمت به هدف، موقعیت بسته شده باشد. سه راه دور ماندن از این نقطه هم مشخص است: اهرم پایینتر، حد ضرر پیش از ورود، و اندازه موقعیت متناسب با کل سرمایه نه با موجودی حساب فیوچرز.
قواعد مدیریت ریسک که حرفهایها رعایت میکنند
و یک قاعده پنجم که همه اینها را نگه میدارد: سرمایهای که وارد این بازار میکنید باید مبلغی باشد که از دست رفتنش برنامه مالی شما را تغییر ندهد. بدون این، هیچکدام از چهار قاعده بالا در عمل رعایت نمیشود.
حداقل سرمایه برای فیوچرز چقدر است؟
از نظر فنی، حداقل مبلغ لازم برای باز کردن یک موقعیت به قرارداد و اهرم انتخابی بستگی دارد و عدد ثابتی نیست؛ در بازارهای متعارف این عدد میتواند بسیار پایین باشد. اما پاسخ کاربردیتر این است: حداقل واقعی، مبلغی است که هم از دست رفتنش برنامه مالی شما را تغییر ندهد و هم آنقدر کوچک نباشد که کارمزد سهم بزرگی از آن شود. برای شروع، مبلغی که فقط برای یادگیری سازوکار کنار گذاشتهاید منطقیترین انتخاب است.
نرخ فاندینگ چیست و کی کسر میشود؟
در قراردادهای دائمی، سازوکاری وجود دارد که قیمت قرارداد را به قیمت بازار آنی نزدیک نگه میدارد: در بازههای زمانی مشخص، مبلغی میان دارندگان موقعیتهای خرید و فروش رد و بدل میشود. بسته به شرایط بازار، این مبلغ میتواند به نفع یا به ضرر شما باشد. نکتهای که فعال بازار باید بداند: در موقعیتهایی که چند روز باز میمانند، این هزینه انباشته میشود و باید در محاسبه سود و زیان دیده شود؛ چیزی که در معاملات کوتاهمدت معمولاً نادیده گرفته میشود.
اهرم بالا فاصله میان قیمت ورود و نقطه بسته شدن اجباری را کوتاه میکند. با اهرم صد برابر، حدود یک درصد حرکت خلاف جهت کافی است؛ عددی که در بسیاری از بازارها در یک ساعت هم اتفاق میافتد. ریسک دوم که کمتر گفته میشود این است: با اهرم بالا، حتی تحلیل درست هم ممکن است به سود منجر نشود، چون موقعیت پیش از رسیدن قیمت به هدف بسته میشود. به همین دلیل، در ادبیات مدیریت ریسک، اهرم پایینتر معمولاً نه محافظهکاری بلکه شرط بقا تلقی میشود.















نظرات کاربران