بحث درباره K شکل یا C شکل بودن اقتصاد آمریکا دوباره بالا گرفته است؛ اما اقتصاددانان هشدار میدهند چند شاخص محدود نمیتواند وضعیت پیچیده درآمد، ثروت و بازار کار را در یک حرف خلاصه کند.
به گزارش NPR ، بحث درباره اینکه اقتصاد آمریکا K شکل است یا C شکل، بار دیگر به موضوعی پررنگ در میان سیاستگذاران و اقتصاددانان تبدیل شده است. این اصطلاحها تلاش میکنند وضعیت متفاوت گروههای درآمدی را با یک تصویر ساده توضیح دهند؛ روشی که به باور برخی کارشناسان، بیش از حد سادهسازی شده است.
اصطلاح اقتصاد K شکل از حدود سال ۲۰۲۰ و همزمان با همهگیری کرونا رایج شد. مفهوم اولیه آن ساده بود: وضعیت اقتصادی ثروتمندان بهتر میشد، در حالی که اقشار کمدرآمد با شرایط بدتری روبهرو بودند. دو مسیر متفاوت این گروهها در نمودار، تصویری شبیه سمت راست حرف K ایجاد میکرد.
«مایک استرین» (Mike Strain)، اقتصاددان موسسه «امریکن اینترپرایز» (American Enterprise Institute)، میگوید معنای اولیه اقتصاد K شکل این بود که فقرا همزمان فقیرتر و ثروتمندان ثروتمندتر میشوند.
در ماههای اخیر اما بحث اصطلاح دیگری به نام اقتصاد C شکل مطرح شده است. «اسکات بسنت» (Scott Bessent)، وزیر خزانهداری آمریکا، گفته از شنیدن مداوم عبارت اقتصاد K شکل خسته شده و معتقد است حرف C توصیف مناسبتری از وضعیت فعلی طبقات کمدرآمد و متوسط آمریکا ارایه میدهد.
اقتصاد K شکل از دوران کرونا چگونه شکل گرفت؟
در ابتدای همهگیری کرونا، برنامههای حمایتی دولت فدرال آمریکا مقدار زیادی پول وارد اقتصاد کردند. این کمکها بخشی از آسیب ناشی از تعطیلی کسبوکارها، کاهش اشتغال و محدودیتهای دوران کرونا را جبران میکردند.
اما با پایان تدریجی این برنامهها، فشار بیشتری بر خانوارهای کمدرآمد وارد شد. نرخ فقر در آمریکا از ۷.۸ درصد در سال ۲۰۲۱ به ۱۲.۴ درصد در سال ۲۰۲۲ افزایش یافت.
در همان دوره، ثروتمندترین ۱۰ درصد جامعه آمریکا از رشد بازار سهام منتفع شدند. محرکهای اقتصادی دولت و کاهش نرخ بهره به رشد قیمت سهام کمک کردند و از آنجا که بخش بزرگی از سهام در اختیار ثروتمندان بود، ارزش داراییهای این گروه افزایش یافت.
همین تفاوت باعث شد تعبیر اقتصاد K شکل محبوب شود: یک گروه به سمت بالا و گروه دیگر به سمت پایین حرکت میکرد.
با این حال، استرین میگوید این اصطلاح بعدها از معنای اصلی خود فاصله گرفت و بعضی افراد آن را صرفا مترادف نابرابری اقتصادی بهکار بردند. به گفته او، ممکن است وضعیت اقتصادی اقشار کمدرآمد و پردرآمد هر دو بهتر شود، اما فاصله میان آنها همچنان افزایش پیدا کند. یعنی افزایش نابرابری لزوما به این معنی نیست که گروه کمدرآمد در حال فقیرتر شدن است.
اقتصاد C شکل چه معنایی دارد؟
«کریستوفر ناستا» (Christopher Nassetta)، مدیرعامل مجموعه هتلهای «هیلتون» (Hilton)، اخیرا از اصطلاح اقتصاد C شکل برای توصیف وضعیت اقتصادی استفاده کرد؛ اصطلاحی که بعدتر مورد توجه وزیر خزانهداری آمریکا نیز قرار گرفت.
یکی از دادههایی که میتواند از این دیدگاه حمایت کند، مربوط به دستمزدهاست. پس از تعدیل اثر تورم، درآمد هفتگی در بخش پایینتر طیف دستمزد افزایش یافته، در حالی که در بخش بالاتر کاهش داشته است.
استرین میگوید رشد دستمزد افرادی که بالاترین مدرک آنها دیپلم دبیرستان است، به رشد دستمزد افراد دارای مدرک دانشگاهی نزدیکتر شده است. از این زاویه، شکاف دستمزدی در حال کاهش است. اما این تصویر تنها بخشی از اقتصاد را نشان میدهد.
«کلودیا سام» (Claudia Sahm)، اقتصاددان شرکت «نیو سنتری ادوایزرز» (New Century Advisors)، میگوید مشکل اصلی این است که افراد هنگام استفاده از اصطلاحهایی مانند K شکل و C شکل، دادههای متفاوتی را با یکدیگر ترکیب میکنند.
برای مثال، مشخص نیست معیار اصلی باید درآمد باشد یا ثروت. همچنین باید تعیین شود که آیا اثر تورم در محاسبات لحاظ شده و این شاخصها تا چه اندازه میتوانند وضعیت کل اقتصاد را نمایندگی کنند.
شکاف ثروت آمریکا همچنان بسیار بزرگ است
دادههای «فدرال رزرو»، بانک مرکزی آمریکا، نشان میدهد فاصله ثروت میان گروههای مختلف جامعه همچنان قابل توجه است.
به گفته سام، یک درصد ثروتمند جامعه آمریکا حدود یکسوم کل ثروت کشور را در اختیار دارند. در مقابل، ۵۰ درصد پایین جامعه در مجموع کمتر از ۳ درصد ثروت آمریکا را مالک هستند.
این شکاف در چرخههای مختلف اقتصادی تغییر اساسی نکرده و به باور سام، تمرکز بیش از حد روی حرکت کوتاهمدت درآمد یا دستمزد میتواند تصویر بزرگتر نابرابری ثروت را پنهان کند.
او تاکید میکند نابرابری درآمد یا ثروت بهتنهایی بهترین شاخص برای سنجش سلامت اقتصاد نیست و باید مجموعه بزرگتری از اطلاعات، از اشتغال و مشارکت نیروی کار گرفته تا تورم و رشد درآمد، بررسی شود.
برای نمونه، تازهترین گزارشهای بازار کار آمریکا نرخ بیکاری ۴.۱ درصدی را نشان میدهند، اما همزمان درخواستهای دریافت بیمه بیکاری افزایش یافته، برخی شرکتها نیروی خود را کاهش دادهاند و صدها هزار نفر نیز از بازار کار خارج شدهاند.
همین تناقضها نشان میدهد خلاصه کردن وضعیت یک اقتصاد بزرگ در یک حرف ساده آسان نیست. استرین وضعیت کنونی را اقتصادی میداند که پس از تحریک شدید دوران کرونا، بهتدریج در حال آرام شدن و بازگشت به شرایط عادیتر است.
در نهایت، بحث K یا C بیش از آنکه پاسخ قطعی درباره وضعیت اقتصاد آمریکا بدهد، نشان میدهد برای درک واقعی اقتصاد باید به مجموعهای از شاخصها نگاه کرد؛ نه فقط یک نمودار یا یک حرف.
اقتصاد K شکل به شرایطی گفته میشود که وضعیت اقتصادی گروههای مختلف در مسیرهای متفاوت حرکت کند؛ برای مثال ثروتمندان ثروتمندتر شوند و اقشار کمدرآمد شرایط بدتری پیدا کنند.
اقتصاد C شکل اصطلاح جدیدتری است که برای توصیف شرایطی استفاده شده که وضعیت دستمزد یا درآمد گروههای پایین و متوسط نسبت به گذشته بهتر شده و فاصله آنها با گروههای پردرآمد کمتر میشود.
براساس دادههای مطرحشده، یک درصد ثروتمند جامعه آمریکا حدود یکسوم کل ثروت این کشور را در اختیار دارند.
زیرا این اصطلاحها وضعیت پیچیده اقتصاد را بیش از حد ساده میکنند و ممکن است دادههای متفاوتی مانند درآمد، ثروت، تورم و دستمزد را در یک تصویر واحد ترکیب کنند.
شرکت آمازون به نقض حقوق کارکنان باردار متهم شد
گوگل ۱۳ میلیارد یورو برای زیرساخت هوش مصنوعی در فنلاند سرمایهگذاری میکند
برای اینترنت خانگی چه سرعتی مناسب است و چطور سرعت واقعی را اندازه بگیریم؟
ویکتوریا بکام چگونه کسبوکار مد خود را سودده کرد؟















نظرات کاربران